آرمان شرق-جواد مرشدی:ترامپ که با دبدبه و کبکبه فراوان و هواخواهی تندروهای آمریکایی وارد صحنه سیاست شد، رفته رفته با تک تک آنها به مشکل خورده و در این کارزار دوستان خود را از دست داده، به تازگی هم یکی دیگر از یاران غار خود را که همواره هر دو در مقام تحسین هم بر می آمدند، از دست داد ،نیکی هیلی .نماینده آمریکا در سازمان ملل هم خود را به جرگه مستعفیان دولت ترامپ پیوند زد .نیکی هیلی که از تندرو های جمهوری خواه بود، شاید به لحاظ گرایش های شخصی با سیاست های طیف تندروی نئو محافظه کاران یا « باز ها» کنار نیامد و رفت.شاید هم سودای کاندیداتوری ریاست جمهوری ایالات متحده برای دور بعد را در سر می پروراند،موردی که البته در نامه اش به آن اشاره ای نکرده و شاید هم او بر اساس بچه بازی های ترامپ و تنها ماندنش در جلسه شورای امنیت تنبیه شده و عطای ماندن پیش از برکناری را به لقایش بخشید. حالا گویی ترامپ برای وزیر دفاع هم برنامه ای دارد و جیمس متیس هم باید کنار برود .اینکه چه کسانی جایگزین این دو شوند برای ما مهم است چرا که هیلی و متیس عقلانیت را پاشنه آشیل تندروی خود کرده بودند و مبادا سیاست مدارانی نا بخرد بر سرکار بیایند و موازنه را بر هم زنند . آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر قاسم محبعلی استاد روابط بین الملل به این موضوع پرداخته که در پی می آید .

استعفای نیکی هیلی که از  زمره سیاستمداران خاص اطراف ترامپ به شمار می آمد، از نمایندگی سازمان ملل با توجه به اهمیت این سمت و نزدیکی این دو، نشانه چیست؟

ایشان دلایل شخصی آورده اند و بعد از بیش از ده سال کار دولتی تصمیم گرفتند که به کار خصوصی برگردند اما این گفته ها مطرح است که آیا آنچه که ایشان در نامه شان نوشته اند واقعیت است و یا اینکه مسائل دیگری در حاشیه است .یکی از مسائلی که مطرح بوده اختلاف دیدگاه ایشان با وزیر خارجه و مشاور عالی شورای عالی امنیت ملی یعنی جان بولتون است که رویه کاری این دو تن با هم ادامه یافته و همپوشانی دارند اما از نظر شخصیتی هیلی حاضر به همکاری با آنها نبود .مورد دیگری که ایشان در نامه اش آن را رد کرده است اما در گمانه زنی ها مطرح است، این نکته قابل ذکر است که وی قصد دارد دوره بعدی و یا سال ۲۰۲۴ کاندیدای ریاست جمهوری شود .اینها مسائلی است که مطرح است ولی اینکه کدام درست است، هنوز مشخص نیست .

آقای ترامپ طی یک مصاحبه ۶۰ دقیقه ای با شبکه سی بی اس به نوعی زمزمه برکناری ژنرال متیس را هم مطرح کرده ،هیلی و متیس اگر چه تندرو بودند اما عقلانیت نیز داشتند . این اتفاقات نشانه چیست؟

آقای وزیر دفاع از کسانی است که به دلیل حرفه ای بودن خیلی با آقای ترامپ و جان بولتون که حزب گروه بازها را دارد خیلی نزدیک نیست و از مدت ها پیش این بحث بود.متیس نسبت به گروه بازها و افراطی ها میانه رو تر بود و این نشان می دهد که سیاست خارجی آمریکا به سمت رادیکالیسم و افراطی شدن بیشتر حرکت می کند .آن چیزی که در زمان دولت بوش در سال ۲۰۰۰ اتفاق افتاد  سر منشاء خیلی اتفاقات جدیدی بود ، اشغال افغانستان و بعد حمله به عراق . به نظر می رسد اگر این اتفاقات رخ بدهد، دولت آقای ترامپ در همان مسیر و  به سمت رادیکالیسم پیش رود.

همانطور که شما هم تقریبا اشاره داشتید همواره هر کسی که از مسند قدرت خارج شده جای او آدم تند رو و جنجالی تری را آقای ترامپ انتخاب کرده.آمدن آدمهای تند رو و رفتن به سمت رادیکالیسم برای ایران چه تبعاتی می تواند داشته باشد؟

در آمریکا سه رویکرد در قبال ایران وجود دارد ،یکی رویکردی که دموکرات ها و شخص آقای اوباما داشت که رویکردی مشابه اتحادیه اروپا بود و می خواست مسائل ایران را از طریق دیپلماسی و گام به گام حل و فصل کند.رویکرد دیگر رویکردی است که جمهوری خواهان شبیه آقای ترامپ دارند ،حل و فصل همه جانبه ازطریق فشارهمه جانبه و تحریم هاست و از اوباما انتقاد می کنند که نباید این موضوع هسته ای را با ایران حل می کرد بلکه باید مسائل موشکی و سیاست خاور میانه ای ایران و مسائل دو جانبه را هم روی این می آورد و همزمان حل می کرد.قصد اقای ترامپ هم این است،یعنی اینکه یا تمام موضوعات حل می شود و یا هیچ موضوعی حل نمی شود و به همین دلیل هم از برجام خارج شد.نگاه دیگری هم وجود دارد که شبیه رویکرد بوش در مورد عراق است و آن این است که از طریق مذاکره با ایران به نتیجه ای نمی رسیم.دیپلماسی مشکل ما را با ایران حل نمی کند،باید از ابزار های دیگر استفاده کرد که خوب تحریم های بسیار سخت و کشنده در این میان مطرح است و یا  در صورت لزوم استفاده از قدرت نظامی.این تندرو ها مثل جان بولتون و پومپئو بیشتر به این سنت گرایش دارند و اگر اتفاق بیافتد که ایران به صورت رادیکالی حرکت کند، می تواند تهدید های جدی تری برای ایران ایجاد کند.

رفته رفته به ۱۳ ابان نزدیک می شویم و بناست که آمریکا خرید نفت ایران را به صفر برساند,از طرف دیگر وزیر دفاع آمریکا همین چند روز پیش ۸۰ درصد هواپیمای جنگی خود را به حالت آماده باش رزمی درآورد که غیر از زمان جنگ بی سابقه است .این نشان دهنده یک ماجراجویی است ,نظرتان در این مورد چیست؟

نه الزاما، ممکن است بطور سنتی دیپلماسی بخواهیم و نخواهیم توپ دار باشد ولی ابزار نظامی را آماده کنیم و بعد با استفاده از تهدید نظامی از راه حل دیپلماسی استفاده شود.یعنی فشار حداکثری و فشار همه جانبه و حل و فصل همه جانبه، ممکن است این باشد اما خوب اولا خاورمیانه بحران های متعددی دارد و این بحران ها به هم پیوسته است.بازیگران متعددی هستند که از تشنج بین رابطه ایران و آمریکا استفاده می کنند،اسراییلی ها،عربستان و حتی تندرو هایی مثل داعش که اینها بسیار علاقه مند هستند که در گیری هایی رخ دهد و شاید بعضی از دولت های معروف دیگر هم مشتاق چنین قضیه ای باشند.این موضوع ممکن است نه تنها بین ایران و آمریکا که اینچنین حادثه ای با نقش آفرینی یک بازیگر ثالث، وقتی اوضاع حاد شود، همه چیز را به هم بریزد.بنابراین ممکن است هدف دقیقا این نباشد که آمریکا بخواهد وارد یک ماجراجویی و یا تقابل نظامی و یا تجاوز نظامی علیه ما شود اما ممکن است حوادثی در خلیج فارس،افغانستان و منطقه رخ دهد که بازیگرانی باشند که یا در داخل ما افراطی هایی باشند و یا در منطقه که خواسته باشند؛ ماجراجویی کنند و یک کار غیر عاقلانه صورت دهند و در نتیجه کنترل از دست دولت ایران و دولت آمریکا خارج شود و یک وضعیت غیر عادی پیش بیاید.باید نگران آن بود.من فکر می کنم آمریکایی ها در حال حاضر در کشور های نزدیک وارد درگیری نظامی نشوند واما همانطور که اشاره کردم اگر رویکرد دوم ترامپ شکست بخورد خطر این وجود دارد که رویکرد جان بولتون و وزیر خارجه و ایرانیانی که در امریکا هستند و علاقه مند به بر اندازی هستند، در دستور کارشان قرار گیرد.