در باره “انتقام”
آرمان شرق-گروه سیاست:هر راهبردی که بر پایه عقلانیت، هدفمندی، آیندهنگری و تدبیر شکل گیرد، ظرفیت بیشتری برای تأمین منافع ملی و ایجاد بازدارندگی خواهد داشت.
در باره “انتقام”

راشد جعفرپور کلوری
پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، موجی از اندوه، خشم و احساسات ملی، بخش گستردهای از مردمی را که عشقی وافر به رهبر خود دارند، به سردادن شعار «انتقام، انتقام» واداشت. از نگاه آنان، عاملان این جنایت، از جمله دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، باید پاسخگوی اعمال خود باشند.
این شعار، برخاسته از داغی بزرگ و مطالبهای برای عدالت در برابر جنایتی است که احساسات میلیونها انسان را جریحهدار کرده است. طبیعی است که هر جامعهای در برابر چنین رخدادهایی، خواهان پاسخگویی عاملان و آمران آن باشد.
بیتردید، هنگامی که عالیترین چهره سیاسی یک کشور هدف حملات موشکی دشمن قرار میگیرد، افکار عمومی انتظار دارد که حاکمیت با اقتدار، تدبیر و قاطعیت از امنیت ملی و کرامت کشور دفاع کند. این مطالبه، تنها به شهادت رهبر محدود نمیشود؛ بلکه خون فرماندهان دلیر، دانشمندان هستهای، مردم بیگناه، کودکان مظلوم مدرسه شجره طیبه و همه قربانیان این حوادث، در کنار خسارتهای گسترده انسانی، اقتصادی و زیرساختی، سالها تحریم، فشار، رنج، عقبماندگی، آوارگی و ویرانی تحمیلشده بر ملت، احساس عدالتخواهی را در جامعه دوچندان کرده است.
اما پرسش اساسی این است که این پاسخ چگونه باید صورت گیرد تا هم بازدارنده باشد و هم ضمن حفظ اقتدار ملی، از تحمیل هزینههای غیرضروری بر کشور جلوگیری کند؟ چگونه میتوان این مطالبه عمومی را به سیاستی خردمندانه، مؤثر و در راستای تأمین منافع و امنیت ملی تبدیل کرد؟ آیا تکرار مداوم شعارهای احساسی، نهتنها دشمن را غافلگیر نمیکند، بلکه او را به تکاپوی بیشتر برای تقویت سپرهای حفاظتی و امنیتیاش وادار نمیسازد؟ آیا هرچه احساسات بیشتر در عرصه عمومی بروز یابد، دست سیاستگذاران برای انتخاب بهترین راهبرد بازتر خواهد بود، یا آنکه موفقیت در مدیریت بحران، بیش از هر چیز به تدبیر، صبر، حفظ محرمانگی و حفظ ابتکار عمل وابسته است؟
تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که در بحرانهای بزرگ، تفاوت میان یک تصمیم موفق و یک تصمیم پرهزینه، در میزان محاسبهگری و آیندهنگری نهفته است. در چنین شرایطی، احساسات عمومی سرمایهای ارزشمند برای حفظ انسجام ملی است، اما تصمیمهای کلان باید بر پایه شناخت دقیق ظرفیتها، پیامدها، موازنه قدرت و منافع بلندمدت کشور اتخاذ شوند. احساسات ارزشمندند، اما راهبردها باید بر پایه عقل، تدبیر و آیندهنگری شکل گیرند.
در همین زمینه، سخن حکیمانه امام علی(ع) راهگشاست که میفرمایند: «المؤمنُ کَیِّسٌ فَطِنٌ»؛ یعنی «مؤمن، انسانی زیرک، هوشیار و دوراندیش است.» این حدیث، نهفقط یک توصیه اخلاقی، بلکه اصلی برای حکمرانی و مدیریت است. زیرکی و دوراندیشی اقتضا میکند که تصمیمها نه از سر هیجان، بلکه بر اساس سنجش دقیق شرایط، امکانات، فرصتها و پیامدهای احتمالی اتخاذ شوند. اگر قرار باشد از حادثهای تلخ، درسی ماندگار گرفته شود، آن درس چیزی جز پیوند احساس و عقل، عاطفه و تدبیر، و اقتدار و آیندهنگری نخواهد بود.
از این منظر، تفاوت میان «شعار» و «راهبرد» تعیینکننده میشود. شعار، بیانگر احساسات و همبستگی عمومی است؛ اما راهبرد، محصول محاسبه، برنامهریزی و آیندهنگری است. اگر واکنشها صرفاً احساسی باشند، ممکن است تنها التیامی موقت ایجاد کنند؛ اما هر راهبردی که بر پایه عقلانیت، هدفمندی، آیندهنگری و تدبیر شکل گیرد، ظرفیت بیشتری برای تأمین منافع ملی و ایجاد بازدارندگی خواهد داشت.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.










ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰