آرمان شرق-شایان مظاهری:بعد از قائله اهواز مقامات مختلف لشکری و کشوری ضمن محکوم کردن این حادثه تروریستی از پیگیری و اشد مجازات برای مسببان آن گفتند,صرف نظر از تصمیماتی که  در حوزه امنیتی ،انتظامی و اطلاعاتی  باید برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی اتخاذ گردد در حوزه فرهنگ چه کنیم که شاهد تکرار اینگونه رفتار ها نباشیم.آیا صرفا برخورد های قهری به تنهایی عاملی بازدارنده هستند و می توان با اتکا به آنها از جذب افراد در سازمان های تروریستی جلوگیری کرد و مانع عضو گیری آنها شد.مرزهای گسترده ای داریم و شاید وقتی در جایی دیگر نظیر سیستان و یا کردستان نیز کوردلان مترصد چنین فرصتی باشند.از سوی دیگر از آنجا که کشور ما رنگین کمان اقوام و مذاهب است ،برای اینکه مرزنشینان ما در دام سازمان های اینچنینی گرفتار نشوند چه باید کرد،این سوالی بود که آرمان شرق از اسماعیل گرامی مقدم کارشناس مسائل سیاسی پرسید.

بعد از واقعه اهواز مقامات مختلف واکنش نشان دادند و آن را محکوم کردند ،برای اینکه چنین حوادثی تکرار نگردد غیراز پیشگیری نیروهای امنیتی و انتظامی و اطلاعاتی باید چه اقداماتی انجام گیرد که جلوی چرخه این خشونت گرفته شود و چنین اتفاقاتی رخ ندهد؟

حادثه اهواز یک بار دیگر تمامی جریانات سیاسی ،گروه ها و احزاب را با همه نقادی ها پشت یک صف قرار داد و همگی آن را محکوم کردند، شاید از ارزشمندترین اقداماتی بود که در این حداقل یکی دو سال اخیر به این شکل ما سراغ نداشتیم.ولی خوب متاسفانه چه اتفاقی افتاد  که این همدلی وهم گرایی رخ داد،به دلیل اتفاق ناخوشایند و عزاردار شدن خانواده های ایرانی در اهواز و هزینه سنگینی که از جهت امنیتی بر کشور وارد شد.پرسش اساسی جامعه شاید همین باشد که چه اتفاقی باید بیافتد که این خشونت ها رخ ندهد ،یا به عبارت دیگر بعد از این چه اقداماتی باید کرد .به نظر می رسد که اگر در مقابل خشونت خشونت بکار گرفته شود این انتها ندارد و بیشترین آسیب را امنیت کشور و مردم خواهند دید و به نظر من اقتصاد کشور و مسائل دیگر اجتماعی هم تابعی از این متغیر های امنیتی خواهند دید که در نهایت راه به جایی نمی برد و خشونت پی خشونت.به نظر می رسد دستگاه های امنیتی و سیاسی ما ضمن مطالعه ریشه ها وعقبه این حادثه بایستی در مقابل آن با تعقل برخورد کنند و کسانی که به دنبال به وجود آوردن حادثه بودند قطعا هدف اصلی شان ایجاد ناامنی و نشان دادن خشونت در ایران بوده است .پس اگر دستگاه های امنیتی و حاکمیتی بر این باور هستند که در خارج از کشور برنامه ریزی رخ داده که شکی هم در آن نیست نباید در زمین دشمنان و یا کسانی که طراح این حوادث بودند و دست شان به خون مردم آغشته است بازی کرد ،بلکه می بایستی که جهت اعتماد سازی فضاهای دیگری را در جامعه باز کرد تا همدلی و وحدت و انسجام مردم افزایش پیدا کند و در ادامه آن مسائل امنیتی یا چالشی که امروز در مرزهای کشور رقم می خورد  به حداقل خودش برسد ،یعنی به بی ثمر بودن و بیهوده بودن ،این تنها راهی است که به نظر می رسد وجود دارد که از ادامه خشونت ها جلوگیری شود.

به برخورد های قهری که اشاره داشتید به طور طبیعی اتفاق خواهد افتاد ولی نکته اینجاست که یک بستر هایی ایجاد می شود که یک سری افراد جذب اینها می شوند ،برای اینکه جلوی این عضوگیری ها گرفته شود باید چه کرد،چرا که الان تنها مسئله اهواز نیست و کردستان و سیستان را هم می توان به آن اضافه کرد.

برای جلوگیری از عضو گیری با سرنیزه نمی توان اینکار را کرد و حداقل در این ۴۰ سال این موضوع خود را نشان داده است.آن چیزی که جلوی عضو گیری را می گیرد مدیریت کشور است که در ادامه آن توسعه سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی کشور است . آن کسی که می خواهد برود و عضو گروه های مسلح شود؛ باید از انگیزه تهی کنیم ،برای خالی کردن انگیزه آنها بایستی توقعات و انتظارات آنها را بر آورده کرد. به هر حال وقتی که یک نوزادی در سیستان بلوچستان ،اهواز و یا در کردستان به دنیا می آید با هر قوم و زبانی که باشد آن چیزی که او و خانواده و افراد پیرامون او را رنج می دهد فقر است و فاصله و شکاف طبقاتی .شکاف طبقاتی بین او و نوزادی که در تهران در شمال شهر به دنیا می اید با این تفاوت آشکار زندگی ها به هرحال بی اختیار آن نوزادی که فردا جوان می شود را به سمت و سوی ناهنجاری هدایت می کند اما اگر کشور در جهت توسعه قدم بردارد ،یعنی به هر حال به جای اینکه ما منابع کشور را در یک جای دیگری هزینه کنیم به جای اینکه در جای دیگر ما قیم برخی ها باشیم و اینها هزینه بر است و این درآمد های نفتی در کشور هزینه شود قاعدتا توسعه در کشور اتفاق می افتد ،نرخ بیکاری و تورم کاهش پیدا می کند و ده ها اتفاق دیگر ،یعنی اگر از ۲۰ سال قبل کشور های دیگری مثل کره جنوبی و مالزی در جهت توسعه یافتگی حرکت کردند ،در طرف دیگر توسعه یافتگی یعنی عکس منحنی آن می شود کاهش فقر و شکاف طبقاتی.ما اگر در این جهت حرکت کنیم اینها دقیقا زیر ساخت های زدودن خشونت در یک کشور هستند .

ایران رنگین کمان اقوام و مذاهب مختلف است ،غیر از مسائل اطلاعاتی و نظامی ما باید چه تعاملی با اقوام و مرزنشینان داشته باشیم که آنها خود سپر مبارزه باشند؟

جامعه ایران رنگین کمانی از قومیت هاست و این یک امتیاز و یک فرصت است ،در صورتی یک فرصت است که ما توسعه متوازن را در برنامه های میان مدت و دراز مدت خودمان پیگیری کنیم اما اگر توسعه متوازن به توسعه متمرکز در پایتخت و یا چند شهر بزرگ بیانجامد قاعدتا ما دیگر نمی توانیم بگوییم که این رنگین کمان بودن جامعه ایران یک فرصت است ،نه حتما یک تهدید می شود .الان اگر ما داریم این موضوع را پیش روی کشور داریم به دلیل این است که ما نتوانسته ایم قومیت های مختلف را به صورت متوازن در توسعه مشارکت دهیم .از استادیوم های ورزشی گرفته تا احداث کارخانه ها و تجهیزات و زیر ساخت ها، توسعه در کل کشور تقریبا نا متوازن است .این نامتوازن بودن معنا و مفهمومش ان است که میلیون ها انسان در زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند و عده ای هم بالای خط فقر زندگی می کنند که آن دهک دهم شان درصد کوچکی از مردم ایران هستند اما با فاصله ها و گسل های بسیار بزرگ و حجیم.قاعدتا این را جامعه نخواهد پذیرفت، اگر هم به مسائل خشونت و یا به هم زدن قومیت ها نیانجامد و از هم گسیختگی رادر میان قومیت ها افزایش ندهد اما این نارضایتی همیشه زیر پوست جامعه خواهد بود .بنابراین من فکر می کنم ما هر اقدامی را بایستی در چارچوب توسعه یافتگی کشور پیگیری کنیم،نتایج آن قطعا حوزه اجتماعی ،امنیتی و سیاسی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.