کوروش چگونه ایران را «اولین امپراتوری جهان» کرد؟

کوروش چگونه ایران را «اولین امپراتوری جهان» کرد؟

آرمان شرق-گروه جامعه: فتوحات چشمگیر کوروش او را وادار به ایجاد دولتی مناسب یک امپراتوری کرد. کوروش شبکه‌ای از مدیریت دولتی و جمع‌آوری مالیات ایجاد کرد و در عین حال بهترین ژنرال‌های نظامی را از میان ماد‌ها به خدمت گرفت.

کاهش ۲۵ درصدی ازدواج طی ۷ سال در ایران

کاهش ۲۵ درصدی ازدواج طی ۷ سال در ایران

آرمان شرق-گروه جامعه: بررسی داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که آمار ازدواج در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال ۱۳۹۵ بیش از ۲۵ درصد کاهش و آمار طلاق نیز بیش از ۱۲ درصد افزایش داشت.

خطر کمبود‌های دارویی

خطر کمبود‌های دارویی

آرمان شرق-گروه جامعه: رئیس هیئت مدیره سندیکا صاحبان صنایع داروسازی، درباره چالش‌های اقتصاد دارو در سال ۱۴۰۳ به «انتخاب» گفت:ما در حوزه دارو  بزرگترین چالش اقتصادی‌مان چالش نقدینگی است. طلب شرکت‌های دارویی از مراکز دولتی به شدت بالا رفته است و بودجه‌هایی که برای طرح دارویار در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ درنظر گرفته شده نیاز به ترمیم دارد و اصلاً کافی نیست.

جنون بیگانه هراسی

جنون بیگانه هراسی

آرمان شرق-گروه جامعه: کار جنون خوجه به آنجا کشید که دستور داد هر خانواده‌ای برای خودش یک سنگر بتونی چهارنفره بسازد. مجموعا حدود یک میلیون سنگر بتونی با هزینه‌ گزاف در سراسر خاک کشور ساخته شد، آن هم در کشوری که کل جمعیتش چهار تا پنج میلیون نفر بیشتر نبود. آلبانی عملا دور خودش دیواری کشیده بود و هیچ ارتباطی با جهان خارج نداشت.

نوروز؛فرصتی برای تغییر و بهبود

نوروز؛فرصتی برای تغییر و بهبود

آرمان شرق-گروه جامعه:پ نوروز ، محمل دیدار است. تازه کردن دیدارها ، پایان دوری ها ، فراموش کردن کدورت ها ، شستن زنگار دل و خانه تکانی روح و جان برای بخشیدن ، گذشتن و به یار و یاران پیوستن و به خوبی ها دلبستن. پس نوروز ، هنگامه فرخنده ای است که باید آمدنش را پاس داشت و به پاس آن ، شنید، نو دید ، نو شد و چشم ها را شست تا جور دیگری دید، آن هم زمانی که با رمضان ماه بخشش، ماه خدا متقارن شده است.

حق اندیشیدن؛ دستاوردی دموکراتیک

حق اندیشیدن؛ دستاوردی دموکراتیک

آرمان شرق-گروه جامعه: تمایز میان امر باستان و شهر باستانی و امر مدرن و شهرش، را شاید بتوان مهم‌ترین و کلید اصلی اندیشه‌ای دانست که در کتاب کنونی به خوانندگان عرضه شده است. وقتی نویسنده در تقارن با «حق به شهر» که مطالبه‌ای مدنی در برابر انحصار ِ قدرت سیاسی بر فضا/ زمان ِ مادی است، «حق به اندیشیدن» را باز هم در همان تقارن ولی این بار در برابر انحصار ِ قدرت سیاسی بر فضا/زمان ِ ذهنی مطرح می‌کند. و البته نباید از نظر دور داشت که طرح این اندیشه، خود، در فرایند کُنش ذهنی انجام می‌گیرد و نه در ارائه طرح‌واره‌ای برای نظریه‌ای در ستایش«حق به اندیشیدن» بر الگوی لوفبوری «حق به شهر».