• امروز : یکشنبه - ۹ بهمن - ۱۴۰۱
  • برابر با : Sunday - 29 January - 2023
0

ایران قربانی بحران شورای همکاری خلیج فارس شد؟

  • کد خبر : 69724
  • 07 خرداد 1400 - 19:14
ایران قربانی بحران شورای همکاری خلیج فارس شد؟

ارمان شرق- از آنجایی که عربستان سعودی همواره از ایران چهره یک تهدید را به تصویر کشیده و در این رویکرد با آمریکای تحت دولت ترامپ و اسرائیل اشتراک داشته است، از جمهوری اسلامی به سادگی به عنوان «بز قربانی» در بحران داخلی شورای همکاری خلیج فارس استفاده شد. استفاده ابزاری از تهدید ایران از سال ۱۹۸۱ نوعی سیاست گذاری مفید به شمار می رفته و از زمان امضای برجام و بعدتر عدم موافقت و خروج دولت ترامپ از توافق، ریشه چندین سیاست گذاری با هدف مهار نفوذ منطقه ای ایران از جمله طرح ناتوی خاورمیانه، اجلاس ورشو، زدن برچسب گروه تروریستی خارجی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و غیره بوده است.

از آنجایی که عربستان سعودی همواره از ایران چهره یک تهدید را به تصویر کشیده و در این رویکرد با آمریکای تحت دولت ترامپ و اسرائیل اشتراک داشته است، از جمهوری اسلامی به سادگی به عنوان «بز قربانی» در بحران داخلی شورای همکاری خلیج فارس استفاده شد. استفاده ابزاری از تهدید ایران از سال ۱۹۸۱ نوعی سیاست گذاری مفید به شمار می رفته و از زمان امضای برجام و بعدتر عدم موافقت و خروج دولت ترامپ از توافق، ریشه چندین سیاست گذاری با هدف مهار نفوذ منطقه ای ایران از جمله طرح ناتوی خاورمیانه، اجلاس ورشو، زدن برچسب گروه تروریستی خارجی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و غیره بوده است.

دیپلماسی ایرانی: بحران شورای همکاری خلیج فارس که از اواخر ماه مه ۲۰۱۷ آغاز شد، در نهایت پس از تلاش ها برای میانجی گری بین قطر و همسایگان عرب آن به پایان رسید. اما رویدادهای پیرامون آخرین جام فوتبال آسیا در ژانویه تا فوریه ۲۰۱۹ در امارات متحده عربی نشان دادند که اختلافات مداوم بین دولت های شورای همکاری خلیج فارس به عمق جامعه نفوذ کرده است. انعکاس اخبار مربوط به وقایع و نحوه رفتار مردم در جریان دیدارهای قطر-عربستان سعودی و قطر-امارات و همچنین فینال جام حذفی بین قطر و ژاپن نشان دادند که بهبود اختلاف بیشتر طول خواهد کشید و حتی ممکن است روابط در برخی سطوح هرگز بهبود نیابد.

نتیجه گیری

از آنجایی که عربستان سعودی همواره از ایران چهره یک تهدید را به تصویر کشیده و در این رویکرد با آمریکای تحت دولت ترامپ و اسرائیل اشتراک داشته است، از جمهوری اسلامی به سادگی به عنوان «بز قربانی» در بحران داخلی شورای همکاری خلیج فارس استفاده شد. استفاده ابزاری از تهدید ایران از سال ۱۹۸۱ نوعی سیاست گذاری مفید به شمار می رفته و از زمان امضای برجام و بعدتر عدم موافقت و خروج دولت ترامپ از توافق، ریشه چندین سیاست گذاری با هدف مهار نفوذ منطقه ای ایران از جمله طرح ناتوی خاورمیانه، اجلاس ورشو، زدن برچسب گروه تروریستی خارجی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و غیره بوده است.

با این حال، بحران خلیج فارس بین قطر و عربستان را می توان یک اثر جانبی بهار عربی تفسیر و به عنوان یک نتیجه رویکردهای مختلف کشورهای شورای همکاری در مقابله با عواقب شورش ها در کشورهای خود و همسایه، و شناسایی متناقض درک تهدید برای بقای خود در نتیجه گسترش ناآرامی های مردمی، توصیف کرد. از دیدگاه عربستان سعودی، ایران به دلیل نقش منفی و تقابلی در سناریوهای منطقه ای مانند یمن، سوریه و بحرین، به وضوح یکی از اصلی ترین تهدیدها تشخیص داده می شود و سعودی ها و اماراتی ها اساسا به روابط ایران و قطر به عنوان بخشی از همین مشکل می نگریستند. دیدگاهی که به رغم پایان محاصره قطر، همچنان ادانه دارد.

دستاوردهای ایران در بحران خلیج فارس از نظر تقویت روابط دو جانبه و همچنین مبادلات تجاری با قطر قابل مشاهده بوده است. با این حال، این دستاوردها احتمالا کوتاه مدت هستند چرا که پویایی تاثیرگذار بر روابط بین الملل در خلیج فارس باعث می شود ایران به عنوان یک کشور عادی با آرمان های قدرت منطقه ای شناخته و پذیرفته نشود و بدون چنین پذیرشی، هرگونه توافقنامه بلند مدت که می تواند شامل سرمایه گذاری های خارجی، مشارکت های تجاری یا مشارکت های استراتژیک بین قطر و ایران باشد، بسیار بعید است. قطر هنوز چنین سناریویی را مطرح نکرده، اما احتمال فدا شدن رابطه آن با ایران برای آشتی با عربستان و ثبات و اتحاد درون شورای همکاری خلیج فارس چندان دور از ذهن نیست. در چنین شرایطی، برای دوحه بهتر بوده که از طریق خودداری از امضای تعهدات طولانی مدت با تهران، بازگشت خود به چارچوب شورای همکاری خلیج فارس را مشکل نکند.

از طرف دیگر، بازیگران منطقه ای مانند عربستان سعودی یا اسرائیل با آرزوهای مشابه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای در یک بازی «مجموع، صفر»، قدرت خود را با کشوری که به عنوان تهدید اصلی امنیت خود تلقی می کنند، تقسیم نخواهند کرد. به علاوه، تغییر جهت گیری واشنگتن در دولت دونالد ترامپ سبب شد که فشارها به جای دستیابی به یک توافقنامه منطقه ای یا نوعی گفتمان که بتواند نگرانی ها و منافع همه بازیگران را برآورده کند، روی مهار ایران متمرکز شود و سیاست های بایدن هنوز به طور مشخص تغییری در این روند ایجاد نکرده است.

به طور خلاصه، از زمان آغاز بحران در شورای همکاری خلیج فارس، ایران در جنگ سرد با عربستان سعودی به عنوان یک برنده موقت ظاهر شده است. اگرچه کشورهای محاصره کننده اینطور محاسبه می کردند که محاصره قطر را به قطع روابط دیپلماتیک با ایران وادار خواهد کرد، اما رویکرد آنها نتیجه عکس داد و سبب شد ایران روابط خود با قطر و ترکیه را بهبود بخشد و بر سر موضوعات مختلف دوجانبه و چندجانبه با هر دو کشور به توافقنامه های طولانی مدت دست بیابد.

با این وجود، بسیاری از کشورها بر سر تصدیق ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای با یکدیگر اتفاق نظر ندارند و قطر هم یکی از آنهاست. در حالی که ماموریت عربستان سعودی مهار سلطه ایران در خلیج فارس و سراسر منطقه بود (و است)، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، هم سیاست «اعمال فشار حداکثری» را علیه ایران اعمال کرد، از توافق هسته ای خارج شد و تحریم ها را دوباره به کار گرفت تا فشارهای منطقه ای و بین المللی را بر ایران افزایش دهد. بنابراین، با ادامه بحران در شورای همکاری خلیج فارس، احساسات ضد ایرانی در سراسر منطقه نیز ادامه یافت و ادعای رهبری منطقه ای و مشروعیت ایران در خلیج فارس و منطقه را تضعیف کرد.

منبع: بنیاد مطالعات مترقی اروپایی / تحریریه دیپلماسی ایرانی

لینک کوتاه : https://armanshargh.ir/?p=69724

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.