تاریخ انتشار : دوشنبه 14 اردیبهشت 1405 - 20:09
کد خبر : 186737

فهم دینامیک قدرت در نظم نوین جهانی

فهم دینامیک قدرت در نظم نوین جهانی

آرمان شرق-گروه بین الملل:دینامیک قدرت از کالا و محصولات و مالکیت صنایع فیزیکی، از چند ملیتی ها و صنایع سنگین به  سمت و سوی توانمندی اداره و حاکمیت گونه های نوین مالکیت مثل مالکیت فکری نرم افزارها، سازمان افزارها و تجهیزاتی سوق خواهد یافت. این مالکیت تحت مدیریت غول های فناوری و پلتفرم های جهانی توان ساخت و مدیریت و ارتقای کلیه صنایع و زمامداری و بنگاهداری را در دست خواهند داشت.

فهم دینامیک قدرت در نظم نوین جهانی

پیروز غفرانی

بسیاری از مقامات جهانی از جمله گوترش دبیرکل سازمان ملل، پرفسور شواب، رئیس مجمع، بیل گیتس، موسس مایکروسافت و جمعی دیگر از جمله حامیان این ابتکار بودند. این پیشنهاد اما به سرعت با اتهام رویکرد کمونیستی به اقتصاد و تخریب کننده اقتصاد جهانی مواجه شد. پیشنهاددهندگان متهم شدند که عضوی از یک توطئه بزرگ برای اقتصاد جهانی بوده‌اند و خود ایجاد کننده پاندمی کرونا هستند. گفته شد که منع حضور در اجتماعات و تلاش برای کاهش جمعیت جهانی و درآمدزایی از آنلاین شدن خدمات جزو اهداف این توطئه بوده است. اما چه این اتهامات راست باشد چه دروغ چه این تحول در نظام سرمایه داری جهانی به سرعت فراگیر شود یا با تاخیر، هویدا شدن و نمود بیرونی این گفتمان و جریان جهانی، نشان از وجود ریشه‌های عمیق اختلاف بین سرمایه‌داران سنتی جهانی با نحله جدیدی از نظام سرمایه‌داری تلقی می‌شود. این مقاله تلاشی است برای درک دینامیک قدرت در دنیای آینده‌ای که تحولات و کشمکش قدرت در نظام سرمایه‌داری می‌تواند خالق آن باشد.

توسعه علم داده‌ها و فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی مرتبط با آن را می‌توان مهمترین عامل تسریع شتاب تغییرات محیطی تلقی کرد. این علوم و فناوری های مرتبط  از ابتدای پیدایش منحنی تولید، انباش، پردازش، انتشار و تحلیل داده‌ها را از مدل‌های سنتی خطی به مدل‌های نمایی غیرخطی و تصاعدی تغییر داد و سرعت تولید و توسعه دانش را در کلیه زمینه‌های زندگی بشری، به شکلی بی‌نظیر درآورد. این امر به نوبه خود تغییرات گسترده‌ای را در اقتصاد و معیشت، قالب‌های فرهنگی و اجتماعی، مدیریت و زمامداری، تعاملات و ارتباطات فردی، بین فردی و اجتماعی و از همه مهمتر دینامیک قدرت در عرصه بین‌المللی به وجود آورده است. در دنیای جدید توان اعمال نظر، تغییر شرایط و عرض اندام در ید مجموعه‌هایی قرار دارد که بر حوزه اطلاعات مسلط هستند. یعنی توان جمع‌آوری، پالایش، پردازش، انباشت و انتشار بهینه آنها با شکلی هدفمند و در کوتاه‌ترین زمان ممکن را دارند.

نکته ظریف اینجاست که این عامل یعنی فناوری‌های نوین عرصه ارتباطی و اطلاعاتی، وجه تمایز اصلی پیشتازان نسبت به دنباله‌روها شده است و وابستگی کلیه مدل های سنتی کسب و کار و صنایع مختلف به فناوری‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و از جمله هوش مصنوعی، باعث شده تا حتی غول‌های صنعتی جهانی و شرکت‌های بزرگ چند ملیتی نیز به‌شدت دنباله‌روی کارخانجات، توجه و پلتفرم‌های نوظهور حوزه داده‌ها و توانمندی‌های مرتبط با مدیریت داده‌ها شوند. ناگفته پیداست که در این رقابت بین صنایع سنگین و سنتی با غول‌های فناوری داده‌ها، برنده تازه‌واردان هستند . تازه‌واردانی که مغز و هسته مرکزی تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در مورد صنایع و کسب‌وکارهای سنتی را در کنترل خود دارند. لذا می‌توان انتظار داشت که جنگی بزرگ در پشت پرده نظام سرمایه‌داری جهانی در حال وقوع است، منافعی که از دیرباز شکل گرفته و در تمام جهان سازوکارهای خود را گسترش داده بودند با منافع جدیدی که به‌سرعت در حال دگرگون ساختن پایه‌های قدرت، خاصه قدرت اقتصادی هستند.

در حوزه فرهنگی و اجتماعی، با ظهور شبکه‌ها و پلتفرم‌های متعدد اجتماعی، رسانه‌های سنتی و صنایع ظریفه مرتبط با تعاملات فرهنگی و اجتماعی، جای خود را به ابزارهای نوین دادند و تاثیر قبلی‌شان حداقل در نسل‌های جدید روز به روز در حال کاهش است. پلتفرم‌های اجتماعی متعلق به غول‌های فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی، به عنوان کارخانجات جلب توجه، در رقابتی بزرگ در تلاش بوده‌اند که در چارچوب اقتصاد توجه، با ارائه تسهیلات متعدد، به‌کارگیری تکنیک‌های جلب نظر مخاطبان و تولید محتواهای جذاب و ترغیب کننده، تعداد هرچه بیشتری از مخاطبان را به پلتفرم خود جلب کنند و بستر جدید تبلیغات و مهندسی اجتماعی و شکل‌دهی افکار عمومی شوند. پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی خود بستر مفهومی جدید به نام استعمار شناختی شده‌اند. شکل‌دهی افکار عمومی در قالبی که مالکان پلتفرم‌ها یا سفارش‌دهندگان مناسب می‌دانند.

در حوزه‌های مدیریت و زمامداری نیز ظهور این کارخانه‌های جلب توجه و اقتصاد های زیرمجموعه اقتصاد توجه مثل اقتصاد سلبریتی ها، مفهوم اعتیاد به دنیای دیجیتال و کاهش فرصت مخاطبان به ورود به ریزه کاری های تحلیل، تغییرات شگرفی را به وجود آورده که در کلیه عرصه های زندگی بشری خود را نشان داده است و به نوعی ثابت کرده که دیگر دوران مدیریت و زمامداری های سنتی به سر آمده و زمامداران باید برای مدیریت مناسب کشورها و جوامع خود، از فناوری‌های نوین زمامداری و ارتباطی و پلتفرم های نوین استفاده کنند. زمامداران هم اکنون با نسل های جدیدی از جوانان سروکار دارند که از همه چیز به اندازه چند سطر یا صفحه اطلاع دارند و بشدت کارآمدی و ناکارآمدی را با دیگر نقاط جهان مقایسه می کنند. انتظارات این نسل ها ، در مقایسه با نسل های پیشین بشدت گسترش یافته و گوش آنها به رسانه های ملی و برساخته های حاکمیتی بدهکار نیست.

ناگفته پیداست که این فناوری ها، روابط بین الملل و نحوه تعامل بین کشورها و حاکمیت ها را نیز دستخوش تغییر کرده است. با شکل گیری پلتفرم های اجتماعی، نظام استعمار سنتی و استعمار نو را به استعمار شناختی تغییر داده اند و تلاش رقبا و قدرت های جهانی به جلب توجه افکار عمومی و تمرکز بیشتر بر مهندسی اذهان معطوف شده است. در مدل جدید قدرت های سنتی به دنبال همراه سازی مخاطبان خود در جوامع هدف، از طرق مختلف و کاربرد تکنیک های جلب توجه و تغییر نظام ادراکی ملت های کشورهای رقیب و مخالف هستند. آنچه می‌توان در مورد مدل های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و روابط داخلی و خارجی گفت این است که تغییرات سریع محیطی و محاطی در عرصه بین المللی، رویکردهای سنتی به این موضوعات را غیرقابل تداوم نموده و تلاش برای بازگرداندن نظام سنتی جهانی مثل تلاش برای بازگرداندن دایناسورها بعد از انقراض آنهاست.

طبیعی است که نظام سرمایه داری سنتی در میانه این کارزار خاموش ننشسته است. تلاش بزرگان مدل سنتی به این معطوف شده تا با کاهش سرعت این تغییرات جهانی ، بتواند فرصتی یابد تا مدل کسب و کار و اعمال قدرت و نفوذ خود را در قالب های جدید شکل دهد و از سویی دیگر از آخرین فرصت های ممکن در حاکمیت مدل سنتی ، درآمد لازم را برای تغییر خود کسب نماید . لذا  به نظر می رسد کارتل های بزرگ نفتی، تسلیحاتی و دارویی  با راه اندازی جنگ های منطقه ای و جهانی بدنبال کسب فرصت برای درآمدزایی از ادامه روند گذشته و یافتن حوزه های جدید درآمدی بوده اند. نظام سرمایه داری سنتی جدا از تخریب چهره غول های جدید و تلاش برای محدود سازی حوزه اختیارات آنها ، سعی داشته اند تا حکومت های همراه با خود را بروی کار آورند و حداقل از سرعت تغییرات بکاهند. بانکداری های سنتی تلاشی گسترده را برای کنترل و مهار رمز ارزها و زنجیره های بلوکی و تحت نظارت درآوردن آن در قالب نظام سنتی خود دنبال کرده اند، حکومت ها تلاش های گسترده ای را برای مهار شبکه ها و پلتفرم های اجتماعی و اقتصادی آغاز کرده اند و تلاش دارند تا به نوعی که برایشان قابل فهم باشد ، مدل های نوین مهندسی اجتماعی را با شکل های قبلی قابل درک خود قالب‌بندی کنند.

اما ناظر بی طرف می تواند از دینامیک این درگیری ها متوجه شود که نظام های سنتی زمامداری و سرمایه داری و مدیریت کسب و کار در آینده جهانی، چاره ای جز پذیرش سلطه غول های فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی را ندارند. شاید اگر تمام ذی نفعان یک همکاری جهانی را برای مهار این غول های نوظهور راه می انداختند، می توانستند سرعت حاکمیت بلامنازع آنها را کاهش دهند، اما به علت فقدان این همکاری و وجود شکاف عمیق بین منافع و اهداف بازیگران مختلف، آینده ای که این سلطه بلامنازع را به چالش بکشد، متصور نیست .

در دینامیک جدید این غول های فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی هستند که نظم نوین جهانی را و مسیر آینده صنایع و کسب و کارهای دنیا را، مدل ذهنی و نوع نگرش انسان ها به پدیده ها را و میزان کارآمدی نظام ها و زمامداری ها را مشخص می کنند. هوش مصنوعی را به عنوان کمک فکری و تصمیم گیری به صنایع مختلف و مدیریت تصمیم گیری بنگاه های اقتصادی ، نهادهای حکومتی و زمامداران می فروشند و هر گاه خواستند با یک ارتقای ساده درآمدهای کلان کسب می کنند و همه را تابع تغییرات خود می نمایند. در این دینامیک حاکمیت و قدرت در دستان الگوریتم های موجود در پلتفرم هاست. دنیای آینده دنیای حاکمیت الگوریتم های تدوین شده توسط این غول ها خواهد بود. برای مثال وقتی کسی تاکسی بخواهد باید مطابق پروتکل و الگوریتم های تدوین شده در اوبر یا اسنپ فعالیت کند و قوانین تاکسیرانی و دولتی در این بستر بلااثر تلقی می شوند.

در مدل جدید گرچه کشورهای صاحب منابع کانی یا فسیلی مثل عربستان و امارات و قطر و … با خرید نرم افزارها و تجهیزات غول های فناوری، صاحبان هوش مصنوعی در صنایع مختلف و تحت حاکمیت خود می شوند، اما همواره به تغذیه از ناحیه صاحبان این فناوری ها وابسته هستند و در حقیقت این غول های فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و پلتفرم ها هستند که مانند زالو به مکیدن خون همه مشتریان خود در کشورها و صنایع و بنگاه های اقتصادی وابسته، قادر خواهند بود. در مدل در شرف تکوین، صاحبان نفت و گاز و مواد، باید در ازای کالای طبیعی و مادی خود ، محصولات داده ای و دانشی دریافت دارند. محصولاتی که کالای کمیاب تلقی نشده و با مصرف آن تمام نمی شوند. طبیعی است که در این مدل تعداد صاحبان واقعی مالکیت فکری و کسانی که می توانند خود مبادرت به طراحی و بهبود سیستم های ذیربط باشند معدود بوده و تقریبا تمامی مشتریان، مصرف کننده این فناوری ها در قالبی کلان و حتی ملی خواهند بود.

در حالیکه در مدل های سنتی اقتصادی دولت ها وظیفه توزیع و بازتوزیع منابع کمیاب و نظارت بر این فرآیند را برعهده داشتند، در مدل اقتصادهای شبکه ای و پلتفرمی ، فراوانی تعداد اعضای شبکه اصل است و پلتفرمی غنی تر و قدرتمندتر است که اعضای بیشتری از اقشار مختلف جامعه را در خود جای داده است. در این مدل پلتفرم ها می توانند محل پیوند بین توانمندی های اعضای شبکه با نیازهای دیگر اعضا باشند. بدیهی است که چنین بستری بی نهایت مدل پیوند را برای ظرفیت‌سازی‌های جدید خلق می کند. نکته اینجاست که در این مدل فراوانی اعضای شبکه اصل است و حاکمیت این پیوندها در قالب جدید در دست دولت ها نخواهد بود. 

لذا دینامیک قدرت از کالا و محصولات و مالکیت صنایع فیزیکی، از چند ملیتی ها و صنایع سنگین به  سمت و سوی توانمندی اداره و حاکمیت گونه های نوین مالکیت مثل مالکیت فکری نرم افزارها، سازمان افزارها و تجهیزاتی سوق خواهد یافت. این مالکیت تحت مدیریت غول های فناوری و پلتفرم های جهانی توان ساخت و مدیریت و ارتقای کلیه صنایع و زمامداری و بنگاهداری را در دست خواهند داشت. توان خلق کسب و کارهای جدید در مدل اقتصادهای نوین پلتفرمی، ویژگی متمایزی به مدل های اقتصادی و حاکمیتی داده که بدون فهم دینامیک دنیای جدید، مدیریت جوامع و ارتباطات را غیرممکن ساخته است.

ناگفته پیداست که نظام جدید سرمایه داری شکل گرفته و در حال تثبیت جایگاه خود و بازتنظیم مدل های کسب و کار، نحوه اداره بنگاه های اقتصادی و مدل زمامداری و تصمیم گیری و نهایتا تغییر هنجارهای اجتماعی و مدیریتی جوامع و شکل دهی افکار عمومی است. در این قالب بسیاری از کشورهای در حال توسعه به زیرمجموعه هایی وابسته به نظام نوین سرمایه داری تبدیل خواهند شد که برای ادامه کار خود به روزرسانی نرم افزارها و برنامه های داده محور غول های فناوری نیازمند خواهند بود. در دنیای آینده کشورهایی توان ادامه حیات خواهند داشت که بتوانند به عنوان موجودی مستقل، خود امکان تولید، تحلیل و مدیریت فناوری های جدید را در قالبی درونزا ایجاد کنند.

شاید درک این دینامیک بتواند به ما در طراحی برنامه های آتی حاکمیت کمک کند. /دیپلماسی ایرانی

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.