تشییع «ابَر انسان»؛ سه ساحت تمدنی رهبر شهید

محمدرضا اسدزاده
اهل فلسفه میگویند: «ابَر انسان»، انسانی که به راستی از ترس و هراس های خیالی درون، رها شده و به آزادی راستین رسیده و چنان از ساحت های گوناگونی برخوردار است که در زمان خود شناخته نمی شود….
سی سال پیش، در کتابم به نام «من این نسل» که گفت وگوی نسل اول برآمده از انقلاب بود با نسل انقلاب کرده ها، در روایت تشییع امام خمینی، خطاب به راهروانش نوشتم:
« دستانت غمبارترین، تابوتِ تاریخ تابوتکشی را به دوش کشیدند و شانههایت، شکستن را به زانوهایت، هدیه دادند.جمهوری آسمانی، عصر تازهای را آغاز کرد… حاکمان شهر آسمان، به انتخاب جانشینی برای پیشوای تو مشغول شدند. یافتن عین آن پیشوا که ناممکن بود. شاید یافتن یک «شاهد» یا یکی «شبیه او» یا اصلاً «شانههایی مطمئن» که بتواند سنگینی شهر شوریدگان را در چنین شبهایی، به دوش بکشد نیز کافی بود… بارش اشکت را با آستین دستت، پاک کردی و دل به حضور یک «مجاهدِ شاهد» بستی تا «جمهوری آسمانی»، تداوم یابد. دورهی جدیدی آغاز شده بود. آغازی که سخت مینمود…..»
آن روز گرچه درک عمیقی از شخصیت آیت الله سیدعلی خامنه ای نداشتم، اما از جانشینی او در مقام رهبری، با عنوان «حضور یک مجاهدِ شاهد» در آن کتاب نام بردم.
امروز اما به غفلت فراگیر همان نگاه و همان قلم نیز بیشتر اقرار میکنم. اقرار می کنم که در همین سالیان گذشته، چه قضاوت های غلطی داشتم و چه بیراهه ها که پیش رفتم و چه ناروایت ها علیه شخصیت «رهبر» که شنیدم و سکوت کردم و گاهی حتی همراهی… سنگینی آن همه نفهمی ام درباره این شخصیت تاریخ ساز ایران، امروز بیشتر آزارم می دهند.
سه ساحت تمدنی آیت الله خامنه ای
حتی آنان که شخصیت آیت الله «سیدعلی خامنه ای» را در سطح یک حاکم سیاسی و مطابق قانون اساسی به عنوان «شخص اول کشور» تعریف کردند نیز، ما را در غفلتی فراتر گرفتار می کنند. همین سطحیگرایی سیاسی نیز فرصت فراگیر شدن غبار «معاصرت» را بیشتر می کند. غفلتی که شناخت ما را از «ساحت های تمدنی و تاریخی» شخصیت رهبری تاریخ ساز دور نگه می دارد.
«آقای شهید ایران، سیدعلی خامنه ای» را باید در استمرار سه ساحت تاریخی و تمدنی، از تبار شخصیت های اثرگذار جهان شناخت. هم او که به قول جناب مولوی، در زمره «اَبَر انسان»های زمانه است که در تعریف فلسفی اش چنین آمده: « انسانی که به راستی از ترس و هراس های خیالی درون، رها شده و به آزادی راستین رسیده و چنان از ساحت های گوناگون برخوردار است که در زمان خود شناخته نمی شود.»
این است که سیطره شخصیت او را باید در سه ساحت شناسایی کرد:
ساحت اول: در استمرار فقهای دینی: او در ساحت نخستینش، ادامه سلاله و سلسله فقها و دانشمندان بزرگ اسلامی و ایرانی است؛ از شیخ صدوق و شیخ مفید تا شیخ طوسی بگیرید تا علامه حلی و حرعاملی و شیخ بهایی تا میرزای شیرازی و آیت الله مدرس و امام خمینی.
ساحت دوم: در استمرار مصلحان دینی و اجتماعی: ساحت دوم شخصیت او را باید در ادامه سلسله مصلحان دینی جهان اسلام شناسایی کرد. از شهاب الدین سهروردی تا سید جمالالدین اسدآبادی. از اقبال لاهوری تا سید قطب. از محمدتقی شریعتی تا مرتضی مطهری، از میرزای نائینی تا امام خمینی.
ساحت سوم: در استمرار مبارزان با استعمار: شخصیت آیت الله خامنه ای بی تردید در این ساحت بیش از تمام سلسله مبارزان با استعمار نقش آفرینی کرده است. با نشانه ها و دلائل روشن و عملی در عرصه ساختارسازی و نهادسازی در حکمرانی و بدون هیچگونه مبالغه ای، می توان او را همراه با مرادش امام خمینی، سرآمد همه مبارزان تاریخ با استعمار در غرب و شرق جهان شناخت. از امیرکبیر تا مدرس، از سیدشرف الدین عاملی تا محمدحسین کاشف الغطا، از ستارخان تا رئیسعلی دلواری، از نلسون ماندلا تا سیمون بولیوار، از میرازی شیرازی تا امام خمینی…










ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰