
مرحوم طالقانی از جمله شخصیتهایی بودند که از ابتدای جوانیشان برای افرادی که او را میشناختند الگو بودند. آزادیخواهی، وطندوستی و درک روشن از بنیانهای اسلامی او را بهعنوان یک شخصیت ممتاز مطرح میکرد که در مقاطع مختلف در این کشور و در تلاطمهای بسیار میتوانست تصمیمهای دقیقی اتخاذ کند. ما در کشورمان شخصیتهای برجسته و بزرگی داریم که هرکدام توانستهاند منشأ اثر باشند که یکی از آنها مرحوم مدرس است. شهید مدرس بهعنوان یک روحانی روشنبین در آگاهیبخشی و دفاع از کیان اسلام سرآمد بود که بر شخصیتهای برجستهای همچون امام خمینی و آیتالله طالقانی تأثیر عمیقی گذاشت.
وقتی به الگوی مرحوم طالقانی هم نگاه میکنیم، درمییابیم که عنصر روشنگری در چنین الگویی موج میزند؛ پس دور از ذهن نیست که آیتالله طالقانی هم در بزنگاههای مختلف سمت مردم و اسلام بایستد. آیتالله طالقانی در جریان ملیشدن صنعت نفت و مبارزه با استعمار انگلیس و دفاع از حقانیت ایران در کنار شخصیتهای بزرگی همچون مرحوم مصدق ایستاد.
در آن زمان با توجه به رخدادهایی که پیش آمد، جریانی با خاستگاه ملی و ضداستبدادی ایجاد شد و راهبران آن جریان سعی کردند که آیتالله طالقانی را بهعنوان یک سرمایه معنوی جذب نهضت ملیشدن صنعت نفت کنند و البته آیتالله طالقانی هم با توجه به درکی که از وقایع روز داشت، در کنار آن جریان قرار گرفت. بعد از کودتای ۲۸مرداد سال ۳۲ و لزوم تداوم مبارزات ضداستبدادی عناصر بیپناه به شخصیتهای بزرگ و مورد اعتماد جامعه پناه میبردند؛ یکی از آن شخصیتهای برجسته آیتالله طالقانی بود که جریانهای مختلف با گرایشهای فکری گوناگون اعم از ملیگراها، ملیمذهبیها و سوسیالیستها میکوشیدند در پناه مرحوم طالقانی قرار بگیرند؛ نمونه بارز آن مرحوم جلال آلاحمد بود که گرایش تندش در دورانی به حزب توده حتی باعث شد از سوی خانواده مذهبیاش طرد شود اما آیتالله طالقانی جلال را پناه داد و او را طرد نکرد و از نظر فکری او را در آغوش خود قرار داد تا احساس بیپناهی نکند.
آیتالله طالقانی میکوشید به ابهامات جلال پاسخ دهد و همین نوع برخورد مرحوم طالقانی بود که باعث رقمخوردن سرنوشت متفاوت جلال و بازگشت او و امثال او به سمت اسلام شد. شیوه آیتالله طالقانی بههیچوجه دفعی نبود و همیشه سعی میکرد با امیددادن و رواداری نیروهای مختلف را جذب کند و بیتردید تحول درونی جلال نتیجه همین روحیه مرحوم طالقانی بود. روشنبینی و مدارای آیتالله طالقانی طیف وسیعی از روشنفکران دوره نهضت ملیشدن صنعت نفت را جذب اسلام کرد. از سوی دیگر، او دارای شجاعت بسیار بود و عناصری را که تحت تعقیب و حتی محکوم به اعدام بودند، پناه میداد؛ برای مثال آیتالله طالقانی نوابصفوی را که بعد از کودتای ۲۸مرداد تحت تعقیب شدید نیروهای حکومت قرار داشت، در منزل خود پناه داد.
بعد از انقلاب هم کسانی که در گذشته مرتکب خطایی شده بودند به مرحوم طالقانی پناه میبردند و حتی معروف است که استوار ساقی، زندانبان آیتالله طالقانی در زندان قزلقلعه، بعد از انقلاب نزد آیتالله طالقانی رفت و پناهنده خانه او شد. مرحوم طالقانی در برخورد با نزدیکانش هم همینطور بود؛ به یاد دارم اولین باری که یکی از عناصر سابق مجاهدین که تغییر گرایش داده بود و مارکسیست شده بود همراه با مجتبی طالقانی برای من جزوهای آوردند تا ما هم از روش فکری آنها مطلع شویم، آیتالله طالقانی مجتبی را طرد نکرد و به او فرصت داد، به شبهات ذهنیاش پاسخ داد و او را متحول کرد.
منش آقای طالقانی چنین بود و در ابتدای تشکیل سازمان مجاهدین هم به آن جوانانی که با اندیشه اسلامی گروهی برای مبارزه با استبداد تشکیل داده بود، امید داشت اما متأسفانه نیروهای مجاهدین قدر چنین اعتمادی را ندانستند و به انحراف رفتند.
آیتالله طالقانی در جبهه ملی دوم و بعدتر در تشکیل نهضت آزادی هم نقش مؤثری داشت.
آیتالله طالقانی هیچگاه عضو تشکیلاتی جبهه ملی نبود، بلکه پناه آنها بود. وقتی مشاهده میکرد نیروهایی با تفکر ملی علیه استعمار و استبداد فعالیت میکنند، از آنها حمایت میکرد اما ماجرای نهضت آزادی برای او تفاوت داشت. او هنگامی که مشاهده کرد طیف مذهبیِ ملیها به شرط دین به صحنه آمدهاند و میخواهند به شرط دین فعالیت ملی داشته باشند، درخواست آنها را پذیرفت و در تأسیس نهضت آزادی نقش داشت و عضو این مجموعه شد.
نقش آیتالله طالقانی در انقلاب اسلامی و نگاه امام نسبت به ایشان
نقش آیتالله طالقانی در جریان انقلاب اسلامی انکارنشدنی است. امام از شخصیتهایی مانند آیتالله طالقانی، شهید بهشتی، شهید مطهری و شخصیتهای دیگری که شورای انقلاب را تشکیل دادند، بهعنوان پشتوانههای انقلاب یاد میکردند. امام برای پیشبرد وجه دینی، تبلیغی و ترویجی انقلاب، مسئولیت مهم اقامه نماز جمعه را به آیتالله طالقانی سپردند؛ زیرا حقیقتا آن مرحوم صلاحیت چنین رسالت بزرگی را داشت.
سیدمحمود دعایی می گوید: «امام تا جایی آیتالله طالقانی را قبول داشتند که وقتی فوت کرد، او را ابوذر زمان خطاب کردند که تعبیر بسیار بجا و زیبایی بود؛ زیرا مرحوم طالقانی هم زبان اسلام بود و هم دوران طولانی برای مبارزه با استبداد تحت شکنجههای سخت روحی و جسمی قرار داشت. در وصف نوع نگاه امام نسبت به مبانی علمی آیتالله طالقانی خاطرهای دارم که گفتنش خالی از لطف نیست؛ وقتی امام در نجف بودند مرحوم طالقانی در نامهای از عناصر اولیه مجاهدین با عنوان «اصحاب کهف» یاد کرده بود؛ زیرا بههرحال نیروهای اولیه این سازمان در دوران ستمی که بر کشور حاکم بود، میخواستند علیه رژیم وقت فعالیت کنند و به همین دلیل به صورت زیرزمینی علیه استبداد اقداماتی انجام میدادند و گویی مانند اصحاب کهف به غارخانههای تیمی پناه برده بودند. آیتالله طالقانی در آن شرایط لازم میدید که از آنها حمایت شود؛ ازاینرو این تعبیر را به کار برده بود. امام هم به دلیل این تأیید، درخواست اعضای مجاهدین برای دیدار را پذیرفتند اما در خلال صحبتهایشان دریافتند که آنها گرایشات فکری متفاوتی دارند و دچار انحراف شدهاند؛ مثلا به آنها گفته بودند که شما نسبت به معاد اعتقاد راسخی ندارید و معاد را سیر تکاملی این دنیا تعبیر میکنید. آنها در پاسخ گفته بودند که ما عمدتا از کتابهای «راه طیشده» آقای بازرگان و کتب آیتالله طالقانی استفاده میکنیم. امام علاقهمند شدند که بر کتابهای این دو شخصیت تورقی کنند.
من رفتم از کتابخانه مدرسه آقای بروجردی در نجف کتاب راه طیشده اثر مهندس بازرگان را به امانت گرفتم و خدمت امام آوردم. امام آن کتاب را خواندند و گفتند که من آقای بازرگان را میشناسم، او به مبانی معتقد است و برای نزدیککردن ذهن افرادی که هیچ اعتقادی ندارند، یکسری مبانی علمی را شاهد آورده است و اینان درباره نظرات بازرگان اشتباه فکر میکنند. کتاب «پرتوی از قرآن» اثر آیتالله طالقانی را هم مطالعه کردند و به من گفتند که مصطفی (فرزند ارشد امام) مشغول نوشتن تفسیری بر قرآن است، این کتاب را برایش ببرید تا آن را بخواند تا با شیوه تحقیق و پژوهش بیشتر آشنا شود و گفتند اگر قرار بود بر کتابی تقریظ بنویسم و آن را تأیید کنم، آن کتاب همین کتاب پرتوی از قرآن آقای طالقانی است.
حقیقتا کتاب پرتوی از قرآن یک تحقیق نو و جامع است که مرحوم طالقانی در شرایطی که در زندان بود آن را نوشت. من به مخاطبان روزنامه شما هم توصیه میکنم که این کتاب را بخوانند؛ زیرا فواید بسیار زیادی دارد؛ همچنین اگر میخواهند بیشتر با وجه علمی مرحوم طالقانی آشنا شوند، به آقای دکتر محمدمهدی جعفری مراجعه کنند که یکی از شاگردان برجسته آن مرحوم است.»
اندیشه های سیاسی آیت الله طالقانی
مرحوم آیتالله طالقانی از عمق وجود به حق مردم در حکومت باور داشت؛ زیرا شناخت روشنی از قرآن و سیره پیامبر و ائمه داشت و بحق تا آخرین لحظه عمرش از مطالبه حق مردم غافل نشد و در این عرصه کوتاهی نکرد.
دغدغه عدالتخواهی هم یکی دیگر از ویژگیهای آن مرحوم است.
عدالتخواهی او جدا از مبانی اسلام نبود. همین نگاه در امام هم وجود داشت که نباید به حقوق مردم تجاوز شود و باید بر اساس قرآن و فقه با مردم به عدالت رفتار کرد. مرحوم طالقانی بنا داشت که خیریههایی برای رفع نیاز نیازمندان تأسیس شود تا رسیدگی به وضعیت معاش فقرا سازمانیافته شود و در ابعاد کلان شاهد رفع تبعیضها باشیم که عمرشان کفاف نداد و بعد هم شرایطی مانند ایجاد یک جنگ ناخواسته و تنشها و مناقشات گروههایی مانند منافقین مانع تحقق این مهم شد.
آیتالله طالقانی در میان نیروهای سیاسی نوعی مرجعیت فکری و سیاسی هم داشت و طبیعی بود؛ زیرا سابقه روشن خدمات او بر کسی پوشیده نبود و از سویی درک روشنی از اسلام داشت.
پدر به روایت فرزند/ خاطره وحیده طالقانی از مبدع راهپیمایی های انقلاب تا اقامه اولین نماز جمعه توسط آیت الله طالقانی
وحیده طالقانی، دختر دوم آیت الله طالقانی که پدر را «آقا» صدا می زند از خاطرات زمان انقلاب می گوید و نقشی که آیت الله طالقانی در این خصوص داشتند.
وحیده طالقانی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا می گوید: خانه پدری ام یک پنجره داشت که آقا از این پنجره برای مردم سخنرانی می کردند. مردم از مکان های مختلف می آمدند از روستاهای اطراف می آمدند تا صحبت های پدرم را بشنوند. بعد هم که آقا به زندان رفتند ما فکر می کردیم وقتی از زندان آزاد شوند مشکلات ایشان کمتر می شود اما وقتی از همان ساعات اولیه آزاد شدند تازه بسیاری از کارها بر دوش ایشان قرار گرفت. خانه پدری ام به مرکز انقلاب تبدیل شده بود و در دسترس بیشتر مردم. حتی آنقدر کارها و اموری که مربوط به مردم انقلابی از جمله کارگرانی که اعتصاب می کردند و زنانی که همسرانشان در زندان بود اختصاص پیدا کرد که جا برای ما نبود و ما مجبور شدیم به خانه دیگری نقل مکان کنیم. در واقع خانه مان مرکز کمک های مردمی شده بود.

یکی از اطاق ها را اختصاص داده بودند برای مصاحبه با خبرنگاران، یادم می آید که تقریبا هر روز با یکی از رسانه ها مصاحبه می کردند. یکی از اطاق ها هم به محلی برای نشر فرمایشات امام خمینی اختصاص پیدا کرده بود. زمانی که امام(ره) نوفل شاتو بودند دستورات با واسطه به پدر می رسید و ایشان هم منتشر می کردند. یکی از اطاق ها هم اختصاص به مهمانان خارجی داشت که از کشورهای مختلف با ایشان ملاقات می کردند.
وی افزود: آیت الله طالقانی در واقع مبدع راهپیمایی های میلیونی علیه رژیم شاه بود. ایشان در مقطعی احساس کردند که مردم باید در خیابان ها حضور پیدا کنند چرا که رژیم همه امکانات خود را برای سرکوب مردم و انقلابی ها به کار برده بود بنابرین مقطع حساسی بود که نیاز به حضور مردم احساس می شد. امام خمینی هم به همین ترتیب انقلاب را به پیش بردند. یادم می آید که ایشان جمله معروفی داشتند و معتقد بودند که هر چه در مقابل این انقلاب بایستد هلاک می شود. هدف ما حکومت اسلامی بود که انجام شود و لاغیر.

طالقانی در ادامه می گوید: بسیاری بودند که مشتاق آقا بودند. ندیدم کسی از ایشان انتقاد کند یا تهمتی بزند. هر چند برای برخی چهره های انقلاب مانند آیت الله بهشتی بعد از شهادت شان انتقاداتی وارد کردند اما برای آیت الله طالقانی کمتر کسی بود که ایشان مورد انتقاد و اهانت قرار دهد.
دختر آیت الله طالقانی در خصوص چگونگی انتخاب ایشان به عنوان اولین سخنران نماز جمعه بعد از انقلاب گفت: پدر به احمد خمینی پیغام دادند که نماز جمعه را بهتر است به پا کنیم. نماز سیاسی و اعتقادی که بعد از انقلاب می طلبید اقامه شود. بعد از آن امام(ره) گفته بودند که پس به خود ایشان که آن زمان به اسم کوچک«آسید محمود » پدر را مورد خطاب قرار می دادند بگویید اولین نماز جمعه را اقامه کنند. آقا هم به امام خمینی گفتند که من اگر همینطوری نماز اقامه کنم ممکن است نماز مردم را خراب کنم به خاطر همین اگر صلاح می دانید به من حکم کنید، در آن صورت من انجام می دهم. امام هم کتبی دستور می دهند و ایشان هم اگر چه فرصت کمی تا اقامه نماز جمعه داشتند اما نماز را برقرار کردند. آیت الله طالقانی در طول عمر پربرکت شان توانستند تنها ۵ بار اقامه نماز جمعه داشته باشند و پس از اقامه آخرین نماز جمعه دو روز بعد از آن فوت کردند.

وی در خاتمه گفت: آیت الله طالقانی یکی از بازوهای انقلاب است و به نظرم کسانی که خودآگاه یا ناخودآگاه به انقلاب خدشه وارد کنند در واقع روح ایشان را آزرده خواهند کرد./ شفقنا











ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰