تاریخ انتشار : یکشنبه 28 مرداد 1397 - 18:22
کد خبر : 35702

دولت خوب می‌داند منشاء افزایش قیمت‌ها کجاست/سیاست مبارزه با محتکران مندرس و بدرد نخور است/سیاست‌های کنترلی دولت فساد و رانت را افزایش می‌دهد/سه شرط بازار آزاد برای کنترل قیمت در اقتصاد ایران هیچ موقع تحقق پیدا نمی‌کند/ورود دولت بازار را مختل می‌کند/

دولت خوب می‌داند منشاء افزایش قیمت‌ها کجاست/سیاست مبارزه با محتکران مندرس و بدرد نخور است/سیاست‌های کنترلی دولت فساد و رانت را افزایش می‌دهد/سه شرط بازار آزاد برای کنترل قیمت در اقتصاد ایران هیچ موقع تحقق پیدا نمی‌کند/ورود دولت بازار را مختل می‌کند/

آرمان شرق-جواد مرشدی:چند هفنه ای است که سازمان تعزیرات فعالیت پررنگی از خود به نمایش گذاشته و هر روز اخباری از کشف کالاهای احتکار شده می شنویم,کالاهایی که با دلار های دولتی وارد شدند و قرار بود در یک روال معمول و متداول وارد بازار شوند اما به جای بازار سر از انبار درآوردند.سرنوشت محتکران

آرمان شرق-جواد مرشدی:چند هفنه ای است که سازمان تعزیرات فعالیت پررنگی از خود به نمایش گذاشته و هر روز اخباری از کشف کالاهای احتکار شده می شنویم,کالاهایی که با دلار های دولتی وارد شدند و قرار بود در یک روال معمول و متداول وارد بازار شوند اما به جای بازار سر از انبار درآوردند.سرنوشت محتکران بک بحث و تاثیر عرضه این کالاها بر قیمت ها بحثی مهم تر،ظاهرا بار روانی این بگیر و ببند ها بیشتر از آنچه که مردم در قیمت ها حس می کنند؛ است ،موضوعی که باعث شده برخی مصرف کنندگان  با امید به کاهش قیمت ها در خرید مایحتاج ماهانه تعلل کنند ,غافل از اینکه شاید اتفاقی هم در قیمت ها نیافتد.فراموش نکنیم در اقتصاد های پویا عرضه و تقاضاست که قیمت ها را تعیین می کند و سازمان هایی از دار ودسته تعزیرات وجود خارجی ندارند.اینکه آیا ما هم می توانیم ساز و کار قیمت ها را به بازار بسپاریم تاهمان عرضه و تقاضا تعیین کننده باشند و دولت هم صرفا نظارت داشته و دخالتی در قیمت ها نکند، سوالی بود که آرمان شرق از دکتر صابر شیبانی استاد دانشگاه شهید بهشتی پرسید که در پی می آید.

با توجه به شرایط فعلی اقتصاد می توانیم به همان ساز و‌کار بازار و عرضه و تقاضا برای تعیین قیمت ها اکتفا کنیم و دولت هم دخالتی در قیمت ها نداشته باشد و فقط نظارت کند؟

اقتصاد باید در وضعیت پایدار باشد و کار کرد نرمالی داشته باشد که ما بگوییم نیرو های بازار به طور مستقل می توانند؛ اقتصاد را در وضعیت تعادل نگه دارند،این وضعیت در اقتصاد ایران امکان‌پذیر نیست، چون نیروهایی بازار عملا تحت تصمیمات دولت به شدت دچار تردید می شوند، بنابر این چه بخواهیم و چه نخواهیم چون دولت فعال مایشاء است، مثلا در حوزه ارز تامین کننده منابع ارزی ما دولت است،با تغییرات ارزی طبیعتا ما که ۶۰ درصد واردات مان در بخش تولید کالاهای واسطه ای هستند، طبیعتا نرخ ارز در بخش تولید تعیین کننده است، علاوه بر آن دولت خود یک مصرف کننده بسیار بزرگ است و خودش تعیین می کند که تا چه اندازه در بابت تقاضا می تواند بازار را متاثر کند.تقاضای دولت هم متناسب است با میزان بودجه ای که سالانه دولت تعیین می کند و هزینه ای که دارد در بخش جاری و عمرانی خود انجام می دهد.به این ترتیب می بینیم که کنش گران بازار صرفا مصرف کننده هایی جز خانوار ها و بنگاه ها نیستند که اینها در چارچوب نرم های اقتصادی بیایند و تعداد قابل توجهی از عرضه کنندگان و تعداد قابل توجهی از مصرف کنندگان بدون اینکه با هم در ارتباط باشند اطلاعات را به صورت سیستماتیک به هم منطبق بکنند، این اتفاق نمی افتد.یعنی آن سه شرط اصلی که در بازار آزاد وجود دارد و عرضه و تقاضا هم در آن سه شرط است در اقتصاد ایران هیچ موقع نمی تواند تحقق پیدا کند.بنابراین صرف اینکه تعادل بازار را ما مبتنی بر نیروهایی بازار توقع داشته باشیم، اتفاق بیافتد و اقتصاد به تعادل برسد این اتفاق نخواهد افتاد.

در این صورت همان بحث کنترل و نظارت مطرح است، خوب این کنترل و نظارت باید چگونه باشد تا مانع سوءاستفاده محتکران و رانت خواران باشد؟

صرفا بحث کنترل و نظارت نیست،مهم خود دولت است.ببینیم آیا دولت خودش چه نقشی در اقتصاد بازی می کند ،ورودش به اقتصاد و بازار اگر برای کنترل و نظارت و تعیین قیمت ها بصورت تصنعی باشد و  بخواهد به بازار ورود پیدا کند، طبیعتا این را هیچ اقتصاد دانی توصیه نمی کند.یکی از بهترین راهکار های ورود دولت به بازار این است که دولت خودش تا جایی که می تواند بطور مستقیم ورود پیدا نکند در حوزه ای که کنش گران اقتصادی به صورت مستقل می توانند کار کنند.مثلا در خصوصی سازی که انجام گرفت اینکه بخش خصوصی بتواند توانمند شود این انتظاراتی که در دنیا از این بخش وجود دارد در ایران تحقق پیدا نکرد،می توان گفت دولت عملا مدیریت خودش را بر بنگاه ها حفظ کرد حالا مالکیت آنها جابجا شد از دولت رفت به سری نهاد های عمومی غیر دولتی ولی عملا اتفاق خاصی که بتواند جزو رسته شناخته شده خصوصی سازی در جهان که اقتصاد را پویا و کاراتر می کند نیفتاد. به نظر من ورود دولت به بازار نه تنها نمی تواند به ایجاد پایداری و تعادل در اقتصاد کمک کند، یک مقدار هم بازار را مختل می کند، اثرات آن را می توان بعد از یک دوره کوتاه از ورود موثرش به بازار در سنوات گذشته مشاهده کنیم.ورودی که از طریق کنترل قیمت ها،نظارت و بحث تعزیرات حکومتی بود و اینها عملا فساد را دامن می زند، پای رانت های جدید را به اقتصاد باز می کند و از این طریق می بینیم که در دورانی که دولت خواسته با این سیاست ها بازار را کنترل کند اتفاقی که افتاده این است که فساد و رانت گسترش پیدا کرده،پس این راهکار قطعا موثر نیست.بهترین حضوری که دولت می تواند داشته باشد این است که مراقب باشد سیاست‌هایش منجر به ایجاد رانت نشود،مثلا در حوزه یارانه ها مطالعاتی که انجام شد نشان داد که تنها یارانه ها نتوانسته شکاف طبقاتی را کاهش دهد که ماموریت اصلی آن بود،بر عکس ضریب جینی را افزایش داد،قطعا قیمت کالا ها و خدمات دولتی افزایش یافت و یارانه ها نتوانست جبران کافی را برای گروه های کم در آمد بکند و این شکاف و فاصله بین دهک های درآمدی پایین افرایش پیدا کرد و این بر خلاف اهدافی بود که برای آن بسته سیاستی پیش بینی شده بود.

بتازگی از دستگیری محتکران و رانت خواران سخن گفته می شود و فارغ از بار روانی آن، این سوال پیش می آید که پس چرا قیمت ها کاهش پیدا نمی کند و کسی نیست به این موضوع رسیدگی کند.مثلا در قیمت سیگار یک افزایش قیمت وحشتناک داشته و داریم، با کشف این انبار ها و توزیع کالا ها به بازار چرا این قیمت ها پایین نمی آیند؟

واقعیت اصلی این است که دولت به خوبی خودش می داند که منشا افزایش قیمت ها چیست، منتهی این بحثی که در مبارزه با محتکرین و اینها مطرح می شود یک سری سیاست های بسیار بسیار قدیمی و به درد نخور و مندرسی است که الان دیگر فکر نکنم در هیچ جای جهان دولتی بیاید و بگوید من دارم سیاست مبارزه با مشترکین را دنبال می کنم.این بحث ها مال ۴ یا ۵ دهه گذشته است و در اقتصاد امروز جهان هیچ جایی نداری.دولت به خوبی می داند منشا اصلی این قاچاق ها کجاست، سیگار از کجا وارد می شود،به چه صورت توزیع می شود و عامل اصلی وارد کننده چه کسانی هستند و به چه دلایلی این افزایش رخ داده.یکی هم توجه داشته باشیم که در این اقتصاد، شما فرض کنید، می توانید قیمت ها را کنترل کنید، ولی از آن طرف سایر مولفه های اقتصاد بویژه اقتصاد کلان را رها کنیم و نتوانیم به رشد کافی دست پیدا کنیم و نتوانیم اقتصاد را کار آمد نگه داریم و تولید نتواند رونق پیدا کند،اینها هیچ کدام شکل نگیرند، ولی انتظار داشته باشیم قیمت ها ثابت باشند.به نظر من این وضعیت یکی به نعل و یکی به میخ زدن هست و هیچ نتایجی نخواهد داشت.ما باید بدانیم در دنیای امروز اقتصاد زمانی می تواند پویا باشد که سایر سیاست ها در حوزه های کلان از جمله در حوزه سیاست گذاری، دیپلماسی و روابط بین المللی همه پارامتر هایی که در حوزه اقتصاد تاثیر گذار است همه با هم یک هارمونی و هماهنگی داشته باشند. ما نمی توانیم بگوییم، می خواهیم خلاف جریان آب شنا کنیم ولی انرژی نمی خواهیم مصرف کنیم و هزینه پرداخت نمی کنیم، همه مسائل به همتنیده و در ارتباط با هم هستند،به هر حال اگر ما تشخیص دهیم که منافع ملی ما اقتصاد ما در حال رشد و پویائی و توانمندی باشد و کشور قدرت داشته باشد،همه اینهابرمی گردد به اینکه ما همه سیاست هایمان را در حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی و سیاست خارجی طوری تنظیم کنیم که بر آیند همه اینها بتواند کمک کند که ما سرمایه گذاری مان افزایش پیدا کند،بهره وری مان رشد پیدا کند و اقتصاد تبدیل به یک اقتصاد پویا و کار آمد شود.در غیر این صورت همه این تبعاتی که می بینیم همگی عوارضی هستند که طبیعتا در این شرایط بروز پیدا می کنند.افزایش قیمت ها درست مثل تبی است که یک بیمار دارد و نشان می دهد که از درون این اقتصاد دچار یک مشکل است و نیاز به درمان دارد، تا آن عامل اصلی شناسایی نگردد، آین تب افت نمی کند و پایین نمی آید.بنابر این باید حواسمان باشد که عوامل برون زا و درون زای موثر در اقتصاد را به خوبی شناسایی کنیم،باید بدانیم در کشور منافع نظام اگر در راستای منافع ملی قرار نگیرد، این هزینه ها به قدری زیاد می شود که کل کشتی دچار آسیب می شود و این نیست که احساس کنیم، بخشی از سیستم می تواند همیشه بهره‌مند شود و بخشی نشود،یک شرایطی هست که همه با هم دچار این تلاطم می شوند و همه باید این هزینه ها را پرداخت کنند.من امیدوارم مجموعه حاکمیت و تصمیم گیران و دولت این خطر را الان احساس کنند که باید از این سیاست های واگرا که مجموعه تلاش ها و هزینه ها را اتلاف می کند و از بین می برد از این سیاست ها واقعا دست بکشند. تا این اتفاق میافتد قطعا ما نباید انتظار داشته باشیم که اقتصاد با این وصله، پینه هایی که با سیاست های کوتاه مدت دنبال آن هستند، یک نمونه هم همین سیاست هایی که هر روز با یک بخشنامه اعلام می کنند که این بخش دچار یک نوع رانت خواری شده یا یک عده ای دارند سو استفاده می کنند و این بخش فساد دارد و باید این فساد ها را برداریم.باید دید عامل ایجاد فساد چیست عامل ایجاد این تلاطم و بیکاری چیست؟ همه این مسائل و مشکلات را باید یک مقدار زیر ساختی به آن نگاه کنیم والا وضعیت همین خواهد بود و چه بسا در آینده باید انتظار بحران های بسیار پیچیده تری را داشته باشیم و ریسک هایی که دیگر ریسک اقتصادی و مالی نیستند،ریسک های امنیتی و ریسک های بسیار پیچیده ای هستند که مجموعه نظام با تمام پتانسیل هایش شاید نتواند این ریسک ها را کنترل کند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.