امیرهوشنگ میرکوشش در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ایران و افغانستان با توجه به حوزه تمدنی مشترک دارای پتانسیل ایجاد روابطی فراگیر و مبتنی بر فرهنگ، زبان و منافع مشترک می باشند. پرسش این است که چرا تاکنون این دو کشور نتوانسته اند به عنوان دو متحد فعال، روابطی استراتژیک را پایه ریزی نمایند.
لزوم کاربرد دیپلماسی عمومی نوین در روابط میان ایران و افغانستان

دیپلماسی ایرانی: ایران و افغانستان با توجه به حوزه تمدنی مشترک دارای پتانسیل ایجاد روابطی فراگیر و مبتنی بر فرهنگ، زبان و منافع مشترک می باشند. پرسش این است که چرا تاکنون این دو کشور نتوانسته اند به عنوان دو متحد فعال، روابطی استراتژیک را پایه ریزی نمایند. پاسخ به این سئوال دارای ابعاد گوناگونی است که به برخی از آنها اشاره می شود.

۱. نبود دیدگاه استراتژیک و بلند مدت در ترسیم روابط دو کشور در میان سیاستمداران هر دو طرف

عدم سرمایه گذاری مادی و معنوی روی نقاط مشترک فرهنگی و تمدنی از جمله زبان و دین مشترک

۲. عدم توجه به این موضوع که امنیت هر یک از دو کشور در گرو امنیت دیگری است

۳. عدم توجه به مهاجران و اتباع افغانستانی در ایران به عنوان یک فرصت در روابط دو کشور. بیش از ۲ میلیون اتباع افغانستانی مقیم ایران که اغلب سال هاست در ایران زندگی می کنند، از حداقل حقوق آموزشی، اجتماعی و اقتصادی برخوردارند.

۴. خلاء دیپلماسی عمومی و دیپلماسی عمومی نوین در روابط میان دو کشور و عدم سرمایه گذاری روی جوامع طرفین

۵. نبود برنامه و دیدگاه مشترک در روابط تجاری و اقتصادی استراتژیک در حوزه های انرژی، ترابری، صنعت و فناوری های نوین

۶. عدم سرمایه گذاری مناسب در حوزه نوروز و سنت های مشترک

۷. نبود مرزبندی مناسب در رابطه با گروههای تروریستی طالبان، القاعده و داعش

۸. عدم تفاهم دو کشور در انجام مذاکرات تعیین کننده در حل اختلافات مرزی و آبی

دیپلماسی سنتی، روابط دولت با دولت است(G2G) . دیپلماسی عمومی سنتی، در مورد گفتگوی دولت ها با جوامع است(G2P) و شامل تلاش ها برای آگاه کردن، تاثیرگذاری و درگیر کردن عموم مردم در حمایت از اهداف ملی و سیاست خارجی است. اما می توان از دیپلماسی عمومی جدیدتری هم نام برد که شامل روشی است که در آن هم دولت و هم افراد و گروه های غیردولتی به طور مستقیم و غیرمستقیم بر گرایش ها و افکار عمومی مردم جهت تاثیرگذاری بر سیاست خارجی دولت دیگر تاثیر می گذارند (P2P). انتقال از G2P به P2P مسیری تکاملی است که با افزایش فن آوری های ارتباطی، باعث افزایش حضور عموم مردم در گفتمان های سیاست خارجی و در نتیجه شرکت عموم مردم در تصمیم گیری های سیاست خارجی گردیده است. این مسیر با افزایش تبادلات مردم با مردم به صورت مجازی و شخصی، از مرزهای ملی فراتر رفته است.

در یکصدمین سال امضای قرارداد مودت میان دو کشور، شروع مذاکرات همه جانبه میان دو کشور ضروری است و به نظر می رسد اراده سیاسی دو طرف و لزوم سرمایه گذاری ابتدایی روی نقاط مشترک فرهنگی مثل حوزه نوروز می تواند روابط دو کشور را وارد فضای جدیدی نماید و به دیگر حوزه ها تسری پیدا کند. روابط جوامع در قالب دیپلماسی عمومی نوین و به ویژه روابط میان نخبگان دانشگاهی دو کشور، می تواند شرایط را برای تاثیرگذاری روی نخبگان اجرایی فراهم نموده و مسیر روابط استراتژیک میان دو کشور را هموار نماید.