• امروز : سه شنبه - ۴ آبان - ۱۴۰۰
  • برابر با : Tuesday - 26 October - 2021
0
براي او دو مفهوم شهروند و آزادي مبناي كار قرار دارد و آن را مبناي بنيادين عقل انتقادي و جست‌وجوگر آزادي معرفي مي‌كند

ريمون آرون و پیش‌بینی صحیح از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

  • کد خبر : 71099
  • ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۶:۵۶
ريمون آرون و پیش‌بینی صحیح از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

ارمان شرق- ویژگی برجسته دیگر او پیش‌بینی درستش از روابط بین‌الملل و پیش‌بینی صحیح از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی- آن هم درست چند سال قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی- است. او پیش‌بینی كرده بود زمانی كه روس‌ها به یك ثبات سیاسی و اقتصادی رسیدند این پرده آهنین را پس خواهند زد و به زندگی عادی بین‌المللی بازخواهند گشت. این ویژگی‌ها به ریمون آرون شخصیت برجسته‌ای بخشید كه حتی بین روشنفكران چپ هم كه عرصه عمومی را در دست گرفته بودند، او را به برتری رساند.

وكيل مدافع ليبراليسم
اشكان زارع

آنجايي كه آرون ايستاده است به يقين در جايگاه و نمونه روشنفكر برجسته در قرن بيستم است. او در جايي ايستاده بود كه همكاران او روي به توده كرده بودند و سعي به برپايي نظم جديد در جهان با اتكا به تغيير به وسيله انقلابات ماركسيستي را داشتند؛ بر همين مبنا آرون روي به تفسير جهان مبتني بر مفهوم آزادي و سواي از ايد‌ئولوژي‌ها كرد. آرون در اين مبارزه از روش‌هاي مختلفي استفاده كرد. از همين روي نمي‌توان كنش وي را در مقام يك فيلسوف خلاصه كرد. او براي مقابله با چپ‌ها و انديشه آنها كه مردم را به قهقرا مي‌كشاند، ايستاد و در كنار اجتهاد فلسفي مبدل به يك جامعه‌شناس، اقتصادان‌دان و روزنامه‌نگار سياسي نيز شد. اما آنچه مردم زمانه را به قهقرا مي‌كشاند چيست؟ دوران مدرن با اجتهاد برخي از فيلسوفان به پيروزي در مقابل مرجعيت بيروني دست يافت كه جاي انسان مي‌انديشيد و شرايط امتناع انديشيدن را براي او مهيا مي‌كرد. دوران مدرن و تجدد پيروزي مقابل اين شرايط امتناع انديشيدن آزاد بود و در دوران جديد شرايط امكان انديشيدن آزاد براي انسان مدرن مهيا شد. با نگاهي به ماركسيسم و بهره‌گيري از مفاهيم خود آنها مي‌بينيم از زماني كه ماركسيسم مبدل به يك جريان سياسي و ايدئولوژي شد، امكان انديشيدن انسان را از او مي‌گيرد. آرون اما از نخستين كساني است كه در تلاش است در مقابل ايد‌ئولوژي ماركسيستي با اتكا به اصول اوليه آزادي، انسان‌ها را به شرايط امكان انديشيدن باز گرداند. در زمان ريمون آرون ماركسيسم شيوه انديشيدن غالب شده بود، يعني مبدل به موضوعي شده بود كه سد راه انديشيدن شده بود. آرون براي نجات هواداران كمونيسم از قهقرا كتابي به نگارش در آورد و در آن روشن كرد كه اكثريت روشنفكران از روش‌هاي علمي بريده‌اند و از كمونيسم شوروي در مقابل دموكراسي ليبرال حمايت مي‌كنند. حمايت روشنفكران از نوع كمونيسم و جريان ماركسيسم بريدن از علم بود چرا كه آنها با وجود اينكه تناقضات ذاتي ماركسيسم و ماهيت توتاليتر كشور شوراها را مي‌ديدند به خاطر سرسپرده بودن به ماركسيسم و كمونيسم از آن حمايت مي‌كردند. او اين موضوع را متوجه شده بود كه علم مبتني است بر آزادي و كار علمي با داشتن سرسپردگي و پيش‌فرض به نتيجه‌اي علمي و آگاهي منجر نمي‌شود و هرچه از دل آن بيرون بيايد در بهترين شكل ممكن مي‌توان آن را آگاهي كاذب دانست. آرون اين موضوع را مشخص مي‌كند كه روشنفكران سرسپرده نظام قدرت و ارعاب شوروي هستند و اين موضوع را امري غير اخلاقي مي‌فهمد از همين روي او از روش منطقي علم مقابل ايد‌ئولوژي‌ها دفاع مي‌كند، چرا كه او مي‌داند علم محل سرسپردگي نيست. آرون در كارهاي علمي خود با تاسي از وبر سعي به تعريفي محدود از شرايط و حدودي مشخص دارد كه بر تفكر حال و گذشته حاكم است. آرون انسان و انسانيت مدرن را در مقابل نفي انسان آزاد به عنوان يك فرد كه چپ‌ها به كمك ايد‌ئولوژي توسعه دادند در نوشته‌هاي خود احيا مي‌كند. براي او دو مفهوم شهروند و آزادي مبناي كار قرار دارد و آن را مبناي بنيادين عقل انتقادي و جست‌وجوگر آزادي معرفي مي‌كند.

با تامل بر كتاب افيون روشنفكران ريمون آرون اين موضوع بر محصل حاصل مي‌شود كه در كتاب ياد شده، ريمون آرون مشغول به آموزش مدنيت و شهامت فكري فرد در برابر جماعت‌گرايي و توده‌گرايي است. گروه جماعت‌گراي فرانسوي كه بيشتر كمونيست‌هايي بودند كه در خلأ علم و آگاهي، كاري به جز نشخوار ايدئولوژي چپ انجام نمي‌دادند جملگي ذيل اين جمله معروف سارتر با يكديگر متحد مي‌شدند كه مي‌گفت: ضد كمونيست يك سگ است. روشنفكران آن زمان كه ايد‌ئولوژي‌شان مقابل اجتهاد علمي آرون شكست خورد روي به فحاشي و پرونده‌سازي براي وي آوردند اما آرون پس از مدت‌ها پافشاري و پذيرش زندگي در تنهايي توانست شيوه نقادانه خود را زنده نگه دارد و روزي رسيد كه جهانيان فهميدند كه او چه مقام والايي در تاريخ انديشه دارد. ريمون آرون مي‌دانست كه كجا ايستاده است. از همين روي با توجه به اينكه انديشه‌هاي مختلفي را به فرانسوي‌ها معرفي كرد هميشه از آنها بيرون بود. بهترين عنواني كه مي‌توان براي اطلاق به ريمون آرون استفاده كرد، وكيل مدافع ليبراليسم سياسي دراروپاست. آرون با روش ابداعي خود قدم در رو كردن دست جريان چپ در اروپا برداشت. او با استفاده از مفاهيم چپ، نظير انقلاب، پرولتاريا، آزادي و مفاهيمي از اين دست مقابل چپ‌ها ايستاد. آرون فردي علمي بود و بر اين موضوع آگاه بود كه شخصيت علمي بدون پذيرش مسووليت نمي‌تواند وارد حوزه عمومي شود، از همين روي يكي از زواياي فكري او با روشنفكران از همين‌جا آغاز مي‌شود. محل تحرير نزاع آرون با روشنفكري در اين است كه آنها به مسووليت اجتماعي خود پشت كرده‌اند و روي به كمونيسم دارند. آرون با بررسي مفهوم آزادي به ما مي‌آموزد كه آزادي مفهومي چنان گرانسنگ است كه نمي‌توان آن را به دست روشنفكران سپرد. او آزادي را قانون عام نمي‌داند بلكه آن را استثنايي تاريخي مي‌داند و با اتكا به اين استثناي تاريخي است كه مي‌توان تلاش دائمي براي تدوين نهاد، قواعد‌ و عرف عمومي به حساب آورد كه بتوان در آن حد و مرز دموكراسي را مشخص كرد. ازتعاريف آرون مي‌توان تفاوت ميان آزادي به مثابه استثنايي در تاريخ و آزادي به عنوان ابزاري در دست جرياني ايد‌ئولوژيك پي‌برد. آرون با كار ارزشمند خود توانست شرافت را به انديشه فرانسوي بازگرداند؛ شرافتي كه از سوي روشنفكران فرانسوي همسو با رفيق استالين لكه‌دار شده بود. آرون انديشمندي حقيقت‌جو بود، كه توانست با استفاده از مفاهيم چپ و به كمك تحليل‌هاي اقتصادي دروغ‌هاي ايدئولوگ‌ها را بر آنان كه حقيقت طلب هستند آشكار كند. او مرز سياست واقعي و سياست ايد‌ئولوژيك رامشخص مي‌كند. آرمان اصلي او را مي‌توان حقيقت دانست، چرا كه همو گفته است كه «آدمي را كاري است كه شايد از سياست مهم‌تر باشد و آن جست‌وجوي حقيقت است.»

ریمون آرون یكی از مهم‌ترین اندیشمندان قرن بیستم است. كتاب «افیون روشنفكران» او به تازگی به زبان فارسی ترجمه شده است. به مناسبت انتشار این كتاب با احمد نقیب‌زاده استاد جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه تهران درباره افكار و اندیشه‌های ریمون آرون گفت‌وگویی را ترتیب دادیم كه متن آن پیش روی شما قرار دارد. نسبت موضوعیت افكار آرون با ایران نیز بخش دیگری از مباحث مطرح شده در این گفت‌وگو را به خود اختصاص داد.

پشت اندیشه‌های انتقادی چه خبر بود؟

ریمون آرون یكی از مهم‌ترین اندیشمندان قرن بیستم است. كتاب «افیون روشنفكران» او به تازگی به زبان فارسی ترجمه شده است. به مناسبت انتشار این كتاب با احمد نقیب‌زاده استاد جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه تهران درباره افكار و اندیشه‌های ریمون آرون گفت‌وگویی را ترتیب دادیم كه متن آن پیش روی شما قرار دارد. نسبت موضوعیت افكار آرون با ایران نیز بخش دیگری از مباحث مطرح شده در این گفت‌وگو را به خود اختصاص داد.

*******

ریمون آرون در تاریخ اندیشه فرانسه از چه جایگاهی برخوردار است و ویژگی آثار او را چه می‌دانید؟

ریمون آرون بزرگ‌ترین روشنفكر و اندیشمند دست راستی اروپا در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم بود. احاطه‌ای كه آرون بر موضوعات مختلف مثل جامعه‌شناسی، حقوق، اقتصاد و روابط بین‌الملل داشت او را به برجسته‌ترین روشنفكر فرانسه تبدیل كرد و خیلی زود آوازه وی به بیرون از مرزهای فرانسه در سراسر جهان رسید. ویژگی برجسته دیگر او پیش‌بینی درستش از روابط بین‌الملل و پیش‌بینی صحیح از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی- آن هم درست چند سال قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی- است. او پیش‌بینی كرده بود زمانی كه روس‌ها به یك ثبات سیاسی و اقتصادی رسیدند این پرده آهنین را پس خواهند زد و به زندگی عادی بین‌المللی بازخواهند گشت. این ویژگی‌ها به ریمون آرون شخصیت برجسته‌ای بخشید كه حتی بین روشنفكران چپ هم كه عرصه عمومی را در دست گرفته بودند، او را به برتری رساند.

ریمون آرون تحصیلكرده چه مكتبی بود و بعد از او آیا جریان یا مكتبی در تاریخ اندیشه فرانسه شكل گرفت؟

مادامی كه ما ریمون آرون را در دو بعد روابط بین‌الملل و جامعه‌شناسی سیاسی بررسی می‌كنیم، رویكرد آرون برای ما مشخص می‌شود. در روابط بین‌الملل آرون دارای مكتبی به نام صلح و جنگ در میان ملت‌ها است. كتابی هم به همین نام تالیف كرده است. وی در طرح و تالیف نظریه خود در روابط بین‌الملل با نقد نظریات هانس جی مورگانتا آغاز می‌كند و اینكه مورگانتا همه‌چیز را به منافع ملی فرو‌می‌كاهد و منافع ملی را هم كه تنها در چارچوب قدرت تعریف می‌كرد مورد قبول ریمون آرون نبود. از همین روی ریمون آرون از همین نقطه بنیانگذار جامعه‌شناسی روابط بین‌الملل شد. آرون معتقد بود كه علل و روابط مختلفی دست به دست هم می‌دهند كه یك رویداد و حادثه را به وجود بیاورند. ریمون آرون در این خصوص از مكتب مونتسكیو بهره فراوانی گرفت و به همان سیاق كتاب صلح‌و جنگ در میان ملت‌ها را به نگارش در آورد و شروع به توضیح منابع طبیعی، زیست طبیعی تا جمعیت، نهادهای سیاسی و در آخر رژیم سیاسی كرد. آرون تحت‌تاثیر ویلفردو فدریكو داماسو پارتو هم بود اما بیش از همه او تحت‌تاثیر ماكس وبر قرار داشت. آرون كسی بود كه فرانسوی‌ها را با ماكس وبر آشنا كرد و توانست این كشور را كه تحت‌تاثیر فضای بسته دوركیم قرار داشت، برهاند. آرون در دهه ١٩٣٠ حمله شدیدی به دوركیم كرد و روش او را روشی ناكافی و پوزیتیویستی معرفی كرد كه بسیاری از موضوعات را نمی‌تواند در بر گیرد، در همین نقدها بود كه تعریف كرد و نشان داد كه وسعت نظر وبر بسیار گسترده‌تر از دوركیم است و درستی دیدگاه وبر را مورد تایید قرار داد. یكی از موضوعاتی كه دوستداران وبر تحت‌تاثیر وی به آن اعتقاد داشتند برتری حوزه سیاست بر سایر حوزه‌ها و استقلال دولت بر خلاف ماركسیت‌ها بود. ماركسیت‌ها دولت را دست‌نشانده‌ای از بورژوازی و سرمایه‌داری می‌دانستند اما ریمون آرون همچون ماكس وبر بر این اعتقاد بود كه دولت یك بازیگر مستقل است كه دارای منافع است و برای این منافع استراتژی وضع می‌كند و در جهت آنها اقدام می‌كند. آرون در سال‌های بعد سه كتاب نوشت كه یكی از آنها «هجده درس در جامعه‌شناسی صنعتی»، «نبرد طبقاتی» و «دیگری فاشیسم و دموكراسی» است. این سه كتاب را به این جهت تالیف كرد تا نشان دهد كه آنچه در بین نظام امریكا و شوروی متفاوت است رژیم سیاسی آنها است و در بقیه چیزها اشتراكات موضوع وجود دارد. مثلا تراكم سرمایه در هر دو كشور هست اما تراكم سرمایه در شوروی در دست دولت است و در امریكا در دست بخش خصوصی قرار دارد. نبرد طبقاتی نیز در هر دو كشور یاد شده موجود است؛ با این تفاوت كه در شوروی آن را سانسور می‌كنند اما در امریكا این موضوع نمایان و علنی است. اما دموكراسی و توتالیتاریسم بحثی است متفاوت كه به رژیم سیاسی این دو كشور برمی‌گردد و دلیل تفاوت میان امریكا و شوروی را نتیجه تفاوت نظام سیاسی میان این دو كشور می‌داند. در كتاب صلح و جنگ نیز پس از بررسی تمامی عوامل در نهایت به رژیم سیاسی می‌رسد یعنی اینكه این رژیم سیاسی است كه تعیین‌كننده جنگ و صلح است. چون كسانی كه دولت را تشكیل می‌دهند در واقع آخرین عواملی هستند كه تحت‌تاثیر فضای جغرافیایی و انسانی در آخر تصمیم نهایی را اتخاذ می‌كنند یعنی كه این نوع تصمیم معلول فكر سیاستمداران است و در نتیجه اگر كسی می‌خواهد جنگ میان دو كشور را بررسی كند علاوه بر عوامل مختلف باید به رژیم سیاسی این كشورها نیز توجه داشته باشد.

موضوع اصلی بحث ما كه موجب بررسی اندیشه‌های آرون شد، ترجم كتاب افیون روشنفكران است كه بعد از ٦٤ سال از انتشار آن در ایران ترجمه شده است. شما این كتاب را دارای چه ویژگی‌هایی می‌دانید و اهمیت این كتاب در چیست؟

ریمون آرون این موضوع را متوجه شد كسانی كه دم از كمونیسم و سوسیالیسم می‌زنند خودشان سرمایه‌دار و جزو طبقات مرفه جامعه هستند. سوال او این بود كه چرا اینها به دنبال سوسیالیسم می‌روند و در طرفداری از طبقه كارگر منادی هستند. آرون به این نتیجه رسید كه در واقع پشت این اندیشه، انتقادهای خود را مطرح می‌كنند و نوعی رخوت به آنها دست می‌‌دهد كه گویی افیونی مصرف كردند و پشت این افكار و نظرات می‌توانند نظرات خودشان را مطرح كنند و به رضایت درونی هم دست پیدا كنند. دیدگاه او در اینجا تقریبا تمام روشنفكران چپ را پوشش می‌داد و آنها را كسانی می‌دانست كه به اندیشه خود وفادار نیستند بلكه در ورای این اندیشه چهره واقعی خود را پنهان كرده‌اند.

ریمون آرون در كتاب افیون روشنفكران همواره از تحلیل‌های اقتصادی استفاده می‌كند. دلیل اینكه وی از چنین تحلیل‌هایی برای پیشبرد بحث خود استفاده می‌كند ،چیست؟

آرون در اقتصاد دیدگاه واقع‌بین داشت و بر این باور بود كه در اقتصاد این عوامل انسانی هستند كه با دقت می‌توان آنها را بررسی كرد و آمار داد و این موضوع را همچون فلسفه نمی‌دانست كه مسائلی را در انتزاع مطرح كند و راستی و درستی آنها مشخص نباشد. به همین دلیل اقتصاد برای او جایگاهی بود كه می‌توانست نظریاتش را به صورت واقع‌بینانه و آبجكتیو به اثبات برساند، به همین دلیل او از اقتصاد برای اثبات نظریات خودش استفاده می‌كند.

به خاطر همین دیدگاه است كه در كتاب مطرح می‌كند كه سیاست در انگلستان واقعی است و در فرانسه ایدئولوژیك؟

بله، با توجه به حجم كتاب، آرون به گوشه‌های مختلفی نگاه می‌كند و معتقد است كه در انگلستان از اساس اقتصاد در جامعه مدنی شكل گرفته است و در چنین شرایطی قواعد خود را پیدا كرده است؛ در حالی كه در فرانسه دولت در اقتصاد دخالت می‌كند و روی همه‌چیز پنجه می‌اندازد و نمی‌توان به شكل مطلوب مسائل و مشكلات اقتصادی را حل و فصل كند و از واگذاشتن اقتصاد به جامعه مدنی هم خودداری می‌كند. به همین دلیل روشنفكران یك زاویه انتقادی با دولت دارند. البته باید این موضوع را مورد توجه قرار دهیم كه در اروپا یك تقسیم كار فكری صورت گرفته است، اقتصاد سهم انگلستان شد، فلسفه به آلمان رسید و جامعه‌شناسی نصیب فرانسه شد، به همین دلیل در انگلستان مسائل اقتصادی اهمیت بیشتری دارد.

چطور ٦٤ سال پیش ریمون آرون زمانی كه اردوگاه كمونیسم برای روشنفكران ساحلی امن به حساب می‌آمد آرون شروع به بحث‌هایی در مقابل آنها می‌كند؟ این موضوع تا حدی است كه اكثر روشنفكران فرانسوی مقابل او می‌ایستند؟

تمام اهمیت آرون در درستی عقاید او در دوره سیطره جریان چپ در فرانسه است. زمانی كه جریان چپ بر تمامی محافل روشنفكری سیطره دارد آرون حرف خود را می‌زند و كسی هم در ابتدا با او همراه نمی‌شود و به مرور زمان به نظریات پخته و برجسته وی در فرانسه پی برده می‌شود. ریمون آرون معتقد بود كه ایدئولوژی با علم سازگار نیست و داشتن ایدئولوژی آنگونه كه ماركس تحت عنوان ایدئولوژی علمی مطرح می‌كند یك چیز بیهوده و بی‌پایه‌ای است. ایدئولوژی [منظور ایدئولوژی ماركسیستی است] امیالی است كه پشت توضیحات ایدئولوژی پنهان می‌شود و زمانی كه پرده ایدئولوژی كنار گذاشته شود، مشخص می‌شود كه افراد به دنبال چه چیزهایی می‌گردند. از دهه هفتاد میلادی بود كه نظریات آرون در فرانسه مطرح شده یعنی زمانی كه چند سال بعد او در سال ١٩٨٤ فوت كرد. آرون از سوی چپ‌ها در حوادث مه ‌٦٨ در فرانسه مورد حمله‌های بسیاری قرار گرفت و حتی به وسیله دانشجویان چپ مجروح شد. اما بعد از مرگش بود كه اندیشه‌های ژرف او به‌ویژه بعد از فروپاشی شوروی برای همه نمایان شد.

آیا می‌توان ریمون آرون را با كسی چون آلكسی دو توكویل مقایسه كرد؟

آلكسی دو توكویل در زمانی زندگی كرد كه همچون قرن بیستم با انباشت روشنفكران روبه‌رو نبود. ولی تا حدودی می‌توان این دو تن را با یكدیگر مقایسه كرد یعنی زمانی كه كتاب دموكراسی در امریكا را نوشت خیلی مورد توجه قرار نگرفت ولی به مرور كتاب او مورد توجه قرار گرفت و آن چیزی كه او به عنوان تفاوت بین فرانسه و امریكا مطرح كرده است بعد درست فهمیده شد.

به كتاب افیون روشنفكران بر می‌گردیم. به نظر شما موضوعیت این كتاب با جامعه ایران فعلی در چه چیزی است؟ چرا این كتاب قبل از انقلاب از سوی روشنفكران ایرانی به مردم معرفی نشد و مورد استقبال روشنفكران قرار نگرفت؟ و مدام سراغ كسانی مانند فرانتز فانون در پیش از انقلاب و بعد از انقلاب نیز به دنبال نئوماركسیست‌ها رفتند و هیچگاه با ریمون آرون روبه‌رو نشدند؟ ریمون آرون دیر به ایرانیان معرفی شد و فقط مانند شما، دكتر طباطبایی و چند نفر دیگر به آرون پرداختید؟

ریمون آرون در ایران طرفداری نداشت و كسانی كه قلم به دست بودند همگی چپ بودند. من یادم می‌آید زمانی كه تازه از فرانسه برگشته بودم و اولین مقاله را راجع به ریمون آرون نوشته بودم به سختی توانستم جایی را برای انتشار آن پیدا كنم چون همه آنهایی كه در مجلات جا گرفته بودند صبغه چپ داشتند و علاقه‌ای به ریمون آرون نداشتند متاسفانه این كتاب باید چهل سال پیش ترجمه می‌شد و تاثیر خودش را می‌گذاشت ولی همه از وجود آن تا حدی خبر داشتند به همین دلیل از انتشار آن واهمه هم داشتند كه این كتاب بیاید و كاسه و كوزه چپ را به هم بریزد. نمی‌توان دلیل خاصی بیان كرد به خاطر معرفی و ترجمه دیر این اثر جز اینكه قلم به دستان چپ بودند.

با توجه به شرایط كنونی اندیشه در ایران كه انواع ایدئولوژی‌ها از زمان مشروطه تا اكنون به شیوه غالب اندیشیدن مبدل شده است به نظر شما روش ریمون آرون به درمان جامعه ایرانی از ایدئولوژی‌ها كمك می‌كند و در ایران كاربرد دارد؟

به نظر من بله. خوشبختانه كتاب‌های زیادی از ریمون آرون ترجمه شده است و نوع نگاه او می‌تواند راهگشا باشد و به جای اینكه عده‌ای در حصار ایدئولوژی زندانی بشوند و چیزهای دیگران را نشخوار بكنند و دوباره به پای نبرد طبقاتی بپیچند و چیزهایی از این قبیل، نظریه ریمون آرون می‌تواند راهی جدید برای تفكر و اندیشه باز كند. البته خط فكری ریمون آرون در فرانسه هم غریب بود و می‌توان گفت كه تقریبا از آلكسی دو توكویل تا ریمون آرون در فرانسه خلئی وجود دارد.

كتابی به نام در باب تاریخ اندیشه گفت‌وگویی میان فوكو و ریمون آرون در ایران چند سال پیش ترجمه شد. با توجه به گرایش فوكو در ایران تفاوت اندیشه میان فوكو و آرون- با توجه به اینكه فوكو در ایدئولوژی خاصی می‌اندیشد- چیست؟

تفاوت در این است كه فوكو از ساختارگرایی با كتاب واژگان و چیزها شروع كرد و بعدا پا به فضایی بازتر گذاشت و به نقد سرمایه‌داری پرداخت و به عمق رفت و پرده‌ها را یكی پس از دیگری كنار زد. در حالی كه به نظر ریمون آرون راهی به جز سرمایه‌داری، یعنی نظام سرمایه‌داری كه درست تنظیم شود، وجود ندارد. اما تمام حمله‌های فوكو به سرمایه‌داری است. حتی در كتاب سیاست خود نئولیبرالیسم را مطرح می‌كند كه از دید او نوعی نئو‌مركانتیلیسم معرفی می‌كند و ادعا می‌كند كه دولت به تمام گوشه و كنارهای اقتصاد دست‌ می‌اندازد و اقتصاد را كاملا در دست می‌گیرد، درحالی‌كه ادعا می‌كند كه دخالتی در بازار ندارد. فوكو قصد دارد این را بگوید كه سرمایه‌داری تا چه حد می‌تواند چهره‌های مختلفی به خود بگیرد؛ درحالی‌كه در ظاهر چهرهای خوبی به خود می‌گیرد با وجودی كه در باطن هیچ ربطی به عناوینی كه انتخاب و آنها را به كار می‌برد، ندارد.

منبع: روزنامه اعتماد

لینک کوتاه : https://armanshargh.ir/?p=71099

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 2انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.