• امروز : سه شنبه - ۱۴ تیر - ۱۴۰۱
  • برابر با : Tuesday - 5 July - 2022
0
قحط الرجال اصلاح طلبان در بلدیه پایتخت؟

شوخی بی مزه هاشمی و عارف با شهرداری تهران!

  • کد خبر : 12779
  • ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۹
شوخی بی مزه هاشمی و عارف با شهرداری تهران!

آرمان شرق– رضا رئیسی: «کفگیر به ته دیگ خورده است» کنایه ای در محاورات عامیانه ما دال بر اینکه چیزی برای عرضه و ظرفیتی برای ارائه در آن حوزه و مقوله مورد اشاره نداریم، حال برخی رویکردهای دو اردوگاه سیاسی در این روزها مصداق بارز این مثل قدیمی است. از یکسو اصولگرایان سخن از رئیس […]

آرمان شرقرضا رئیسی: «کفگیر به ته دیگ خورده است» کنایه ای در محاورات عامیانه ما دال بر اینکه چیزی برای عرضه و ظرفیتی برای ارائه در آن حوزه و مقوله مورد اشاره نداریم، حال برخی رویکردهای دو اردوگاه سیاسی در این روزها مصداق بارز این مثل قدیمی است. از یکسو اصولگرایان سخن از رئیس جمهوری یک فرد نظامی و رجحان حضور یک شخصیت با این عقبه و کاراکتر در راس هرم اجرایی کشور می کنند و از طرف دیگر در اردوگاه اصلاح طلبی برای گزینش شهردار پایتخت نام دو چهره شناخته شده این جریان یعنی محمدرضا عارف و محسن هاشمی برای تصدی سمت شهرداری تهران بیش از همگان به میان آمده و تبلیغات رسانه ای و پر حجمی از سوی حامیان دو طرف در این زمینه مطرح و به افکار عمومی عرضه می شود.

به گزارش آرمان شرق، اصولگرایان که چهره ای جذاب و مقبول برای تهییج افکار عمومی و رای آوری این جریان و اردوگاه ندارند، از گزینه نظامی عطف به تحولات منطقه ای و فشارهای پیرامونی می گویند و حال سئوال اینجاست که چرا برخی اصلاح طلبان پس از استعفای هزینه ساز نجفی برای جایگزینی وی به سراغ رئیس شورای شهر تهران و رئیس فراکسیون امید در مجلس رفته اند؟ آیا این جریان سیاسی در میان خیل انبوه مدیران اصلاح طلب در دولت های مختلف با کارنامه های مشخص و مدون، گزینه حداقلی و کارآمد ندارند که مجبور شده اند به سراغ دو چهره ای بروند که یکی میثاق نامه امضا کرده و تعهد داده است که از شورای شهر خارج نشود و دیگری خود به عنوان رئیس شورای عالی دست اندرکار اصلی تهیه لیست منتخبین شورا بوده و در مقام ریاست فراکسیون امید وظیفه راهبری این جریان سیاسی را در رکن رکین قانونگذاری کشور را دارد و حال مجبور است همه این مسئولیت های پر شمار محوله را واگذارد و به بلدیه تهران بیاید؟

آیا در اردوگاه اصلاحات کفگیر به ته دیگ خورده و قحط الرجال شده که آقایان می بایست آستین ها را بلا زده و به عنوان ابر قهرمان سیاسی و «سوپر من» مدیریتی، دلیرانه و سخاوتمندانه به میدان کارزار آمده و به زعم هواداران رسانه ای خوش ذوقشان! قبول زحمت فرمایند و این سمت حقیرانه در برابر اوج ذکاوت و بلوغ و تبحرشان را پذیرا شوند؟!

فارغ از اینکه محسن هاشمی میثاق نامه ای را امضاء و متعهد به حضور در شورای شهر شده و از طرف دیگر خروج او از جایگاه ریاست شورا نوعی بی احترامی به رای میلیونی و خیره کننده به او برای حضور در پارلمان شهری است، این نکته را نباید از یاد برد که محسن هاشمی فرزند ارشد یکی از باهوش ترین سیاستمداران تاریخ معاصر و بی گمان یکی از تاثیر گذارترین رجل سیاسی چند دهه اخیر کشور است، شخصیتی چند وجهی و جامع الاطراف که توانست در بحبوبه تلاطم های بسیار و فراز و فرودهای فراوان که گاه او را به عرش برده و گاه بر فرشش می کوبید، ثباتی مثال زدنی و اثر گذاری وثیق خود را بر روند تحولات و سیر معادلات گذاشته و در نهایت به هنگامه ای که رخت از جهان بر بست، در اوج محبوبیت و مقبولیت بود و رای معنادار به فرزند ارشد در انتخابات اردیبهشت ماه نیز چند ماه پس از رحلت آیت الله نشانه ای بر همین موضوع.

محسن هاشمی یک مدیر توانمند و کاربلد است اما شاید بتوان گفت در میان فرزندان آیت الله بیش ترین خصلت و گرته برداری که از شخصیت چند وجهی آیت الله داشته و به عنوان یک خصیصه بارز در وی تبلور یافته، محافظه کاری آیت الله است، حال با توجه به سال ها حضور محسن هاشمی در شهرداری و کار در دوران قالیباف و احمدی نژاد و عطف به این نکته مهم که اکنون مهم ترین شاخصه مورد نیاز برای شهردار تازه که نجفی فاقد آن بوده و کار او را به استعفا کشاند، شجاعت و جسارت شهردار تازه و اصلاح ساختاری و بنیادی در بدنه سازمانی و رویکردهای مدیریت شهری است، به هیچ روی نمی توان از وی انتظار  چنین کارکردی را داشت.

در دیگر سو شهرداری محمدرضا عارف با توجه به عملکردهای چند سال اخیر وی شاید در وهله آغازین به مثابه یک شوخی مضحک و یک موضوع انحرافی مطرح شده از سوی طیف رقیب ارزیابی می شد اما گویا برخی از اصلاح طلبان به شکل جدی به دنبال تحقق این نکته هستند، محمدرضا عارفی که با بیش ترین واکنش های منفی و عدم رضایتمندی نسبت به عملکردهایش در راس هرم شورای عالی و سپس ریاست فراکسیون امید روبرو بوده و یکی از مهم ترین فاکتورهای ناامیدی و یاس پسا انتخاباتی نسبت به اردوگاه اصلاحات به رویکردهای منفعلانه و به شدت محافظه کارانه و بدور از هدفمندی و اثر گذاری ملموس وی باز می گشته است و حال می خواهد بر صندلی تکیه بزند که نه به حیطه ساختاری و سازمانی آن اشراف و آگاهی داشته (و در این بعد از محسن هاشمی هم عقب تر است) و نه رزومه او شامل بر مولفه ها و شاخصه هایی است که بتوان از یک شهردار جسور و توانمند انتظار داشت.

فارغ از نکات مورد بحث پیرامون رزومه وکارنامه این افراد و تناسب آن با سمت شهرداری تهران، سئوال مهم و راهبردی در طرح موضوع کاندیداتوری این دو شخصیت آنست که اگر یک اردوگاه سیاسی با آن گستره عظیم حمایت لایه های مختلف و متکثر اجتماعی، فاقد چهره هایی است که بتوانند در حوزه مدیریت کلان همانند شهرداری تهران به ایفای نقش پرداخته و عهده دار مسئولیت های اینچنینی شوند و ما مجبور هستیم که به سراغ کسانی برویم که عهده دار مسئولیت های مهمی در جایگاه محوله از سوی مردم هستند و آنان را با سلام و صلوات به شهرداری تهران بیاوریم! باید شوربختانه گفت که نه توانسته ایم به کادرسازی بپردازیم و نه می توانیم مردم را مجاب به بهبود شرایط و توانمندی در حیطه اصلاح ساختارها در قالب چهره های این اردوگاه سیاسی که خود را اصلاح طلب می خواند، کنیم و این یعنی آغاز یک دور تسلسل و یک سیکل باطل که جز به افول اصلاحات به جای دیگری رهنمون نخواهد شد.

لینک کوتاه : https://armanshargh.ir/?p=12779

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.