• امروز : چهارشنبه - ۱۰ آذر - ۱۴۰۰
  • برابر با : Wednesday - 1 December - 2021
1

محمدرضا تاجیک : دموکراسی به‌خودی‌خود همچنان محال است

  • کد خبر : 82802
  • ۲۰ آبان ۱۴۰۰ - ۱:۳۳
محمدرضا تاجیک : دموکراسی به‌خودی‌خود همچنان محال است

آرمان شرق- دموکراسی در فرآیند تلاش برای ایمن‌سازی و محافظت از خود در برابر زوال، خودش را به واسطه‌ی انسداد، یکسان‌سازی و ضروری‌سازی چندگانگی که در وهله‌ی نخست شکل‌گیری دموکراسی را ممکن می‌سازد از بین می‌برد. تکثر مردم باید در اجتماعِ حاکم محدود و محصور گردد: «مردم» یا «یک ملت».

یک

دنیل متیوز، در مقاله‌ای با عنوان «دموکراسی در راه» (ترجمه‌ی مصطفی انصافی، سایت آپاراتوس) می‌نویسد: دریدا در کتاب یاغی‌ها، دلیل همیشگی این تصور را که دموکراسی تحت منطق خودایمنی اداره می‌شود، ارائه می‌دهد. به لحاظ بیولوژیکی، خودایمنی قسمی خود تخریبی بدن را توصیف می‌کند که به‌واسطه‌ی آن سیستم ایمنی بدن، آنتی‌بادی‌ها و لنفوسیت‌هایی را تولید می‌کند که در برابر موادی که به‌طور طبیعی در بدن وجود دارند، عمل می‌کنند. دریدا در حالی که به‌وضوح از استنباط بیولوژیکی الهام گرفته است، از این اصطلاح سود می‌جوید تا توضیح دهد اقدام برای دفاع از خود یا حفظ یک چیز، در واقع منجر به نابودی آن چیز می‌شود. بنابراین، بیان اینکه دموکراسی مبتنی بر خودایمنی است متقارن با این ادعاست که دموکراسی به‌لحاظ درونی به واسطه منطق خودش تهدید می‌شود. … دموکراسی به‌واسطه‌ی تلاش برای محافظت از خود و تضمین تسلط خود از طریق یک گزینه مشترک برای حاکمیت، از قسمی خود تخریبیِ خودایمن رنج می‌برد. دموکراسی در فرآیند تلاش برای ایمن‌سازی و محافظت از خود در برابر زوال، خودش را به واسطه‌ی انسداد، یکسان‌سازی و ضروری‌سازی چندگانگی که در وهله‌ی نخست شکل‌گیری دموکراسی را ممکن می‌سازد از بین می‌برد. تکثر مردم باید در اجتماعِ حاکم محدود و محصور گردد: «مردم» یا «یک ملت». در این حرکت طرد و حذف‌هایی وجود دارد که یک مجموعه‌ی ناهمگن را بدل به یک واحد همگن می‌کند. این حذف‌شدگی‌های تعمدی همواره به سراغ حاکمیت مفروض هر اجتماع سیاسی باز می‌گردند و ایمنی اجتماع را به‌واسطه‌ی تفاوت و دیگربودگی تخریب می‌کنند. دموکراسی و حاکمیت در قسمی به‌هم‌گره‌خورگی مخرب گیر افتاده‌اند، بدین معنا که دموکراسی به‌خودی‌خود (یعنی دموکراسی بدون حاکمیت) همچنان محال است.

دو

از منظر این قرائت، می‌خواهم بگویم آن عامل که پروژه و پروسه‌ی خودایمن‌سازی –توام با پروژه‌ی خودمسلط‌سازی و خودمقبول‌سازی- جریان مسلط بر جامعه‌ی امروز ما را همواره به تعویق می‌اندازد، درونی است نه بیرونی –زیرا در متن و بطن این جریان نیز، نوعی جنگ دائمی «خود با خود» و یا «خودتخریبی» برپاست، لذا آن عمارت که برای خودایمن‌سازی می‌کنند، آن عمارت نیست، ویران می‌کنند. پروژۀ «خودایمنی‌بخشی» این جریان، در صورت و سیرت اکنون‌اش، چیزی نیست جز ترجمان یک «هراس بزرگ» از آیندۀ در راه: آینده‌ای که از پایان آیندۀ این جریان خبر می‌دهد، آینده‌ای که در صورت و هیبت یک «نفی» و «عدوی» می‌آید، آینده‌ای غیرقابل پیش‌بینی، و آینده‌ای واجد گسست و آشفتگی و خشم. آن‌چه اصحاب تدبیر این جریان نمی‌دانند (یا نمی‌خواهند بدانند و یا می‌دانند و از آن گزیر و گریزی ندارند) این واقعیت است که مصونیت مطلق، قابل‌دستیابی نیست، و هرگونه تلاش برای محافظت مطلق به تخریب منتهی می‌شود. به بیان دیگر، هرگونه تلاش برای نیل به مصونیت مطلق، ره به نظم و نظامی مطلق، تغییرناپذیر، بی‌روح و مرده می‌برد، یا مصونیت را در خود می‌میراند. افزون بر این، این‌نوع خودایمن‌بخشی، همواره با نوعی استقرار «وضعیت استثناء»، از یک‌سو، و قسمی دگرسازی و حذف و طرد رادیکال (حتی در درونی‌ترین لایه‌ها)، از سوی دیگر، همراه و عجین است، و تاریخ جوامع بشری از گذشته تا کنون، گواهی‌ست بر این ناسازه (پارادوکس) که «از قضا سرکنگبین صفرا فزود.» از منظری متفاوت، لازمۀ تحقق چنین پروژه‌ای (خودایمن‌سازی)، نوعی بحران‌زایی و بحران‌زی مستمر است. تا بحرانی نباشد، چه نیازی به خودایمن‌سازی؟ تا احساس بی‌قراری نباشد، چه نیازی به قرار؟ از این رو، این‌گونه جریان‌ها، اساسا زیستی بحرانی دارند و همواره در تلاش‌اند که با پیکرتراشی و رنگ‌آمیزی هر «هیچی»، از آن چیزی یا «بحرانی» بسازند، تا آن‌چه به غلط می‌کنند از علاج و دوا، در نزد مردمان مقبول و مشروع افتد. اما طنز تلخ قضیه اینجاست که این میل یا ارادۀ معطوف به خودایمن‌سازی –توام با دگرسازی، بحران‌سازی، وضعیت اضطرارسازی– یکجا روی خود «خم» یا «تا» می‌شود و دامان خود می‌سوزاند. لذا، شاید این جریان برای نجات دامن خود، در گام نخست، نیازمند بالازدن دامن و چشم‌دوختن به زیر آن –حریم خودی‌ها- است. صرفا از رهگذر درون‌افکنی نگاه است که این جریان ممکن است یک رگ‌اش هوشیار ‌شود و بداند که مشکل خودش است و خود باید از میان برخیزد، و بداند زیر دامان‌اش چه غوغایی برپاست و چه کسانی ممکن است در آیندۀ نزدیک دامن بدرند و عمق عریانی آن را بر دامن آفتاب بیفکنند./مشق نو -محمدرضا تاجیک

لینک کوتاه : http://armanshargh.ir/?p=82802

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.