علی موسوی خلخالی می نویسد: امیرعبداللهیان این ویژگی را دارد که مورد تایید جریانی است که همواره منتقد دولت قبل و وزیر امور خارجه پیشین بوده است. همچنین تا کنون هماهنگ با نهادی بوده که از آن به “میدان” تعبیر شده است. این دو می تواند برگه برنده های مهمی برای امیرعبداللهیان باشد تا با قدرت پرونده های دیپلماسی کشور را پیش ببرد و آنها را به نتیجه برساند و حتی دستاوردهای تازه ای خلق کند. به شرطی که شرایط سخت کشور را درک کند، شرایط دشوار بین المللی را که هر روز شاهد تحول تازه ای است به خوبی دریابد و از کوچکترین فرصت ها نهایت استفاده را ببرد.
امیرعبداللیهان با انبوهی از پرونده های پیچیده روی میز

حسین امیرعبداللهیان روز چهارشنبه هفته گذشته از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت و از روز پنج شنبه رسما در دفتر وزیر امور خارجه مستقر شد و مسئولیت دستگاه دیپلماسی کشور در دولت سید ابراهیم رئیسی را بر عهده گرفت.

امیرعبداللهیان فارغ التحصیل روابط بین الملل است و سالها در وزارت امور خارجه فعالیت داشته و معاون عربی آفریقایی وزیر امور خارجه و معاون بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی بوده است. او ابایی ندارد که بگوید اصولگراست و اصولگرایانه فکر می کند. به دلیل درگیر بودن در پرونده های مختلف خاورمیانه سالها با دیگر نهادهای ذیربط در این منطقه همکاری نزدیک داشته است و از این رو می توان او را مورد اعتماد نهادهایی دانست که این روزها موسوم به “میدان” شده اند. به ویژه که خود در همین میدان فعالیت موثری داشته و در پرونده های عربی از جمله پرونده سوریه و بحرین سالها فعالیت داشته است.

نخستین سفر امیرعبداللهیان به عراق انجام شد، شاید این سفر تصادفا با آغاز به کار او همراه شد اما مستقیما با چیزی ارتباط دارد که خود میدان دار آن بوده و معتقد است که در آن تجربه دارد.

با همه این احوال نمی توانیم کتمان کنیم که امیرعبداللهیان با پرونده های بغرنج و حساسی دست به گریبان است که ناگزیر باید با آنها دست و پنجه نرم کند و تلاش کند تا آنها را به نتیجه برساند. در اینجا به برخی از مهمترین آنها می پردازیم.

افغانستان

دست بر قضا نخستین پرونده ای که روی میز امیرعبداللهیان آمده و با امنیت ملی ایران ارتباط مستقیم دارد، پرونده افغانستان است. پرونده پیچیده ای که با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و روی کار آمدن طالبان پیچیده تر شده، چرا که از یک سو شاهد سیل مهاجرت افغانستانی ها به کشور شده ایم که اگر طالبان نتواند اطمینان لازم را به جامعه افغانستان بدهد این وضعیت پیچیدگی هایی را شاهد خواهد بود، و از سوی دیگر شاهد حضور بازیگران موثری چون قطر، ترکیه و پاکستان و شاید هم عربستان سعودی هستیم که ضمن طلب سهم خود از افغانستان ممکن است فضای تازه ای را برای رقابت های منطقه ای یافته باشند. در این میان ایران باید نهایت تلاش خود را بکند تا منافعش در افغانستان با بازیگران جدیدی که قدرت را تصاحب کرده اند، تامین شود. سقوط کابل و روی کار آمدن طالبان با آغاز به کار دولت سیزدهم همزمان شده است که این مساله لاجرم توجه ویژه دستگاه دیپلماسی را می طلبد.

عراق

عراق با دو رویداد مهم دست به گریبان است. یکی برگزاری انتخابات زودهنگام که در ماه اکتبر پیش رو برگزار خواهد شد و دیگری خروج نیروهای امریکایی از عراق. هر دوی این رویدادها نیاز به نظارت کامل و پیگیری تمامی جوانب دارد تا در نهایت آنچه منافع ایران ایجاب می کند که البته با منافع بسیاری از گروه های عراقی تطابق دارد، تامین شود.

لبنان

به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران فارغ از واقعیت های میدانی موجود در لبنان، دست هایی در کار است تا این کشور تبدیل به صحنه تسویه حساب های منطقه ای و فرامنطقه ای با ایران شود. دستگاه دیپلماسی کشورمان ناگزیر است با پرونده ای رویارو شود که حدود دو سال است وارد دور تازه ای از تنش های سیاسی و اقتصادی شده و هماهنگی ها و تشریک مساعی های ویژه ای را می طلبد. به واسطه ارتباط مستقیم لبنان با بسیاری از پرونده های دیگر منطقه ای که ایران طرفی از آن است، می توان گفت این پرونده از حساسیت بالایی در عرصه سیاست خارجی برخوردار است.

پرونده هسته ای

پرونده هسته ای که بعد از شش دور مذاکرات وین با فرا رسیدن موعد انتخابات ریاست جمهوری ایران متوقف شده، از مهمترین پرونده هایی است که روی میز کاری وزیر امور خارجه جدید کشورمان قرار دارد. غرب منتظر آغاز مذاکرات است و آقای امیرعبداللهیان در تازه ترین اظهار نظر خود اعلام کرده که دو تا سه ماه زمان نیاز است تا دولت جدید مستقر شود و برنامه خود را برای انجام مذاکرات جدید تعریف کند. احیای برجام با اقتصاد به شدت خسته ایران، ارتباط مستقیم دارد. مردم از فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم به شدت رنج می برند و دستگاه دیپلماسی به عنوان مسئول پیگیری روابط خارجی کشور باید هر چه سریعتر تکلیف مذاکرات را روشن کند. رفع تحریم ها خواسته مسلم ایران است که هم آقای رئیسی و هم وزیر امور خارجه او در گفت وگوها و مناسبت های گوناگون نسبت به تحقق آن تاکید کرده اند.

مناسبات با آسیا و روسیه

وزیر امور خارجه کشورمان در تازه ترین اظهار نظر خود که روز دوشنبه در برنامه گفت وگوی ویژه خبری شبکه دو سیما بیان کرد، برای چندمین بار تاکید کرد که تمرکز وی بر دیپلماسی اقتصادی و فعال با تمرکز بر آسیا خواهد بود. چین و روسیه از جایگاه ویژه ای در روابط خارجی ایران برخوردارند. چین شریک اول اقتصادی ایران و این کشور در کنار روسیه شریک اول سیاسی ایران محسوب می شوند. اما هر دوی این کشورها به اثرگذاری مذاکرات هسته ای تاکید دارند و اصرار دارند مذاکرات به نتیجه برسد تا تحریم ها لغو شوند تا بتوانند مراودات اقتصادی خود با ایران را از سر بگیرند. حتی پیگیری پرونده توافق ۲۵ ساله ایران و چین که امیرعبداللهیان گفته است که باید با دیگر کشورها مثل هند و روسیه نیز منعقد شود با رفع تحریم های ایران رابطه مستقیم دارد. حتی عضویت ایران در معاهده شانگهای که گفته می شود نهایی شده است نیز به نتیجه مذاکرات هسته ای بستگی دارد چرا که چین به عنوان محور اصلی این معاهده به هیچ وجه تمایل ندارد معاهده شانگهای به جایی برای کش مکش با غرب تبدیل شود.

امریکا

رابطه ایران با امریکا چیزی نیست که صرفا در اختیار وزیر امور خارجه کشور باشد. اما نوع نگاه رئیس دستگاه دیپلماسی به نوع تعامل با این کشور همانند دیگر مناسبات بین المللی، تاثیر مستقیم دارد. در حال حاضر ما با امریکا در پرونده هسته ای رو در رو هستیم. احیای برجام منوط به بازگشت امریکا به این توافق و لغو تحریم هایی است که واشنگتن بعد از خروج از برجام بر ایران تحمیل کرده است. بنابراین این پرونده نیز از مهمترین پرونده هایی است که وزیر امور خارجه باید در آن فعال باشد.

اسرائیل

تنش های ایران با اسرائیل در وهله های اخیر به شدت امنیتی شده است. اسرائیل ابایی ندارد که بگوید ایران را به لحاظ امنیتی تهدید می کند. اسرائیل لابی های گسترده ای را انجام می دهد تا مذاکرات هسته ای به سرانجام نرسد، تحریم ها علیه ایران تشدید شوند، حملات امنیتی علیه ایران در ابعاد مختلف افزایش یابند و اتحادهای تازه ای علیه ایران با غرب و جهان عرب به وجود آید. رئیس دستگاه دیپلماسی ناگزیر است در فعالیت های دیپلماتیک خود اقدامات ایذایی اسرائیل را نیز لحاظ کند.

***

امیرعبداللهیان این ویژگی را دارد که مورد تایید جریانی است که همواره منتقد دولت قبل و وزیر امور خارجه پیشین بوده است. همچنین تا کنون هماهنگ با نهادی بوده که از آن به “میدان” تعبیر شده است. این دو می تواند برگه برنده های مهمی برای امیرعبداللهیان باشد تا با قدرت پرونده های دیپلماسی کشور را پیش ببرد و آنها را به نتیجه برساند و حتی دستاوردهای تازه ای خلق کند. به شرطی که شرایط سخت کشور را درک کند، شرایط دشوار بین المللی را که هر روز شاهد تحول تازه ای است به خوبی دریابد و از کوچکترین فرصت ها نهایت استفاده را ببرد. وزیر امور خارجه دولت سیزدهم باید به این واقعیت برسد که باید وزیر امور خارجه ای باشد که دستاورد ملموس به دنبال داشته باشد و هر وقت که دستگاه سیاست خارجی را ترک کرد حرفی برای گفتن و دفاع از عملکرد خود داشته باشد. بنابراین باید خودش باشد و با درک و فهم خودش مسائل را پیگیری کند./دیپلماسی ایرانی