حوزه های تعامل ایران و روسیه را می توان به دو مسیر استراتژیک تقسیم کرد: اولی به تعامل تاکتیکی مربوط است و همکاری دو کشور در پاسخ به چالش ها و تهدیدهای فعلی؛ و دومی به توسعه روابط استراتژیک، به ویژه در پروژه های بلند مدت در زمینه های اقتصادی، انرژی، نظامی، بشردوستانه و سایر زمینه ها مربوط می شود. این دو مسیر تا به امروز به طور ناهمگون توسعه یافته و عدم تعادل در روابط دو کشور را در پی داشته اند.
تعامل تاکتیکی و استراتژیک روسیه و ایران از سوریه تا تنگه هرمز

روسیه سعی دارد نفوذ سابق قبل از دهه ۱۹۹۰ و موقعیت خود به عنوان «قدرت بزرگ» را بازیابد. این رویکرد تا حدی با منافع آن دسته از دولت های منطقه که به دنبال معتدل کردن سلطه آمریکا در منطقه هستند، مطابقت دارد. ایران چندین قرن است که از درگیری بین قدرت های بزرگ به نفع خود استفاده می کند. این امر در طی سال ها موجب عدم اعتماد بین روسیه و ایران شده است. و اگرچه فعل و انفعالات بین مسکو و تهران شکل جدیدی به خود گرفته، اما بار الگوهای تاریخی هنوز بر روابط آنها سنگینی می کند. تلاش های مشترک و هماهنگ موفقیت آمیز دو کشور در زمینه های مختلف مانند مشارکت در عملیات سوریه، مبارزه با تروریسم و توافق هسته ای ایران، گمانه زنی ها درباره احتمال ایجاد یک اتحاد جدید منطقه ای افزایش دادند، اما این ارزیابی صرفا منعکس کننده انتظارات است و نه واقعیت ها.

حوزه های تعامل ایران و روسیه را می توان به دو مسیر استراتژیک تقسیم کرد: اولی به تعامل تاکتیکی مربوط است و همکاری دو کشور در پاسخ به چالش ها و تهدیدهای فعلی؛ و دومی به توسعه روابط استراتژیک، به ویژه در پروژه های بلند مدت در زمینه های اقتصادی، انرژی، نظامی، بشردوستانه و سایر زمینه ها مربوط می شود. این دو مسیر تا به امروز به طور ناهمگون توسعه یافته و عدم تعادل در روابط دو کشور را در پی داشته اند.

زمینه های دستاوردها

کارزار سوریه – در حالی که روابط روسیه و ایران قطعا در سوریه آغاز نشده، اما همکاری آنها در آنجا نقطه عطفی بوده است. هر دو کشور در ایجاد یک الگوی همکاری برای دستیابی به اهداف مشترک موفق عمل کردند. اولویت های اصلی مسکو و تهران شامل حفظ تمامیت جمهوری عربی سوریه و دولت آن به ریاست بشار اسد، مبارزه با داعش و دیگر گروه های تروریستی، و مخالفت با آنچه که هر دو آن را «الگوی مداخله گر» غرب می دانند، بود.

همکاری روسیه و ایران در سوریه در سه زمینه صورت گرفت: روسیه تامین تسلیحاتی می کرد، اطلاعات استراتژیک مهمی فراهم می آورد و در هماهنگی عملیات نظامی شرکت داشت. نیروهای هوایی روسیه در پاییز ۲۰۱۵ با درخواست دولت سوریه وارد میدان جنگ شدند. کرملین تحت تاثیر مذاکرات با سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای قدس ایران، که در تابستان همان سال به مسکو سفر کرده بود، تصمیم به مداخله نظامی در سوریه گرفت. ظاهرا او آن زمان از روسیه خواسته بود ابتکارعمل را در دست بگیرد و در درگیری سوریه مداخله کند.

سطح بالای تعامل بین دو ارتش در سوریه همچنین با این واقعیت آشکار شد که ایرانی ها در تابستان سال ۲۰۱۶ با استفاده موقت نیروی هوایی روسیه از پایگاه هوایی همدان موافقت کردند. بمب افکن های روسی حملات هوایی خود را به جنگنده های داعش از آنجا آغاز کردند. به گفته تحلیلگران، ترکیب عملیات زمینی توسط ایران و عملیات هوایی تحت کنترل روسیه به شدت در شکست دادن داعش و بازگرداندن کنترل بخش عمده خاک سوریه به دولت این کشور موثر بود.

روسیه به عملکرد و مقاصد ائتلاف تحت رهبری آمریکا علیه داعش تردید داشت. مسکو با راه اندازی کارزار نظامی خود در سوریه، به دو هدف رسید: از خود در برابر تهدیدهای تروریستی در همسایگی محافظت کرد و موقعیت منطقه ای خود را در روابط با دولت های محلی بهبود بخشید. روسیه باور دارد که از نظر اخلاقی بهتر از ایالات متحده عمل می کند چون مداخله آن در سوریه بر اساس درخواست مشروع دولت این کشور و تایید پارلمان روسیه بوده که هیچ کدام درباره کارزار آمریکایی صدق نمی کند.

علاوه بر هدف اعلام شده روسیه و ایران درباره «ایجاد صلح و ثبات در منطقه»، تهران همچنین به دنبال دستیابی به نفوذ در یک کشور همسایه اسست که قادر به تضمین دفاع و امنیت خود نبوده. ایران همچنین به ایجاد یک زنجیره تامین تسلیحاتی پایدار برای حزب الله لبنان کمک کرده است. بدین ترتیب، سوریه یک حلقه کلیدی در «محور شیعه» عراق- سوریه- لبنان قلمداد می شود. ایران با این اقدامات به مرزهای اسرائیل نزدیک شد و حزب الله توانست تجهیزات نظامی خود را بهسازی کند و و بدین ترتیب، بر تصور ناامنی اسرائیل بیافزاید. اسرائیل انتظار داشت حضور نظامی روسیه به عنوان یک عامل بازدارنده بالقوه برای افزایش نفوذ ایران عمل کند. در چند مورد از جمله فوریه ۲۰۱۸، خطر درگیری مستقیم ایران و اسرائیل وجود داشت و تنها وساطت روسیه بود که باعث عقب نشینی نیروهای نظامی ایران در ۸۵ کیلومتری مرز اسرائیل شد. با توجه به روابط نزدیک روسیه با اسرائیل، امنیت اسرائیل به خط قرمز اقدامات ایران در منطقه تبدیل شد. با این حال، در صورت حمله قاطع یکی از طرفین، اقتدار و نفوذ مسکو برای جلوگیری از وقوع جنگ کافی نخواهد بود.

وقتی پیروزی در سوریه نسبتا تحقق یافت، روسیه و ایران شروع به جستجو برای قالب های جدید تعامل کردند. قالب موسوم به آستانه که سه مخالف تاریخی یعنی روسیه، ایران و ترکیه را گردهم آورد، به نمادی از تعامل سازنده قدرت های خارجی در سوریه تبدیل شد.

همکاری نظامی – روسیه به طور سنتی ایران را یک بازار امیدوار کننده برای سلاح های خود می داند. روسیه از دهه ۱۹۹۰ از هواپیماها، زیردریایی ها، سامانه های دفاع هوایی و دیگر سلاح های پیشرفته و تجهیزات نظامی به ایران داده و به رغم نوسانات سیاسی و فشار تحریم ها، همچنان همکاری ها را قطع نکرده است.

روابط ایران و روسیه در سال ۲۰۱۰ مورد آزمایش قرار گرفت. دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری وقت روسیه، فرمان «اجرای چهارمین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران» را امضا کرد که بر اساس آن، ممنوعیت انتقال سامانه های اس۳۰۰، خودروهای زرهی، هواپیماهای رزمی، بالگردها و کشتی ها اعمال شد. ایران یک شکایت ۴ میلیارد دلاری در دادگاه داوری بین المللی ژنو علیه شرکت روسی به دلیل لغو قرارداد تامین سامانه های اس۳۰۰ تنظیم کرد. اختلاف به شدت سیاسی شد، چون همکاری روسیه با جامعه بین المللی در مساله هسته ای ایران به اهرمی برای فشاری علیه این کشور تبدیل شد.

اما روسیه پس از انعقاد برجام به تعهدات خود عمل کرد و در آوریل ۲۰۱۶ اولین دسته از سامانه های موشکی را به جمهوری اسلامی تحویل داد. همکاری های نظامی دو کشور از سال ۲۰۱۵ در حال رشد بوده است. ایران و روسیه علاوه بر عملیات نظامی مشترک در سوریه، امنیت منطقه ای، جلوگیری از قاچاق مواد مخدر و همکاری نظامی در دریای خزر را از اولویت های مشترک خود دانستند.

نقطه عطف در روابط نظامی مسکو و تهران در ژوئیه ۲۰۱۹ رخ داد که دو طرف یادداشتی درباره گسترش همکاری های نظامی امضا کردند. این یادداشت به طرفین اجازه می دهد فراتر از سیاست های منطقه ای و بر مسائل امنیتی در شمال اقیانوس هند و در تنگه هرمز تمرکز کنند. این تفاهم نامه همچنین نشان می دهد دو طرف آماده گسترش همکاری های نظامی خود از جمله در زمینه دریایی هستند، اما یکدیگر را با تعهدات سختگیرانه مطابق با روابط طبیعی بین مسکو و تهران، مقید نمی کنند. اهمیت سیاسی این تفاهم نامه را نیز نباید دست کم گرفت. اول، روسیه با تقویت همکاری نظامی با ایران حمایت خود را از این کشور در میانه فشار زیاد بازیگران آمریکایی و منطقه ای علیه آن، نشان می دهد. دوم، با توجه به اختیاری بودن سند امضا شده، روسیه از منابع موجود برای تقویت نفوذ خود در منطقه استفاده و سیاستی سازنده و متعادل را در جهت تثبیت اوضاع دنبال می کند. این سیاست نه تنها به نفوذ و توجیه حضور روسیه در منطقه خلیج فارس منجر می شود، بلکه وجهه آن را به عنوان یک صلح طلب تثبیت می کند. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: موسسه مطالعات سیاسی بین الملل ایتالیا / تحریریه دیپلماسی ایرانی