محمد مهاجری،فعال رسانه ای اصولگرا در یادداشتی تلگرامی نوشت: تا وقتی پول نداریم دنیا حرفمان را نمی خواند.
مهاجری:تا وقتی پول نداریم فرقی بین روحانی و رئیسی نیست

در ادامه این یادداشت آمده است؛

می نویسند و می گویند که قیمت یک دبه فلان برند ماست تا دوهفته قبل ۲۷هزارتومان بود و الان شده ۵۰هزارتومان. یا هویج کیلویی ۷تومان شده ۴برابر. یا قیمت دلار ۳تومان بالا رفته و پژو۲۰۶ چندین میلیون گران شده.

و خنده دار، کار آنهایی است که برای حمایت از رئیسی، وارد زمین بازی ای شده اند که رقیب برایشان ساخته و دارند فحش و فضیحت می دهند که آهای لامصب ها این دولت ،تازه دوهفته است آمده و…

طفلکی ها نمی دانند که اگر روحانی هم الان در پاستور بود دلار و هویج و ماست و ۲۰۶ قیمتش همین بود که الان هست. قیمت این چیزها نه به دست حسن روحانی است، نه ابراهیم رئیسی. اگر درست عمل نکنیم دوهفته، دوماه و دوسال بعد از آغاز دولت سیزدهم، آش همین است و کاسه همین.

تا وقتی قبول نکنیم اقتصاد، علم است اوضاعمان بر همین منوال است. تا وقتی می خواهیم مشکلات مهم صنعتی و بانکی و پولی و نفتی و بازرگانی و معیشتی را با رمل و اسطرلاب و سحر و کیمیا و لیمیا و هیمیا و سیمیا حل کنیم ، در بر همین پاشنه می چرخد. اگر همین چین علیه السلام و ژاپن و کره جنوبی و اروپای نامرد پیشرفتی دارند بخاطر این است که اقتصاد را علم می دانند. علم هم حسابش دو دوتا چارتاست.

فقط اقتصادمان اینجور نیست. بهداشت و درمان مان هم همین است. وقتی واعظ شهر بالای منبر مجلس اباعبدالله تبلیغ طبیب نمایانی را می کند که حداکثر هنرشان روغن بنفشه است و یا از هم الان برای وزیر بعدی بهداشت خط و نشان می کشد که باید طب سنتی را ترویج کند و گرنه کلاهش پس معرکه است، حال و روزمان همین است.

برگردم به اقتصاد. ما می توانستیم حداکثر خوشبختی مان مثل همین افغانستانی های امریکا زده و طالبان زده باشد. اما خدا نعمتی عطای مان کرده که اسمش نفت است. ۱۱۰سال است که سفره شام و ناهارمان را روی سفره های زیرزمینی مشحون از این ماده بدبو پهن می کنیم. اما چندسالی است که بخش بزرگی از همین را عملا نداریم. به اندازه مصرف داخل مان استخراج و پالایش می کنیم ، می ریزیم توی باک ماشین مان و هوا را آلوده می کنیم. اما آن قسمتش را که باید صادر کنیم دستمان بسته است. شده ایم مثل افغانستان. او موادمخدر قاچاق می کند و ما هم یواشکی نفت می فروشیم. این وسط دلال ها خوش به حالشان است و ما قند توی دلمان آب می شود که دیدید تحریم ها را دور زدیم؟! خلق الله هم نمی دانند که نفت شان را ۲۰-۳۰درصد زیرقیمت حراج می کنیم.

قصه پرغصه اقتصاد ما تحریم است و کاسبان تحریم ، بر همین خوان غصه ما نشسته اند و همراه دایره و تمبک، کباب بره و لنگ بوقلمون می لمبانند. و در همان حال تحریم را مایه برکت می دانند! همین ها به بهانه تحریم، هرچه را بتوانند وارد می کنند و دولاپهنا با مردم حساب می کنند. آمپولهای چندمیلیونی که این روزها قاچاق خریدوفروش می شود، به خاطر همین تحریم پر برکت است.

با اطلاع می گویم مشکل اصلی تولید واکسن داخلی همین تحریم است و متاسفم که برخی مسئولان، این موضوع را نه فقط از ما عوام الناس که از خواص هم پنهان کرده اند.

زیاد کش ندهم. برای آنکه ماست رئیسی از این که هست گرانتر نشود، باید چرخ تولید بچرخد. برای چرخیدن چرخ تولید، سرمایه لازم است. کسب سرمایه فعلا با فروش نفت ممکن است. نفت فروشی با رفع تحریم مقدور است. رفع تحریم جز تعامل با دنیا و البته گرفتن حق مان از دهن شیر راهی ندارد. اگر راه دیگری داشت در این دو دهه پیدا می کردیم.

تا وقتی پول نداریم دنیا حرف مان را نمی خواند. تا وقتی پول نداریم عزت نداریم. تا وقتی پول نداریم و معاش مان برقرار نیست معادمان هم روی هواست( من لا معاش له لا معاد له). تا وقتی پول نداریم روزانه بساط عزای ۵۰۰-۶۰۰ قربانی کرونا را می گسترانیم. تا وقتی پول نداریم باید به لطیفه هایی مثل لامبورگینی ساختن فلان اقتصادخوانده که دارد رخت وزارت می پوشد گوش بدهیم. تا وقتی پول نداریم افزایش جمعیت فقط یک کابوس است. تا وقتی پول نداریم عزت مان به منار تحریم آویزان است.تا وقتی پول نداریم فرقی بین روحانی و رئیسی و بعدی های آنها نیست.

همین
خبر آنلاین