در میانه روند انتقال دولت از حسن روحانی به ابراهیم رئیسی در تهران، مذاکرات برای احیای برجام در وین در برزخ است و چندین نشانه نگران کننده از احتمال شکست تلاش ها برای بازگرداندن واشنگتن به توافق حکایت دارد.

در میانه روند انتقال دولت از حسن روحانی به ابراهیم رئیسی در تهران، مذاکرات برای احیای برجام در وین در برزخ است و چندین نشانه نگران کننده از احتمال شکست تلاش ها برای بازگرداندن واشنگتن به توافق حکایت دارد.

دولت رئیسی سخت گیرتر و غیرقابل انعطاف تر از دولت قبلی است و انتخاب حسین امیرعبداللهیان به عنوان وزیر خارجه نشان می دهد که ایران کمتر از قبل به مصالحه تمایل دارد. مقامات آمریکایی تاکید دارند فرصت نهایی کردن مذاکرات در حال اتمام است و بدتر اینکه دولت بایدن تصور می کند هنوز می تواند امتیازات مهمی که ایران در گذشته مایل به اعطای آن نبوده، بگیرد.

یک گزارش نگران کننده مبنی بر آن است که دولت بایدن از ایران می خواهد از غنی سازی داخلی صرف نظر کند و در یک بانک سوخت هسته ای منطقه ای شریک شود. این پیشنهاد نه تنها برای دولت ایران قابل پذیرش نیست، که می تواند به بهانه ای برای فاصله گرفتن کلی دولت جدید رئیسی از مذاکرات تبدیل شود. پیشنهاد بانک سوخت از سوی دو مخالف سرسخت برجام، سناتورها لیندسی گراهام و باب منندز، مطرح شده و تلاشی شفاف برای تخریب مذاکرات در دولت بایدن بوده است. گزارش مبنی بر اینکه دولت به طور جدی به این پیشنهاد فکر می کند، نشانه بدی است مبنی بر اینکه بایدن و بلینکن تصور می کنند می توانند ایران را به ارائه امتیازهای بیشتر مجبور کنند.

منندز و گراهام همواره برجام غیرقابل قبول می دانستند، از این رو، تصور اینکه شاهین های ایران در واشنگتن بخواهند توافق را از فروپاشی نجات دهند، باطل است. آنها و دیگر مخالفان توافق هسته ای ایران در شش سال گذشته صرفا در جهت تضعیف و فروپاشی توافق تلاش کرده اند. پیشنهاد بانک تنها جدیدترین مورد از پیشنهادات غیر جدی درباره چگونگی دستیابی آمریکا به «معامله بهتر» است. شاید از نظر تئوری این ایده مزایایی داشته باشد، اما امکان ندارد ایران در شرایط موجود امتیازدهی در زمینه برنامه هسته ای که با احساس عزت و افتخار ملی آن عجین شده را بپذیرد.

صحبت از دستیابی به «معامله بهتر» همانند دیگر ایده های بدخواهانه درباره «ارتقاء» توافقنامه ها، پوششی برای تلاش ها در جهت نابودسازی یک توافق موجود است. اگر دولت بایدن تصمیم بگیرد به توصیه های آنها گوش دهد و احتمالا پیشنهادات آنها را بپذیرد، توافق هسته ای بیش از آنچه تصور می شود در خطر فروپاشی خواهد بود.

حق غنی سازی در داخل ایران مساله ای بود که این کشور در مذاکرات در دوره دولت باراک اوباما هرگز حاضر به گذشت از آن نبود. ایران باور دارد که به عنوان یکی از اعضای معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای از حق غنی سازی صلح آمیز برخوردار است و هرگونه درخواستی برای دست کشیدن از غنی سازی را نقض حقوق و استقلال ملی خود می داند. هیچ دولتی در ایران حاضر به قائل شدن چنین امتیازی در مذاکرات نخواهد شد و دولت رئیسی هم قطعا چنین نخواهد کرد. پذیرش اینکه ایران توانایی غنی سازی در داخل کشور را حفظ می کند، دلیل اصلی پیشروی ۱+۵ در مذاکرات منجر به برجام بود.

لفاظی های دولت بایدن درباره تلاش برای دستیابی به یک توافق «طولانی تر و قوی تر» هم چندان مفید نبودند. رئیسی به صراحت اعلام کرد که هیچ مذاکره ای در زمینه مسائل غیر هسته ای انجام نخواهد شد و وابسته کردن ورود مجدد آمریکا به توافق هسته ای به تعهد ایران به گفت و گو درباره موضوعات غیر مرتبط، اشتباه است. آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، در ماه ژوئن چنین مساله ای را به صراحت رد کرد: «آنها با افزودن این جمله به توافق می خواهند بهانه ای برای مداخلات بعدی خود در توافق هسته ای و برنامه موشکی ایران و مسائل منطقه ای بیابند. آنگاه، اگر از انجام آن امتناع کنیم، آمریکایی ها ایران را به نقض توافق هسته ای متهم می کنند و می گویند توافق به پایان رسیده است.»

بر سر مسائل دیگر هیچ گونه اجماع بین المللی وجود ندارد و دقیقا به همین دلیل بود که این مسائل در دوره پیش از برجام از مذاکرات حذف شدند چون می توانستند آینده مذاکرات را به خطر اندازند. وقتی مقامات آمریکایی ایده اعمال محدودیت های بیشتر علیه ایران در سایر مسائل غیر از برنامه هسته ای را مطرح می کنند، کار اصول گرایان تندرو مخالف توافق در ایران را برای آنها ساده و احیای کامل برجام را غیرمحتمل می کنند. اگر دولت بایدن بخواهد به چیزی بیش از احیای برجام برسد، مذاکرات محکوم به شکست خواهد بود.

وقتی دولت بایدن هشدار می دهد که زمان نتیجه دادن مذاکرات رو به اتمام است، احتمالا تصور می کند با این کار ایران را تحت فشار قرار داده است. اما این پیام جور دیگری در تهران تفسیر می شود. دولت ایران احتمالا این هشدارها را به عنوان مدرکی تلقی می کند مبنی بر اینکه آمریکا به دنبال بهانه برای کارشکنی در مذاکرات است. اگر مذاکرات طولانی تر از آنچه باید شده، واشنگتن هم به اندازه تهران مقصر است. دولت بایدن برای شروع مذاکرات تعلل کرد و هنوز هم از هر بهانه ای برای خودداری از کاهش قابل توجه تحریم ها استفاده می کند. ایالات متحده به عنوان طرف نقض کننده برجام وظیفه داشت گام اول را بردارد، اما چنین نکرد.

درخواست ایران برای دریافت تضمین اینکه ایالات متحده در چند سال آینده مجددا توافق را نفض نکند و از آن خارج نشود، قابل درک است؛ اما دولت بایدن هرگز این خواسته را برآورده نخواهد کرد. حتی اگر تضمینی به ایران بدهد، بی معناست و دولت بعدی به راحتی می تواند هر کاری را که بایدن انجام داده، معکوس کند. مشکل اصلی دیپلماسی ایالات متحده با ایران این است که وعده ها هیچ ارزشی ندارند. ایالات متحده در حال حاضر قابل اعتماد نیست چون یکی از دو حزب اصلی در برابر سازش های لازم برای دیپلماسی مقاومت می کند و پاره کردن یک توافق مهم بین المللی هم هیچ هزینه ای ندارد.

پیوستن مجدد به برجام کار نسبتا ساده ای بود و نباید این همه زمان و تلاش برای آن صرف می شد. حفظ تحریم های «کارزار اعمال فشار حداکثری» دوران ترامپ اشتباه مهم و قابل اجتناب بود و یکی از بزرگ ترین دلایلی به شمار می رود که مذاکرات هنوز نتیجه نداده است. دولت بایدن هنوز فرصت دارد تا توافق هسته ای را نجات دهد، اما اگر به نصیحت بدخواهان شاهین ایران که هرگز به دنبال دیپلماسی نبوده و نیستند عمل کند، این فرصت را برای همیشه از دست خواهد داد.

منبع: ریسپانسیبل استیت کرفت / تحریریه دیپلماسی ایرانی