کارشناس مسائل منطقه در گفتگویی به بررسی قدرت گیری گروه طالبان و پیامدهای آن برای ایران پرداخت.

قاسم محبعلی در این راستا گفت: اگر تصور کنیم طالبان حکومت آرامی را تشکیل می دهد و خطری برای ایران نخواهد داشت درک درستی از وقایع بین المللی نداریم. طالبان محصول فروپاشی اجتماعی جامعه افغانستان درپی تجاوز شوروی و اشغال آن کشور است. باعث شد تنها نهاد فقط یک نهاد واپسگرا باقی بماند که با حمایت کشورهای عربی و آمریکا قدرت بگیرند. اگر به اظهارات برژینسکی توجه کنیم در میابیم که برای خروج شوروی این گروه را سازماندهی کردند که در نهایت از شکم این اقدام طالبان پدید آمد. طالبان یک گروه تروریستی است و قادر نیست که دولت مستقل تشکیل دهد شاید زبان نرم آنان به خاطر حمایت برخی کشورها از جمله عربستان، پاکستان و قطر از آنها باشد.

وی افزود: در خصوص افغانستان باید در نظر داشت که سرنوشت این کشور همواره در چارچوب های بین المللی تعیین می شده است. در گذشته بین انگلیس و روسیه بوده که طی قراردادی افغانستان به یک کشور بی طرف تبدیل شد و از آن زمان تاکنون این وضعیت بهم ریخته ادامه دارد تا اینکه شرایط مساعدی دوباره به وجود آید. افغانستان با توجه به موقعیت ژئوپلتیکی به توازن قوا با کشورهای همسایه نیاز دارد تا بتواند رنگ امنیت و آرامش را ببیند. تا آن زمان طالبان و غیرطالبان نمی توانند ثبات افغانستان را تامین کنند. پاکستان توانست اشغال شوروی را به فرصت تبدیل کند. این کشور در واقع توانست با یک جنبش مذهبی تهدید را به فرصت تبدیل کند. اسلام آباد سلطه بر افغانستان را از ابتدای خروج شوروی دنبال کرده و سعی کرده تا از این گروه حمایت داشته باشد. می دانیم که پاکستان با هند هم مرز است و برای اینکه بتواند دفاع کند افغانستان و کوه های هندوکش را به عنوان نقاط استراتژیک تلقی می کند. مساله آب، ارتباط با آسیای میانه برای پاکستان مهم است. این کشور امیدوار است تا از مخمصه هند رهایی یابد و راهی به شمال پیدا کند و به کشورهای دارای انرژی دسترسی پیدا کند. حتی طی کنفرانس بن نیز پاکستان با سیاست های آمریکا مخالف بود اما پنهانی به سیاست های خود ادامه داد. نکته مهم دیگر اینکه کشوری مانند عربستان همواره سعی کرده که از افغانستان به عنوان یک کشور بحرانی علیه ایران استفاده کند و تمرکز ایران را از منطقه عربی و خلیج فارس به سمت شرق ببرد. عربستان حتی به صراحت نیز اعلام کرده که در صورت تنش با ایران از طالبان حمایت خواهد کرد.

وی در پایان گفت: مساله بعدی اینکه در سال ۲۰۰۱ اجماعی بین المللی علیه طالبان وجود داشت در حالی که امروزه این اجماع وجود ندارد و شاهد رقابت های جدیدی در سطح منطقه خواهیم بود. به خصوص بین آمریکا و چین و آمریکا و روسیه. علی رغم مواضع اعلامی آمریکا شاید این کشور درصدد این باشد تا مدیریت بحران جدیدی را در منطقه اعمال کند. آن هم از آنجایی که آمریکا چین را به عنوان تهدید اول، روسیه را به عنوان تهدید سرزمینی و ایران را به عنوان تهدید خرد تلقی می کند. برای جمع بندی عرض کنم که ایران نباید به مسائل ساده نگاه کند منافع ایران در شکل گیری حکومتی افراطی، ضد فارس، ضدشیعی در افغانستان نیست. در همین راستا یکی از دلایلی که موجب پیشرفت طالبان شد عدم حمایت ایران از اقوام شمال در افغانستان بود. به هر حال ایران باید با افغانستان زندگی کند و واقعیت های این کشور را بپذیرد اما اینکه افکار طالبانی مطلوب ایران باشد من آن را نمی پذیرم و آن را مخالف منافع ملی و ارزش های ایران و همینطور مردم افغانستان می دانم./ خبرآنلاین