موضوع بازگشت قوام‌السلطنه از خانه‌ی شاه به منزل خود روز دوشنبه [۳۰ تیر ۱۳۳۱] ساعت ۶ بعدازظهر بسیار جالب توجه بود، زیرا وی تازه از اطرافیان خود شنیده بود که اوضاع بسیار وخیم است و ممکن است مردم تهران او را قطعه قطعه کنند. از طرف دیگر مردم هنگامی که به دربار می‌رفت او را با اسکورت دیده بودند و تظاهراتی شدید علیه وی کردند و سنگ به اتومبیلش پرتاب کردند، لذا در بازگشت از درب دیگر سعدآباد با اتومبیل دیگری به خانه‌ی برادر خود (معتمدالسلطنه) به شمیران رفت و یک ساعت در آن‌جا مخفی بود…

سرویس تاریخ «انتخاب»؛ روز چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۳۱، دو روز پس از قیام خونین ۳۰ تیر روزنامه‌ی باختر امروز طی گزارشی کوتاه از قوام در آن روز نوشت:

موضوع بازگشت قوام‌السلطنه از خانه‌ی شاه به منزل خود روز دوشنبه [۳۰ تیر ۱۳۳۱] ساعت ۶ بعدازظهر بسیار جالب توجه بود، زیرا وی تازه از اطرافیان خود شنیده بود که اوضاع بسیار وخیم است و ممکن است مردم تهران او را قطعه قطعه کنند. از طرف دیگر مردم هنگامی که به دربار می‌رفت او را با اسکورت دیده بودند و تظاهراتی شدید علیه وی کردند و سنگ به اتومبیلش پرتاب کردند، لذا در بازگشت از درب دیگر سعدآباد با اتومبیل دیگری به خانه‌ی برادر خود (معتمدالسلطنه) به شمیران رفت و یک ساعت در آن‌جا مخفی بود، سپس با اتومبیل عباس اسکندری معاون مارک‌دار خود از آن‌جا فراری شد و به پل رومی (بین تجریش و قلهک) به خانه‌ی دکتر اقبال سرسپرده‌ی معروف رفت. دکتر اقبال اصرار ورزید که قوام شب را در خانه بماند، زیرا می‌گفت کسی خیال نخواهد کرد که شما در خانه‌ی من هستید ولی قوام که بسیار مرعوب شده و رنگ به صورت نداشت نپذیرفت و گفت باید هرچه زودتر بروم.

لذا با اتومبیل دکتر اقبال ساعت ۹ شب یعنی همان موقعی که تهران یک‌پارچه احساسات شده و ۲۰۰ هزار نفر در خیابان‌ها فریاد «مرگ بر قوام و همراهانش» برمی‌کشیدند، به خانه‌ی خود رفت.

در این موقع از شهربانی تقاضای تامین کرد و ۲۰ کارآگاه که همه مسلح بودند به خانه‌ی وی گسیل شد که در اطراف خانه‌ی وی تا صبح کشیک می‌دادند. قوام شب را تا صبح نخوابید، بلکه دستوراتی برای رتق و فتق کارهایش می‌داد و فرزند خود را برای آن‌که حادثه‌ای رخ ندهد به خانه‌ی یک از دوستان فرستاد و خود چمدان سفر را بست و بدون آن‌که به کسی ابراز کند به کجا می‌رود ساعت ۵ صبح از خانه فرار کرد.