• امروز : سه شنبه - ۱۲ مهر - ۱۴۰۱
  • برابر با : Tuesday - 4 October - 2022
2
وقتی خود اصولگرایی در مرکز قدرت قرار می‌گیرد دوراه بیشتر ندارد: یا باید رادیکال عمل کند و یا اصلاح طلبانه. رادیکال عمل کند به سرعت می‌میرد و اصلاح طلبانه عمل کند کمی دیرتر می‌میرد

دولت جدید و مرگ اصولگرایی

  • کد خبر : 73282
  • 12 تیر 1400 - 17:11
دولت جدید و مرگ اصولگرایی

ارمان شرق- دولت آقای رئیسی در مرحله‌ی اول یک نوع قول و قرار و تایید نیازهای جامعه و فضای عمومی را خواهد داد و سعی خواهد کرد از چیزی به نام «کنترل و نظارت» فاصله گیرد، اما خیلی زود آن فشار بخش اصولگرای رادیکال و سنتی -که می‌تواند با آقای رئیسی مقابله هم کند- او را واخواهد داشت به واکنش‌های تند و تیز و به یک تناقض در دیدگاه اجتماعی و فرهنگی. بعد از آن آقای رئیسی، رئیس جمهوری خواهد شد که متناقض خواهد گفت و متناقض هم رفتار خواهد کرد. شاید بتوان گفت که این پاشنه آشیل آقای رئیسی است.»

به گزارش تازه نیوز، تقی آزادارمکی، جامعه شناس معتقد است که با روی کار آمدن دولت جدید که دولتی چندپاره خواهد بود اصولگرایی خواهد مرد به این دلیل که دولت رئیسی طیفی از اصولگرایان رادیکال تندرو تا معتدل را در خود جای خواهد داد که دچار تعارضات جدی با یکدیگر خواهند شد.

آزادارمکی در پاسخ به اینکه «دولت رئیسی با حوزه‌ی مدنی و آزادی‌های اجتماعی چه خواهد کرد؟»، به انصاف نیوز می‌گوید: «دولت آقای رئیسی دولتی یکپارچه نخواهد بود؛ دولتی چندپاره است. یعنی از مجموعه‌ی اصولگرایان همه‌ی طیف اصولگرا در این دولت نماینده خواهند داشت. چنین نیست که مثلا یک مجموعه‌ی منسجم هماهنگی باشد که نهایتا بتواندسیاست‌های فرهنگی‌اش همراه و همسان با سیاست‌های سیاسی و اقتصادی و غیره‌اش باشد. چون یک طیفی در این دولت حاضرند، همه‌ی اینها موضوعات و چالش‌هایی می‌شود برای پیدایش تعارضاتی درون جریان ریاست جمهوری آقای رئیسی.

مثل همان اتفاقی که برای آقای روحانی افتاد؛ روحانی هم وقتی مقابل رقبای خود پیروز شد طیفی پشت سرش بودند که بسرعت بخشی از آنها از او فاصله گرفتند و منتقد آقای روحانی شدند. این اتفاق برای آقای رئیسی هم خواهد افتاد. به این خاطر که طیفی از آنها در حوزه‌ی فرهنگ بسیار تند و رادیکال هستند، در حوزه‌ی فرهنگ و یا در حوزه‌ی آزادی‌های مدنی طیفی هستند که معتقدند باید کاملا فضا را بست و کنترل شده همه چیز را پیش برد. در مقابلش، بخشی از این طیف اصولگرایانی هستند که دید نسبتا مدرنی دارند و چنین دغدغه‌ای ندارند، می‌خواهند مثل اصلاح طلبان عمل کنند اما با شعار اصولگرایی. من معتقدم که آقای رئیسی بیشتر مسیر و آدم‌هایش آدم‌هایی هستند که جای اصلاح طلبی دیروز نشسته‌اند؛ چون مسئله‌ی اصلاح طلبی دیروز تقویت جامعه و گوش دادن به مسائل و نیازهای جامعه بود؛ درنهایت این بخش که بخش مهمی هم در دولت آقای رئیسی است با آن بخش دیگری که اصولگرای سنتی و معارض با جامعه‌ی باز است و اصلا جامعه و تکثر آن را به رسمیت نمی‌شناسد، این دو بخش در یک معارضه قرار خواهند گرفت.

این پاشنه آشیل رئیسی است

حاصل کار این است که دولت آقای رئیسی در مرحله‌ی اول یک نوع قول و قرار و تایید نیازهای جامعه و فضای عمومی را خواهد داد و سعی خواهد کرد از چیزی به نام «کنترل و نظارت» فاصله گیرد، اما خیلی زود آن فشار بخش اصولگرای رادیکال و سنتی -که می‌تواند با آقای رئیسی مقابله هم کند- او را واخواهد داشت به واکنش‌های تند و تیز و به یک تناقض در دیدگاه اجتماعی و فرهنگی. بعد از آن آقای رئیسی، رئیس جمهوری خواهد شد که متناقض خواهد گفت و متناقض هم رفتار خواهد کرد. شاید بتوان گفت که این پاشنه آشیل آقای رئیسی است.»

چندی پیش حسین الله کرم از نمایندگان شاخص گروه «انصار حزب‌الله» و از نزدیکان منصور ارضی در حضور مولوی عبدالحمید و طلاب دارالعلوم مسجد مکی زاهدان از عبارت «مولانای اهل سنت و مسلمین» برای خطاب کردن مولوی عبدالحمید استفاده کرد. این نحوه مواجهه با آقای عبدالحمید که تقریبا همیشه از جانب جریان حزب‌الله مغضوب یا متهم بوده، پس از اعلام حمایت شورای نمایندگان اهل سنت از ابراهیم رئیسی در انتخابات اتفاق افتاد.

این اتفاق نفی اصلاح‌طلبی بود، نه اثبات اصولگرایی

این جامعه شناس در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است جریان اصولگرا برای تقویت مقبولیت اجتماعی خود باتوجه به حداقلی بودن رای رئیس دولت جدید، تن به باز کردن فضا و وسیع کردن آزادی‌های اجتماعی دهد یا خیر، گفت: خیر، ممکن نیست! چون معارض با اهداف و ایده‌ها و مسائل اصولگرایی است. یکوقتی هست که شما آدم‌ها را دعوت می‌کنید اما نه به آن چیزی که خودشان می‌خواهند، بلکه دعوت می‌کنید به تعبیری که خود شما از آن جریان دارید. مثلا دعوت از جریان حاشیه‌ای کشور نه به این دلیل است که مرکز مثل حاشیه شود، بلکه دعوت به این است که حاشیه مثل مرکز شود. یعنی دعوت از جریانات حاشیه‌ای است که آنها مثل اصولگراها شوند و مانند آنها عمل کنند. این اتفاق [نحوه‌ی مواجهه‌ با مولوی عبدالحمید] نفی اصلاح طلبی بوده است تا اثبات اصولگرایی.

به همین دلیل وقتی اصولگرایی بخواهد بعد از مدت کوتاهی به خود بیاندیشد و جامعه و سیاست و اقتصاد و فرهنگ را براساس مبانی خود سرو سامان دهد، تناقضاتش ظهور خواهد کرد؛ ولی اینجاست که ورژنی جدید از اصولگرایی زاییده خواهد شد که این مدل جدید دقیقا می‌شود اصولگرایی که جای اصلاح طلبی در ایران می‌نشیند. یعنی می‌خواهد اقتصاد بازار را پی بگیرد، می‌خواهد با جهان ارتباط برقرار کند، می‌خواهد گروه‌های اجتماعی متعدد را بپذیرد و همه‌ی اینها منجر به فروپاشی اصولگرایی در ایران می‌شود و به سرعت اصولگرایی علیه خودش اقدام خواهد کرد و تبدیل به ضد خود خواهد شد.

آزاد در پاسخ به اینکه آیا این روند را مثبت ارزیابی می‌کند، گفت: چون من از منظر اجتماعی نگاه می‌کنم بنظرم اتفاق بسیار خوبی است؛ چون آنچه تا دیروز موجب می‌شد کنش جمعی مدنی به سختی صورت گیرد اعتراض و رادیکالیزم اصولگرایی بود. وقتی خود اصولگرایی در مرکز قدرت قرار می‌گیرد دوراه بیشتر ندارد: یا باید رادیکال عمل کند و یا اصلاح طلبانه. رادیکال عمل کند به سرعت می‌میرد و اصلاح طلبانه عمل کند کمی دیرتر می‌میرد؛ در هردوصورت در آینده عبور از اصولگرایی رقم خواهد خورد. ما با تولد اصولگرایی جدیدی مواجه خواهیم شد که خیلی شبیه به اصلاح طلبی دیروز خواهد بود.

لینک کوتاه : http://armanshargh.ir/?p=73282

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 1انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.