آرمان شرق-جواد مرشدی:با رشد فضای مجازی در جامعه اپلیکیشن ها و استار تاپ ها هم روی کار آمدند و در تسهیل مراودات اینترنتی کمک حال مردم شدند اما چند صباحی است که پا را فراتر نهاده و مشتری پرو پا قرص رسانه ملی شده اند به نحوی که در هرشبکه رادیویی و تلوزیونی می شنویم و می بینیم که ستاره مربع و قرغه کشی .فرقی هم نمی کند برنامه چه باشد .گویی صدا و سیما کازینوی سیار شده و مردم هم قمار باز! مجریان نیز متولی شرکت های اسپانسری و نمایندگان اپلیکیشن ها .صدا و سیما گلایه از فربگی دارد و حالا بجای ارایه راهکاراقتصادی خلاقانه برای رتق و فتق خود به این فضا روی آورده . در ابتدای انقلاب امام (ره ) فرمودند صدا و سیما دانشگاه است و حالا این دانشگاه به مثابه بلیط های بخت آزمایی قبل از انقلاب می ماند . از طرف دیگر اگر چه دایره نفوذ صدا و سیما نزد افکار عمومی کم شده اما برنامه سازان و مجریان این سازمان از هیچ تلاشی برای تخریب دولت فرو گذار نمی کنند ،برنامه هم فرقی نمی کند چه طنز و ورزشی و چه اقتصادی یا سیاسی ،مجری از بدو آنتن از مشکلات اقتصادی و معیشتی می گوید،اگر چه ما هم منکر مشکلات نیستیم ولی آیا در دولت قبل هم از این تریبون آدرس مشکلات داده می شد .وظیفه اصلی صدا و سیما انعکاس واقعیات و اخبار صحیح و نقد منصفانه است، تفاوت در چیست که در زمان احمدی نژاد که اوج بحران های بین المللی و اقتصادی را داشتیم از رادیو و تلویزون صدایی در نمی آمد و حالا اینچنین. فراموش نکنیم در جهان معاصر رسانه بازی هیچ و همه چیز است و و قتی به شکل انحصاری برنامه های دیداری و شنیداری در اتمسفر ایران در اختیار یک رسانه (صدا سیما )است این نقش مهم تر می شود .غافل از اینکه با ولنگاری و سانسور های خبری نه تنها مخاطبان خود را از دست داده بلکه آنها را به سوی رسانه های بیگانه سوق داده است و این مردم هستند که برای دانستن که حق آنهاست باید اخبار بیگانه را رصد کنند ،اگر چه رسانه بیگانه و برون مرزی هم ابایی در بزرگ نمایی برخی مشکلات و حتی دروغ پردازی ندارد.آرمان شرق در گفت و گویی با مصطفی ایزدی از مدیران میانی سابق صدا و سیما و کارشناس حوزه رسانه به بررسی این موضوع پرداخته که در پی می آید.

آیا صدا و سیما توانسته با توجه به پتانسیل های موجود مطابق جایگاه و نقش خود در افکار عمومی ایفای نقش کند ؟

البته این سوال سوال سختی است،رسانه ملی سه اشکال اساسی دارد،که البته این اشکال از قانون اساسی نیست.برخی آقایان اشکال را از قانون اساسی می بینند.صدا و سیما باید چند رقیب در کشور داشته باشد اما نه تک صدایی مثل خودش، مثل گروه های سیاسی،اشخاص و یا حتی دولت که متاسفانه ندارد.این یک اشکال اساسی است که اگر می داشت بالاخره در رقابت ها و مسائل مختلف جامعه این اشکال تک صدایی بر طرف می شد اما صدا و سیما در شرایط فعلی اصلا نتوانسته به وظیفه خود عمل کند و نتوانسته توقعات جامعه را بر آورده کند،در اختیار یک جناح سیاسی خاص است که هر طور دلشان بخواهد آن را اداره می کنند و تقریبا به کسی هم پاسخگو نیستند احیانا اگر نماینده مجلس یا دولت به این شیوه کار اعتراض کند آنها شروع می کنند به توجیه کردن،یعنی پاسخ درست و حسابی نمی دهند.البته شرایط زمانه ما یک جوری است که خوشبختانه یک رقبایی بنام فضای مجازی برای صدا و سیما وجود دارد،اینکه گفتم رقیب ندارد منظور از نوع رادیو تلوزیون بود و گرنه در فضایی مجازی هم از نظر سیاسی و هم از نظر فرهنگی و اجتماعی و حتی هنری یک توان بالقوه ای در اختیار مردم هست که اگر رادیو تلوزیون خودمان در اختیار گروه خاص است از آن بهره ببرند.
صدا و سیما می بایست واقعیت ها را منعکس و نقد منصفانه کند،در دولت احمدی نژاد با تمام خرابکاری ها چنین اتفاقی نمی افتاد ولی الان در هر برنامه ای از طنز و ورزشی گرفته تا برنامه های سیاسی مجری از وضعیت بد اقتصادی می گوید،این تفاوت از کجا می آید؟
آنوقت دولت مال خودشان بود و الان مال خودشان نیست،روشن است.آقایان خیلی تلاش کردند که دولت احمدی نژاد را دولت ملکوتی و احیانا مورد حمایت مقامات معنوی نشان دهند و خیلی تلاش کردند ولی متاسفانه در رابطه با این دولت نه.این دولت را مال خودشان نمی دانند و به همین دلیل تلاش می کنند که دولت را بد جلوه دهند و عملکردی از آن منعکس نکنند،اگر هم منعکس کنند به نحو خاصی است و اگر هم احیانا می خواهند نقد هوادار آن دولت را پخش کنند در یک برنامه های متفرقه که نه بیننده دارد و نه شنونده پخش می کنند و مخالفت ها با دولت را در اصلی ترین برنامه ها و در پر بیننده ترین بخشی های خبری می گویند اما اگر چنانچه یکی بخواهد یک حمایتی از دولت بکند، می آورند در یک برنامه هایی که خیلی کم بیننده و کم مخاطب است.کاملا هم روشن است،این دولت هم گرچه یک دولت اصلاح طلب نیست ولی همین قدر که معتدل از نظرات آقایان است؛ مورد پذیرش نیست.
باید در نظر داشته باشند که این دولت در زیر مجموعه حاکمیت است و اگر اتفاقی برای این دولت بیافتد،ضربه به نظام است.به نظرات شما این نحوه برخورد صدا و سیما به صلاح است؟
الان بسیاری از اینها که می نشینند، البته همه مدیران خصوصا مدیران میانی صدا و سیما را نمی گویم؛ این ها که در حوزه سیاسی و خطی هستند از همین هواداران مدل احمدی نژادی هستند،یعنی از نوع تندرو اصول گرا ها هستند.اینها وقتی دولت را قبول نداشته باشند و با میل خود بخواهند عمل کنند همین است یعنی رفتار،برنامه ها صحبت های خودشان و حتی صحبت هایی هم که از تلوزیون پخش می کنند و بین خودشان مطرح می شود؛ می خواهند نگذرارند این دولت موفق جلوه کند،حالا شیوه های مختلف هم دارد.در برنامه های مختلف چه تلوزیون چه رادیو اینها می نشینند و دولت را بعنوان یک رقیب می کوبند و قبول هم ندارند که اگر دولت ضربه خورد نظام ضربه می خورد،حالا همفکران اینها در خارج از صدا و سیما هم همینطور.خاطرتان هست که در سال ۹۶ مخالفان دولت یک تظاهراتی را در ابتدا راه انداختند که به دولت ضربه بزنند و بعد که کار از دست شان در رفت و این تظاهرات گسترده شد و از مشهد بیرون زد وبه شهر های کوچک دیگر هم رسید و دیگر شعار های ساختارشکنانه علیه نظام داده می شد تازه فهمیدند که نمی توانند با دولت این برخوردها را داشته باشند و به همین دلیل ول کردند اما اینها قبول ندارند که اگر دولت ضربه بخورد نظام ضربه می خورد.اما ما کلا چنین اعتقادی داریم،فرق نمی کند هر دولتی حتی اگر دولت احمدی نژاد هم باشد اگر ضربه بخورد خصوصا که کل نظام هم پشت سرش ایستاده بودند، تضعیف می شوند.می بینیم که بعضی اصلاح طلب ها را این محافظه کاران می گویند شما بر گردید به نظام.این به این معنی است که این آقایان اصلا جوری رفتار می کنند که غیر از خودشان کس دیگر را نظام تلقی نمی کنند.به همین دلیل برایشان مهم نیست و تا جایی که می توانند هم از نظر تبلیغاتی نمی گذارند؛ دولت موفق جلوه کند.

در حال حاضر می توان گفت دایره نفوذ صدا و سیما علیرغم داشتن همه امکانات در افکار عمومی بسیار پایین آمده ،برای اینکه به رسانه ای تراز اول و ملی تبدیل شود باید چه رویکرد هایی را در نظر بگیرد؟

برای صدا و سیما چند تا راه حل موجود است و واقعا این چیزی نیست که من چون در این سازمان سال ها کار کرده ام؛ بگویم ،بالاخره عقل ایجاب می کند و بر همگان روشن است که صدا و سیما وقتی می تواند موفق باشد و جایگاه خود را پیدا کند که عموم گروه های سیاسی را مورد حمایت قرار دهد .در حال حاضر تقسیم بندی ما در جناح سیاسی دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب هستند .به هیچ عنوان هم نمی شود اصلاح طلبان را کلا از جامعه حذف کرد .در سال ۸۸ خیلی تلاش کردند که ریشه اصلاح طلبان را بکنند ولی وقتی یک گروه سیاسی پایگاه مردمی دارد، نمی توانند اینجوری با آن برخورد کنند .انگار خاکستر را روی اتش پاشیده اند و بعد که یک باد در بیاید خاکستر ها کنار می رود و دوباره اینها سر بلند می کنند ،آن چنان که در این فاصله بعد از احمدی نژاد این اتفاق افتاد، این یکی و دوم اینکه صدا و سیما باید واقعیت ها را منعکس کند . دلیلی ندارد که مردم صدا و سیمای خودمان را ول کنند و بروند بیننده و شنوده رسانه های خارجی باشند،این به خاطر این است که صدا و سیمای ما واقعیت را برای مردم نمی گوید آن چیزی که میل خودش است می گوید.چرا مردم به سمت بی بی سی و من و تو و شبکه های دیگر می روند این به دلیل این نیست که مردم ما عشق شان به تلویزیون خارجی باشد ،نه اصلا اینطور نیست .برای اینکه تلویزیون ما نمی گوید سقوط هواپیما برای چه بود و یا در سوریه چه می گذرد،اینها که مخالفند حرف شان چیست؟اینها وقتی نمی گویند ،مردم دلشان می خواهد بدانند .مردم می خواهند بدانند در سوریه و عراق چه می گذرد یا آمرکایی ها چه دارند راجع به ما می گویند .صداو سیما صادقانه نمی آید جزئیات این چیز ها را با مردم در میان بگذارد و تحت عنوان مصلحت نیست و اینها مردم را نامحرم می دانند و مردم هم که نمی ایند رها کنند پس به جاهای دیگر مراجعه می کنند . یعنی نمی گویند چون صدا و سیما نگفته پس مهم نیست .میروند ماهواره می بینند و می روند داخل فضای مجازی و هر چه می خواهند می بینند .می دانید که اینجور نیست که واقعا رادیو ها و شبکه های بیگانه حقیقت را بگویند و آنها دشمنی خود را می کنند . صدا و سیما برای بازیافت شخصیت خودش باید واقعیات را به مردم بگوید و مردم را نامحرم نداند . فکر نکنند که اگر فلان مطلبی را بگویند ناجور می شود و نظام ضعیف می شود .اینها مال ۵۰ سال پیش از این بود که نه رسانه های فارسی زبان خارجی داشتیم و نه فضای مجازی وجود داشت ،آن زمان یک حرفی را می زدند و می رفتند. به نظر من اینها باید خودشان را اصلاح کنند ،صداقت داشته باشند ،کل مردم را هم با هم ببینند و اصلاح طلب و اصول گرا را هم با هم ببینند تا بتوانند پایگاه اصلی شان را به دست بیاورند.

مدت هاست در شبکه های صدا و سیما مادام تبلیغ از شرکت در قرعه کشی و استفاده از اپ و اینهاست و به نوعی می توان گفت صدا و سیما تبدیل به یک کازینوی سیار شده.این قرعه کشی ها به مثابه قمار شده و صدا سیما به جای اینکه در حوزه اقتصاد طرح های خلاقانه ارائه دهد به این سمت و سو رفته ،آثار تخریبی این قرعه کشی ها چیست؟

اثر تخریبی که خیلی دارد ،یعنی واقعیت این است که آدم نگاه می کند می بیند در برنامه کودک تبلیغ می کنند .برای بیننده و شنونده کودک که دیگر تبلیغ خورد و خوراک و اینها نمی کنند ،این خیلی خلاف اصول تربیتی و اینهاست .یا مثلا فرض کنیم که در حوزه آموزش می آیند تبلیغ این موسسات آموزشی و اینها را می کنند بخاطر اینکه پول بگیرند .در فیلم های سینمایی تبلیغاتی می کنند که عجیب و غریب است .از طرفی هم همین موضوع مسابقات و استارتاپ و قرعه کشی ها که می کنند بسیار مضر است . خوب صدا و سیما یکی از کارهایی که می تواند بکند این است که واقعا پرسنل خود را کم کند .اصلا ما نمی دانیم ۵۰ تا ۶۰ هزار پرسنل در صداو سیما چکار می کنند .آن موقع که ما بودیم ۱۲۰۰۰ پرسنل داشت ولی الان در هفت هشت ده سال اخیر انقدر زیاد کردند .وقتی حجم بالا می رود اینها مجبور هستند از راه های غیر منطقی و حتی غیر اخلاقی پول در بیاورند در صورتی که اگر پرسنل شان کم بود و هزینه ها هم کم بود با همان پولی که دولت اختصاص می داد به راحتی می توانستند اداره کنند به اضافه یک سری تبلیغات معقول برای بانکها و جاهایی که معقول هستند نه اینکه مردم را دعوت کنند که پول بریزید به اینجا و پیامک بزنید و اینکار را کنید و آن کار را کنید و معلوم هم نیست چقدر پول جمع می شود و کجا خرج می شود .اینها گرفتاری هایی است که صدا و سیما در گیر آن است .