آرمان شرق:شایان مظاهری:چند دهه ای است که پیشرفت های تکنولوژی بر زندگی بشری تحمیل شده و راه گریزی از آن هم نیست .از داستان نوار کاست و ویدئو گرفته تا ماهواره و حالا هم فضای مجازی .مواردی که در کشور ما در ابتدای امر با واکنش منفی و تدافعی و رویکردهای انسدادی روبرو شده اما بعد از مدتی جای خود را در زیست اجتماعی مردم مستحکم کرده و مسئولان را مجاب به اغماض!یک سالی هست که از فیلترینگ تلگرام می گذرد و دکمه ای که بنا بود وزیر به آن دست نزند، فشار داده شد ،پس از این فشار موج فیلتر شکن ها آن هم از نسل جدید روانه دنیای مجازی شد .اوایل هفته بود که یکی از نمایندگان مجلس آن هم از نوع جبهه پایداری خواستار قطع شدن فیلتر شکن ها توسط مسئولین شده بود ،آن هم به بهانه کاهش استرس جوانان .این در حالی است که هفته گذشته رهبری گفته بودند فضای مجازی جایی است که می شود در آن به دشمن تو دهنی زد ،فرموده ای که می توان از آن این وام را گرفت که نگاه ایشان به فضای مجازی نگاه فرصت است . با این تفسیر چنانچه به زعم این نمانیده و همفکران وی این اتفاق بیافتد چگونه جوانان طبق نظر رهبری از این فرصت برای مقابله با دشمن اشتفاده کنند . آرمان شرق در گفت و گویی با مهندس دانیال پازوکی کارشناس فضای مجازی به بررسی این موضوع پرداخته که در پی می اید.

رهبری در سخنان هفته گذشته گفتند فضای مجازی جایی است که می شود به دشمن تو دهنی زد،عطف به سخنان ایشان می توان گفت نگاه ایشان به فضای مجازی نگاه فرصت مدارانه است .الزامات این نگاه و مولفه های معطوف به آن در فضای مجازی چیست؟
من نمی توانم از منظر ایشان به مسئله نگاه کنم اما فرصت هایی که در فضای مجازی هست، فرصت ایحاد ارتباط است،من فقط در حوزه ارتباطی فضای مجازی را خوب می بینم.ما امکان بازار یابی فرهنگ را در فضایی مجازی داریم چون که جامعه فضای غیر رسمی برای گفت و گو ندارد. یعنی ما دیگر گعده هایی که در مساجد یا در زورخانه ها و یا قهوه خانه ها شکل می گرفت، امروز نمی بینیم و آدم ها بیشتر در فضایی متاثر از فشار اقتصادی و تفاوت فرهنگی و بین نسلی از هم جدا افتاده اند.در فضای مجازی امکان بازار یابی فرهنگ به وجود آمده،یعنی افراد می توانند مراسم های خودشان را تبلیغ کنند،گردهمایی های خود را تبلیغ کنند و آدم ها می توانند در گروه های گفت و گو بر اساس تجربه و بر اساس تغییر زبان بین افراد، زبان جدیدی را بین همدیگر تعریف کنند.من فضای مجازی را بیشتر حول و حوش کشف اطلاعات جدید می دانم نه اینکه بخواهم آن را به فضای سیاست ربط دهم.چون یک فضای تفریح است،مثل این می ماند که کسی وارد قهوه خانه ای می شد یک سلامی می داد و دو سه نفر سرشان را بر می گرداندند و این تکرار سر بر گرداندن باعث می شد که آدم ها سر میز همدیگر بنشینند و آهسته آهسته عقیده ها به هم نزدیک می شد و زمینه گفت و گو را فراهم می کرد. ضمن اینکه به نسبت گذشته آدم ها در فضای مجازی کمتر جدل می کنند،یعنی بستر گفت وگو بیشتر و بهتر شکل می گیرد.در فضای مجازی، خرد جمعی یک حلقه مفقوده است،من احساس می کنم در انتخاب های کلان فضای مجازی راهبری می کند.تحقیقی دیدم که در آن می گفت وقتی جمع با یک چیزی مخالفت می کند تا ۷۰ درصد رای انسان های مستقل را می تواند تغییر دهد،یعنی عمدا پنج نفر می گفتند جواب دو درست است خود به خود در تکرار های بعدی، فرد همرنگ جمع می شد.یعنی فضای مجازی می تواند خرد جمعی به وجود بیاورد اگر اصحاب فرهنگ اصحاب آگاهی بتوانند خوراک درست و تحلیل های درستی ارائه دهند.حالا چه به لحاظ سیاسی،اجتماعی و اقتصادی.در بحث فروختن دلار وقتی گروه های اقتصادی آمدند و اعلام کردند، هر که دلار گرفته بفروشد یک ایجابی به وجود آورد که یک موجی رفتند دلار های خود را فروختند در حالی که خیلی هم نمی شد با استدلال و منطق افراد را راضی کرد ولی فضای مجازی اینکار را کرد.
یک سری از مسئولین ما فضایی مجازی را تهدید می بینند تا جایی که یکی از نمایندگان مجلس گفته بود چرا مسیولین فیلتر نمی کنند تا جوانان استرس نداشته باشند .اگر اینطور باشد جوانان چگونه می توانند مطابق نظر رهبری در این فضا به مقابله با دشمن بپردازند؟
در ایران قدرت هم سطح نیست،یعنی به صورت افقی پخش نشده،قدرت در ایران از گذشته پلکانی یا عمودی بوده،طبیعی است که کسی که به پله های بالاتر از قدرت دست پیدا کند بیشتر نگاهش به پله های پایین تر کنترلی خواهد بود.جامعه به صورت یکپارچه برای پله های بالایی تهدید محسوب می شود اما در سطح خودش تهدید نیست.آنهایی که فضای مجازی را تهدید فرض می کنند بر پله های بالایی قدرت تکیه زده اند و دارند از بالا به پایین نگاه می کنند.من احساس می کنم که ما باید در مناسبات قدرت یا گفتمانی که این دوستان دارند از نظر افقی حرف بزنند، یعنی چهره به چهره و روبرو حرف بزنند.همانطور که می بینیم همه دوستان اصحاب نظر یا اصحاب قدرت از فیلتر شکن استفاده می کنند،یا توییتر دارند و یا تلگرام دارند و آنجا این فضای مجازی است که آنها را مجبور به نگرش دموکرات کرده چرا که آنها برای شنیدن افکار عمومی باید از پله پایین بیایند و باید در آن فضایی بیابند که همه هستند.به نظر من فضای مجازی خیلی به ایجاد دموکراسی در کشور کمک می کند. حرف ها یی که می زنند برگرفته از افکار های سنتی قدرت است اگر داخل فضایی مجازی باشند این حرف را بزنند عملا خودشان هم به بیرون پرتاب می شوند.پس قبول کنیم که اگر می خواهیم از این فضا بیرون نرویم باید قاعده بازی فضای مجازی را رعایت کنیم.
پیشرفت تکنولوژی همیشه بوده و از نوار کاست و ویدئو و ماهواره گرفته تا الان همواره خود را تحمیل کرده اند،چرا راهکار مقابله ما با بد افزار ها و نقاط منفی فضای مجازی سلبی است .دروجه ایجابی چرا برنامه نداریم و چگونه می شود برای کنش در فضای مجازی فضای ایجابی ایجاد کرد ؟

من از نظر ایجابی از نگاه اجتماعی می گوییم که وقتی جامعه تعریفی از مقصد داشته باشد و مشخصا هدف حضورش در فصای مجازی بر اساس تحمیل رسانه بر آن نباشد، این را باید بداند که نسبت اش با رسانه چیست،وقتی این را بداند وارد می شود، استفاده می کند و خارج می شود .در حال حاضر بین اصحاب فرهنگ و جامعه گسل اتفاق افتاده بنابراین از فرهنگ نمی توانند رویکرد ایجابی را به جامعه انتقال دهند .براین اساس چیزی به ذهن من نمی رسد که از این فضای سلبی به سمت فضای ایجابی برویم مگر اینکه فرد به فرد یا گروه به گروه با تعریف چشم اندازی هدف وارد فضای مجازی شویم. اگر دقت کنیم، وقتی موضوع کسب و کار در فضای مجازی مطرح می شود، کانال ها گروه ها و یا آن صفحات اینستاگرامی تخصصی می شود و یک محصولی را می خواهد بفروشد.شما می دانید که وقتی وارد دکان آن آدم در فضای مجازی می شوید فقط در مورد آن محصول حرف زده می شود و این رویکرد ایجابی است که من اینجا هستم با تعریف مشخص. اتفاقا اگر این نگاه کانالیزه شود و حکومت این موضوع را جا بیاندازد که هر کسی حرفه خودش را بشناسد، طبیعی است که چیزی شبیه اصناف که بیرون قدرت دارند می توانند با حاکمیت چانه زنی کنند و در فضای مجازی هم فرض کنید کتاب فروشی ها یا ناشرین یا دوستان فروشنده های خرد یا درگاه های فروش مستقیم کالا اگر بتوانند تعریفی برای خودشان پیدا کنند خود به خود رقم اقتصادی فضای مجازی مشخص تر می شود و قدرت چانه زنی جامعه با حاکمیت هم بالا می رود .نمی خواهم پر حرفی کنم ولی اینستاگرام را فقط کسب و کارهای کوچک و هدفمند زنده نگه داشتند وگرنه در قالب نگاه انسدادی برخی مسئولین، بیش از آنکه از تکس گریزان باشد از تصویر و مدیا گریزان است چون انتقال معنی در تصویر چندین برابر تکس است و مردم حوصله خواندن تکس را ندارند اما اینستاگرام هنوز زنده است بخاطر کسب و کارها ،بخاطر خرده فروشی ها و کمکی که به اقتصاد خانواده ها دارد می کند .

در بحث حکومتی چگونه می توانیم همین فضای ایجابی را داشته باشیم ؟

وقتی نوع خدمت در فضای مجازی بر اساس آن درگاهی که خودشان در نظر دارند تبیین شود مثل برخی اپلیکیشن ها ،مردم وقتی می بینند که بانک با این اپلیکیشن خدماتی را برای مشتریان فراهم می کند؛ فکر می کنند از روی خدمت پتانسیل های فن آوری اینترنت در فضای مجازی حاکمیت می تواند استفاده کند مثل اتفاقی که با پلیس +۱۰ برای کم کردن مسئولیت دولت و واگذاری به بخش خصوصی اتفاق افتاد، می تواند این رایزنی ها را با فضای مجازی هم داشته باشد .یعنی هر کس به تناسب نسبتی که با حاکمیت دارد آنجا می تواند انتقاد کند ،پیشنهاد دهد و امکانات از دولت بگیرد .مثلا قوه قضاییه از فضای مجازی برای کم کردن بار مراجعات استفاده کند .چون آن حلقه های گفت و گویی بین جامعه و حاکمیت کم رنگ شده و فاصله شکاف بین حاکمیت و مردم افزایش پیدا کرده وسرمایه اجتماعی مردم با حامیت کم شده به وجود آوردن فضای ایجابی برای جامعه باز دوباره خود حالت سلبی پیدا خواهد کرد.

با توجه به پیشرفت های تکنولوزی در فضای مجازی راهکار های مقابله با جنگ روانی در این فضا چیست . مثلا به جای نگاه تدافعی نگاه تهاجمی داشته باشیم .اصلا ابزار و مولفه های ما در این حوزه چیست؟

همه اینها بر می گردد به پذیرش آرای الیت جامعه ،یعنی آدم هایی که نقطه اثر هستند در جامعه و حرفی می زنند. فضای مجازی فقط می تواند به عنوان یک پاد زهر این اعتمادی که توسط جامعه تکثیر می شود را متکثر تر کند و با صدای بلند تر پخش کند . مثلا اگر حادثه کوچکی در یکی از شهرستان های دور اتفاق می افتد و بنابر جنگ روانی که در فضای مجازی وجود دارد به سرعت در کانال ها و گروه ها پخش می شود اگر فورا افرادی که اعتباری در جامعه دارند و افرادی که مورد وثوق و اعتماد مردم هستند؛ مطلبی در مورد آن بنویسند این خود پاسخ به جنگ روانی خواهد بود .ما باید بکوشیم فضای گفت و گویی بین حاکمیت و مردم و مردم با خودشان را به سمت امور مثبت و دایره اثر گذاری آن ببریم .خیلی خیلی دایره نگرانی بزرگ شده و چون شفافیت هم در انتقال معنی از طرف حاکمیت به مردم وجود ندارد افت اعتماد به وجود آمده و جنگ روانی اتفاقا توسط خود مردم پخش می شود ،یک ویروسی است که توسط خود مردم پخش می شود و گرنه انقدر دشمنان ما یا متخاصمین فضای مجازی قدرت ندارند که بتوانند اینقدر این فضا رادر دست خود گیرند . آنها دارند از شکاف بین مردم و جامعه سوء استفاده می کنند ما باید کاری کنیم که این شکاف کمتر شود .