آرمان شرق-جواد مرشدی:اصلاح طلبان که در انتخابات ۹۲ در فقدان کاندیدای هم طیفی به سمت و سوی اجماع با اعتدالیون سوق یافته و از روحانی حمایت کرده و در انتخاب وی نقش به سزایی را ایفا کردند چند صباحی است که مورد بی مهری دولت قرار گرفته اند، از سهم حداقلی وزرا گرفته تا اظهارات جنجالی رئیس دفتر رئیس جمهور.آنان بدنه اجتماعی مستحکم و پرشور خود را مصروف کاندیدای حداقلی کردند تا کشور را از گلوگاهی خطیر عبور داده و تندروها را به حاشیه برانند. طیفی که بدین سان موجب بالا رفتن سرمایه اجتماعی روحانی شدند و حالا شاید جوابی برای مخاطبین خود نداشته باشند و در برابر برخی عملکردهای دولت فقط باید سکوت اختیار کنند . روحانی هم دیگر به رای مردمی نیازی ندارد و حالا ترک تازی خودرا به نمایش گذاشته و مهم تر اینکه ظاهرا فنا شدن سرمایه اجتماعی خود را هم نمی بیند . رئیس دفتر روحانی هم با حضور در همه عرصه ها خبر ساز تر شده و حالا در ادعایی منکر نقش اصلاح طلبان در روی کار آمدن روحانی شده است . آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر احمد شیرزاد فعال سیاسی اطلاح طلب به این موضوع پرداخته که در پی می آید.

نسبت اصلاح طلبان و بنده اجتماعی این جریان سیاسی با دولت روحانی چیست؟

نسبت اصلاح طلبان به آقای روحانی نسبت حامی و مورد حمایت است ،یعنی اصلاح طلبان در انتخابات حامی آقای روحانی بودند و به نوعی هم شریک ایشان در قدرت .منتهی این شراکت در قدرت یک شراکت ائتلافی تمام عیار نبوده و در واقع اصلاح طلب ها در موقعیتی نبودند که بخواهند امتیازات گسترده ای در قدرت بگیرند . به عبارت دیگر ائتلافی که بین اصلاح طلبان و آقای روحانی شد، مشابه ائتلاف های متعارف در بین احزاب دنیا نبوده .در دنیا معمولا دو تا حزب می ایند رای هایشان را روی هم می گذارند ویک تعدادی کرسی در پارلمان به دست می آورند و تعدای پست در هیات دولت را بین خود تقسیم می کنند .این روال عرف است اما در ایران به این شکل نبوده و علت آن هم این است که محدودیت هایی که برای اصلاح طلبان ایجاد شد، اینها را منع کرد از اینکه بتوانند تمام عیار وارد صحنه انتخاب شوند .در انتخابات ۹۲ کاندیدای اصلی ما آقای هاشمی رفسنجانی بود ،نهایتا آن انتخاب با ممانعت شورای نگهبان روبرو شد و در نتیجه گریزی برای اصلاح طلبان نبود که از بین کاندیداهای موجود تایید صلاحیت شده انتخاب کنند .همین اتفاقی که در مجلس هم رخ داد ،در مجلس اخیر هم اصلاح طلبان گزینه ای نداشتند جز اینکه از بین کاندیداهای موجود انتخاب کنند.ما در بین کاندیداهای موجود آقای عارف را داشتیم که از اصلاح طلبان بودند، ولی در نهایت با تمام وزن کشی ها و سبک و سنگین کردن ها کفه به نفع آقای روحانی چرخید .ولی دقت بفرمایید که اصلاح طلبان در موقعیتی نبودند که به استقلال بتوانند کاندیداهای خودشان را مطرح کنند و به عرصه بیاورند و این در شرایطی است که احتمالا هم کاندیداهایی می توانستند داشته باشند .در انتخابات ۹۶ مسئله خیلی فرق می کرد آنجا ما رئیس جمهوری را داشتیم که یک دوره در انتخابات شرکت کرده بود و با ایشان همکاری کرده بودیم و با اینکه آنجا هم اقای جهانگیری را داشتیم ولی مجموعا باز هم همه سلایق و نظر ها به این سمت چرخید که از آقای روحانی حمایت شود . شاید اگر مثلا آقای جهانگیری در آن چهار سال پیش یعنی سال ۹۲ می توانستند شرکت کنند این احتمال را می شد داد که ایشان یک کاندیدای جدی از سوی اصلاح طلبان مطرح شود.الان هم این وضعیت است یعنی رابطه حامی و مورد حمایت است در عین حال که یک ائتلاف نسبی در قدرت را هم ما داشتیم در این دو دوره آقای روحانی.مصداق مشخص این ائتلاف نسبی را می توان گفت چند وزیر کابینه بوده که به اصلاح طالبان تعلق گرفته که مجموعا می شود گفت این تعلق گرفتن هم نه بر مبنای معیارهای عرفی ائتلاف ها بوده بلکه مثلا اگرآقای زنگنه انتخاب شده به واسطه سهمیه اصلاح طلبان نبوده بلکه به واسطه سابقه ای که در حوزه نفت داشته انجام شده است ،یا اگر آقای حجتی هم انتخاب شده نه به واسطه اصلاح طلبان بلکه به واسطه تجربه هایی که در وزرات کشاورزی داشت انجام شده است .حداقل می شود گفت که آن عنادی که در دوره احمدی نژاد در بکارگیری اصلاح طلبان وجود داشت در دولت آقای روحانی نبود و مجموعا یک شرایط همکاری نسبی را ما داشتیم .بنای کابینه آقای روحانی این نسیت که اگر یک وزیر اصلاح طلب استعفا داد و یا برکنار شد مجددا یک وزیر اصلاح طلب جای او بیاید.

آقای واعظی چرا چنین صحبت هایی می کنند و اصلا نقش ایشان چیست و چرا چنین صحبت هایی می کنند ؟

آقای واعظی دارند بیش از آن حدی که جایگاه سیاسی شان است دست و پایشان را در مسائل مختلف وارد می کنند و این هم به ضرر آقای روحانی است و هم به ضرر رابطه آقای روحانی با اصلاح طلبان است و هم مجموعا برای حرکت مشترک اصلاح طلبان و اعتدال گرایان نمی تواند صورت خوبی داشته باشد.به نظر من اظهار نظر های سیاسی اقای واعظی خیلی غیر سازنده است .البته ایشان بعنوان رئیس دفتر رئیس جمهور در خیلی از مسائل می توانند نظر دهند .ایشان حتی در سیاست خارجی هم اعمال نظر می کنند که می توان از خبرنگار پرسید که چرا از او سوال می کند .درست است که رئیس دفتر رئیس جمهور پست مهمی است ولی عمدتا مسائل مربوط به برنامه های رئیس جمهور می تواند نکته مهمی باشد و می تواند راجع به سفر ها و برنامه های آقای رئیس جمهور صحبت شود.متاسفانه سوال های خارج از مسئولیت از آقای واعظی پرسیده می شود .ما می دانیم در انتخابات مجلس دهم آقای واعظی فعالانه شرکت داشت و درانتخاب کاندیداها در قطب چانه زنی خیلی جدی در مقابل اصلاح طلبان قرار گرفت و گلایه های زیادی هم آن زمان وجود داشت .ولی مجموعا ایشان چه به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور و چه بعنوان یک عضو فعال حزب اعتدال و توسعه که هستند، بایستی بیش از جایگاه متعارف و عرفی خودشان وارد مسایل سیاسی نشوند .بخصوص من فکر می کنم که قضاوت کردن و اظهار نظر کردن راجع به سهم اصلاح طلبان در حد و حدود اظهار نظر ایشان نیست .من تردید ندارم که خود آقای رئیس جمهور هم به این مسئله واقف هستند که ایشان هیچ نوع سازمان رایی در انتخابات ۹۲ نداشتند و هیچ نوع شبکه گسترده سیاسی نداشتند ،بدنه اجتماعی حامی آقای روحانی وجود نداشت و این بدنه اجتماعی توسط اصلاح طلبان برانگیخته شد.آن زمان و در سال ۹۲ که آقای روحانی بعنوان کاندیدای اصلاح طلبان مطرح شدند یک نوع تکمیلی صورت گرفت یعنی اقای روحانی به عنوان یک شخصیت سیاسی که فاقد بدنه اجتماعی بود جلو آمد و ما اصلاح طلبان بعنوان یک گروه متشکلی که از یک بدنه اجتماعی پر قدرت بهره مند بودیم، ولی به دلایل مشکلات سیاسی نمی توانستیم سر قدرتمندی در حاکمیت داشته باشیم یا مطرح کنیم .به این ترتیب در سال ۹۲ یک نوع مکملیت اتفاق افتاد .

در انتخابات و حتی در دور دوم هم همه آمدند و به آقای روحانی رای دادند ولی ایشان نه تنها خواست های مردم را اجابت نکرد بلکه سرمایه اجتماعی را نیز مستهلک کرد .شاید چون دیگر نیازی به رای ندارد این چنین کرد.

یک مکملیتی بین حضور آقای روحانی و حضور اصلاح طلبان در عرصه سیاسی وجود داشت و این ائتلاف شکل گرفت ،من فکرمی کنم نتایج بسیار درخشانی هم این ائتلاف داشت . بروز بعضی از مشکلات نباید ما را به اشتباه بیاندازد که نتایج خوبی نداشته ،نه ائتلاف بسیار نتیجه بخش بوده و قضاوت مان با هر رویداد را باید با شرایط آن روزگار بسنجیم . این غیر از این است که حالا ما چه قضاوتی راجع به عملکرد وزرا و دولت آقای روحانی داریم . به نظر من بعنوان یک اتفاق تاریخی که افتاده یک ابتکار عمل بسیار خوبی بود .هم ورود آقای روحانی زیرکانه و هوشمندانه بود و هم انتخاب آقای روحانی از طرف اصلاح طلبان یک انتخاب هوشمندانه ای بود و نتایج آن را هم دیدیم .دلخوری اصولگرایان که قدرت را از دست دادند و در حالی که فکر می کردند تمام قدرت را قبضه کرده اند گویای این است که تصمیمات آن زمان چه آن بخشی که توسط آقای روحانی گرفته شد و چه بخشی که توسط بزرگان اصلاح طلب گرفته شد، خیلی هوشمندانه بود اما مجموعا اینکه الانی که آب ها از آسیب ریخته کسی مثل آقای واعظی بیاید مطرح کند که بودند و نبودند، فرقی نمی کند البته این بسیار ناجوانمردانه و غیر منصفانه است و امیدوار هستم ایشان این فرمایش شان را پس بگیرند .به دلیل اینکه نه با شواهد تاریخی می خواند و نه می تواند فایده ای برای آقای رئیس جمهور داشته باشد .اگر این روند ادامه داشته باشد مشکلاتی که آقای واعظی مسبب و دامن زننده به آن است بین اقای روحانی و اصلاح طلبان می تواند باعث دلخوری هایی شود که اصلا به نفع جامعه نیست . من فکر می کنم اقای واعظی باید مشی سیاسی که پیش گرفته را تغییر دهد و یک مقداری برگردد به رفاقت های سابق و دم از این دوری ها و جدایی ها نزند.