آرمان شرق-عبدالرضا کنی:۱۹ دی ماه ۹۵ شاید یکی از عجیب ترین روزهای تاریخ ۴ دهه ای انقلاب رقم خورد ، خبری به ناگهان و گوش به گوش در سراسر ایران پیچید که کم تر کسی انتظار آن را داشت. خبر رحلت آیت الله در کم تر از یکساعت همه را در شوک عمیقی فرو برد، او که سرزنده بود و در ۸۲ سالگی روی پا و ورزشکار! تصور جمهوری اسلامی بدون هاشمی برای بسیاری سخت و عجیب بود او که از همان آغازین روزها در کنار امام (ره) و مهم ترین بازوی اجرایی رهبر کبیر انقلاب بود و همسنگر همیشگی و محبوب ترین رئیس جمهوری برای آیت الله خامنه ای. از سکوی بهارستان تا پاستور و سپس در کاخ مرمر همه راه ها به هاشمی ختم می شد و حالا مرد مصلحت نظام رخ در نقاب خاک کشیده بود. ۲ سال از آن روزها گذشته و دیگر گریزی از فقدان هاشمی بزرگ نیست. مردی که گاهی بر فرش بود و روزگاری بر عرش اما در همه این فراز و فرودهای فراوان با آن ذکاوت و هوشیاری منحصر به فرد خود کشور را از بزنگاه های فراوان گذر داد و دوست و دشمن بسیار داشت و تلخکامانه باید گفت که هنوز هم دارد و البته در این روزهای پر فراز و نشیب فقدان حضور مردی که به نقش و جایگاه مردم باور وثیق داشت و می توانست گره گشا باشد، بسی تلخ و ناگوار است و وجوهی از خود را باز می تاباند. به مناسبت دومین سالگرد درگذشت آیت الله آرمان شرق با یار همیشه همراه و برادر آیت الله به گفت‌و‌گو نشسته که در ادامه می خوانید.

نقش و جایگاه متمایز ایت الله هاشمی در ورند پیروزی انقلاب و پس از آن چه بود ،ایشان چه شاخصه های متفاوتی در سیاست ورزی خودشان در بیش از نیم قرن مبارزه و حکمرانی داشتند؟

در مورد بخش اول سوال باید بگویم آقای هاشمی صفات بارزی داشتند. صبر و تحمل و بردباری و ابتکار و خلاقیت و حسن جرات از ویژگی های ایشان در دوران نهضت اسلامی و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود .سرهنگ مولوی رئیس ساواک تهران بعد از دستگیری آقای هاشمی در سال ۴۲ به ایشان می گوید کلتی که با آن منصور را ترور کردند تو تهیه کردی و به اینها دادی ،تو فتوای قتل منصور را گرفتی و دادی ،تو از آیت الله میلانی ۱۶۰۰۰ تومان پول گرفتی برای خانواده زندان سیاسی و به آنها دادی.تو رابط بین امام و دیگر مبارزین هستی ،تو سرباز فراری هستی ،تو نقشه ترور علیحصرت همایونی را در پله های شهربانی و ترور سرهنگ نصیری را داشتی و دادی و این نوع مثلا اتهاماتی که به اقای هاشمی می زند و بعد گروه شکنجه گری را آماده می کند تا ایشان را شکنجه دهند تا به این سوالات اعتراف کند . این مسایلی که مولوی می گوید، کلیت نهضت اسلامی و نهضت مبارزه حول این مسائل بود یعنی جدای از اینها مطلب دیگری نبود به دلیل شرایط خفقانی که در کشور حاکم بود . در آن زمان ۳۰۰۰ زندانی سیاسی از همه اقشار داشتیم اما همه اتهامات را مولوی نسبت به اقای هاشمی می دهد و می گوید تو این کار ها را مدیریت کردی و هدایت کردی و انجام دادی و یا برنامه داشتی . این نشان می دهد که نقش آقای هاشمی در نهضت اسلامی چه بوده و چقدر موثر بوده است . در خصوص بخش دوم سوال باید بگویم اقای هاشمی در زمانی که در مجلس بودند و زمانی فرمانده جنگ بودند و زمانی که به ریاست جمهوری رسیدند یک استراتژی داشتند که در همه جا این انقلاب مردمی و اسلامی است و امام(ره) نظرشان این است که همه مسائلی که امکان دارد مردم بتوانند انجام دهند، به مردم واگذار کنیم . آقای هاشمی در زمانی که خودش رئیس جمهور شد، برنامه اقتصادی که تنظیم کرد همین اقتصاد مردم محور بود ،واگذاری مثلا فعالیت ها در حدی که امکان داشت به مردم و در اثر همین استراتژی هم موفق شد که مقدار زیادی فرصت های شغلی ایجاد کند و صنایع حلقه وسط و پایین دستی را ایجاد کند و صنایع بزرگ را در پتروشیمی و گاز و فولادو آهن و آلومینیوم ایجاد کند ،جاده ها و فرودگاه ها را ایجاد کند . فعالیت های توسعه ای و زیر بنایی آقای هاشمی بسیار وسیع و متعدد بود . بطوریکه وقتی آقای هاشمی دولت را تحویل گرفت در همان سه سال حداقل روزانه ۸ تا ۱۰ ساعت قطعی برق داشتیم و وقتی که ایشان دولت را تحویل داد ما برق را صادر می کردیم ،یعنی انقدر نیروگاه و اینها ایجاد کرده بود که اضافه هم داشتیم .در همه زمینه ها توسعه ایجاد کرده بود . قطعه دوم از ویژگی های اقای هاشمی این بود که در دوران ریاست جمهوری اش سیاست تنش زدایی را با دنیا و سیاست هم زیستی مسالمت آمیز را با کشور های منطقه و اسلامی انتخاب کرده بود و بر اساس این دو سیاست در حوزه بین المل یا همسایه ها عمل می کرد و توقیقات زیادی داشت و خیلی از مسایل و مشکلاتی که به خاطر جنگ ایجاد شده بود که البته می دانید که جنگ جنگ ایران و عراق نبود،جنگ ایران با بخش عمده ای از دنیا بود .چرا چون ارتش صدام روسی بود و تجهیزات آن همه روسی بود و روسیه در ان زمان کمونیست بود و با ایران اسلامی مخالف بود ،بعد آمریکا و غرب آمدند و با عربستان ماهواره هوا کردند و اطلاعات نظامی و اطلاعات نیروهای ما را مرتب در اختیار عراقی ها می گذاشتند ،فرانسه هواپبماهای خود را آورد و صدام در بمباران ها از آنها استفاده می کرد .وقتی جنگ تمام شد و قطعنامه را پذیرفتیم وقتی می خواستیم اسرا را آزاد کنیم ما از ۱۶ کشور اسیر داشتیم و اینها کشور هایی بودند که برای کمک به صدام نیرو فرستاده بودند، از مصر و اردن و یوگوسلاوی و آلبانی و غیره کشور های شرقی و غربی و عربی بودند .پول هم که برخی حکام عربی می دادند به آنها . بنابراین جنگ ما بین دو کشور نبود ،بین ایران از یک طرف و از آن طرف ده ها کشور که به طرق مختلف کمک می کردند ولی با مدیریت خوب و تدبیر آقای هاشمی جنگ با پیروزی ایران تمام شد . قطعنامه ای که گذشت سازمان ملل علیرغم همه مخالفت ها صدام را متجاوز معرفی کرد و آقای هاشمی از این مورد استفاده کردند که روابط خودشان را با کشور ها که از زمان جنگ روابط خوبی نبود تبدیل کردند به یک رابطه تعامل سازنده با حفظ احترام و منافع متقابل و در کشور های منطقه هم با عنایت به رویکرد همزیستی مسالمت آمیز شرایط خوبی را ایجاد کردند . از جمله این موارد رویکرد حکومتی یا برنامه های ایشان از نظر استراتزی حول این دو تا بود توجه به مردم و واگذاری اقتصاد و فعالیت ها به مردم و توجه به معیشت و رفاه مردم و در صحنه بین الملی هم استراتژی تشنج زدایی و تعامل سازنده .

آیا بعد از رحلت ایشان ایا این گفتمان توانسته در بین سیاست مداران و اندیشه ورزان سیاسی و حکومت داری ما بسط و ادامه پیدا کند ؟

والا واقعیت این است که در یک حوزه هایی انجام شده ولی دریک حوزه هایی نه .بعد از رحلت ایشان رفتارها به گونه دیگری بوده .در برخی حوزه ها بعد از اینکه ایشان دیگر در مسند قدرت نبودند و اختیار تصمیم گیری نداشتند، نه .مثلا ما در دوره آقای احمدی نژاد با رفتاری که این فرد و سیاستی که در منطقه و در دنیا داشت هفت تا قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران صادر شد و آن هم زیر فصل هفت.معنای فصل هفت این است که می توانند حمله نظامی به ایران کنند . در سایه این سیاست تنش زدایی و آن تعامل سازنده وحفظ منافع مشترک و احترام متقابل تبدیل شد به هفت تا قطعنامه آن هم قطعنامه های ان چنانی . یا مثلا برخورد هایی که داشتند و تبلیغاتی که می کردند. مثلا نحوه برخورد با اسراییل و از اینها به گونه ای بود که اسراییلی که مثلا در سال ۸۲  و ۸۳نظر سنجی اروپایی ها نشان می داد که منفور ترین کشور است و عامل همه مشکلات و نا آرامی های خاورمیانه اسراییل است در دولت احمدی نژاد با رفتار های احمدی نژاد تبدیل شد به یک کشوری که مظلوم است!! وقتی آقای روحانی دولت را تحویل گرفتند رشد اقتصادی ما نه تنها مثبت نبود بلکه منهای ۵/۵ درصد بود ،بیکاری بیداد می کرد،تورم ،قدرت پول ملی چهار برابر کاهش پیدا کرد و دلار ۸۰۰، ۹۰۰ تومانی یکدفعه در دوره احمدی نژاد به ۳۵۰۰ تومان رسید .بنابراین همه آن کار هایی که در زمان آقای هاشمی شده بود و در دولت اصلاحات بسیاری از آنها ادامه پیدا کرده بود و وضع کشور به لحاظ اشتغال و تولید و رابط بین الملل روبراه شده بود، احمدی نژاد به یک سرزمین سوخته تبدیل کرد .بعد هم که دولت اقای روحانی روی کار آمد و در بخشی موفق بودند و گام بزرگی مثل برجام برداشته شد و آن قطعنامه ها همه باطل شد و روابط بین ایران و کشور ها بهتر شد اما حالا آمریکایی ها تعهد نسبت به امضای خودشان ندارند ،در حوزه اقتصاد هم به دلیل مشکلاتی که از قبل بوده و به دلیل برنامه های نامناسب وضعیت اقتصادی نتوانسته خیلی بهتر شود، البته آقای روحانی جهت حرکت منفی رشد اقتصادی را گرفت و این حرکت مثبت شده . الان ما رشد اقتصادی داریم اما کافی نیست و مشکلات زیاد است و هنوز نتوانستیم آنچنان که در زمان دولت سازندگی که بعد جنگ تشکیل شد و خزانه خالی و تخریب کشور و زیر بنا ها از بین رفته بود و ۲ میلیون آواره جنگی در ۴۰۰ اردوگاه زندگی می کردند و در ۱۶ استان ۸۳ شهر و ۲۷۰۰ روستا بین ۱۰ تا ۱۰۰ درصد تخریب شده باشد که همه اینها در زمان دولت سازندگی بازسازی و نوسازی شد . دولت احمدی نژاد وضعیتی را به وجود آورده که متاسفانه این دولت هم هنوز قادر نبوده همه مشکلاتی که ایجاد شده را برطرف کند و از نظر اقتصادی به وضعیت مناسبی برساند . متاسفانه مسائل فرهنگی هم در جامعه بسیار زیاد است مثل رشد مواد مخدر و رشد طلاق وجدایی خانواده ها .اینها مسائلی است که واقعا از نظر فرهنگی زیبنده جامعه اسلامی مثل ایران نیست.

شما به بحران ها اشاره داشتید ،به نظر شما این بحران هایی که این روزها داریم اگر درزمان آقای هاشمی بود عملکردشان نسبت به این بحران ها به چه شکل بود . اصلا آیا ما الان بر مدار آیت الله هاشمی عمل می کنیم ؟

یکی از ویژگی های خاص آقای هاشمی بحث مدیریت بود،مرحوم هاشمی تنها وارد صحنه نمی شد،اگر نظام و کشور درگیر یک مسئله ای می شد ایشان زمینه ها را درست می کرد حتی زمانی که در مجلس بود، امام (ره) مسائل مهمی را به مجلس واگذار کرد و ایشان آنها را حل کرد.مثلا مسئله گروگان‌گیری که در لانه جاسوسی اتفاق افتاده بود را امام (ره) به مجلس محول کردند یا همین بحث جنگ که آقای هاشمی به امام (ره) پیشنهاد داد شما اجازه بدهید من بعنوان جانشین شما شرایط را بپذیرم شما بگویید من را محاکمه کنند و هر کار می خواهند بکنند.یعنی وقتی شرایط را برای امام (ره) تبیین می کنند و می گویند شرایط چیست امام (ره) می پذیرند،امام(ره) یک شخصیت بسیار منطقی و با هوش بودند.واقعا هاشمی تدبیری بکار برد که در قطعنامه ای که در سازمان ملل صادر شد صدام را متجاوز تلقی کردند در حالی که مرتب تبلیغات بر علیه ما بود.این یک قدرت دیپلماسی آن زمان را نشان می دهد و منطقی که بکار می رفت.آقای هاشمی یک سری از بحران ها را با کل نظام می توانستند حل کنند،شرایطی که الان وجود دارد و رهبری اخیرا تدبیری کردند و شورای سران سه قوه را تشکیل دادند این می تواند در اینکه قوا یکدیگر را تضعیف نکنند موثر باشد اما عملا در میدان عمل اینگونه نشد.اگر به نطق ها و خواست ها و رفتار نمایندگان در مجلس توجه کنیم قوه مقننه اصلا در مسائل به کمک دولت نیامده که مشکلات را حل کند.یک روز وزیر استیضاح می کنند و یک سوالاتی مطرح می کنند یا خواسته هایی دارند و یا نطق هایی که انجام می دهند را گاهی از رادیو گوش می کند می گوید آقا اگر مملکت این است پس ما دو روز دیگر باید همه دست هایمان را بلند کنیم.یعنی آنقدر در این نطق ها سیاه نمایی انجام می شود که اصلا حساب ندارد.یا متاسفانه صدا و سیما آنطور که باید در خدمت نظام و قوه مجریه باشد و خدمات را بگوید و راهکار نشان دهد و حمایت کند نیست،فقط به دنبال این هستند سیاه نمایی کنند و دولت را تضعیف کنند.یعنی مسایلی که در انتخابات بین رقبا وجود داشته و مطرح می شده را الان بعضا در برنامه های صدا و سیما می بینیم که این مسائل دارد تکرار می شود اما در زمان آقای هاشمی این ناهماهنگی ها و این نوع مسائل کمتر بود و اگر به وجود می آمد آقای هاشمی سریع اینها را کنترل می کرد و به مسیر درست هدایت می کرد الان اینگونه نمی شود.الان علیرغم اینکه مقام معظم رهبری هم دستور دادند و شورا تشکیل دادند و صدا و سیما هم زیر نظر خود ایشان است ولی ما می بینیم رفتار ها متفاوت است.رفتارهایی که با مسائل و مشکلات کشور می شود مثل این است که عده‌ای ای از اینکه دولت نتوانسته کار کند و مردم مشکل داشته باشند، خوشحال هستند و می خواهند فرضا جناحی را تضعیف کنند و دود این در چشم مردم می رود.واقعا الان متاسفانه شرایط به اینگونه است.
یک طیفی همواره به تخریب آیت الله می پرداختند،به نظر شما علت این کینه ورزی چه بود و چرا هنوز هم ادامه دارد؟
اینها خودشان هم اعلام کردند،بعد از اینکه در دو سه انتخابات اخیر شکست خوردند آمدند در بعضی از تریبون هایشان اعلام کردند که جسم هاشمی که مهم نبود اندیشه و تفکر هاشمی مهم بود.ما باید این را از بین ببریم. خوب اندیشه و تفکر هاشمی در راستای اندیشه و تفکر امام (ره) بوده و هست.یعنی واقعا کسانی که از قبل بودند و مسایل را می دیدند آقا هاشمی و امام (ره) را خیلی در مسیر هم می دیدند.آقا هاشمی پا جای پای امام (ره) می گذاشت نه خودش چیزی بیاورد و آنچه امام(ره) می خواست انجام می داد.الان بغض و کینه ای نسبت به انقلاب،امام و آرای هاشمی در حد اعلا وجود دارد و البته ریشه خارجی هم دارد.نمونه اش هم این است که الان دو تا مستند ساخته شده دارد پخش می شود،یکی بنام بهتان بی بی سی ساخته ودارد منتشر می کند.یکی هم مستند ساخته شده بنام هاشمی زنده است،یعنی آن جمله امام که وقتی هاشمی را ترور کردند امام فرمودند بد خواهان بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است،اینها آمدند مستند ساختند هاشمی زنده است چون انحراف زنده است و این جمله امام را عوض کردند و نهضت را گذاشتند انحراف، نشان می دهند که آقای هاشمی انقلاب را از مسیر خود منحرف کرده.یعنی ببینید این همزمانی بین بی بی سی و این مستند که ادعا می کنند دو تا دانشجو ساختند در حالی که ۲۰ میلیارد تومان هزینه اش است و از آرشیو صدا و سیما استفاده کرده اند و بعد معلوم شده یکی از اینها آقای علی طالبی طادی است که پسر این آقای ابوالقاسم طالبی است.اقای طالبی پریروز در تلویزیون می گفت اگر آقای رئیسی رئیس جمهور شده بود الان دلار آنقدر بود.یعنی هنوز نتوانستند بغض و کینه خود را از شکستی که در انتخابات خوردند بپوشانند و نتیجه این است که پسر ایشان می آید مستند علیه آقا هاشمی می سازد،همراه و هم جهت با بی بی سی و کسی هم توجهی نمی کند.این مستند را الان حتی می آورند و در مساجد نشان می دهند و در دانشگاه ها هم همینطور.الان قضیه این است که فکر و اندیشه هاشمی باید از بین برود نه بدن و جسد هاشمی.الان این موضوع به شدت ادامه دارد هم در سالگرد انقلاب و هم سالگرد رحلت ایشان.