آرمان شرق-جواد مرشدی: دوسال و نیم از امضای برجام می گذرد و علیرغم خروج آمریکا اروپایی ها هنوز تمایل به حیات آن دارند .به نحوی که در روز های آغازین سال جدید میلادی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در یادداشتی تلاش اتحادیه اروپا برای حفظ برجام را به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای سال ۲۰۱۸ توصیف و تاکید کرد که کار برای ایجاد سازوکار ویژه مالی در سال ۲۰۱۹ ادامه می یابد. این در حالی است که خانم موگرینی قبلا وعده داده بود تا پایان سال ۲۰۱۸ بسته پیشنهادی اروپا به ایران ارائه خواهد شد .امری که به مثابه شعار می ماند .از سوی دیگر برخی در داخل هم بیکار ننشسته و با عملکردهای موازی کار را برای اروپایی ها سخت و سخت تر می کنند .یقینا پس از ارائه بسته اروپایی ها باید از قوانین مالی بین المللی برای مبادلات استفاده کنیم و این روزها اگر چه در مجمع تشخیص بخشی از cft به تصویب رسید اما شورای نگهبان چند روز قبل تر به رئیس مجلس نامه ای نوشته بود و متذکر شده بود که ایرادات آن هنوز مرتفع نگردیده .بااین اوصاف دستگاه دیپلماسی ما باید گونه عمل کند تا اروپایی ها را ترغیب به ارائه هر چه سریع تر بسته مالی کند. ضمن اینکه با توجه به شرایط موجود و جمیع جهات و شرایط بد اقتصادی آیا خروج از برجام به صلاح است . این سوالی بود که آرمان شرق از دکتر الهه کولایی استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاح طلب پرسید.

خانم موگرینی در ابتدای سال جدید میلادی صحبت از ادامه بررسی ارائه سازوکار مالی به تهران گفته در حالی که قبلا وعده داده بود تا پایان ۲۰۱۸ اینکار انجام خواهد شد.چرا اتحادیه اروپا بسته پیشنهادی را ارائه نمی دهد .ایراد کجاست؟

همانگونه که پیش از این هم روشن بود اتحادیه اروپا همزمان که برای روابط با جمهوری اسلامی ایران و ادامه توافق جامع هسته ای بسیار اهمیت قائل است،همزمان در تنظیم روابط با آمریکا یارای مقابله با مخالفت ها و فشار های ایالات متحده آمریکا را هم ندارد.با اینکه برجام حاصل توافق قدرت های بزرگ جهانی بویژه آمریکا با جمهوری اسلامی ایران بود اما با وجود خروج ترامپ از این توافق برای اتحادیه اروپا ادامه این همکاری غیر قابل چشم پوشی بوده،موضوع همکاری با جمهوری اسلامی ایران نه تنها یک مسئله اقتصادی و تدارک دهنده حضور اتحادیه اروپا در بازار چشم گیر و کم نظیر ایران در غرب آسیاست بلکه حتی از آن مهمتر موضوع امنیت و حفظ ثبات و آرامش در منطقه غرب آسیا یا به تعبیری در شرق مدیترانه است و کنترل و بازدارندگی امواج جدید بی ثباتی و‌مهاجرت از این منطقه به سوی اتحادیه اروپاست. رهبران اتحادیه اروپا به شدت نگران هرگونه بی ثباتی در این منطقه از جهان هستند،چرا که همواره جغرافیای منطقه امکان انتقال این نا آرامی ها و بی ثباتی ها به اروپا را تسهیل کرده و پیش از این آنها این نوع بحران ها و نا آرامی ها را چه در شرق اروپا ( منطقه بالکان) و چه در شرق مدیترانه در غرب آسیا تجربه کرده اند و آثار آن را پذیرا شده اند.به نظر می رسد برای اتحادیه اروپا (سخنان خانم موگرینی که تایید کننده این دیدگاه است) ادامه این تلاش ها برای ایجاد چارچوب لازم برای ادامه همکاری با جمهوری اسلامی ایران و حفظ برجام دارای اهمیت راهبردی است و این تلاش همانگونه که خانم موگرینی هم اشاره کرده از سوی رهبر نظام اروپایی در سال ۲۰۱۹ ادامه خواهد یافت.
با توجه به این موضوع ما برای اینکه بتوانیم اروپایی ها را مجاب کنیم این بسته مالی را ارائه دهند، فارغ از شعارها باید چکار کنیم،آیا ابزار های لازم برای تحت فشار قرار دادن اروپایی ها را داریم؟
مهمترین مسئله ای که در این مواقع تاثیر گذار است تصویر جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین المللی و اهمیت ایجاد اعتماد در روابط ایران با جامعه جهانی است.در واقع برجام این فضا را فراهم کرد تا چهره بهبود پیدا کند و سرمایه گذاری مشتاق اروپایی و حتی دیگر کشور های جهان بتوانند به سمت بازار های ایران بیایند.تجربه نشان داده بسیاری از مسائل اقتصادی داخلی البته بدون آنکه زمینه های درونی را مورد غفلت قرار دهیم، ارتباط مستقیم با روابط اقتصادی و تجاری بین المللی پیدا می کند،بنابراین برای گسترش این روابط قواعد حاکم بر روابط اقتصادی جهانی و تجارت بین الملل نمی تواند مورد چشم پوشی و غفلت قرار گیرد.آنچه که در چارچوب لایحه های چهارگانه ارائه شده از سوی دولت برای شفافیت مالی ارائه شد زمینه ساز پیشرفت این نوع همکاری ها در طی توافق هسته ای با قدرت های بزرگ جهانی بوده. این فقط اروپایی ها نیستند که بر این ضرورت اصرار دارند بلکه حتی شرکای شرقی جمهوری اسلامی هم مانند چین و روسیه بر ضرورت پایبندی کشور ما به مقررات شفاف سازی مالی بین المللی تاکید دارند.البته این شفافیت سازی مالی می تواند در محیط داخلی و در شرایط داخلی اقتصادی و تجارت داخلی هم تغییر هایی را به دنبال بیاورد همانگونه که با مقاومت های بسیار شدید در این زمینه روبرو بودیم، همانند مسایلی که وزیر امور خارجه در پی تاکید بر این مسئله با آن روبرو شد. به نظر می رسد اجرایی کردن این نوع معیار ها و استاندارد ها نیازمند یک درک واقع گرایانه از محیط بین المللی و گزینه های پیش روی کشور ماست که نه فقط وظیفه دولت است بلکه مجلس و همه نهاد های قدرت نیز باید به این ضرورت، بیشتر توجه کنند.
اخیرا شورای نگهبان هم به آقای لاریجانی نامه نوشته و گفته هنوز ایرادات cft مرتفع نشده و ایرادات پابرجاست.این در حالی است که بعد از ارائه بسته مالی ظاهرا ما چاره ای جز پیوستن به سی اف تی نداریم؟
دقیقا همین طور است،در واقع سی اف تی و دیگر لایحه های مرتبط با شفافیت مالی برای ایجاد اعتماد در سرمایه گذاران و شرکتی بین المللی جمهوری اسلامی ایران یک ضرورت غیر قابل چشم پوشی است،به وضوح در شرایطی که ما فرصت های بسیاری را از دست داده آیم و در حال از دست دادن آن همچنان هستیم.در موضوع استفاده از ظرفیت های حمل و نقل در جمهوری اسلامی ایران و ظرفیت های ارتباطی در کشور که در پی فروپاشی اتحاد شوروی به وجود آمد ما در یک نگاه بسیار سریع، شاهد هستیم که به دلیل نبود ارتباط مناسب سازنده با سرمایه گذاری بین المللی و کشور های قدرتمند جهان آن فرصت های طبیعی کشور ما در عمل از سوی کشور های دیگر مورد بهره برداری قرار گرفته و از دست دادن این فرصت هایی که حقوق حقه مردم ایران در آن قرار گرفته، عملکرد قابل دفاع نخواهد بود.به نظر می رسد ما نیازمند توجه بیشتر به منافع ملی و مصالح کشور و نفع مردم ایران هستیم که انطباق کامل با مصالح نظام و مصالح همه صاحبان قدرت پیدا می کند.چرا که این منافع را در عالم واقع نمی توان از هم جدا کرد.
چقدر رویکردهای موازی ،دستگاه های موازی و عملکردهای موازی بر عرصه سیاست خارجی ما تاثیر دارد و تبعات این رفتار ها چیست؟

در عصر جهانی شدن ارتباط نزدیک و بسیار مستقیم و فوری بین مسائل داخلی و خارجی کشور های مختلف جهان و بویژه کشور ما وجود دارد که به هر حال شاهد هستیم با نیازهای متنوع و گوناگونی در عرصه بین المللی ومنطقه ای روبرو هستیم،نیازهایی که طی آن انسجام داخلی و یکپارچگی داخلی و درک واقع گرایانه از ظرفیت های کشور و نظام ان هم در شرایط کنونی بسیار مهم است.ما نیازمند این هستیم که نخبگان چه در سطح فکری و آکادمیک و چه در سطح اجرایی به تامین منافع کشور نزدیک تر شوند و با پرهیز از رویاگرایی و خرج پروژه ها و ایده های غیر قابل اجرایی با بها دادن به محیط عملیاتی پیرامون کشور در سطح منطقه و فرصت های بی نظیری که برای کشور ما همچنان وجود دارد با وفاق و انسجام و با تمرکز بر منافع ملی و مصالح کشور و نظام تأمین منافع ملت ایران را هدف قرار دهند.این مسئله موکول به تمرکز بر تحولاتی است که در پیرامون ما در جریان هست و غفلت از آن فرصت های طبیعی کشور ما و مردم ما را به دیگران واگذار خواهد کرد.
اگر اروپا بسته مالی ارائه ندهد با توجه به جمیع جهات ،تحریم ها ،شرایط اقتصادی و تحریم آیا صلاح است که از برجام خارج شویم؟
من تصور می کنم با در نظر گرفتن نیازهای مردم ایران و اهمیت ارایه کار آمدی و کفایت همه نیاز ها در شرایطی که ناباور آنه شاهد خروج نخبگان از کشور هستیم و همینطور مهاجرانی که به دریا می زنند و در خطر ناک ترین شرایط می کوشند تا جای امنی برای زندگی پیدا کنند، این وظیفه همه کسانی که سهمی از قدرت دارند است که در یک رویداد واقع گرایانه کشور را در شرایطی قرار دهند که تامین منافع همه مردم ایران با اولویت قراردادن منافع مردم ایران و کشور ایران نه در سطح شعار و سخنرانی بلکه در سطح واقعیت روزمره زندگی مردم انعکاس پیدا کند.این موضوع موکول است به همراهی و ارتباط سازنده و متقابل با محیط بین المللی و به نظر می رسد برجام می توانست این مسیر را هموار کند.بگذریم از سیاست های دولت آمریکا که تحت نفوذ جریان های ضد ایرانی و ضد جمهوری اسلامی می کوشد تا کشور را به ورطه تقابل های پر هزینه بکشند.به نظر می رسد ما در این زمینه در گذشته هم تجربه هایی داشتیم که باید با بازخوانی آنها از افزایش هزینه ها جلوگیری کنیم و راه را برای ارتقاء همه جانبه سطح مادی و معنوی مردم ایران هموار کنیم.