آرمان شرق-جوادمرشدی:این روزها فضای مجازی به مثابه نورافکنی می ماند که به همه زوایا نور تابانده و کسی را گریزی از رصد شدن افکار عمومی بواسطه این پدیده رسانه ای نیست.به محض انتشار هر حرف و حرکت از سوی هر کس که باشد در این فضا واکنش های عمومی بر انگیخته می شود . نماینده و سردار هم ندارد .از لجبازی نماینده سراوان گرفته تا آتش سوزی مدرسه زاهدان و حادثه کشته شدن دانشجویان ،حالا هم که ماجرای توئیت محسن رضایی و بکارگیری یک جمله عجیب در آن با واکنش های گسترده روبرو شد.محسن رضایی که فرماندهی ۸ سال دفاع مقدس را بر عهده داشت بتازگی عملیات کربلای۴ را در جهت فریب دشمن بر شمرده ،امری که مذاق ها را تلخ کرد و حساسیت ها را به کارنامه جنگی او بیشتر.حالا حساسیت ها بالا گرفته و علاوه بر خانواده های شهدا و مفقودین و جانبازان سرداران رده بالای مملکت هم این گفته را در تناقض با واقعیت می دانند . درعملیات لو رفته کربلای ۴ بیش از ۱۰۰۰ نفر شهید ،۳۰۰۰مفقود الاثر و هزاران زخمی دادیم ،تلفات سنگینی که در یک حمله فریب کارانه هرگز اتفاق نخواهد افتاد و البته که محسن رضایی هم بعد تر در برنامه حالا خورشید در صدد رفع و رجوع برآمد و گفت که منظوری دیگر داشته و البته که سردار سلیمانی هم تصریح کرد که این عملیات عملیات اصلی بوده است . آرمان شرق در گفت و گویی با سردار محمد رضا جور کش جانبازی که خود در این عملیات حضور داشته به تطبیق این موضوع پرداخته ،وی که فرماندهی نیروی انتظامی کرمان ومشاور اسبق فرمانده نیروی انتظامی را در کارنامه خود دارد، اکنون در دانشکده علوم انتظامی تدریس می کند.

این واژه عملیات فریبی که آقای محسن رضایی برای عملیات کربلای ۴ بکار بردند واکنش های بسیار بسیار زیادی در فضای مجازی داشت.این اطلاق تا چه حد با واقعیت زمانی و مکانی آن دوره تطابق دارد؟

با توجه به اینکه من درشب عملیات کربلای چهار در قرارگاه مقدم در جزیره مینو حضور داشتم و مسئولیت من با عنایت به اینکه مسئولیتی در تیپ قوامین کمیته انقلاب اسلامی داشتم و این تیپ از بدو تاسیس در کنترل عملیاتی لشگر هفت ولیعصر سپاه در جبهه های جنوب کشور ماموریت خود را دنبال می کرد ؛در عملیات کربلای چهار نیز مقرر شده بود که گردان قمر بنی هاشم تیپ قوامین به فرماندهی  برادر شهیدم حاج نصرالله جورکش  در کنار دیگر نیروها و گردانهای لشگر هفت ولیعصر در این عملیات شرکت داشته باشد، از این جهت من به جهت مسئولیتی که در تیپ قوامین داشتم ماموریت یافتم تا در قرارگاه مقدم عملیات در کنار دیگر فرماندهان عمل کننده در قرارگاه مقدم عملیاتی در جزیره مینو در نزدیکی اروند رود جهت انجام هماهنگی های لازم مستقر باشم. از این رو بر اساس مشاهدات خود در شب عملیات کربلای چهار و اطلاعاتی که از مدتها قبل برای انجام چنین عملیاتی  به یگانهای عمل کننده جهت توجیه و آموزش پرسنل یگانها داده می شد، از نظر من این عملیات در درجه اول بعنوان یک عملیات اصلی آبی –خاکی و بطور گسترده طرح ریزی شده بود که در جای خود بعنوان یک عملیات بسیار سخت و پیچیده با ضریب ریسک بالایی به شمار می آمد و به هیچ وجه قابلیت اطلاق به یک عملیات فریب را به هیچ وجه برخوردار نبود و در ثانی شواهد و قرائن در شب عملیات کربلای چهار از همان لحظات آغازین، به همه آن کسانی که در عملیات شاهد آن بودند، واضح نمود که اتفاقات حاکی از لو رفتن عملیات است و توجیهات بی ربط بغیر از واقعیت پذیرفته نیست. در این شب عملیات تمام اطلاعات و داده ها حکایت از این دارد که در واقع از روزهای قبل انجام عملیات ارتش بعثی عراق از این عملیات کاملا اطلاع داشته و بر آن واقف بوده و تمام تمهیدات خود را بر آن برنامه ریزی کرده بود که این عملیات از سوی نیروهای جمهوری اسلامی انجام می شود. ارتش بعثی تمام تمهیدات خود را بکار برد و با استتار کامل  نیروهای ما را فریب داد . دلایل مربوط به این استدلال برنامه ریزی عملیات مقابله با نیروهای ایران در شب عملیات بود که کاملا معلوم می کرد از پیش تعیین شده است به این قرار که حداقل سه تاکتیک اساسی و اصولی را در این رابطه برای مقابله با رزمندگان ما داشت اول اینکه اجازه داد تعداد زیادی از نیروهای قواص ما از اروند عبور کرده به نیروهای عراقی برسند که متعاقب این تاکتیک نیروهای ما را به اسارت گرفت و آنها را زنده بگور کرد . در تاکتیک بعدی با آتشباری شدید و ریختن آتش تهیه سنگین در نقطه رهایی نیروها در کنار اروند رود و یگان های پشتیبانی عقبه به قتل عام نیروها پرداخت و در مرحله بعد نیروهای قواص به آب زده را به زیر آتش سلاح های انفرادی و سبک و تک تیر انداز گرفت و به این ترتیب در ساعتهای اولیه دراین عملیات نیروهای ما را با خسارتهای سنگین از تعداد شهدا ، مفقودی ومجروحین زمین گیر کرد. بر این اساس کوچکترین مولفه ای که بتوان به استناد آن گفت این عملیات فریب از طرف جمهوری اسلامی باشد، وجود ندارد . از طرفی نیز اهل فن بر این مطلب بخوبی آگاهند که عملیات فریب معمولا عملیات ایذایی و محدودی است که از ضریب ریسک پایینی برخوردار  است و از همه مهمتر عملیاتی است قابل کننترل توسط یگان‌های عمل کننده و قراگاه های فرماندهی؛ نه اینکه در سخترین منطقه با پیچیده ترین نوع عملیات رزمی و به این گستردگی را بتوان گفت واجد شرایط عملیات فریب باشد.در نتیجه به هیچ وجه بر اساس این استدلال ها نمی توان گفت عملیات کربلای چهار از سوی ایران یک عملیات فریب بود و این ادعا بطور کامل با واقعیتهای زمانه خود به هیچ وجه همخوانی ندارد.

چرا مسئولان در عرصه های مختلف و بخصوص با موضوعات حساس در انتخاب واژگان تا این حد ضعیف عمل می کنند و تبعات اجتماعی و سیاسی آن چیست؟

متاسفانه یک اپیدمی نا میمونی در کشور وجود دارد که هر کسی چند صباحی و چندر روزی یک مسئولیتی در یک قسمت داشته این حق را برای خود قائل است که می تواند و باید در همه زمینهای سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی و…اظهار نظر کند .مثل اینکه کسی در صنعت کشور چندی مسئولیت داشته به خود اجازه می دهد در سیاست و یا بهداشت روانی جامعه بعنوان یک صاحب نظر حق به جانب اظهار نظر کند. این موضوع به اشکلات ساختاری و سازمانی سیستم حکومت داری ما ارتباط دارد که از آن تحت عنوان حکومت ژنرالها یاد می شود . از این قرار که در نیروهای مسلح در جهان فرد تا درجه سرهنگی فقط می تواند در رسته ای معین تخصصی و رشته ای مشخص فعالیت کرده مسئولیت پذیر باشد و لا غیر . این روند تا زمانی وجود دارد تا هین افراد بعد از طی مراحل آموزشی سخت و طاقت فرسا و بهره مند شدن از تجارب دقیق و کامل در طول خدمت آنهم برای چند سال پایانی خدمت تا بازنشستگی به درجه امیری  ، سرداری و فرنگی آن به درجه ژنرالی نائل می آید و از این پس است که در حیطه و محدوده امور نظامی دیگر که مکلف به یک رسته و یک رشته خاص نبوده، صلاحیت اظهار نظر و قبول مسئولیت در همه رشته های شغلی و سازمانی را پیدا می کند. این شیوه با خلط مبحثی در حکومت داری در جمهوری اسلامی شکل گرفته که حکومت ژنرالها به وسعت کشور و همه امور دخیل آن بدون شایسته سالاری و آموزش و تخصص های مربوطه شکل گرفته و کسی خود را در درجات پایین تر نمی پندارد. این اولین اشکال به سیستم حکومتی ماست که فارغ از سلسله مراتب تخصصی، افراد در جایگاها قرا گرفته اند،که تا زمانی که این روال اصلاح نشود، امور مملکت درست نخواهد شد. اشکال دیگر در این است که افراد با حرص می خواهند از هم سبقت بگیرند و این احساس بر مسئولین جمهوری اسلامی حاکم است که اگر در رسانه ها دیده نشوند از رقیب عقب می افتند و از قائله عقب می مانند تا جاییکه کسی را در جمهوری اسلامی پیدا نمی کنید که حرف نزدن را بلد و یا قائل به آن باشد. از اینروست که این اظهار فریب کربلای چهار نیز در این راستا قرار دارد و این اشکال بر آن وارد است تا بجای پاسخگو بودن به سوالات و شبهه هایی که در نسل جوان وجودارد به فکر آینده سیاسی خود برای نامزدی در عرصه های سیاسی معطوف به انتخاب مردم  بر آیند.

آیا در فضای مطالبه گرانه و بی پروایانه فضای مجازی و نگرش های جسورانه نسل تازه می توان یکسویه سخن گفت و بی توجه به فضای مونولوگ ایجاد شده در بستر های فضای مجازی بود؟

شماری از چهره ها ‍‍‍‍‍از بس دچار خطا در اظهار نظر و بیان تحلیل ها شدند ،این نقطه عزیمتی برای جوان ها شده که نسبت به عملکردها در دوران جنگ هم تردیدهایی مطرح کنند .حالا وقتی که نسبت به جنگ تردید می کنند و سوال هم می خواهند بکنند، وقتی می خواهند پاسخ دهند آنهم با توجه عملیات کربلای ۴ که بیش از ۱۰۰۰ نفر شهید ،۳۰۰۰نفر مفقود الاثر و هزاران نفر زخمی هم داده، اینگونه پاسخی دریافت می کنند. خوب این مسئله ایجاد می کند که کسی که دارد در صحنه های مختلف سیاسی اجتماعی بدون تدبر و بدون تفکر با یک نگاه پوپولیستی صحبت می کند، چطور قابلیت این را داشته که مدیر جنگ باشد .پس آیا جا دارد که ما از ایشان سوال کنیم و این اتفاق ها می افتد. اینجا که می رسد مسئولین جنگ که باید پاسخگو به نقد مردم و جوان ها باشند به توجیه موضوعات می پردازند که خوب مثل همان توجیهی که بعد از فتح خرمشهر داشتیم که اقا چرا جنگ ادامه پیدا کرد ،چه کسی موافق جنگ بود .الان کسانی که آنروز موافق جنگ بودند می گویند ما نبودیم .امروز هم همین است ،وقتی آقا محسن می آیند و یک حرفی میزنند، بخاطر این است که بگوید ما با فکر اینکار را کردیم و سیستم مان درست بود در صورتی که اینطوری نبود و اگر سیستم درست بود باید متوجه لو رفتن عملیات می شدند و همان جا عملیات را تعطیل می کردند .حالا یک توضیحاتی هم بعضی از دوستان دارند می دهند که به نظر من آن توضیحات هم غلط است .مثل سردار کارگر رئییس حفظ و نشراثار دفاع مقدس که گفته اند نظرآقا محسن این نبوده و نظر ایشان این بوده که ما عملیات کربلای چهار را به عملیات فریب تبدیل کردیم که کربلای پنج را انجام دادیم . باز این هم یک خلط موضوع است و عذر بدتر از گناه ،مگر می شود در عملیات فریب انسان انقدر تلفات دهد ،مگر میشود در عملیات فریب شما هیچ نقطه اتکایی را به دست نیاوری و ما که دیگر از بعد آن که خبر داریم وقتی عملیات کربلای پنج شروع شد نه برنامه ریزی نظامی داشت و نه تدبیر نظامی .در جنگ وقتی که بعد از عملیات کربلای چهار این ولوله افتاد چند روز بعدخبر هایی که در منطقه می رسید این بود که سران جنگ ،ارتش و سپاه خدمت حضرت امام (ره) رفته اند واصلا محل عملیات کربلای پنج و انجام یک عملیات جدیدی را امام توصیه کردند .امام تاکید کردند که باید انجام شود نه اینکه چون ما عملیات کردیم ونیرو ها به مرخصی رفتند و ما یک نقطه دیگر عملیات کنیم .این با واقعیت ها جور در نمی اید .آن اخباری که در جنگ بعد از عملیات کربلای چهار بود این بود که امام محل را مشخص کرده و امام تاکید کرده که باید عملیات را انجام دهید و حالا اینبار در عملیات کربلای پنج برخلاف دفعات بعد که بعضا به توصیه های امام هم نظامیان گوش نمی کردند اینجا گوش کردند .عملیات کربلای پنج بدون هیچ برنامه ریزی از پیش تعیین شده برنامه ریزی شد و دست بر قضا با کمک الهی توفیقات بهتری داشت که توانست یک مقدار گذشته را جبران کند .

خطای انسانی و اشتباه برای هر فردی ممکن است پیش بیاید و لی آیا می شود عطف به همین واقعیت و اظهارات آقای رضایی و نقد های پیامدی که حالا پیش آمده بگوییم باب نقد دوران جنگ در چنین سطوحی گشوده شده و آن برا به فال نیک گرفت؟

این بر می گرددبه نیت ،یعنی اگر نیت بر این باشد که این خطای انسانی بیاید دنبال اصلاح باشد و خطایی صورت می گیرد مواخذه شود و پاسخگو باشد .یعنی کسی که خطا می کند به خطای خود پی ببرد و عذر خواهی کند و از خود فاصله بگیرد؛ می شود به فال نیک گرفت که خطایی که انسان متوجه می شود مسئولیت آن را هم بپذیرد .ولی الان چه کسی مسئولیت خطای خودش را می پذیرد.در قیاس باکشور های توسعه یافته و پیشرفته که سر کوچکترین چیزی مسئولین رده بالا یشان عذر خواهی می کنند یا استغفا می دهند در این مدت کدام یک از مسئولین ما بخاطرخطای انسانی توانسته معذرت خواهی کند .یا آمده معذرت خواهی کند و یا استعفا داده . نمونه اش همین اتفاق دانشگاه ازاد اخیر که ضربه بسیار سنگینی هم به جامعه وارد شد و جوان های عزیزی از دست رفتند کدام یک از مسئولین دانشگاه آمدند عذر خواهی کنند و یا توضیح دهند . درست است خطای انسانی ممکن است ،اصلا نقد هم همیشه متوجه خطاهای انسانی سیستم ها است که اشتباه می کنند می ایند و برای اصلاح نظر می دهند که دیگر تکرار نشود و آن فرد خطاکار هم پاسخگوی مسئولیت خودش است .من فکر نمی کنم الان این نیت در مسئولین در همه رده ها حاکم باشد که بگویند آقا من خطا کردم و عذرخواهی میکنم یا استعفا می دهم و جبران می کنم و خودم را مواخذه می کنم . این اتفاق نمیافتد . امروز هم که در فضای مجازی این اتفاقات می افتد، یک بخشی را اگر در ارتباط خاص جنگ بگوییم، یک مقطع حساسی از تاریخ کشور مان است که طبیعتا سوال برانگیز است ،طبیعتا حس محاسبه گری جوان ها را و نسلی که نبودند؛ بر می انگیزد که بروند و این مقطع تاریخی را بررسی کنند و ببینند که منافع و مضرات و خسارت های آن چه بوده .یک بخش این است و یک بخش هم این است که ما که خودمان در جنگ بوده ایم ، واقعا برایمان سوال برانگیز است چه طور یک چنین فردی یک فرماندهی عمده جنگ و نیروها را در اختیار داشته ،شخصی که امروز دقت لازم را در بیان مطالب اش ندارد وتحلیل هایش تحلیل های درستی نمی تواند؛ باشد .بخشی به دنبال این موضوع می روند که اگر با این سبک و سیاق یک فردی جنگ را اداره کرده، مگر می شود کارش درست باشد .در مجموع نقدی که موثر واقع شود و سرکوب نشود را می شود به فال نیک گرفت ولی نقدی که سرکوب یا توجیه شود یا تحریف تاریخ شود راه به جایی نمی برد . در همین موضوع اگر کسی متنبه شد می شود گفت اثر نقد است و نیت هم خیر بوده ولی اگر نشد و من شما و دیگران هم صحبت کردند و امورات همینطور گذشت این نقد چه خاصیتی می تواند داشته باشد .