آرمان شرق-جواد مرشدی:مدت هاست بیماری اقتصادی داریم و نسخه ها هم دردی دوا نکردند،مسکن هایی هم بانک مرکزی ارائه داده اما مقطعی بوده و هیچ کدام درمان نبوده اند.البته شاید یکی از ایراد ها عدم استقلال این بانک باشد،از آنجا که دولت ها فطرتا سیاست های اقتصادی خود را با گستره چهار ساله تنظیم می کنند، به همین خاطر می توانند از آن قدرتی که بانک مرکزی دارد و آن قدرت خلق پول است استفاده کنند .به همین دلیل است که می گویند بانک مرکزی باید مستقل باشد ،مستقل باشد برای اینکه تحت تاثیر ملاحظات سیاسی و اهداف کوتاه مدت دولت قرار نگیرد.به همین خاطر می بینیم ساز و کار انتصاب و عزل مقامات تصمصم گیرنده در بانک های مرکزی بسیار متفاوت از آن چیزی است که در قوه مجریه در کشور های دیگر وجود دارد، برای بررسی نقاط ضعف و قوت نظام بانکی و نیز نقش و جایگاه بانک مرکزی در سیاست های پولی و مالی آرمان شرق با کامران ندری استاد دانشگاه شهید چمران به گفت‌و‌گو پرداختیم که در پی می خوانید.

اهمیت نظام بانکداری در اقتصاد هر کشور چیست و شامل چه مواردی است ؟

بانک ها چند نقش خیلی مهم در اقتصاد هر کشوری دارند ،مهمترین نقش آنها این است که منابع مالی مورد نیاز را برای کسانی که قصد فعالیت های تولیدی دارند، فراهم می کنند .معمولا کسانی که می خواهند در زمینه تولید سرمایه گذاری کنند کسری منابع دارند هم برای اینکه کسب و کارشان را راه اندازی کنند و هم برای اینکه به کسب و کارشان توسعه دهند و هم برای اینکه بتوانند این کسب و کار را حفظ کنند احتیاج به سرمایه در گردش دارند .بانک ها می توانند منابع لازم را هم برای راه اندازی این فعالیت تولیدی و هم برای توسعه آن فعالیت هم برای گردش چرخ آن فعالیت های تولیدی فراهم کنند.بنابراین این نقش که بانک ها ایفا می کنند نقش بسیار کلیدی و حساسی است.شما تصور کنید که اگر بانک ها نبودند صاحبان کسب و کار و اربابان تولید قطعا با مشکل و مضیقه مالی مواجه می شدند و بانک ها این نیاز آنها را رفع کردند.از آن طرف هم اگر دقت کنید بانک ها به سپرده گذاری هم خدماتی را ارائه می کنند،همه ما دنبال این هستیم که به نحوی مازاد منابعی که در اختیار داریم را حفظ و پس انداز کنیم و به نوعی برای مسائل آتی نگهداری کنیم.بانک ها منابع مازاد خانوارها را می گیرند و سودی را به آن منابع پرداخت می کنند و افراد می توانند به شکل ایمن این پس انداز را داشته باشند،البته بغیر از شرایط تورمی که خانوار ها احساس می کنند سپرده گذاری در بانک برایشان خیلی به صرفه نیست ولی در شرایط عادی که نرخ تورم پایین است، سپرده گذاری در بانک یکی از ایمن ترین شیوه های پس انداز کردن است. همانطور که گفته شد بانک ها از یک طرف به تولید کننندگان خدمت ارائه می دهند،یعنی منابع مالی مورد نیاز را برای تولید و توسعه آن و گردش چرخ تولید فراهم می کنند و از یک طرف هم به سپرده گذاری که همان خانوار ها هستند ارائه خدمت می کنند.غیر از این دو خدمت یکی دیگر از مهمترین خدماتی که بانک ها ارائه می کنند، خدمات پرداخت است.یعنی اغلب معاملاتی که انجام می دهیم از طریق سرویس پرداخت های بانک هاست که در این برهه به شکل الکترونیک خدمات ارائه می شود.وقتی خریدی می کنیم از دستگاه های خدمات بانکی استفاده می کنیم،مثل پز ها و یا خدمات اینترنت بانکی،حتی برای جابجایی مبالغ کلان هم ایمن ترین راه ها را بانک ها فراهم می کنند.بنابراین خدمات پرداخت هم یکی دیگر از سرویس هایی است که بانک ها به جامعه ارائه می کنند و قطعا بدون بانک تسویه مبادلات با سختی مواجه خواهد شد.

الان ما در اقتصاد مشکل داریم،به نظر شما تا چه حدی نظام بانکی ما در پدید آمدن این معضلات فعلی اقتصادی به لحاظ ساختاری نقش آفرین است و اصلا گلوگاه این مشکلات ما کجاست؟

بانک ها در ارائه خدمات پرداخت ها که هیچ مشکلی ندارند و در کشور ما خدمات پرداخت به بهتر ین شکل ممکن انجام می شود، تراکنش ها ایمن هستند، خدمات پرداخت ما از استاندارد بالایی برخوردار است. البته بانک های ما فقط این خدمات را از داخل اقتصاد می توانند ارائه کنند، هنوز ارتباط بانک ها با خارج از کشور به خوبی برقرار نشده،یعنی ما نمی توانیم فرضا در کشور ترکیه از خدمات پرداخت بانک ملی مان استفاده کنیم به همین خاطر معمولا مسافران از اسکناس ارز استفاده می کنند و این هم بر می گردد به مسائل و مشکلاتی که حالا تا حدودی بر می گردد به تحریم ها.بنابراین بانک ها خصوصا در این دو دهه و از ابتدایی دهه ۸۰ خوب عمل کرده اندو خدمات پرداخت الکترونیک در کشور پیشرفت خوبی داشته است.در زمینه تامین مالی خوب بانک ها در رابطه با تامین مالی بنگاه های بزرگ نقش آفرینی کردند و در تامین مالی بنگاه های کوچک و متوسط نتوانستند خیلی خوب عمل کنند.بخشی از این معضلات و مشکلاتی هم که الان ما با آن مواجه هستیم به بانک ها مربوط نمی شود،در واقع به نظام پولی ما مربوط می شود.به هر حال یک نقص و گرفتاری در نظام پولی ما وجود دارد که توان کنترل رشد نقدینگی برای سیاست گذار پولی محدود است و در سال های گذشته هم نتوانسته اینکار را کند،اقتصاد هم به خاطر همین مسئله با تورم مواجه است و این تورم مشکلاتی را در اقتصاد به وجود آورده که می شود گفت دامن بانک ها را هم گرفته.در زمینه نظارت بانکی و الزام بانک ها به رعایت مقررات احتیاطی ما چالش های جدی داریم.بانک مرکزی این توانمند ی و اقتدار را نداشته تا بانک ها را لازم کند که مقررات احتیاطی را آنطور که باید و شاید رعایت کنند.این سبب شده تا بانک ها بی مهابا به منابعی که از مردم می گیرند و جمع آوری می کنند ریسک های بالایی را قبول کنند و این نوع ریسک ها هم تا حدودی برای بانک های ما دردسر ساز شده. از همه اینها که بگذریم مداخله دولت در نظام پولی و بانکی بسیاری از این مشکلاتی را که الان بانک ها با آن مواجه هستند را به وجود آورده.منظور از دولت قوه مجریه نیست منظورم حاکمیت به معنای عام است،این ترتیبات تکلیفی که در لایحه بودجه نمایندگی مجلس به بانک ها تحمیل می کنند یا اینکه خود دولت بعضی از وظایف خود را مثل تامین کالاهای اساسی را به دوش بانک ها می اندازد و الان یکی از مهمترین بدهکاران به بانک ها خود دولت است و می شود گفت بدهی دولت به بانک ها رقم قابل توجهی را شامل می شود.از آن طرف هم متاسفانه ساختار اقتصاد سیاسی کشور ما طوری است که مدیرانی که برای اداره بانک ها انتخاب می شوند عمدتا مدیران حرفه ای که با اصول بانکداری هم به لحاظ تئوری و هم نظری آشنا باشند،یعنی هم تصمیم تخصصی در این حوزه داشته باشند و هم توانسته باشند از پایه تجربیات لازم را در حوزه بانکداری کسی کرده باشند،ما همچنین مدیرانی نداری.ارتباط مدیران ما با خارج از کشور خیلی محدود است،مدیران بانکی در سطح بین المللی خیلی کم داریم و همه اینها سبب شده تا یک مقدار در حوزه حرفه بانکدار ی ما ضعیف باشیم.همانطور که گفته شد مقداری از آن بر می گردد یه ساختار اقتصاد سیاسی کشور که اصلا بطور کلی نوع تأملات ما در اقتصاد به گونه ای است که یک مقدار درون گرا هستیم.یعنی نتوانسته ایم آن تجربه و دانشی را که در خارج از کشور وجود دارد را به خدمت بگیریم و همین سبب شده که نتوانیم آن حرفه بانکداری را به آن شکل مطلوب خودش در کشور خودمان اجرا و پیاده سازی کنیم،لذا عمده مشکلاتی که الان با آن مواجه هستیم بر میگردد به مداخلات دولت یا حاکمیت در نظام بانکی بسیار زیاد و مخرب است و دوم اینکه در نظام بانکداری مدیران حرفه ای به معنایی واقعی کلمه نداریم.این را هم بگویم که آن مقام ناظر که باید هم در کنترل رشد نقدینگی و هم بر رعایت مقررات احتیاطی توسط بانک ها نظارت داشته باشند متاسفانه باز به دلیل همان ساختار اقتصاد سیاسی که در کشور ما وجود دارد از آن اقتدار لازم بر خوردار نیست.
این سیاست های پولی و مالی که به آن اشاره داشتید چه ایراداتی دارند،خط مشی و استراتژی ما برای بهبود این شرایط باید چگونه باشد؟
اولا ما چارچوب مشخصی برای سیاست گذاری پولی نداریم،تا حدودی مقامات بانک مرکزی تلاش می کنند که نرخ رشد پایه پولی یا همان پول پر قدرت از یک حد معینی تجاوز نکند که می شود گفت توفیقی در آن نداشته اند،یعنی متوسط نرخ رشد نقدینگی وپایه پولی در اقتصادما نسبت به کشور های دیگر خیلی بالاست و این نشان می دهد که مقامات پولی نتوانسته اند کنترلی روی رشد پایه پولی و همچنین رشد نقدینگی داشته باشند.یک بخشی از این بر می گردد به عدم استقلال بانک مرکزی که بانک مرکزی ما آن اقتدار و اختیار لازم را برای انجام وظایف خودش ندارد.این مدیریت غیر حرفه ای که در موردش صحبت کردیم و گفتیم در بانک ها هست در بانک مرکزی هم بوده،شما اگر دقت کنید عمدتا مسیولین بانک مرکزی یا روسای بانک مرکزی را از میان اقتصاد دان هایی که حداقل دانش سیاست گذاری پولی داشته باشند، انتخاب نشدند.به ندرت پیدا می کنیم و شاید یکی دو مورد بیشتر نداشته باشیم از روسای کل که دانش اقتصاد و تا حدودی سیاست گذاری پولی را داشته باشند،معمولا یا بانکدار بوده اند یا مهندس بوده اند که به ریاست کل بانک مرکزی برگزیده شدند و تنها نتوانستند این بدنه کارشناسی لازم برای سیاست گذاری پولی را در بانک مرکزی تقویت کنند.به هر حال حوزه سیاست گذاری پولی همانطور که گفته شد آن ضعف تخصص و مدیریت سطوح بالا وجود دارد به اضافه اینکه بانک مرکزی یک بانک مرکزی مستقلی که از اختیارات کافی برخوردارباشد نیست و دولت ها تمایلی ندارند که بانک مرکزی مستقل در کشور وجود داشته باشد و حداقل تا این لحظه گام جدی برای اینکه ما یک بانک مرکزی مستقل مثل خیلی از کشور ها داشته باشیم، برداشته نشده و می بینیم نتیجه اش هم این شده که از معدود کشور هایی هستیم که در حال حاضر تورم بسیار بالایی داریم و شاید جزو ۵ یا ۶ کشور معدودی باشیم که تورم دو رقمی دارند.شاید از مجموع نزدیک به ۱۸۸ کشور دنیا ۱۰ کشور باشند که تورم دو رقمی دارند و متاسفانه ما جزو آن قرار داریم.( البته این عدد حدودی است)

دولت ها فطرتا سیاست های اقتصادی را با گستره چهار ساله تنظیم می کنند ،برای نگاه کلان گرایانه به مقوله اقتصاد نیازمند چه ساز و کارهایی هستیم ؟مثلا بانک مرکزی مستقل از دولت چگونه ایجاد می شود و باید چه سیاست هایی را پی گیرد؟

دقیقا به دلیل همین نکته ای که به آن اشاره کردید یعنی زمان چهار ساله سیاست ها به همین خاطر می توانند از آن قدرتی که بانک مرکزی دارد و آن قدرت خلق پول است، استفاده کنند .به همین دلیل است که می گویند بانک مرکزی باید مستقل باشد ،مستقل باشد برای اینکه تحت تاثیر ملاحظات سیاسی و اهداف کوتاه مدت دولت قرار نگیرد.به همین خاطر می بینیم ساز و کار انتصاب و عزل مقامات تصمصم گیرنده در بانک های مرکزی بسیار متفاوت از آن چیزی است که در قوه مجریه در کشور های دیگر وجود دارد .قوه مجریه و اعضای کابینه همانطور که شما هم اشاره کردید برای یک دوره کوتاه مدت ۴ ساله که نهایت فرض کنید به دو دوره یعنی ۸ سال قابل تمدید است انتخاب می شوند اما با انتخاب مسئولین بانک های مرکزی در کشور های توسعه یافته و در بانک های مرکزی مستقل دنیا از این ساز و کار تبعیت نمی کند .وقتی می گوییم مستقل یعنی اینکه باید مرکزی داشته باشیم که تحت تاثیر همین کوته نگری و ملاحظات سیاسی کوتاه مدت دولت قرار نگیرد .

بانک مرکزی به نوعی در اعمال سیاست های ارزی در این دوره جدید موفق عمل کرده ،حال برای کار اصلی که اصلاح نظام بانکداری است باید چگونه عمل کند ؟

بله به نسبت اینکه نرخ دلار از محدوده ۱۷هزار تومان هم بالاتر رفت بانک مرکزی الان توانسته قیمت را مهار کند و اگر بخواهیم با انتهای نیمه اول سال ۹۷ مقایسه کنیم بله در این سه ماهه سوم بانک مرکزی دستاوردهایی را در زمینه کنترل بازار ارز داشه اما این به این معنا نیست که مشکل تورم در اقتصاد ما تمام شد و حل شد ،نه به نظر من بانک مرکزی راه خیلی طولانی در پیش دارد و برای اصلاح بانک ها باید قدم های جدی را بر دارد و هم در زمینه اصلاح ساختار سیاست گذاری پولی مسیر پر پیچ و خم و پر دست اندازی را پیش رو دارد . این دستاورد هابی کوتاه مدت بانک مرکزی اگر به دنبالش اصلاحات ساختاری در زمینه سیاست گذاری پولی و در زمینه نظارت بر بانک ها و حل مشکلات و معضلات برخی از بانک های ما اگر نباشد خوب این دستاورد ها می تواند هر آن از دست برود و مجددا ما با بحران های مشابه مواجه شویم . بنابراین گرچه بانک مرکزی در سه ماهه سوم موفق بوده اما باید به فکر اصلاح مسیر در بلند مدت و آینده هم باشد .