آرمان شرق– جواد مرشدی:چند سالی هست که فضای مجازی امکان رصد کلیه اخبار را فراهم آورده و دامنه آگاهی بخشی عمومی را افزایش داده است.البته در این گستره اینترنتی فضا برای جنجال آفرینی و موج سواری هم وجود دارد و هستند عده ای که با اخبار کذب سعی در تشویش اذهان می کنند که البته در همین فضا می توان با اندکی تامل سره را از ناسره تشخیص داد . بعد از به وجود آمدن فضایی مجازی افکار عمومی خواسته یا نا خواسته اخبار این فضا را مرجع قرار می دهند و نگاه کم فروغی به اخبار رسانه ها دارند که می توان آن را پای عملکرد ضعیف سیستم اطلاع رسانی دولتی و نهاد های مختلف دانست.در داستان نماینده سراوان و مجادله وی واکنش های بسیار شدیدی را در فضایی مجازی شاهد بودیم،کمی قبل تر هم در مورد انتصاب داماد رئیس جمهور شاهد این موج واکنش ها بودیم.هر چه هست این فضا حقیقتی بیش نیست که دولت مردان و حکومت نمی توانند با فیلترینگ،انسداد،پرخاش و تبلیغات نا بجا ان را از اذهان عموم دور کنند.شاید از دسترس دور کنند اما از اذهان هرگز.آرمان شرق در گفت و گویی با محمد صادق جوادی حصار فعال سیاسی به نقش فضایی مجازی در ارائه اخبار پرداخته که در پی می آید.

وقتی حادثه نماینده سراوان ومجادله اش رخ داد, واکنش های بسیاری شدیدی را در فضای مجازی شاهد بودیم ،کمی قبل تر هم در مورد انتصاب داماد آقای روحانی این اتفاق افتاد .این فضای مجازی چه امکان و چه ابزارقدرتی را به مردم داده و چگونه می تواند در تعدیل رفتار ها و اصلاح ساختار و بهبود شرایط عمل کند؟

فضای مجازی فارغ از آسیب ها یا توانایی ها و یا امکانات خوبش یک فرصت نیکو و بسیار مناسبی را در اختیار مردم قرار داده تا بتوانند به لحظه و به سرعت نسبت به رخداد های سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی و اقتصادی داخلی و بین المللی عکس العمل نشان دهند و صدایشان را به گوش دیگر مشترکان این فضا و از جمله به گوش مسئولین معترض هر موضوع برسانند.این فرصت فرصت بسایر مغتنمی است که در گذشته خیلی خیلی نادر ممکن بود از طریق رسانه های دیگر با این سرعت اتفاق بیافتد .مگر دسترسی های شخصی که کسی تلفن کسی را داشت و زنگ می زد و الا اینجوری در فضای عمومی و به لحظه در مورد موضوعات اظهار نظر کردن و اخبار را به اطلاع جهان رساندن جزو پدیده های خارق العاده ای بوده که در این چند سال تقریبا از طریق فضای مجازی در اختیار افکار عمومی و شهروندان قرار بگیرد.

در اتفاقی که برای نماینده سراوان افتاد یک سری نماینده ها موضع گرفتند و گفتند این توطئه و دست های پشت پرده است .این نشان دهنده این است که بخشی از مسئولان ما نسبت به تعاملات اجتماعی نگاه عقب مانده ای دارند .این نگاه از کجا می آید و آسیبب هایش چیست .اصلا چرا مسئولان ما نمی توانند بپذیرند که مردم هم حق اعتراض دارند ؟

وقتی این مسئله شکل می گیرد که آنها با یک سری از امکانات و پدیده ها در این فضا آشنا می شوند و آن اینکه می توان از فضای مجازی استفاده نا مناسب هم کرد،کما اینکه از دیگر امکانات هم می شود استفاده نا مناسب کرد در اینجا هم می شود، مثل فیلم ،ضبط صدا و کارکتر سازی و مونتاژ عکس، قلب واقعیت کرد ،می توان اینجا هم واقعیت ها را واژگونه جلوه داد اما یک امکان اینجا وجود دارد و آن این است که اگر واقعیتی واژگون جلوه داده شود امکان افشای آن واژگونی و نادرستی به سرعت وجود دارد و می توان اعتراض کرد که نه این واقعیت ندارد و می توانید تحقیق و جستجو کنید و از اهل فن و خبره اش بخواهید که بیایند بررسی کنند و کارشناسان ورود کنند و امکان آسیب رسانی را کم می کند .یعنی اینکه ممکن است کسی دراین فضا دغل بازی کند ،نیرنگ بکار برد ودروغ یا حقیقتی را انکار کند ،همه اینها وجود دارد اما اینکه اطفای این عمل هم میسر است، غیر قابل انکار است .یعنی ما می توانیم در این فضا به سرعت به سراغ تخطئه این موضوع رفته و اگر دروغ باشد بتوانیم اصلاح کنیم و به مخاطبین توضیح دهیم .در واقع در این فضا دست متهم برای دفاع از خود باز است .آن کسانی که نگرانی ها و دغدغه هایشان را ابراز می کنند که ممکن است در این موضوع خاص دروغ،نیرنگ و یا عقده گشایی یا هر موضوع دیگری غیر از واقعیت وجود داشته باشد آنها فقط نگرانی شان را در موضوع بیان می کنند ولی باید حتما به روش های خنثی کردن این مسئله در فضای عمومی هم توجه داشته باشند که براحتی می توان حقیقت را از غیر حقیقت تشخیص داد .

فضای مجازی حسن های زیادی دارد و البته اندکی هم مضرات،در این فضا راه برای جنجال آفرینی و موج سواری باز است .برای اینکه در این فضا بتوانیم سره را از ناسره تشخیص دهیم نیاز به سواد رسانه ای داریم .چگونه در این فضا سواد رسانه ای را ارتقا ببخشیم؟

با افزایش دانش عمومی،اگر چه الان فضا فضای دیجیتال و کامپیوتر و علوم مرتبط با استفاده از ابزار ها و نرم افزارهای مرتبط با فضای مجازی است و رفتن به سمت این دانش هم منحصر به یک عده خاص نیست .الان نرم افزار های متنوع و متکثری وجود دارد و می توانند عموم مردم با سطحی از دانش حرفه ای اشراف به این حوزه داشته باشند و براحتی مجعولات را از واقعیت تشخیص دهند که مثلا این پوا واحد پول خودشان هست یا نه و اینکه مثلا کسی بگوید در بازار اسکناس جعلی هم وجود دارد ولی همه اسکناس ها که جعلی نیست .اسکناس جعلی را فرد خبره به سرعت تشخیص می دهد .یک مقدار هم ممکن است اسکناس جعلی را بگیرند  ببرند جایی و سرشان کلاه رود ولی تمام داد و ستد ها در حوزه پول دیگر در سرفصل تقلب تعریف نمی شوند ،وقتی در این حوزه دانش عمومی افزایش پیدا کند به راحتی نمی توان کسی را فریب داد و به راحتی نمی توان دروغ نسبت داد . چون حداقل به سرعت می تواند بدلش در کنارش قرار بگیرد و فرد را در معرض یک قضاوت قرار دهد که این درست است یا آن . بنظر من در فضای مجازی اینکار به سرعت دارد انجام می شود .

فضای مجازی یک حقیقت است و با فیلتر و انسداد و غیره و تبلیغات منفی نمی شود آن را حذف کرد .دولتمردان و حکومت و مسئولان قوای مختلف باید چگونه عمل کنند که بتوانند خطرات و آسیب های این فضا را کاهش دهند .

باید راستی آزمایی عمومی صورت گیرد،همانطور که وبا وقتی وارد یک کشوری می شود همه می فهمند که واقعیتی بنام وبا وجود دارد و واکسن می زنند ،یا وقتی ویروسی وارد کشوری می شود آن ویروس را بعنوان یک واقعیت می پذیرند و واکسن می زنند ،این وجه منفی آن است . وجه مثبت این است که برخی پدیده ها مثل تلوزیون و صدا و رسانه های دیگر مثل کتاب ،اینها وارد یک جامعه که می شوند لزوما همه اش که شر نیست خیر هم درآن وجود دارد . روزنامه ها را هم یک موقعی می گفتند روزنامه ضایع است ،یک روزگاری برخی از این کتاب ها را می گفتند نباید بخوانید ،الان دیگر حساسیت های اینچنینی خیلی کم پیدا می شوند که مثلا کسی این کتاب را بخواند یا نخواند و این فیلم را ببیند یا نبیند،چون دیگر امکان سانسور کردن در این حوزه وجود ندارد فقط باید دانش عمومی را افزایش دهیم که گزینش گری در مراحل ابتدایی توسط خود مردم صورت گیرد . در حوزه های تخصصی هم نیاز به متخصص دارند و می روند به متخصص مراجعه می کنند . دولت ها باید مدیریت کنند ،باید مدیریت کنند تا مردم با واقعیتی مثل فضای رسانه ای مجازی به عنوان یک واقعیت انکار ناپذیر و جزئی از زندگی امروزی روبرو شوند و این را هضم کنند . در هاضمه ملت ایران باید این هضم شود که فضای مجازی یک واقعیت است و همه دارند با آن زندگی می کنند در این فضا نمی شود خیلی سخت بگیریم.بعد هم آموزش های پیش مواجهه را باید به مردم یاد بدهیم که پیش از مواجهه با فضای مجازی گزینش گری های لازم را بلد باشند و با فضای مجازی مرحله به مرحله آشنا شوند .من تصور می کنم همانطور که نتوانستیم کتاب ،روزنامه ،تکنولوژی و علم و فن آوری های نوین را انکار کنیم فضای مجازی در امتداد آن علم و تکنولوژی و فن آوری های نوین است و جامعه بشری دارد با آن ارتباط برقرار می کند ما نمی توانیم منفک از جامعه بشری از این علوم و فنون و این امکان بی بهره بمانیم . باید حتما از آن به نیکویی و درستی استفاده کنیم و راه استفاده از  درستی آن هم افزایش دانش عمومی و سطح گزینش گری است .

الان مردم به اخبار رسمی توجه آنچانی نمی کنند و در عوض اخبار فضای مجازی را بولد می کنند چه تغییراتی باید ایجاد شود که مردم رسانه های واقعی رسمی را بپذیرند و اخبار آنها را مرجع قرار دهند؟

درست است که الان روزنامه مکتوب نمی تواند پا به پای رسانه مجازی در هر موضوعی حضور پیدا کند و بلافاصله جواب دهد و اطلاع رسانی کند چون حداقل ۱۲ ساعت زمان می خواهد تا روزنامه از چاپ به دست مردم برسد . بنابراین از نظر فیزیکی از فضای مجازی عقب هستند چون نمی توانند محصولشان را به راحتی در دست مردم قرار دهند .اینجا باید رسانه ها به سنگ محک تبدیل شوند ،یعنی اینها باید آنقدر توانا و انقدر قوی و دقیق خبررسانی و اعلام موضع کنند که مردم وقتی خبری را در فضای مجازی می خوانند یا می بینند منتظر باشند تا روزنامه مکتوب بیرون بیاید و آن وقت محک بزنند، ببینند این خبر آنجا هم آمده یا خیر .آنجا هم تایید می کنند یا نه.سنگ ترازوی صحت و سقم اخبار و اطلاعات باید این فضاهایی باشند که شما از آن به عنوان فضای حقیقی نام می برید . یعنی همه باید به همه اتفاقاتی که می افتد برسند به اینجا که حالا به اخبار ساعت۲ گوش دهیم ببینیم چه می گوید.آیا آن را تایید می کند یا خیر . باید انقدر محکم اطلاع رسانی در این کانال ها و رسانه ها صورت گیرد که مردم نا خود آگاه بروند به سمت اینکه هر خبری را که می شنود با روزنامه مورد نظرشان یا با رسانه مورد نظرشان و صدا و سیما چک کنند . الان این اتفاق در مورد خیلی از رسانه ها افتاده و به نظرم بد نیست یک مقدار گسترش پیدا کند .