آرمان شرق – عبدالرضا کنی: طی هفته های گذشته فیلم هایی از برخورد ناشایست نمایندگان در فضای مجازی منتشر شد که در فواصل مختلف افکار عمومی را نسبت به نهاد قانون گذاری کشور مخدوش کرد،رفتار های زشت و سخیفی هم در روز ارائه بودجه ۹۸ و سخنرانی رئیس جمهور در مجلس رخ داد.گویی نمایندگان دو وظیفه اصلی خود که همان قانون گذاری و نظارت است را از یاد برده اند و بجای رویکرد های ساختاری و عملکرد های با پرنسیپ به رویکردهای پوپولیستی و حملات کلامی و داد و فریاد روی آورده اند.روزی جماعتی تهدید به استعفا می کنند و روزی دیگر عده ای بر سر رئیس دولت فریاد می زنند و سخنرانی وی را آنهم در خانه ملت بهحاشیه و جنجال می کشند.استیضاح هم که در این دوره مجلس گوی سبقت را از ادوار مختلف ربوده و با هر حرکتی، وزیر مربوطه را تهدید به استیضاح می کنند فارغ از بررسی عملکرد،غافل از اینکه شاید در حوزه نظارت نمایندگان ضعف داشته باشند.آرمان شرق در گفت و گویی با مصطفی درایتی فعال سیاسی اصلاح طلب به بررسی این دست رفتار نمایندگان پرداخته که در پی می آید.

رفتار های نمایندگان در سخنرانی رئیس جمهور زشت و سخیف بود،فارغ از جناح بندی ها چرا چنین رفتار هایی انجام می شود و ریشه آن کجاست؟
ممکن است دلایل متعددی برای این موضوع به ذهن برسد،یک تصور این است که شاید به دلایلی نسبت به حوزه انتخابیه شان و مسایل و مشکلات آن عکس العمل بیشتری نشان دهند و بگویند حساسیت بیشتری دارند و احساس تکلیف بیشتری می کنند که تصور خودشان این است که از رفتار اینها چنین تلقی شود.به صورت معمول آدم تصور می کند که یک نماینده ای که مسیر قانونی مشخصی برای پیگیری مطالبات مردم دارد، یک سری رفتار های اینچنینی که بیشتر به رفتار های پوپولیستی شباهت دارد ،انجام می دهد و می خواهد به حوزه انتخابیه اش برای رای گرفتن پیام دهد و بگوید که دغدغه مردم را دارد و از این رفتار استفاده می کند.یک مسیر مشخص داریم، اختیاراتی نماینده ها دارند،یک مسیر مشخص برای پیگیری کار های خود دارند و انتظار این است که اگر بخواهند مشکلات مردم را دنبال کنند باید از این مسیر باشد.اگر مردم چون مسیولین را نمی بینند از این رفتار ها کنند تا صدایشان را به مقامات منتقل کنند، قابل قبول تر از این است که نمایندگان چنین کاری کنند.ولی یعنی چی که نمایندگان چنین رفتار هایی کنند.به نظر من یک نکته دیگر هم وجود دارد و آن اینکه یک سری رفتار های اینچنینی که نمیدانم اسمش را چه باید بگذاریم ( چاله میدانی) مدتی است دارد در کشور باب می شود،یعنی به صورت معمول که آدم انتظار دارد بعد از ۴۰ سال که از انقلاب گذشته و همه ارکان نظام شکل گرفته،حداقل خواسته های خودمان معلوم شده یا شاید حداقل آنهایی که در داخل حکومت هستند مسیر شان معلوم است ( حالا مردم بندگان خدا نمی دانند باید چجوری مسائل خود را تعقیب کنند) آن وقت یک سری رفتار هایی دارد باب می شود .در مجلس تعدادی نماینده هستند که نظرشان غالب نمی شود و به دلایل مختلف یک رفتار هایی از خودشان نشان می دهند که با کار پارلمانی خیلی همخوانی ندارد.برای اینکه یک اقلیت بتواند کار خود را به اکثریت تحمیل کند،طبیعتا برای هر موافقت یا مخالفت نمایندگان می آیند و می گویند استدلال می کنند یا دیگران را قانع می کنند یا باید به آن نظری که اکثریت دارند؛ پایبندی نشان دهند ولی به نظر می رسد از سقف تا ذیل ما فرهنگ کار دموکراتیک را یاد نگرفته ایم و بعد هم وقتی که می خواهیم چیزی را در مسیر طبیعی خود دنبال کنیم؛ زورمان که نمی رسد، استدلال مان که قانع کننده نیست و موانع سر راه را نمی توانیم بر داریم از یک روش های گردن کلفتی و سر و صدا کردن و شلوغ بازی در آوردن و اینها استفاده می کنیم.
یعنی اینها واکنش های مثبتی می بینند که این رفتار ها را انجام می دهند؟

تصور می کنند که این راهی برای رسیدن به خواسته شان است،حالا مشروع یا غیر مشروع ولی تصور نمی کنند که اگر بخواهند اینگونه روش ها را ادامه دهند و این گونه کار ها به جامعه منتقل شود،جامعه را با یک نا هنجاری همگانی مواجه می کنند.قبلا قمه می کشیدند و یک کار هایی می کردند حالا یقه خود را پاره می کنند، داد می زند و یک سری رفتار های خاص می کند.نمایندگان باید در پارلمان جوری رفتارشان به نمایش گذاشته شود که جامعه از رفتار آنها درس بگیرد که چگونه می تواند در یک جامعه دموکراتیک زندگی کند و نظرات خود را دنبال کند.تصور می کنم که اینگونه ناهنجاری ها که نمی دانم چه اسمی روی آن می توان گذاشت، بخاطر یک نفع مقطعی به اثر فرهنگی آن کمتر توجه می شود. این باعث می شود که جامعه را هم به سمت این رفتار ها بکشانیم.وقتی نماینده ای اینطوری جلوی رئیس جمهور صحبت می کند و جلسه را به هم می زند، طبیعتا وقتی در مجلس این رفتار ها دیده می شود در سخنرانی در دانشگاه و اینها هم این اتفاق می افتد ،وقتی نماینده ها در مجلس اینطوری هستند دیگر از افراد بیرون و یا افراد دیگر چه انتظاری است .ما داریم آستانه تحمل افراد را پایین می آوریم و به شکلی از روش های حداقل نیمه خشونت آمیزی جامعه را گرایش می دهیم. اینها آثار تخریبی فرهنگی خیلی بالایی درجامعه ما دارد. در چند سال گذشته؛ نه اینکه ما مبادی به آداب زندگی سیاسی اجتماعی و فرهنگی مطابق شان ملت ایران نبودیم بلکه گاهی وقت ها متاسفانه رفتارهایی دیده می شود که گاهی خلاف این را نشان می دهد .در دست و بال مردم هم ابزارهایی که این مسئله را انتقال دهد فراوان است .من البته مجموع این کارها را مفید می بینم، ولی نگران این هستم که الان اگر جامعه یک چیزی را از یک نماینده اینطوری ببیند و این را منتشر کند یک حالت نیمچه انزجاری در آن دیده می شود، ولی اگر تکرار شد آیا ممکن نیست که آن زشتی اش هم از بین برود در بین جامعه ؟ و طبیعتا این آدم را نگران می کند ! ولی به هر صورت برجسته شدن اینها و انتقال اینگونه رفتارها به جامعه و رفتار های دیده شده، می تواند مورد انتقاد مردم قرار گیرد و حساسیت جامعه را نسبت به آنها زیاد کند. متاسفانه وقتی مجموعا نگاه می کنیم می بینیم به جای اینکه افراد از مسیری که برایشان تعیین شده و در اختیارشان است(نماینده هامخصوصا)مسایل مردم را دنبال کنند و استدلال کنند که با توجه معذوراتی که از آن مطلع هستند چه باید کرد می آیند به روش هایی متصل می شوند .در حوزه انتخابیه یک مطلبی دارند و می آیند و می گویند با آن در تضاد است آن نماینده دیگر باید چکار کند ،اگر او هم مثل ایشان بخواهد نگاه کند که دیگر نمی دانم چه می شود .مسله آب و امثالهم مسئله مشترک بین چند تا استان است که طرف هر کدام را که بگیریم ممکن است مورد اعتراض طرف دیگر قرار گیرد.این موضوع را نماینده می داند، ولی به دلیل اینکه سر افراد حوزه انتخابیه خود را شیره بمالد که مثلا نماینده دلسوزی است، رفتارهایی از خود نشان می دهد که بیشتر دیده شود یا در حوزه انتخابیه اش بیشتر دیده شود و تلقی مردم این باشد که دلسوزی نسبت به آنجا بیشتر است . اینگونه رفتار ها مطابق شان یک نماینده که در جایگاه نمایندگی مردم قرار می گیرد، نیست.امیدواریم که اینها محدود شود ولی متاسفانه هر چه می گذرد می بینیم چیز های دیگری پیش می آید که آدم نمی تواند خیلی به این امیدواری خودش امیدوار باشد.

در دوره های قبل مجلس به میزان دوره فعلی استیضاح نداشتیم ،مثلا بناست همین یکشنبه وزیر کشاورزی را هم استیضاح کنند .چه شده که نمایندگان مجلس انقدر به سمت استیضاح روی آورده اند ؟

من در پارلمان نیستم که بدانم چه خبر است ولی انقدر این حرف بیرون تکرار شده که آدم کم کم می رسد به اینکه یک اتفاقاتی داخل پارلمان می افتد .عمده آن این است که در جامعه مطرح شده نمایندگان به تعبیری که بد هم هست بگویم خفت گیری می کنند ،فلان جا اگر فلان دستور و خرده فرمایش دارد و اگر می خواهد فلان جا فلان کس را سر کار ببرد و فلانی را عوض کنید و فلان سمت را به فلانی بدهید و وقتی اینها تحقق پیدا نمی کند و در مجلس چیزی که در اختیار دارد، تهدید به استیضاح است .این به شدت در جامعه سیاسی مطرح است که نماینده دغدغه مسایل ملی کشور را ندارد ،حتی در این استیضاح ها دغدغه منطقه شان هم به معنای عام ندارد .دغدغه های خاص خودشان را دارند.فلان کسی را که من می خواستم فلان جا بگذارم چرا نگذاشتید ،یعنی بهانه گیری هایی که هم محدودیت ها را می دانند و هم معذوریت ها را می دانند و گاهی وقت ها حریف وزیری نمی شوند که خواسته های بعضا غیر منضبط اینها را تحقق دهد، بعد بیایند در مجلس و شکل دیگری به فضیه دهند . اینها خوب نیست .وقتی که آدم به مجلس نگاه می کند ،این مجلسی که باید عصاره فضایل مملکت باشد و بهترین متخصصین و دلسوز ترین کسانی که به منافع ملی پایبند هستند آنها سکاندار و صندلی دار های اصلی مجلس باشند ،رفتار مجلس به گونه ای باشد که هر ایرانی به آن افتخار کند، چنین مجلسی را در برابر خودمان نمی بینیم .مجلسی که باید هم نظارت کننده خوبی بر دولت باشد و هم کمک کننده خوبی به دولت و در پی حل و فصل مسایل و مشکلات مردم باشد، مردم چنین برداشتی را از چنین مجلسی ندارند .البته وقتی با یک شکلی امکان اینکه حضور در این مجلس با یک رقابت آزادانه و طبیعی و عادلانه دنبال شود، نیست طبیعتا نباید انتظار داشته باشیم که شایسته ترین ها به مجلس ورود پیدا کنند .یعنی عاقبت این همه نظارت های استصوابی شده این .شما این مجلس را با مجلسی مقایسه کنید که حالا شورای نگهبان انقدر نظارت استصوابی تنگی نمی کرد ،ببینیم قابلیت آن مجلس ها بیشتر بوده یا قابلیت این مجلس هایی که هر ورز یک خاکریزهای دیگری گذاشته می شود و متاسفانه حاصل و نتیجه اش نه تنها بهتر نشده که بدتر شده .وقتی راه اینطوری به جامعه نشان می دهیم طبیعتا حاصلی که پیدا می کند همین است که الان و امروز می بینیم و تا وقتی که این مشکل را حل نکنیم انتضار یک مجلس کار آمد ،موثر و مورد اعتماد مردم تحقق پیدا نخواهد کرد . نظارت مردم مهمترین چیزی است که می تواند به سلامت مجلس کمک کند .بگذارید مردم خودشان شایستگان شان را تشخیص دهند. بگذاریم خود مردم هم مسئولیت کارشان را بر عهده بگیرند و هم قدرت تشخیص شان را بالا ببرند . متاسفانه هر چه ما دراین مسیر آمدیم مجلس های ضعیف تری داشتیم ،یعنی هر چه نظارت استصوابی تنگ تر و تنگ تر شده مجلس های ناکار آمد تری مابه ارث گذاشتیم. تا وقتی این مشکل به نحوی جبران نشود انتظار یک مجلس کارامد و موثر و در خدمت منافع ملی مشکل است .

مجلس دو وظیفه دارد ،یکی قانون گذاری دوم نظارت .نقطه آخر نظارت هم استیضاح است ،وقتی به استیضاح می رسند یعنی در حوزه نظارت ضعف داریم .تقریبا به نظارت اشاره داشتید حالا در حوزه قانونگذاری چه ضعف هایی داریم؟

همیشه صحبت این بوده که مجلس گاهی وقت ها در برخی از قوانین در تهیه یا تصویب قانون دقت لازم را نمی کند و بعد در اجرا دچار مشکل میشود .در اجرا که دچار مشکل می شود یا کلا این قانون استفاده نمی شود یا ناقص استفاده می شود که مثل استفاده نشدن است که گاهی وقت ها بدتر هم هست یعنی کار قبلی را دچار مشکل می کند و کارجدید هم جایگزین نمی کند.مجلس به جای اینکه بیشتر در جریان مشکلاتی که ممکن است در مسیر تهیه قانون به وجود بیاید گاهی وقت ها قانون را با تاکید یا با نا پختگی مثل همین قانون بازنشستگی تصویب می کند که باید گفت یا قانون نگذارید یا درست بگذارید .درست بگذارید که ابعاد قضیه به درستی دیده شود و کسی نخواهد اعمال سلیقه کند یا نه بخواهد از رانت جای دیگر استفاده کند .گاهی قوانین ما به جای اینکه مشکل مردم را حل کند ایجاد مشکل می کند ،ما امروز در کشور کمبود قانون در عمده مسائل نداریم کثرت قانون داریم و گاهی وقت هااین قانون ها با هم متناقض است . قوانین ما روان و روشن و شفاف نیست ،گاهی نکاه می کنیم می بینیم هر قانونی گوشه و کنارش یک راه های فراری گذاشته که اکثرا برای اینکه آن قانون را اجرا نکنند از آن راه های فرار استفاده می کنند .این نقص قانون است خوب طبیعتا انتظار می رود که بجای اینکه نماینده ها وقت شان را در مسائل ویژه دیگری بگذارند که اصلا ربطی به آنها ندارد، روی دو وظیفه اصلی خودشان بگذارند و همه ابعاد قانونی که تصویب می کنند را به دقت مورد مطالعه قرار دهند و حتی گاهی هم که نیاز به تعجیل است به صورت معقول تعجیل کنند و سعی کنند قانون پخته باشد.من نمی خواهم مقایسه کنم اما یک سری قوانین از زمان رژیم گذشته بوده و هنوز هم پابرجاست.پیداست که اگر قانونی درست بررسی و تصویب شود حتی در صورت عوض شدن آن رژیم هم ممکن است آن قانون بماند .الان در کشور ما شایع شده که قانون را در کشور ما طوری می نویسند که هر کسی که بخواهد و لازم بداند به نفع خودش بهره برداری می کند لذا اگر بناست اجرا شود راجع به افرادی اجرا می شود که دست شان به هیچ جا بند نیست.آنهایی که دست شان بند است راحت می توانند قانون را دور بزنند و یا از یک تبصره و اینها استفاده کنند . این شان قانون گذاری را پایین می آورد و روند کار اجرایی کشور را هم دچار مشکلاتی می کند که امروز شاهد آن هستیم .شاید خیلی از اینهایی که امروز ما می گوییم تخلف است وقتی که در دادگاه برود می بینیم برایش یک راه قانونی پیدا کرده و از آن استفاده کرده .قوانین نباید اجازه چنین چیز هایی را بدهد و اگر اینطور اتفاق بیافتد طبیعی است که به جای اینکه قانون انضباط کار جامعه را تعیین کند باعث در هم ریختگی و یک مشکلات دیگری شود . اگر مجلس کار های مربوط به خود را به درستی انجام دهد قانونی هم که از مجلس در می آید محکم و آزموده شده است که همه ابعاد آن دیده شده است و لازم نیست که آن را هی عوض کنند و یا تبصره به آن بزنند و یا از آن به دلایل متعددی رد شوند . این می تواند کار را بهتر کند . مجلس نباید مقطعی نگاه کند و باید فکر کند قانونی که دارد تصویب می کند بیست سی سال در کشور در جریان خواهد بود و همه عوارض آن را بسنجد ببیند کار را روان می کند یا اختلال ایجاد می کند .