آرمان شرقجواد مرشدی: چند وقتی هست که قیمت دلار از آن تب و‌تاب افتاده، ولی قیمت کالاها نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش هم داشته.آن هم از نوع کالاهای اساسی که نقش مستقیم در سبد خانوار و معیشت مردم دارد،از گوشت و مرغ گرفته تا کله پاچه.مرغ هم که آرزوی پرواز داشت دیگر گویی منزلتی بالاتر از دلار پیدا کرده،اگر چه پر ندارد.دولت شعار می دهد که با تمهیدات ارزی توانسته بازار ارز را تا حدی کنترل کند و حالا این افزایش قیمت ها به نوعی نقش ارز را بعنوان متغیر اصلی قیمت گذاری انکار می کنند.به نوعی امنیت روانی سلب شده چه در بازار ارز و چه در بازار های تابعه.می گویند قیمت ارز را کاهش می دهیم اما این اتفاق هم آنطور که باید نمی افتد و به خودی خود باعث افزایش قیمت ارز می شود.مسئله ای که آسیب اصلی و جدی آن را می توان سلب اعتماد مردم به وعده های مسیولان دانست،امری که به هزینه سازی دو چندان و تبعات ناخوشایند اقتصادی بیشتر منجر خواهد شد.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر حسین راغفر اقتصاد دان و استاد دانشگاه به تبعات این بی اعتمادی پرداخته که در پی می آید.

علیرغم اینکه دولت برای برخی کالاهای اساسی ارز ۴۲۰۰ تومانی اختصاص داده اما می بینیم که قیمت کالاهایی نظیر گوشت و مرغ و حتی کله پاچه به شدت افزایش پیدا کرده .چرا به رعم این اختصاص ارز باز ما شاهد این افزایش قیمت هستیم؟

والا خیلی چیزهای دیگر هم هست که دولت اول آمد  به آنها تخصیص بودجه داد اما همان موقع هم قیمت هایشان به شدت بالا رفت . همین اقلام غذایی مثل گوشت و کره و دانه های گیاهی و دارو و اینها هم دولت به آنها ارز ۴۲۰۰ تومانی داد اما هیچکدام با ۴۲۰۰ تومان نفروختند . ضمنا قبل از آن هم بسیاری از کالاهایی که الان در بازار است مال چند سال پیش است و با ارزهای خیلی ارزانتر وارد کشور شده اما هیچ نظارتی بر نحوه قیمت گذاری اینها نیست و بلافاصله که ارز بالا رفته همه قیمت کالاهای شان را افزایش دادند . هیچ منطقی وجود ندارد که کالایی را که با ارز ارزان وارد شده بوده، گران بفروشند .تنها توضیح این مسئله این است که کسانی که در نظام تصمیم گیری دستوری قیمت ارز را بالا می برند منتفعین این افزایش قیمت ها هستند .بنابراین به نظر من آنچه که می شوددر این مورد توضیح داد این است که این عملا یک فساد سازمان یافته است و توضیح دیگری ندارد.

آیا این افزایش قیمت نشان دهنده این نیست که تمهیدات ارزی و قیمت ارز متغیر اصلی در تعیین قیمت ها نیست ،کما اینکه ما در کالاهای دیگر هم با توجه به کاهش قیمت ارز شاهد کاهش قیمت نبودیم .به نظر شما این وضع قیمت دستوری ارز پاسخگوست؟

قطعا کاهش قیمت ارز می تواند که انتظار افکار عمومی را از دستگاه های نظارتی و دولت و دستگاه قضایی برای تخلف هایی که صورت گرفته افزون کند و مردم این انتظار را دارند که با کاهش قیمت ارز قیمت کالاها هم کاهش پیدا کند .قطعا با کاهش قیمت ارز این اتفاق خواهد افتاد اما به نظر می رسد که در شرایط کنونی این اراده وجود ندارد برای اینکه هم دولت که افزایش قیمت ارز داده و هم بسیاری از عناصری که در این اقتصاد آشفته از این رانت های بسیاربزرگ ارزی منتفع می شوند، نفوذ کافی بر نظانم نظارتی هم دارند و عملا با تجاوز به حقوق مردم از طریق گرانفروشی غیر قابل توجیه و نا موجه عملا این بحران قیمت ها را به وجود آورده اند و این تورم بسیار بزرگ و بی سابقه را رقم خواهند زد. نمونه خیلی واضح آنها قیمت هایی است که توسط خود نهاد های وابسته به دولت و یا دستگاه هایی که هیات مدیره آنها و یا مدیرعامل آنها توسط دولت تعیین می شوند(مثل قیمت بلیط هواپیمایی خارج از کشور ،خودرو ها ،محصولات پتروشیمی و فولاد است )که قیمت های اینها همه توسط نهاد های دولتی افزایش قیمت پیدا کردند .بنابراین کاهش قیمت آنها هم می تواند به سهولت اتفاق بیافتد ،منتهی هزینه ناکار آمدی و فساد موجود در این دستگاه ها و این فعالیت های اقتصادی را مردم دارند می پردازند .این هزینه ای که مردم می پردازند اشکال مختلفی دارد که در بلند مدت موجب بی ثبات سازی اقتصادی ،اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی می شود .

چه ساز و کار اقتصادی می توانیم داشته باشیم که این اعتماد مردم را نسبت به وعده مسئولان مخدوش نکنیم؟

به نظر من حتی اگر قیمت ارز واقعا پایین بیاید و همانطور که دستوری بالا رفته دستوری برگردد به قیمت های سال گذشته در این بازی که با افکار عمومی شکل گرفت و التهاباتی که در مردم ایجاد کرد؛ تعداد زیادی رفتند منابع و وجوه ریالی شان را تبدیل به ارز کردند و امروز بخشی از بازندگان این بازی با افکارعمومی هستند که دولت و مجلس با هم انجام دادند . اگر قیمت ارز پایین هم بیاید آنها باز ناراضی هستند به دلیل اینکه در چنین شرایطی این افراد نسبت به سیاست های بخش عمومی کاملا اعتماد خودشان را از دست می دهند و البته داده اند.اگر ارز پایین هم بیاید آنها حاضر به فروش ارزشان نیستند اما نکته ای که باید اشاره کنم این است که مشکل منابع مردم نیست ،یعنی اینکه یک عده ای به غلط می گویند که ۱۷۰۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی دست مردم است و اگر این بیاید در بخش تولید چه خواهد شد و یا منابع ارزی زیادی که دست مردم است اگر بیاید در نظام بانکی چه خواهد شد، پاسخ این است که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد . اولا مبالغی که به صورت وجوه نقد یا حساب های جاری دست مردم است از ۱۷۰۰ هزار میلیارد تومان فقط ۲۰۷ هزار میلیارد تومان است و بقیه منابع دیگری است که دست بانک ها و موسسات مالی بزرگ است و آنها هستند که اینها را سازمان دهی می کنند. در اقتصاد موجود در ایران اینها هم هرکدام متعلق به یکی از گروه های قدرت و ثروت هستند و اینکه بخواهند به آن دست بزنند؛ عملا برای این نظام تصمیم گیری و این بانک مرکزی ما اصلا امکان پذیر نیست . به نظر من نباید به جامعه و مردم آدرس اشتباه دهیم ،این جریانی که مسئول به وجود آمدن این بحران کنونی است یعنی نئولیبرال های وطنی اینها بایستی که پاسخگو باشند واینها کسانی هستند که این مشکلات را برای اقتصاد کشور ساخته اند و بخش قابل توجهی از آنچه اسمش بانک های خصوصی است امروز وجوه بسیار زیادی از مردم را در دست دارند ،سوداگری و سفته بازی را دامن زدند و امروز کانون های قدرتی شکل گرفته که در این وضعیت تولید تقریبا یک امر غیر ممکن است . با این قیمت ارز قطعا اصلا امکان شکل گیری تولید وجود ندارد ،به دلیل سود های کلان و بزرگی که در این سوداگری و سفته بازی است، اصلا این سرمایه ها به سمت تولید نخواهند آمد.همین منابع وجوه مردم که در اختیار بانک هاست و الساعه در سوداگری مسکن و سکه و ارز و اینها سیلان دارد و اینها هیچ وقت به سمت تولید نخواهد آمد، مگر اینکه در هر صورت یک نظام مالیاتی منسجمی در جامعه وجود داشته باشد که از این صدها هزار میلیارد تومان فقط رانت های ارزی که در این یک سال گذشته ایجاد شده و به دست این گروه های قدرت رسیده مالیات های بزرگ بگیرد و دولت هم همینطور که قیمت ارز را دستوری افزایش داده دستوری کاهش دهد .

همانطور که می دانید سلب امنیت روانی یکی از مهم ترین عوامل نوسانات اخیر اقتصادی کشور است ،چه در بازار ارز و چه در بازار های تابعه .با توجه به این موضوع وقتی خودرو ساز به هر دلیل منطقی و یا غیر آن قیمت را افزایش می دهد .این سیاست ها در اقتصاد  بدون اطلاع رسانی قبلی تاثیرات منفی می گذارد ،از نظر روانی تاثیر این افزایش قیمت ها را چگونه می بینید؟

قطعا این باعث سلب امنیت روانی بخش قابل توجهی از مردم خواهد شد ،اصلا این موج بی سابقه خروج از کشور بخاطر همین مسئله است .احساس نا امنی نسبت به آینده در بخش قابل توجهی از جامعه بویژه گروه های جوان و همینطور در بین گرو های دیگر جامعه این احساس را به وجود آورده که قرار نیست چیزی درست و اصلاح شود . بنابراین نهاد های قدرت مثل همین خودروساز ها که اشاره کردید به دلیل نفوذ و نا کارآمدی شدیدشان و فساد های بزرگی که در درون انها وجود دارد که اخیرا فقط یک پرده کوتاهی از آنها را دستگاه قضایی افشا کرد و هزینه های آنها را مردم باید بپردازند . این یک چیزی است که مردم کاملا امروز به آن واقف هستند ونمی توانند هیچ توجیه دیگری را بپذیرند و اصلا نمی توانند عوامل دیگر اقتصادی را محرک این نابسامانی ها بدانند الا سیاست های غلط و فساد گسترده ای که در نظام تصمیم گیری وجود دارد .