همه‌ی نوشته‌ها

آرمان شرق-جواد مرشدی:از آنجا که آخرین ماه پاییز زمان ارایه بودجه به مجلس است همواره در این ماه خصوصا روز های پایانی بحث های بودجه ای رنگ و بوی بیشتری می گیرند و نهاد های خاص نیز سعی در این دارند که در واپسین روز ها دولت را به اختصاص بودجه ای بیشتر برای خود ترغیب کنند ،اگر چه با فشار . امسال این فشار تا جایی بود که صدای معاون اول را هم در آورد ،جهانگیری بودجه را به مثابه گوشت قربانی دانست و گفت برخی نهاد ها بودجه ای ۲۰ برابر دارند .شنیدن این سخنان این سوال را در پی دارد که مگر دولت و سازمان برنامه بودجه را تنظیم و نکرده اند که الان اینگونه می گویند ،شاید هم لابی گری ها را پایانی نیست . بد نیست نمایندگان هم به خود آیند و بودجه را در مسیر درست خود تصویب کنند .تحریم هم هستیم و این خود اهتمامی برای آرامش مردم و رضایتمندی آنها را می طلبد ،امری که باید طبق نظر رهبری مهم ترین اولویت دولت در بودجه سال آتی باشد ،پس بهتر است دولت آستین ها را بالا زند و با همکاری مجلس در برابر برخی زیاده خواهی ها ایستادگی کند . آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر مهدی پازوکی اقتصاددان به بررسی سخنان جهانگیری پرداخته که در پی می آید.

آقای جهانگیری گفته اند که بودجه مثل گوشت قربانی شده و نهادهای موازی تا۲۰ میلیارد بودجه دارند .این سخنان به معنای چیست و چه ایراداتی در بودجه بندی داریم ؟

بودجه عبارت است از حساب دخل و خرج دولت ،یعنی یک قسمت آن منابع در آمدی است و بخش دیگری منابع هزینه ای .در بخش درآندی دولت منبع اصلی بودجه دو چیز است ،یکی مالیات و دیگری نفت.در شرایط علی که ما درتحریم بزرگترین قدرت اقتصادی جهان هستیم یکی از منابع مالیات است ،البته نباید نرخ مالیات افزایش پیدا کند چون در شرایط فعلی اگر نرخ مالیات افزایش پیدا کند رکود در اقتصاد ایران تشدید می شود .

خوب راه های افزایش درآمد مالیاتی چیست ؟

باید از یک طرف جلوی فرار مالیاتی گرفته شود و از سوی دیگر معافیت های مالیاتی را کاهش دهیم که این نشان دهنده این است که ما باید با باند مافیایی که در اقتصاد ایران از مالیات فرار می کنند مواجه شویم . بنابراین ما در خصوص سیستم مالیاتی باید سعی کنیم که کارآمد عمل کنیم و جلوی فرارهای مالیاتی را بگیریم .در سال ۱۳۹۸ که ما در تحریم به سر می بریم قطعا درآمدهای نفتی کاهش پیدا می کند .سال های گذشته باید بیش از ۳۰ درصد درآمد نفت به صندوق توسعه ملی واریز می شد ( ۳۴ درصد ) از آن طرف ۱۴/۵ درصد هم که هزینه شرکت نفت است بابت سرمایه گذاری و هزینه های تولید نفت .بنابراین سهم دولت کاهش پیدا می کند ،ما دو راه داریم .به نظر من در شرایط فعلی به لحاظ کارشناسی در بخش درآمدها باید سهم صندوق توسعه ملی به ۱۰ درصد کاهش پیدا کند ،اصلا هدف از صندوق توسعه ملی این بوده که ما جلوی شوک های نفتی رابتوانیم بگیریم و اقتصاد ایران تحت تاثیر شوک های خارجی قرار نگیرد.از طرف دیگر باید در سبد هزینه ها  سهم صندوق افزایش پیدا کند .

اگر سهم صندوق افزایش پیدا نکرد چه باید کرد؟

اگر قرار باشد سهم صندوق افزایش پیدا نکند، راهکار دیگر در بخش مخارج دولت است ،باید هزینه های دولت به شدت کاهش پیدا کند ،از جمله هزینه همین نهاد هایی که آقای جهانگیری گفتند .نهادهای فرهنگی مثل صدا و سیما و نهاد های غیر پاسخگو یا نهادهای فرهنگی که پول های زیادی را می گیرند . اینها در سال های گذشته در جدول شماره ۱۷ بودند و الان رفتند در زیر مجموعه دستگاه هایی مثل سازمان تبلیغات اسلامی ،وزارت ارشاد اسلامی ،دانشگاه المصطفی العالمیه و جاهای دیگر .اگر بخواهم یکی از آنها را بگویم مثلا دانشگاه عدالت که دانشگاهی حقوقی است ،ما این همه دانشگاه حقوق داریم که فارغ التحصیلان آنها دارند بیکار می گردند ،بجز دانشگاه آزاد و بخش خصوصی.دانشگاه حقوق تهران ،شهید بهشتی ،علامه،مشهد ،شیراز ،اصفهان و تبریز که همه رشته حقوق دارند .کدام عقل اقتصادی می گوید که ما بیاییم و یک دانشکده حقوق دیگر درست کنیم و از منابع عمومی به آن پول بدهیم.یا خیلی از نهاد های دیگر . مثلا الان بودجه نهادی مثل دبیر خانه شورای انقلاب فرهنگی یکی از دبیر خانه های است که می شود با ۲۰ نفر اداره کرد نه اینکه الان صدها نفر در آنجا کار می کنند و بودجه اش در حد یک وزارتخانه است یعنی بیش از ۵۲ هزار میلیون تومان است .یا مجمع تشخیص مصلحت نظام که بودجه اش بیش از ۸۳ هزار میلیون تومان است در حالی که دبیرخانه آن  پژوهشکده دارد ،آقای محسن رضایی و همه اعضای مجمع هم حقوق از جای دیگر می گیرند .مجمع سازمان برنامه نیست که موسسه تحقیقاتی داشته باشد ،مجمع قرار است اگر اختلافی بین مجلس و دولت بود آن را حل کند و یا مواردی که رهبری ارجاع می دهد که نظرشان را بدهند .والا مملکت سازمان برنامه دارد ،مجلس دارد و ریاست جمهوری داردو آنها باید بنشینند و اتاق فکر تشکیل دهند .باید هزینه اینها به شدت کاهش پیدا کند و الان خیلی از جاها پول می گیرند . به نظر من یا بایستی از سهم صندوق کم شود و منابع در آمدی دولت افزایش پیدا کند ،اگر نمی خواهند این اتفاق بیافتد باید مخارج فرهنگی که نزدیک به بیش از ۶ هزار میلیارد تومان است را کاهش دهند . از آن طرف هم قرار است حقوق کارکنان دولت ۲۰ درصد افزایش پیدا کند و حقوق بازنشستگان هم بالا برود .من چند تا عدد به شما می دهم ،همین سال آینده بیش از ۱۰۱ هزار میلیارد تومان فقط حقوق کارکنان دولت است،بیش از ۴۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان فقط همین یارانه ۴۵ هزار تومانی است .این دو قلم . بیش از ۷۰ هزار میلیارد تومان دولت باید به صندوق های بازنشستگی کمک کند .بیش از ۱۲۰ هزار میلیارد تومان باید بابت یارانه های بخش رفاهی بدهد از جمله یارانه گندم و نان و ازجمله کمک به طرح سلامت.اینها هزینه هایی است که دولت می دهد ،دولت که نمی تواند حقوق معلمش را ندهد .

حالا یک بحث دیگر هم پیش می آید و آن اینکه مگر خود سازمان برنامه و دولت لایحه بودجه را تنظیم و ارائه نکرده اند ،چرا بجای انتقاد اینچنینی آستین ها را بالا نمی زند و اصلاح نمی کند .اساسا دولت در این زمینه چکاری می تواند انجام دهد ؟

دولت به تنهایی نمی تواند ،مجموعه حکومت باید اصلاحات بودجه ای را در دستور کار خود قرار دهد . از جمله مجلس ،قوه قضاییه.شما به همین مجلس نگاه کنید ۴۰ سال است الان بودجه عمرانی دارد ،مجلس مگر چقدر ساختمان می خواهد . یک سال دو سال بسازید تمام شود . مجلس ۳۰۰ تا نماینده دارد ،اگر ۳۰۰ تا آپارتمان ۲۰۰ متری برای اسکان اینها بسازد باید الان تمام شده باشد.۳۰۰ تا دفتر کار می خواهند ۳۰۰ تا اتاق برای آنها ساخته شود،همینطور دارد گسترش پیدا می کند.به نظر من باید اصلاحات از بودجه مجلس شروع شود. اگر پروژه های عمرانی به اندازه امسال یعنی ۶۲ هزار میلیارد تومان باشد،کل در آمد های غیر نفتی دولت در سال ۹۸ حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان است در حالی که بر آورد می شود هزینه های جاری دولت در سال ۹۸ چیزی حدود ۳۳۰ هزار میلیارد تومان است.یعنی تراز عملیاتی بودجه جاری دولت حدود ۱۲۶ هزار میلیارد تومان کسری دارد که این باید از محل مالیات تامین شود.چون ما فرار مالیاتی داریم و از طرفی خیلی ها هم از مالیات معاف هستند،ایران بهشت دلالان و واسطه گران است.کشور را نمی شود اینگونه اداره کرد.علم اقتصاد علم انتخاب است،ما باید انتخاب بکنیم.اگر می خواهیم در آمد های صندوق کاهش پیدا نکند باید مخارج دولت پایین بیاید.حقوق معلم و بازنشسته و دفاعی را که نمی شود نداد.باید یارانه را فقط به سه دهک پایین در آمدی کشور دهیم، باید قیمت حامل های انرژی افزایش پیدا کند،افزایش پیدا نکند ولی به قیمت های واقعی ثابت باشد.الان قیمت بنزین طی ۵ سال گذشته ۵۰ درصد پایین آمده است،درست است که قیمت اسمی ۱۰۰۰ تومان است ولی چون تورم داشتیم قیمت واقعی بنزین الان به اندازه ۵۰۰ تومان سه سال قبل است.بنابراین من فکر می کنم کشور به تصمیمات بخردانه نیاز دارد،به اصلاحات اقتصادی نیاز دارد و با شعار نمی شود کشور را اداره کرد.با حرف های پوپولیستی مثل اینکه احمدی نژاد می گوید من یارانه را ۹۰۰ هزار تومان می کنم نمی شود،این آدم نمی فهمد.یکبار اقتصاد ایران را دچار فساد و فاجعه کرده و الان اگر کل بودجه دولت را بخواهیم یارانه دهیم نفری ۹۰۰ تومان نمی توانیم بدهیم.الان که ۴۵ تومان می دهیم شده ۴۲ هزار میلیارد تومان و وقتی ده برابر کنیم از کل بودجه دولت هم بالا می زند.

چطور می شود این بودجه را در مسیر درستی قرار دهیم؟

الان بخاطر همین است که خیلی ها می گویند سازمان برنامه ترمز است،دفاتر کارشناسی سازمان برنامه معمولا جلوی خواسته های غیر منطقی مقامات سیاسی می ایستند و ما باید تفکر کارشناسی را حمایت کنیم.الان نماینده های مجلس در اکثر شهر ها دانشگاه درست کرده اند یعنی جایی که حتی مدرسه ابتدایی درست و حسابی ندارد رفتند و دانشگاه دولتی برایش درست کرده اند،این اشتباه است.یعنی کارخانه مدرک سازی را گسترش داده ایم.اینها نیاز به اصلاح دارند،یا همین ستاد انقلاب فرهنگی که دبیرخانه اش بودجه آنطوری می گیرد.