آرمان شرق-جواد مرشدی: باغ گلابی برجام چه شد!متلک این روز های دبیر شورای عالی امنیت ملی در دولت احمدی نژاد به دولت .سعید جلیلی دیگر رقیب شکست خورده روحانی در دور اول انتخابات ریاست جمهوری هر از چند گاهی به آنچه که در زمان او هرگز محقق نشد؛ طعنه می زند و عملکرد خوب دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم را در مظان اتهام قرار می دهد.شاید اگر تلاش های او وکاترین اشتون به ثمر می رسید امروز او در زمره دلواپسان نبود.او حتی نظر داده که از بسته اروپایی هم چیزی در نخواهد آمد،این سخنان در حالی زده می شود که به گفته مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بسته مالی تا دو هفته دیگر که پایان سال جاری میلادی است ارائه خواهد شد.حامیان دولت هم برجام را هنوز دست آوردی بزرگ می دانند به نحوی که حجت الاسلام ناطق نوری اخیرا گفته در برجام درست و بدون هیچ اشتباهی عمل کردیم.یادمان باشد که سیاست خارجی بر پایه سیاست داخلی استوار است و فراموش نکنیم در زمان مذاکرات با هر گام پیشرفت مذاکره کنندگان هجمه های دلواپسان به هوا برخاسته و کارشکنی های ملموسی نیز انجام می پذیرفت و نگرانی های منطقه ای و فرا منطقه ای طرف های هم پیمان را نسبت به آینده مذاکرات مخدوش می کرد و حال در چنین فضایی که تندروهای آمریکایی تیغ از رو کشیده اند و ما نیازمند همراهی و همنوایی دیگر طرف های خارجی برای مقابله با ترفندهای آنان هستیم، تندروی ها و تحریک پردازی ها می تواند خدشناک و زیان بخش باشد.اینکه عاقبت همکاری اروپا با ایران چه می شود و آیا روایت دلواپسانی چون جلیلی مقرون به صحت است سوالی بود که آرمان شرق از دکتر حسین ملائک سفیر سابق ایران در چین پرسید.

 آقای ناطق نوری گفته اند که ما در قصه برجام بسیار درست و بدون هیچ اشتباهی عمل کردیم از آنسو آقای جلیلی نیز در همان روز به انتقاد شدید و متلک پرانی به برجام پرداخته اند و گفته اند پس باغ گلابی برجام چه شد؟ کدام روایت مقرون به صحت است .ضمن اینکه اساسا نقدها و حملات فعلی به برجام با چه هدف و انگیزه ای است و آیا کمکی به حل مشکلات کشور می کند و هزینه های آن چیست؟

 

اصولا ورود به بحث برجام در زمان کنونی توسط مخالفین برجام از جمله آقای جلیلی فرصت طلبی  سیاسی برای حمله علیه دولت فعلی و مخصوصا شخص آقای ظریف است. بنابر این ارزش زیادی نداشته و  بیشتر بدرد یک تیتر و یک خبر چند ساعته میخورد . برجام در یک فرایند داخلی مورد تایید سطوح مختلف سیاسی و مسئولیت دار نظام قرار گرفت و در آن زمان اگرچه نگرانی هایی غیر مسئولانه و بعضا مسئولانه از کسانی شنیده می شد اما در مقابل  آنچه که باید می شد، یعنی پایان دادن «به برنامه بی برنامه هسته ای »  اجماع بی سابقه ای حاصل شده بود . بنابر این حرف آقای ناطق از این بابت حرف درستی است که در آن مقطع بدون اشتباه عمل شد . اما آنچه که آقای جلیلی در سخنرانی خود دردانشگاه شریف به عنوان «تجارب »  این مذاکرات بیان داشته اند نیز درست است . کاستی های این مذاکرات بعدا خود نمایی کرد . البته دولت یازدهم اعتماد زیادی به مذاکره کنندگان آمریکایی داشت که البته نتایج بدی هم ازجمله خرید هواپیما و یا حل و فصل مسائل مالی بین دوطرف هم نداشت اما در مورد خاص  مسائل اتمی قدرت فهم حقوقی و سیاسی تیم مذاکره کننده بیش از این نبود و این تجربه ها اهمیت دارد .     

 

 آقای جلیلی گفته اند که هیچ چیزی هم از بسته اروپایی در نخواهد آمد و اروپا نمی خواهد هزینه ای برای برجام بدهد؟ با توجه به تاخیر انجام پذیرفته و البته سخنان موگرینی در ارائه بسته تا پایان سال، آیا حرف آقای جلیلی را می توان پذیرفت؟

بطور کلی با خروج آمریکا از برجام دیگر آن توافق موتور محرکی ندارد و دولت برای حفظ ظاهر و جلوگیری از فشار بیشتر سیاسی داخلی قول های بی اساس میدهد  و خود را فعال نشان میدهد . از برجام تنها یک پوسته باقی مانده که اجازه نمیدهد اجماعی در شورای امنیت سازمان ملل همچون گذشته بر علیه ایران شکل بگیرد و دوستان ما ازجمله چین و روسیه را زیر فشار قرار دهد . البته همین وضعیت و عدم بازگشت به شرایط قبل برای ایران بسیار مهم و ارزشمند است . همینکه از نظر سیاسی و بین المللی کسی آمریکا را تایید نمیکند برای ایران مهم است . همینکه بالاخره روابط خارجی اتحادیه  اروپا بطور مکرر از ایران در مقابل رفتار آمریکا حمایت می کند در تاریخ بعد از انقلاب سابقه ندارد اما اینکه گفته می شود اروپا باید هزینه بدهد هم حرف ناصوابی است زیرا اروپا  از دو نظر قادر نیست به مقابله با آمریکا برخیزد . اول بلحاظ حقوقی و سیاسی و درهم آمیختگی اقتصاد کشورهای اروپایی با آمریکا از طرف دیگر  آمریکا توانسته کشورهای کوچک اروپایی را به طرف نظرات خود جلب نماید و آنها باعث شده اند درون اتحادیه فشار بیاورند که اتحادیه با آمریکا به مقابله جدی بر نخیزد . در واقع با وجود فرد بی قانون و بد دهنی چون ترامپ در آمریکا، اروپا  سکوت و انفعال  را همچون سایر کشور ها از جمله چین و یا حتی روسیه  به صحنه گردانی سیاسی ترجیح خواهند داد .

چرا اروپا در ارائه بسته تاخیر کرد و این نکته برآمده از چه مولفه های است و به چه موضوعاتی منوط بوده؟

در مورد بسته پیشنهادی اروپا و یا SPV  نیز در ایران بیش از حد غلو شده است . این سیستم یعنی یک شرکت که حاضر باشد ضربات تحریمی   و انتقامی آمریکا را  تحمل کند . با توجه به ریسک های برخورد آمریکا و هزینه های مربوطه ،  این سیستم نیز بعید است کارآیی حداقلی همچون بانک “کونلون ” چین داشته باشد،  مگر اینکه معتقدان به ” انقلاب اسلامی ” کارمندان آن باشند . اما در این پروسه اروپا تلاش دارد در راستای سیاست های غایی غرب  در مورد ایران کشور را وادار نماید تا تعدادی از رفتار هایش را نیز با ” جامعه جهانی ” هماهنگ کند، مثل تصویب لوایح پول شویی و از این قبیل  که البته ایران بهتر است آنها را انجام دهد اما بنظر من تاثیری در کار آیی بسته پیشنهادی اروپا نخواهد داشت .

 اساتید حوزه روابط خارجی معتقدند، سیاست خارجی دنباله ای از سیاست داخلی یک کشور است، ما برای اینکه طرف های خارجی را مجاب به همراهی با خود و همسوئی با منافع ملی کنیم باید در عرصه سیاست داخلی چه نکاتی را در اولویت سیاست ورزی قرار دهیم و از آن مهم تر از چه کنش و واکنش هایی پرهیز کنیم؟

اینکه سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است حرف درستی است . مشکل در این است که سیاست داخلی ایران خیلی شفاف نبوده و معلوم نیست که سیاست داخلی  به مفهوم برنامه کشور چیست ؟ سند های بالادستی سیاسی می گوید که ایران سیاست خارجی چالش بر انگیز دارد . برنامه های اقتصادی ایران می گوید کشور بدنبال توسعه است؛ هر کدام از این روند ها التزامات خاص خود را دارد اما مجموعه آنها  و بقول آقای ظریف :” روشی است که خودمان انتخاب کرده ایم ”  ناظران خارجی را بیشتر متحیر می کند .