آرمان شرق-جواد مرشدی:جمعه شب بود که رضا پهلوی خواستار بلوکه شدن پول ایران شد و از آمریکا خواست این پول را در اختیار اپوزوسیون بر انداز نظام قرار دهد،شنبه هم احمدی نژاد مجددا به دولت تاخته و ادعاهای غلاظ و شداد خود را تکرار کرد و روحانی را به مناظره فرا خواند.یکی به حکومت می تازد و دیگری به دولت،گویی  فضایی مهیا شده و عده ای در بیرون و درون عزم جزم کرده اند به حمله و هجمه، در آنسوی دیوار شازده خوش نشین و شکم سیر با دشمن خارجی دست به دست هم داده اند و در اینسوی دیوار یار خودی هم فضاحت های ۸ سال ریاست جمهوری خود را فراموش کرده.شاید بد نباشد رئیس دولت های نهم و دهم تلنگری به خود زند و عقبه جنجالی خود را نیز در بوته نقد قرار دهد.دولتی که تحریم ها را کاغذ پاره دانست و با نقد هایش دنیا را بر علیه ما بر انگیخت،تا جایی که بوی جنگ را حس کردیم.تندروی های احمدی نژاد و هم پوشانی آن با حرف های رضا پهلوی که می خواهد برای خود نمدی ببافد شاید این مثل قدیمی را تداعی می کند که دشمنان بیرونی و تندروهای داخلی به مثابه دو لبه قیچی هم آوا شده اند برای هجمه به اصلاحات و امید به آن در افکار عمومی و بن بست نمایی پیرامون فضای فعلی کشور و پاشیدن بذر ناامیدی،شاید این هم پوشانی سهوی باشد اما هر چه هست آب در آسیاب دشمن ریختنی بیش نیست.اینکه چرا احمدی نژاد از یک سو و شازده پهلوی از سوی دیگر در فضای فعلی فعال شده و به زعم خود می تازند، نکته ای بود که آرمان شرق با صادق زیبا کلام استاد دانشگاه و فعال سیاسی مطرح ساخته که در ادامه می خوانید.

احمدی نژاد از یک سو و رضا پهلوی هم از سوی دیگر این روزها در قامت منتقد حکومت و دولت ظاهر شدند و بر حجم فعالیت های خود افزوده اند ،این را بر آمده از چه می دانید؟

من با نفس سوال شما کاملا مخالف هستم ، قرار دادن هر منتقد و هر ناراضی و هر انتقادی در کنار همدیگر درست نیست و یکجور بهره برداری سیاسی و نامردی سیاسی است . اینکه اگر رضا پهلوی مخالف نظام است و انتقاد می کند، بیاییم با آقای احمدی نژاد که به هر حال گوشت و پوست و ریشه و سلولهای بدنش مال نظام و انقلاب هست، در یک تفکر قرار دهیم به نظر من نهایت بی انصافی است . این را کسی می گوید که از سال ۸۴ تا به امروز یعنی ظرف ۱۳ سال گذشته بجز انتقاد و انتقاد و باز هم انتقاد چیز دیگری نثار احمدی نژاد نکرده ولی فکر می کنم این یک بی انصافی و نامردی تمام و کمال است که آدم انتقادات احمدی نژاد و رضا پهلوی را به اصطلاح در یک ظرف قرار دهد .

منظور این است که رضا پهلوی حکومت و احمدی نژاد دولت را به باد انتقاد گرفته اند ،چرا در این فضا این دو تا با هم نقد می کنند و چه وضعیتی باعث آن شده است؟

به هر حال اینها خیلی با هم فرق می کنند ،حتی می شود حکومت را حتی می شود نظام را هم مورد انتقاد قرار داد ولی به هر حال آنچه که مسلم است این است که آقای رضا پهلوی می گوید اساسا نظام جمهوری اسلامی ایران نباشد ولی آقای احمدی نژاد به هیچ وجه نمی گوید نظام جمهوری اسلامی ایران نباشد ،او بخشی از نظام جمهری اسلای ایران است .او می گوید روحانی نباشد ،خیلی های دیگر نباشند و بجای آنها من احمدی نژاد باشم .این دو تا خیلی با هم فرق می کند .

حالا به نظر شما چطورمی شود کسانی که خودشان کارنامه سیاه و مشعشعی در دوران کاری یا عقبه تاریخی خود دارند این روزها حق بجانب سخن گفته و خود را در قامت مصلح نشان می دهند ؟

تفاوت مهم رضا پهلوی با آقای احمدی نژاد این است که او برانداز است ولی احمدی نژاد برانداز نیست .تفاوت دوم شان این است که آقای احمدی نژاد بر خلاف رضا پهلوی بیش از دو دهه کار اجرایی در سطح بالا می کرده و ۸ سال رئیس جمهور بوده،رئیس جمهوری هم نبوده که مثل آیت الله رفسنجانی باشد یا مثل آقای خاتمی یا روحانی باشد،رییس جمهوری بوده که حداقل در شش سال از آن هشت سال قدرت مطلق داشته و هرکاری که دلش می خواسته کرده و تمام ارکان نظام و تمام مراکز دیگر قدرت با ایشان همراه بودند،جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و ائمه جمعه و جماعات با ایشان همراه بودند و وی را معجزه هزاره سوم می دیدند و دور سر او هاله نور می دیدند.او خیلی با روحانی که در حقیقت اختیاراتش خیلی خیلی کم است فرق می کند،آقای احمدی نژاد عملا « خدایی» می کرده و نخواهید که قدرت ایشان را با آقای روحانی یا خاتمی یا حتی با آقای هاشمی رفسنجانی مقایسه بکنید.بنابراین ایشان ۸ سال چنین رئیس جمهوری بوده و مقدم بر هر امر دیگری جامعه زمانی نقد و انتقادات آقای احمدی نژاد را جدی می گیرد که آقای احمدی نژاد شروع کنند به نقد ۸ سال ریاست جمهوری شان.اینکه احمدی نژاد به گونه ای صحبت می کند که انگار دیروز از سوئیس یا نیویورک آمده اند و اساسا هیچ وقت ایران نبوده اند و این ایشان نبودند که ۸ سال رئیس جمهور پر قدرت جمهوری اسلامی ایران بودند، آنوقت علامت سوال های زیادی را به وجود می آورد که آیا ایشان از عدم محبوبیت آقای روحانی نمی خواهد بهره‌برداری سیاسی کند ؟ و صرفا می خواهد روی موج عدم محبوبیت روحانی سوار شود و در حقیقت نمی خواهد که یک مقدار تغییر و تحولاتی به وجود بیاورد،چون همانطور که گفتم قدم اول هرگونه تغییر و تحولی پرداختن به ۸ سال عملکرد ریاست جمهوری ایشان است.

اینکه تندروهای سیاسی داخلی همانند احمدی نژاد با براندازان تاریخی همچون رضا پهلوی به مثابه دو لبه قیچی در شرایط خطیر فعلی به همپوشانی در نقد در بسیاری از مواضع رسیده اند، برآمده از چه نکته ای است؟
ببینید این هست، به هر حال هرگونه نقد و انتقادی که شما حتی به نظام و حاکمیت و چه رسد به دولت بعنوان قوه مجریه وارد کنید به هر حال می تواند با برانداز ها و فرشگرد ها و اینها در یک خط قرار بگیرد اما اینکه ما خودمان بیابیم آدمها و هر کس که یک انتقادی می کند را با فرشگرد ها و برانداز ها و سلطنت طلب ها در یک جبهه قرار دهیم کار درستی نیست.

ولی اینها در خیلی موارد همپوشانی دارند.

ممکن است همپوشانی داشته باشند،ممکن است بگویند حرف های رضا پهلوی بعنوان مثال همان‌قدر دارد نظام را مورد آسیب قرار می دهد که حرف های احمدی نژاد.من این را به هیچ وجه انکار نمی کنم ولی نمی توانیم به هر حال اینها را از یک جنس و یک سنخ بدانیم.ممکن است خیلی کسانی در داخل کشور باشند که مطالبی که می گویند خیلی تلخ تر و گزنده تر از رضا پهلوی باشد،من این را به هیچ وجه انکار نمی کنم اما نمی توانیم این افراد را با رضا پهلوی در یک جعبه قرار دهیم.

حرف های آقای احمدی نژاد را رسانه های فارسی زبان خارج از کشور و فضای مجازی آنقدر بها می دهد که به حرف های رضا پهلوی بها می دهند، ولی مقصود من این است که درست است که یک همچنین اتفاقی افتاده دیشب رضا پهلوی گفته که اموال جمهوری اسلامی را مصادره کنید و به کسانی که اپوزوسیون این نظام هستید بدهید و امروز هم آقای احمدی نژاد گفته که آقا روحانی باید باید با من مناظره کند تا من به ایشان بگویم که چقدر سیاست هایش غلط بوده.نمی توانیم بگوییم که اینها یک برنامه از پیش تعیین شده ای بوده که رضا پهلوی تو این را بگو و من احمدی نژاد هم در داخل این را می گویم.همه حرف من این است که اینها را ما باید در ظرف خودشان ببینیم.

اساسا خارج نشینانی چون رضا پهلوی خاستگاه سیاسی و اجتماعی دارند؟ به خصوص با توجه به اینکه این افراد با حمایت دشمنان نام و نشان دار ایران جلو آمده اند با توجه به روحیه بیگانه گریزی ایرانیان اقبالی در داخل خواهند یافت؟

به نظر من ترامپ روی سرمایه گذاری روی رضا پهلوی نرفته،به هر حال چه رضا پهلوی چه اپوزوسیون های دیگر همیشه بوده اند و قطعا کسانی که برانداز هستند و به چیزی کمتر از براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران رضایت نمی دهند، طبیعی است که از این افراد بهره برداری می کنند.

به نظر شما اساسا براندازان خارجی با اقبالی در داخل روبرو هستند و برخی شعارهای جسته و گریخته در ناآرامی های دی ماه را می توان دال بر این گرفت که آن اقبالی در داخل دارند یا آنکه وجه سلبی شعارها پررنگ بوده در برابر وجه ایجابی آن؟

به نظر من ظرف یکی دو سال اخیرهمه برانداز ها چه سلطنت طلبان وچه غیر سلطنت طلبان تنها هنرشان این بوده که روی امواج نارضایتی مردم سوار شدند.یقینا در خارج از کشور خیلی ها هستند که ما آنها را برانداز می گوییم،چه سلطنت طلب و چه غیر سلطنت طلب.ممکن است که در داخل هم کسانی باشند که بگویند این نظام به آخر خط رسیده و هیچ امیدی برای اصلاحات نیست و این نظام اصلاح پذیر نیست،ممکن است که در حقیقت یک اشتراکاتی با همدیگر داشته باشند چه آنهایی که در خارج کشور هستند و چه آنهایی که در داخل کشور هستند.اما واقعیت امر بر این است که هر گونه آسیبی که به تمامیت نظام وارد شود و باعث تضعیف نظام شود نه تنها باعث پیشرفت و ترقی ایران نمی شود بلکه باعث هرج و مرج،بی ثباتی و به هم ریختگی کشور می شود و ما را بجای یک گام به جلو چندین گام هم به عقب می برد.تنها راه منطقی و عملی و تنها راهی که ما را به عقب نمی برد و ما را به جلو می برد ولو با سرعت بسیار کم در حقیقت تغییر و تحول در داخل کشور و اصلاحات درون نظام است.