آرمان شرق –شایان مظاهری: قطر که رابطه پر تنشی با  اعضای شورای همکاری خلیج فارس طی یکسال گذشته یافته، به تازگی اعلام کرده که رسما از اوپک خارج می شود ،از سوی دیگر مدتی است عربستان و امارات به ترکیه برای حمایت از اخوان المسلمین حمله می کنند ،قتل خاشقچی هم مزید بر علت شده . ترکیه ، از زمان شروع تنش میان عربستان ، امارات و برخی کشور های عربی با قطر، جانب دوحه را گرفته و علاوه بر گسترش همکاری های اقتصادی ، نیروی نظامی به پایگاه خود در این کشور اعزام کرده .ظاهرا نزدیکی ترکیه و قطر که ریشه در نگرش های حمایتی از اخوان المسلمین  هم دارد، موجب ایجاد جبهه جدیدی در منطقه گردیده و این نگرانی را به وجود آورده که آینده معادلات ژئوپولیتیکی درمنطقه چه خواهد شد،چرا که کشور هایی که تا چندی پیش متحد استراتژیک بودند حالا از یکدیگر جدا شده اند .ترکیه بعد از تنش با روسیه بر سر هدف قرار دادن سوخوی این کشور به صرف نیازهای دوطرف در مبادلات تجاری از سر گیری روابط را سرلوحه کار قرار داد ،آیا اینبار نیز بر حسب منافع تجاری رابطه با اعراب را ادامه خواهد داد و یا به سمت ایران نزدیک تر خواهد شد . از طرفی ایران در کریدور شرق ، غرب , شمال و جنوب قرار دارد  وقطر برای ارتباط با دنیای خارج و مبادلات تجاری به فضای هوایی ,دریایی و زمینی ایران نیاز دارد که باید دید؛ آیا می توانیم از فرصت به دست آمده غایت استفاده را ببریم و یا مثل آنچه که در مورد عراق و سوریه اتفاق افتاد فرصت سوزی خواهیم کرد، این روزها نیز وزیرخارجه در حاشیه نشست دوحه فروم دیدارهای صمیمانه و مفصلی با قطری ها دارد و باید دید چه خروجی حاصل خواهد شد. آرمان شرق در گفت‌و‌گویی با قاسم محبعلی کارشناس روابط بین الملل به بررسی این موضوع پرداخته که در پی می آید.

با توجه به اتفاقات اخیر و ایجاد تنش بین ترکیه و قطر با عربستان و امارات و نزدیکی این دو کشور به یکدیگر آینده معادلات ژئوپولیتکی را در منطقه را چگونه می بینید .آیا ترکیه به سمت ایران می آید و یا منافع این کشور ایجاب می کند که با همان کشورهای عربی ارتباط و همکاری داشته باشد؟

یک محور جدیدی در خاورمیانه در این حوزه دارد شکل می گیرد,محور عربستان و کشورهایی مثل امارات و بحرین که در ائتلاف در جنگ یمن متحد هستند وترکیه و قطر که در زمان بهارعربی به نوعی با عربستان سعودی رقابت می کردند و گرایشات بیشتری با جریانات اخوان المسلمین در مصر و سوریه داشتند .در لیبی و تونس هم همینطور اما عربستان بیشتر با جریانات سلفی ارتباط داشت و اصولا عربستان مخالف جدی و اساسی تغییرات در جهان عرب بود و از حکومت ها دفاع می کرد ،بن علی و مبارک منهای سوریه اما ترکیه و قطر از تغییرات حمایت می کردند اما منظور این نبود که این محور با ایران نزدیک می شود بلکه این محوری است با اهداف خاص خود و ترک‌ها هم با آن طرف بازی می کنند و هم با این طرف .قطر هم به یک بازیگر قابل توجهی تبدیل شده و روابط خود را هم با امریکا حفظ کرده و هم با ایران و با ترکیه هم همینجور .قطر تبدیل به قدرت اقتصادی شده خصوصا در بحث گاز و ال ان جی و طبیعتا سعی می کند که از این موقعیت خود استفاده کند.خانواده حاکمان قطر با آل سعود رقابت جَدی وار داشتند که این رقابت وارد یک شکل جدیدی شده و می تواند ادامه پیدا کند . در عین حال بنظر می رسد که عربستانی ها در تلاش هستند که این مناقشه را کاهش دهند.

با این اوصاف به نظر شما ترکیه به سمت ایران نزدیک می شود و یا منافع خود را با همان کشور های عربی حفظ خواهد کرد؟سیاست خارجی اردوغان چه خواهد بود؟

ترکیه سیاست های خودش را دارد ،ترکیه در حد فاصل ایران ،روسیه ،کشور های عربی ،امریکا و اروپا سعی می کند که منافع ملی خود را با استفاده از روابطی که با همه کشور ها برقرار کرده پیش ببرد و متناسب با شرایط سیاست هایش را تنظیم می کند و اگر دقت کرده باشید، دو – سه سال پیش به شدت مواضع ضد ایرانی داشت و بعد این مواضع تعدیل شد .در سوریه هم بازی خاص خودش را انجام می دهد ،همزمان با اینکه عضو ناتو هست سعی کرد به روسیه نزدیک شود .ترکیه سعی می کند از شکاف هاو رقابت هایی که در منطقه و فراتر از منطقه خاورمیانه وجود دارد، حداکثر بهره برداری را کند . ترکیه به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی که دارد همواره مورد توجه قدرت های بین المللی است و ترکیه مزیت هایی دارد که بتواند از آنها به موقع خودش استفاده کند ،هم مشرف به خاورمیانه است و هم مشرف به قفقاز است و دریای سیاه و اروپای شرقی و بالکان است که اینها خود یک موقعیت ویژه ای را به ترکیه داده که توانایی دارد با توجه به این موقعیت خودش و امکاناتی که دارد با همه طرف هایی که در منطقه هستند،  روابط برقرار کند و از آن حداکثر بهره برداری را کند.در جنگ ایران و عراق هم حداکثر بهره برداری را از هر دو طرف کرد،الان هم همینطور است و در پرونده خاشقچی هم می خواهد، حداکثر بهره برداری را در جهت پیشبرد اهداف خود در جهان عرب و خاورمیانه انجام دهد و آن جریان اخوان را که در منطقه نزدیکی بیشتری به ترکیه دارد، دوباره به صحنه سیاست برگرداند
حالا به نظر شما در سیاست خارجی ترکیه به چه سمتی حرکت خواهد کرد؟

ترکیه ویژگی خاصی دارد و همانطور که اشاره کردم شرایط ژئوپولیتیکی خاص،لذا همواره یکی از چالش های اصلی ترکیه این است که کسی که در عرصه قدرت قرار می گیرد، چگونه بتواند از این مزیت استفاده و آن را مدیریت کند.چون به هر طرف گرایش پیدا کند با طرف های دیگر دچار نزدیکی یا دوری می شود، بنابراین بالانس اینها برای سیاستگذاران ترکیه بسیار مهم است.بنظر من ترکیه هیچ وقت روابط خودش را با ناتو و آمریکا از دست نخواهد داد، چون کلیدی است.آرزوی تاریخی ترکها پیوستن به اتحادیه اروپا و اتحادیه اروپاست و طبیعتا با توجه به شرایط و چالش هایی که دارند آن طرف خیلی علاقه مند نیست که ‌ترکیه را به خود ملحق کند.لذا ترکیه می خواهد از موقعیت خود در خاورمیانه و ارتباطش با ایران و روسیه برای پیشبرد روابطش با آمریکا و اروپا بهره‌برداری کند.نظر نهایی ترکیه به آن سمت است و نه اینکه بخواهد به این طرف بیاید. ترکیه دوست دارد جزئی از اروپا محسوب شود،چیزی که آن طرفی ها خیلی علاقه مند نیستند و ترکیه را یک کشور اسلامی می دانند.ترکها بیش از آنکه علاقه من باشند به ایران و روسیه نزدیک شوند به اروپا و غرب نزدیک می شوند.

می توان گفت تنها راه ارتباط تجاری قطر با دنیای خارج ایران است ،با توجه به ثروتمند بودن این کشور و نیاز آن به فضای هوایی و دریایی ایران آیا می توانیم بهره لازم را از این فرصت ببریم؟
توانایی قطر خیلی زیاد نیست و قطر هم امنیت خودش را در ارتباط با آمریکا تعریف کرده،یعنی اینکه چقدر با ایران رابطه داشته باشد و چقدر با آمریکا مورد مهمی است که این بستگی به ایران دارد.دیپلماسی زمانی موفق است که بتواند با تمام طرف های بازیگر ارتباط داشته باشد، ولی خوب سیاست خارجی ایران سیاست خارجی یک طرفه است و با همه بازیگران بین المللی ارتباط ندارد، مثلا با عربستان در تخاصم است، در حالی که اگر با عربستان رابطه متناسبی داشت؛ می توانست بهره برداری بیشتری داشته باشد.سیاست ضد اسرائیلی ایران را محدود کرده به تهدید های آمریکایی و در گیری با آمریکا اجازه نمی دهد ایران خیلی در منطقه فعال شود.همینطور مناسباتش با اروپا مناسبات آسیب پذیری است،مناسبات ما با روسیه هم علیرغم اینکه روس ها در شرایط فعلی ظاهرا مناسبات خودشان را اصطلاحا جا افتاده نشان می دهند،ولی روس ها از این موقعیت که ایران رابطه خوبی با اروپا و آمریکا و کشور های عربی ندارد؛ دارند بهره برداری می کنند.اگر ایران بتواند از این وضعیت خود خارج شود طبیعتا نسبت به الان وضعیت کاملا متفاوت خواهد بود.لذا خود ایران مشکلاتش بیشتر از قطر است و باید تلاش کند تا مناسباتش را با سایر بازیگران هم بهبود ببخشد تا از وضعیت قطر و کشور های دیگر بهره برداری بیشتری کند.
ایران در کریدور شرق  به غرب و شمال به جنوب قرار دارد ،در واقع ما یک منطقه ژئوپولیتیکی خاص هستیم .به نظر شما با توجه به شرایط تحریم ها آیا می توانیم از این موقعیت نیز بهره مطلوب را ببریم و به نوعی تحریم ها را مخدوش کنیم؟
بله ایران از نظر ژئوپولیتیک وضعیت مهمی دارد و یکی از کشور هایی است که بالاخره در سیاست بین الملل جایگاه ایران غیر قابل چشم پوشی است اما استفاده از این جایگاه بستگی به این دارد که بتوانیم از همه مزیت های خود استفاده کنیم،طبعا اگر نتوانیم از این وضعیت استفاده کنیم؛ طبیعی است که محدودیت هایی شامل حال ما خواهد شد.کریدور شمال – جنوب، کریدور مهمی است، ولی این منطقه از نظر اقتصادی خیلی منطقه توسعه یافته ای نیست،کشور های آسیای میانه و قفقاز محدودیت های خودشان را دارند.اتفاقا کریدور شمال – جنوب کریدور ی است که ایران چه در افغانستان و چه در آسیای میانه هم منافع با اروپا و غرب است،چون آنها علاقه مند نیستند که این کشور ها بار دیگر زیر سلطه روسیه قرار گیرند، بنابراین منفعتی که به سمت جنوب دارند ایران و پاکستان است،یعنی افغانستان به سمت پاکستان و به سمت ایران و همینطور آسیایی میانه.چون مناسبات ایران با غرب دچار مشکل است، طبیعتا ایران مجبور است که با روسیه همکاری بیشتری داشته باشد و روسیه هم حاضر نیست پای غربی ها به این منطقه باز شود. ایران باید با بخش دیگری از جهان و جهان غرب هم رابطه متوازنی داشته باشد،تا وقتی رابطه متوازن برقرار نشده خیلی انتظار اینکه ایران از موقعیت ژئوپلتیکی خود استفاده کند، مقرون به صحت نیست.