آرمان شرق -شایان مظاهری:در اواسط آذر طبق روال سنوات گذشته بحث بودجه و تعیین تکلیف قیمت حامل های انرژی مطرح شد،نوبخت از عدم گرانی بنزین گفت اما گویی برنامه چیز دیگری است.چرا که در اواسط هفته گذشته روحانی از تنوع قیمت بنزین در کشور های دیگر گفت،حرف های بنزینی که بوی افزایش قیمت و چند نرخی شدن را به مشام هر شنونده ای رساند.با این حرف ها برخی نمایندگان هم حساس شده و در واکنش به این سخنان از عدم موافقت با حرف های بنزینی روحانی گفتند و شاید همانند سال گذشته زورشان بچربد و قیمت ها را نگه دارند اما آیا این ثبات قیمت حامل ها به واقع به نفع اقتصاد ایران و جیب مردم است؟ آیا ارزانی بنزین و حامل های انرژی می تواند بلند مدت ادامه یابد و به صلاح ملک و ملت هست و اگر با پر شدن باک جیب هایشان کمتر خالی شود در واقع به نفع آنان است. البته که موافقان افزایش قیمت قاچاق سوخت را بهانه می کنند و نرخ را با کشور های دیگر مقایسه، البته ای کاش بر آن می شدند تا حداقل دستمزد را نیز مقایسه ای کنند و بدانند یک لیتر بنزین چه درصدی از در آمد خانوار را به خود اختصاص می دهد.اگر چه قیمت فعلی سوخت ضرر را متوجه دولت می کند ولی آیا افزایش قیمت حامل های انرژی آخرین راه و یک اجبار اقتصادی برای دولت است؟ ظاهرا دولت توان ادامه این وضعیت را ندارد و کارایی مصرف این چنینی سوخت در تولید ناخالص ملی دیده نمی شود.در دولت نهم قیمت بنزین ۴ برابر رشد کرد و احمدی نژاد وعده جبران از طریق یارانه را داد،حرفی که عملی نشدن آن از اعتماد مردم کاست.شاید اگر آنچه که در سال ۸۹ گفته شد، محقق می شد امروز واکنش ها به افزایش قیمت بنزین منطقی تر بود.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر هادی حق شناس اقتصاد دان به این موضوع پرداخته که در پی می آید.

آیا افزایش قیمت حامل های انرژی یک اجبار برای دولت است ،این اجبار بر اساس چه مولفه های اقتصادی است ؟

اولا آنچه که دولت گفته علی الظاهر تمایلی به افزایش قیمت بنزین در لایحه بودجه سال آینده ندارد اما همانطور که شما اشاره کردید، این افزایش قیمت انرژی به دو سه دلیل واضح یک موضوع اجتناب ناپذیر در اقتصاد است .اول اینکه اگر اطلاعاتی که نشر پیدا کرده درست باشد؛ مبنی بر اینکه روزانه ۲۰ میلیون لیتر حجم قاچاق فرآورده های نفتی است. این یک هشداری است در راستای حراج منابع ملی کشور، مضاف براینکه بخشی از هموطنان مان را از این طریق مجرم تلقی می کنیم و ساز و کارهای فراوانی باید نیروی انتظامی یا سایر نهاد ها فراهم کنند تا از قاچاق فراورده های نفتی جلوگیری کنند.نکته دوم مشکل آلودگی تهران و کلان شهر هاست که باز بر اساس اطلاعلات مراجع رسمی کشور منشا بیش از ۸۰ درصد آلودگی در تهران خودرو ها هستند. مضاف بر اینکه این اتلاف منابع (انرژی در تهران ) در بسیاری از موارد هم ناکارآمدی ایجاد خواهد کرد .بخشی از مشکل آلودگی زیست محیطی در تهران قطعا مشکل خودرو و خودروساز است اما بخشی دیگر قیمت انرژی است اما نکته سوم؛این یک موضوع واضح و درست است که اگر قیمت انرژی افزایش پیدا کند، حتما بر روی نرخ تورم اثر گذار خواهد بود .در این موضوع شکی وجود ندارد ،باز اگر به مردم مثل آدم های سال ۱۳۸۹ گفته بشود که قیمت بنزین اضافه می شود و پول بین مردم توزیع خواهد شد یا صرف پروژه های عمرانی خواهد شد یا زیر ساخت ها تکمیل خواهد شد و یا حمل و نقل عمومی تقویت خواهد شد چون این کار ها از سال ۸۹ در آن دولت انجام نگرفت، طبیعی است که مردم اعتماد نخواهند کرد که منابع افزایش قیمت انرژی صرف موضوعات ذکر شده خواهد شد اما بنظر می رسد با توجه به شرایط فعلی شاید یکی از راه هکارهای کم هزینه تر یا کم عوارض تر این باشد که به هر خانوار ایرانی انرژی تعلق بگیرد ،خواه آن خانوار انرژی را خودش (منظور فرآورده های نفتی است ) مصرف می کند یا اینکه می تواند در قالب کارت به جایگاه های سوخت یا به هر فرد مصرف کننده دیگر منتقل کند .ولی ادامه رویه موجود مصرف انرژی که هم عوارض قاچاق دارد و هم عوارض آلودگی هوا دارد و هم این نکته مهم را دارد که کسانی در کشور چند خودرو دارند و در واقع بیش از همه از این انرژی استفاده می کنند و کسان دیگر هیچ خودرو ندارند بلکه عوارض مصرف انرژی را در قالب آلودگی های هوا و برخی از آلودگی های دیگر، نصیب آنها می شود. برای جلوگیری از این بی عدالتی ها بنظر می رسد که افزایش قیمت انرژی اجتناب ناپذیر باشد اما در هر حال باید طرح و مدلی بکار گرفته شود که دهک های کم درآمدی از این طرح حداکثر نفع و سود را ببرند.

مضرات پرداخت یارانه برای سوخت در حوزه های مختلف اقتصادی کشور چیست ؟

همانطور که گفته شد از جمله مضرات پرداخت این یارانه این است که هر سال نسبت به سال گذشته مرتبا مصرف سوخت اضافه می شود ،یعنی سیرصعودی مصرف انرژی متوقف نخواهد شد .اگر امروز نزدیک به ۱/۵ بشکه نفت ایران تحویل پالایشگا ها می شود برای تبدیل به فرآورده های نفتی، مطمئنا سال آینده این عدد اضافه خواهد شد و اگر با همین شیب ما ادامه دهیم زمانی فرا خواهد رسید که آن زمان خیلی دور نخواهد بود که کل تولید نفت را ما صرف تولید فرآورده های نفتی و مصرف در داخل کشور کنیم .لذا مهمترین ضرررویه فعلی این است که انرژی مصرف می شود اما کار آیی آن را در تولید ناخالص ملی نمی توان دید .

اگر دولت توانایی ادامه این وضعیت را ندارد آیا ساده ترین راه افزایش قیمت حامل های انرژی است یا ابزار های دیگر و امکان اعمال هوشمندانه و مدیریت شده قیمت را دارد ؟

در سنوات گذشته ساده ترین راه افزایش قیمت انتخاب شد ،علیرغم اینکه در برنامه پنج ساله چهارم و پنجم و ششم تاکید شده که دولت به توسعه حمل و نقل عمومی بپردازد و حتی متروی تهران که یکی از ابزار های توسعه حمل و نقل عمومی است؛ بطور کافی به آن توجه نشد در سنوات گذشته .بنابراین اینکه فرض کنیم فقط قیمت در اقتصاد علاج مشکلات است، یقینا این نظریه غلط است . در کنار قیمت باید تدابیر دیگر باشد .اگر قرار بود مشکل را قیمت حل کند در آذر ماه سال ۸۹ قیمت ۱۰۰ تومانی بنزین ۴برابر شد و ۴۰۰ تومان شد و قیمت نفت گاز در واقع بیش از این عدد افزایش پیدا کرد . ما در مقاطع مختلف قیمت بنزین و نفت و گاز و برق و سایر حامل های انرژی را چند صد درصد افزایش دادیم ولی نتیجه عکس داده شد . یعنی امروز که ما بررسی می کنیم وضعیت حامل های انرژی شاید بدتر از سال ۸۹ باشد بنابراین قطعا و صرفا افزایش قیمت حامل های انرژی راهکار نیست .راهکار این است که دولت باید مشوق هایی در بخش حمل و نقل عمومی ایجاد کند و همچنین عوارضی برای استفاده بیشتر از خودرو یا هر نوع استفاده حامل های انرژی دیگر .تا زمانی که سیاست های تشویقی  و تطبیقی نباشد صرفا با افزایش قیمت مشکل حامل های انرژی حل نخواهد شد .

برای حفظ قدرت خرید مردم و کنترل اثرات تورمی افزایش قیمت حامل ها بر تولید، دولت می باسیت چه راهکار هایی را مد نظر قرار دهد ؟

هر خانواری که انرژی داشته باشد، وقتی خودش کمتر مصرف کند و بقیه را به قیمت روز بفروشد، قدرت خریدش حفظ خواهد شد و بار تورمی آن را جبران خواهد کرد .مثال روزانه ۱۰۰ میلیون لیتر بنزین روزانه مصرف می شود، اگر این به سرانه خانوار یا شخص تقسیم شود و به قیمت دولتی دریافت کنند و یا افزایش قیمت نسبت به قیمت فعلی دریافت کنند و به قیمت یارانه ای به ملت بدهند، حتما مابه التفاوت آن به نفع خانوارها خواهد بود و شاید بیش از این ارقام ۴۵ هزار تومان یارانه ها نفع برای خانوار هایی داشته باشد که نیاز به مصرف حامل های انرژی نداشته باشند و تورمی که از این محل ایجاد خواهد شد با آن مبالغ جبران خواهد شد.این راه حل آخر نیست اما بنظر می رسد یکی از راه حل های کم عوارض خواهد بود.