آرمان شرق-شایان مظاهری:در آستانه ۱۶ آذر و روز دانشجو هستیم و زمزمه هایی از لغو سخنرانی در دانشگاه ها و یا گزینشی شدن سخنرانان می شنویم،گویی نیروهایی فراتر از اساتید و مدیران دانشگاه تصمیم گیرنده هستند.در همایش ها و سخنرانی ها هم از آن جنجال های دو دهه پیش و ازدحام در سالن ها خبری نیست،معلوم نیست تشکل های دانشجوئی کم کار شده اند و یا فضا متفاوت شده،شاید هم نوع مطالبات تغییر کرده.هر چه که هست از آن شور و نشاط سال های قبل خبری نیست. تشکل های دانشجوئی که خود نقش گروه های مرجع را داشته و در نقطه کانونی تحولات و جنبش های اجتماعی و سیاسی قرار داشتند از تک و تاب افتاده اند و با نقشی که در دو دهه قبل در این عرصه ها بازی می کردند، فاصله گرفته اند..شاید دانشجویان بیشتر دغدغه رتق و فتق امور خود را دارند تا ورود به عرصه مشکلات اجتماعی و سیاسی.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر علی تاجرنیا نماینده اسبق مجلس و فعال دانشجویی دهه ۷۰ (دفتر تحکیم وحدت)به بررسی زوایای عملکرد جنبش های دانشجویی پرداخته که در پی می آید.

بنظر شما تا چه حد حال و هوای امروز دانشگاه ها و دانشجویان ما با دانشگاه ایده آلی که یکی از گروه های مرجع و نقطه کانونی تحولات جنبش های اجتماعی و سیاسی بود؛ فاصله دارد،تفاوت در چیست؟

اگر بخواهیم یک مقایسه ای بین جریان دانشجویی در زمان کنونی با دو سه دهه گذشته داشته باشیم، می توانیم چند مطلب را در این خصوص مطرح کنیم .یکی اینکه واقعیت این است که علیرغم اینکه در همان زمان ها هم فشارهایی بر روی جریان دانشجویی وجود داشت اما فضای کلی فضای با تامل تری نسبت به شرایط کنونی بود .در دوره های گذشته کمتر دانشجویانی بعد از فعالیت های دانشجویی خود دستگیر یا با احکام سنگینی مواجه می شدند ،البته همان زمان هم بازداشت هایی داشتیم ولی منجر به احکام سنگین اینچنینی نمی شد . فضای دانشگاه ها درگذشته به دلیل اینکه جریان دانشجویی و دفتر تحکیم فعال بودند؛ حتی این بحث های مصوبات شورای فرهنگی و اینها نمی توانست فضای دانشگاه را خیلی محدود کند .متاسفانه در شرایط کنونی بعد از گذشت دو دهه از از بین رفتن تحکیم وحدت و آن تشکیلات سراسری و مهم انجمن های اسلامی، عملا دانشگاه‌ها به شدت تحت اختیار نهادهایی قرار گرفته اند که ریشه های آن در خارج از دانشگاه هستند و فعالیت برای دانشجویان محدود شد .بحث بعدی خود روحیاتی است که دانشجویان الان نسبت به گذشته پیدا کرده‌اند، دانشجویان در دو؛ سه دهه گذشته یا کسانی بودند که قبل از پیروزی انقلاب و در قضای آن دوره و کنش های سیاسی و اجتماعی آن  به دنیا آمده و بزرگ شده بودند و یا شرایط جنگ را درک کرده و یک نگاه آرمان خواهانه تر و عدالت طلبانه تر و مسئولیت پذیر تری داشتند . احساس من این است که متاسفانه شرایط کشور و برخوردهایی که در این مدت صورت گرفته  منجر به این شده که جمع زیادی از دانشجویان بی تفاوت نسبت به مسائل اجتماعی شدند.اگر در گذشته بالغ بر ۶۰ تا ۷۰ درصد دانشجویان را داشتیم که حساس به مسائل اجتماعی بودند الان درصد آنها بسیار کم شده .فلذا من فکر میکنم یکی از مشکل ترین کارهایی که این روزها وجود دارد، فعالیت های سیاسی و اجتماعی است و آنهایی که امروز دارند این فعالیت ها را می کنند ازنظر من کارشان خیلی سخت تر و دشوارتر از کسانی است که در ۳ تا ۴ دهه گذشته کار می کردند .آن مجموعه در بین دانشجویان طرفدار هایی داشت ،قدرت اثر گذاری داشت و امروزه ما این را کمتر مشاهده می کنیم .

اساساتفاوت دانشجوی دهه ۹۰ با دانشجوی دهه ۷۰ که در نقطه کانونی تحولات سیاسی اجتماعی قرار داشت چیست؟

 

مطلب مهم بالا رفتن هزینه های فعالیت های دانشجویی است ،همانطور که قبلا گفته شد؛ ما شاهد هستیم که خصوصا بعد از اتفاقات ۸۸ در شرایط جدید احکام بسیار سنگینی را برای دانشجویان به لحاظ زندان و حبس و اینها تعیین کردند و خود آن تاثیر گذار است .هزینه فعالیت دانشجویی خیلی بالارفت و یک دانشجو بخاطر یک فعالیت سیاسی خودش این گونه مورد بی مهری قرار می گیرد.مسائلی نظیر جلوگیری از ادامه تحصیل ما و مسائلی از این قبیل بنظر من تفاوت های شرایط امروز با شرایط گذشته است . باید این نکته را هم ذکر کرد  که در گذشته احزاب و گروه های سیاسی شاید با این تشکیلات و اثر گذاری نبودند و می بینیم که در دوم خرداد ۷۶ اگر دفتر تحکیم وحدت نبود، عملا احزاب آن زمان خط امام یا احزابی که نگاه منتقد داشتند، دست خالی می ماندند و  عملا به این مجموعه ها بسته بودند و این تحکیم و شوراهای اسلامی بودند که آمدند حرکت آفرین شدند و به نوعی تحول را ایجاد کردند .الان احزاب به نسبت گذشته قوی تر شده اند ،هر چند اثر گذاری آنها کمتر شده اما به نوعی توانسته اند فضای سیاسی را در دست گیرند و به همان نسبت دانشجو یک مقدار ضعیف تر و لاغرتر شده است.

تا چه حد فضای پسا انتخابات ۹۲ در این مسیر تاثیر گذار بوده و آیا تغییرات مطلوبی رقم خورده است؟

متاسفانه اگر چه در دولت روحانی هم ما شاهد هستیم که یک فضاهای جدیدی گشوده شده اما طبیعتا به آن نگاه گذشته ای که در واقع وجود داشته و با آنکه ما دانشگاه ها را واقعا مستقل و آزاد بخواهیم تفاوت زیادی کرده است. در گذشته اساتید مستقلی بودند و یک فرآیند های صحیح تری آماده بود و همان ها به نوعی حمایت کننده جریان دانشجویی بودند .متاسفانه در دهه گذشته ورودی اساتید به دانشگاه ها متاسفانه با یک ملاک و میزان خاص و بر اساس یک تفکر خاص صورت گرفت . مجموعا علیرغم اینکه در صحبت بزرگان مطرح می شود که دانشگاه باید دانشگاه سیاسی باشد اما مجموعه سیاست هایی که اتخاذ شد به نظر من در جهت غیرسیاسی کردن دانشگاه بود ،بیش از اینکه دانشگاه را سیاسی کنند، دانشگاهی مقلد برای تقویت آن برنامه ها و ادعاهایی می خواستند که به هر حال به آن معتقد بودند .به نظر من مجموعه اینها باعث شده که هم جریان دانشجویی نتواند آن اثر گذاری گذشته را داشته باشد و هم واقعا فعالیت در آن دشوار شود . در عین حال من تحسین می کنم کسانی را که با این همه شرایط سخت واین رکود و رخوتی که در دانشگاه های ما حاکم شده هنوز علم فعالیت های سیاسی ودانشجویی را بالا نگه داشته اند .

در این همایش های دانشجوئی در دوره های قبل رونق بیشتری داشت و وقتی سیاسیون از طیف های مختلف سخنرانی می کردند سالن ها پر و جنجالی بود ولی الان اینطور نیست و سالن ها خالی است و استقبال کمتری صورت می گیرد.به نظر شما آیا تشکل ها بد عمل کرده اند،فضا متفاوت شده و یا اساسا مطالبات تغییر کرده؟

به نظر من یک واقعیتی وجود دارد و آن اینکه آنچه که خروجی سیستم آموزش و پرورش و حوزه فرهنگی ما هست تربیت انسانها ی دارایی دغدغه اجتماعی نیست،یعنی اگر در گذشته پسری وارد دانشگاه می شد، بسیاری از آنها برایشان مهم بود که در معادلات کلان کشور و حتی منطقه و دنیا باید چه عکس العملی نشان دهند.متاسفانه شرایط به گونه ای شده که تمام مردم و خصوصا جوانان به خودشان مشغول شده اند و فکر می کنند که حداکثر باید گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند،این یک مسئله کاملا جدی است و الان شاید نتوان آنطور که باید و شاید مسئله را عنوان کنم ولی یک واقعیت ملموس این است که در گذشته ۷۰ تا ۸۰ درصد دانشجویان آدم های سیاسی و اجتماعی و مسئولیت پذیر بودند الان این میزان به ۱۰ درصد هم نرسیده.شاید آن طیفی که اینها را پرورش داده به اینها به نوعی گفته که سعی کنید حداکثر درس تان را بخوانید،به خودتان بپردازید و به مسائل خود برسید و کاری به مسائل اجتماع نداشته باشید.این روحیه مسئولیت پذیری و روحیه ای که ما نیازمند به آن در مسئولیت های اجتماعی هستیم به شدت ضعیف شده،از آن طرف به هر حال کار کار پر هزینه ای شده،در گذشته حداکثر شرکت کننده در این فعالیت ها را کمیته انضباطی می خواست و حالا اگر خیلی فعالیت بود، کارشان به دادگاه و حبس می کشید.الان شما نگاه کنید با کوچکترین فعالیت اجتماعی افراد به زندان های طویل المدت مبتلا می شوند و این اثرگذار است.به جوانان ما تحقیر شدگی تحمیل شده که توجه شان به مسائل اجتماعی کمتر شده و بخاطر همین الان حتی وقتی در دانشگاه صحبت های تندی هم مطرح می شود، ولی می بینیم عملا توجه و تاثیر گذاری که در گذشته وجود داشت به هیچ وجه مشاهده نمی شود و خوب فضایی دانشگاه را هم به همین سمت و سو برده اند.الان وقتی می بینیم بلک لیستی وجود دارد که یک سری افراد نمی توانند سخنرانی کنند،یا شرایطی می گذارند که افراد حتما باید مناظره داشته باشند.وقتی شرایط دانشگاه را ببینیم می بینیم بسیج دانشجوئی یا هر تشکیلاتی که به جریانات اصولگرایی یا نهاد های انتصابی متصل است در واقع هر نوع فعالیتی را در دانشگاه انجام می دهند.الان برای فعالیت انجمن های مستقل می بینیم چقدر مانع تراشی صورت می گیرد و با وجود این وقتی اینها تشکیل می شوند، متاسفانه می بینیم باز هم مشکل دارید.الان برای همین ۱۶ آذر بچه ها می گفتند که باید ۱۰ نفر لیست بدهیم تا ببینیم چه کسی را انتخاب می کنند،یا در دانشگاه آزاد می بینیم رسما و علنا می گویند این تعداد از افراد می توانند صحبت کنند.اگر قرار باشد دانشگاه مسائل سیاسی اش را دستوری و بخشنامه ای دنبال کند و دانشجو برای برگزاری مراسم از یک مجموعه هایی که حضور دانشگاهی ندارند و خارج از دانشگاه هستند می خواهد اجازه بگیرد، طبیعی است که وضعیت دانشگاه های ما بهتر از این نخواهد شد.متاسفانه به شدت روحیه استقلال در دانشجوها تضعیف شده،هم در بین اساتید و مدیریت دانشگاه و هم در مجموعه دانشجوئی.من فکر می کنم وقتی دانشگاه را مقلد می خواهیم و دانشگاه را انجام دهنده یک سری بخشنامه و دستورات از بالا به پایین می خواهیم از این دانشگاه توقع تحرک نمی توانیم داشته باشیم.