آرمان شرق- جواد مرشدی:هفته گذشته رئیس انرژی اتمی در مصاحبه ای درباره وضعیت اقتصاد ایران پس از تحریم‌های آمریکا گفته بود: «فشارهای اقتصادی غوغا می‌کند. مثلا حقوق من تا یکسال پیش به عنوان یک استاد دانشگاه، حدود ۳۰۰۰ دلار در ماه بود، الان به ۷۰۰ دلار رسیده است. این واقعا فشار اقتصادی است. ببینید اقشار دیگر چقدر تحت فشار هستند.»سخنی که به مزاق اصولگرایان خوش نیامد ،آنها که به هر بهانه ای به دولت و به خصوص دست اندرکاران عرصه سیاست خارجی می تازند، حتی به وزیر خارجه دولت خودی (احمدی نژاد ) و کسی که به زعم سیاسیون از طیف های مختلف فردی میانه رو و بدور از رویکردهای جناحی بوده و متخصص در حوزه کاری خود است نیز رحم نکرده و وی را نیز به باد انتقاد گرفتند .به زعم آنها صالحی آب بر آسیاب دشمن ریخته.از سوی دیگر عده ای هم این روزها دم از خروج از برجام می زنند و برخی دیگر مماشات با اروپایی های بدقول را راهکار ادامه راه برجام می دانند . اینکه آیا ایدئولوژی و خط فکری ما در ۴۰ سال گذشته در عرصه سیاست خارجی با تعامل با غرب و آمریکا سازگاری دارد یا خیر و نقطه غایی جمهوری اسلامی با غرب به کجا خواهد رسید، سوالی بود که آرمان شرق از دکتر مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه پرسید که در پی می آید. اصولگرایان که همواره سیاست های دولت روحانی و به خصوص دست اندرکاران در حوزه سیاست خارجی را به باد انتقاد می گیرند این بار معترض اظهارات آقای صالحی هستند،آیا این نقدها به سخنان صالحی رواست و آیا او نمی بایست به واقعیات موجود با توجه به امکان سوء استفاده بیگانگان اشاره کند؟ در جهان امروزی دستیابی به اخبار و اطلاعات و تبدیل آن به آگاهی از سرعت به سزایی برخوردار بوده است، سخن گفتن و یا مطرح کردن برخی گزاره هایی که در دهه های گذشته بعنوان اخبار محرمانه محسوب می شد و در چارچوب ارتباط و ارتباطات تحت عنوان دروازه بانی خبر از آن یاد می شد، اکنون به حاشیه رفته است .در سال ۱۹۶۷ مارشال مک لوهان دنیا را یک دهکده جهانی نامید و در سال ۲۰۰۵ سخن از جهان مسطح یا یک دست شده توسط فریدمن به میدان آمد . من بارها در فواصل مختلف به این نکات اشاره کرده ام در سال ۲۰۱۰ اتاق شیشه ای را بیان کردم و در سال ۲۰۱۷ گوی بلورین را ،در جهان امروزی که کل کره خاکی و آنچه که در آن می گذرد در یک گوی بلورین هویداست و تمام ارتباط و ارتباطات از طریق اینترنت و رد یابی ها متفاوت آن مورد توجه قرار می گیرد و کد شکافی ها و رمز گشایی های متفاوت در سیستم های اطلاعاتی و امنیتی جهان در جریان است و میلیارد ها دلار در این زمینه هزینه می شود. گزاره هایی مانند اینکه در ایران یا در بورکینافاسو و یا در فرانسه و ژاپن و دیگر نقاط جهان چه اتفاقاتی روی می دهد دیگر سخن محرمانه ای نیست .اکنون بسیاری از کشورهای جهان در فرازیابی اقتصادی سالانه  نظامی ،امنیتی و سیاسی و دیگر حوزه های متفاوت زندگی بشر در حوزه فردی، اجتماعی و ملی و بین المللی گزاره هایی را احصاء می کنند که نیازی به ایجاد یک فضای امنیتی در ارتباط با اطلاعات موجود در این زمینه وجود ندارد .از این رو باید بگویم آنچه که اکنون بعنوان نقد از اساس گفته می شود، تنها بهانه بافی های متفاوت برای دیدن یک فضای معنادار در جهت تحریک کردن افکار عمومی در رقابت های حزبی است ،حال اگر این رقابت حزبی و جناحی چه از سوی طرف مقابل انجام گیرد و چه از سوی طرف خودی تفاوت و تمایزی ندارد .همه گروه ها و جناح های سیاسی با بهانه گیری از این معانی به بافت بافی در ارتباط با این موضوعات پرداخته و گزاره های یکدیگر را زیر پرسش می برند تا بجای ایجاد حرکت در توده های مردم در جهت توسعه ملی تحریک افکار عمومی را در جهت ایجاد یک فضای معنادار برای زدن رقیب در عرصه های گوناگون نبرد قدرت به انجام برسانند .آنچه که در مکتب واقع گرایی قدرت گفته می شود آن است که کسب قدرت ،حفظ قدرت و افزایش سطح قدرت بعنوان هدف غایی عمل سیاسی وجود دارد و این هدف غایی عمل سیاسی موجب می شود که بسیاری از بازیگران ،کنش ورزان و کنش گران صحنه سیاست زمینه ساز و زمینه پرور استفاده و بهره برداری از مسائلی بر بیایند که می تواند افکار عمومی را به سمت آنها جذب و از رقیب دفع کند .لذا شناسایی حساسیت های افکار عمومی و سپس بزرگنمایی آنها در دستور کار قرار می گیرد و بدین ترتیب یک عملیات روانی پیچیده برای تغییر و تحول در آستانه تلقین پذیری افراد ایجاد می شود ،فلذا باید گفت آنچه که شما می گویید توسط جناح های رقیب در صحنه سیاست عملیاتی می شود و متاسفانه دور از اخلاق سیاسی است، آن هم در کشوری که مدعی است شریعت اسلام را در رفتارها و کنش های خود رعایت می کند . یک عده از کارشناسان اعتقاد دارند که ما چاره ای جز حفظ برجام نداریم و باید به هر نحوی با اروپایی ها توافق کنیم ،یعنی علیرغم خلف وعده اروپایی ها ما راهی جز کنار آمدن با آنها نداریم . به نظر شما این روش درست است ؟ خروج از برجام می تواند برای ایران تبعاتی را به همراه داشته باشد که نخستین اثر آن ایجاد فضای مناسب برای فراهم آوردن اجماع بین المللی بر علیه ایران از سوی ترامپ خواهد بود اما از آن سو هیچگونه موهبتی را برای ایران به همراه نخواهد داشت .به بیان دیگر ما شاهد آن خواهیم بود که خروج از برجام در نقطه صفر پیامد ها و اثرات مثبت قرار گرفته و داخل بودن در آن در منطقه یک مواهب و اثر هایی دارد.منطق و خرد سیاسی ایجاب می کند که یک را برصفر ترجیح دهیم فلذا بر اساس این منطق ریاضی برای ایجاد فضای مثبت در جهت فشار آوردن به ترامپ در عدم توفیق در حرکت بین الملی بر علیه ایران در جهت ایجاد اجماع جهانی برعلیه تهران، اکنون یک مانع و حضور ایران در برجام یک چالش بسیار جدی است . حال فرض کنیم که ایران از برجام خارج شود ،خروج ایران از برجام چه تبعاتی خواهد داشت؟ نخست اینکه جهان خارج از ایران به سهولت تحت تاثیر اقدامات ایالات متحده امریکا در ایجاد اجماع جهانی قرار خواهد گرفت و ایران در مسیر حرکت خود برای دستیابی به هدف های خروج از برجام با اشکالات عدیده ای روبرو خواهد شد که وضعیت فعلی را نیز از مطلوبیت موجود بیش از گذشته خارج خواهد کرد.این منطق ایجاب می کند که اگر ایران توانایی برخورد بااجماع بین المللی به مثابه تحریم های پیش از برجامی را در خود می بیند؛ از برجام خارج شود .ولی اگر مقدمات مقابله با تهدیدات پیش از برجامی و همچنین اجماع بین المللی به رهبری آمریکا بر علیه ایران را در خود نمی بیند، خروج از برجام می تواند مقدمه ای ضروری برای این اجماع بین المللی برعلیه ایران باشد ،فلذا بنظر می رسد که موضوع روشن است . اساسا در حوزه دیپلماسی در شرایط موجود باید چه استراتژی داشته باشیم ،موضع تهاجمی بگیریم و یا باساز آنها عقب نشینی کنیم و یا ترسیمی از این دو حالت را داشته باشیم؟ استراتژی درود و آشتی ،گفتمان سلام و صلح باید در ایران با منطق عملیاتی مشخص وارد عرصه رفتار و عمل واکنش سیاسی ایرانیان قرار گیرد .درود و سلام در درون کشور و پرچم داری صلح به معنای حقیقی کلمه در خارج از مرزهای ملی ما باید گفتمان غالب ما باشد و در این راه باید پارادایم مشخص ،دکترین معین وکلام روشن و استراتژی های کاربردی در این زمینه داشته باشیم.باید گفتمان صلح و درود و آشتی مورد توجه قرار گیرد و ما بتوانیم بترتیب پارادایم ،دکترین ،سیاست کلام ،استراتژی تاکتیک ها و تکنیک های مشخص آن را بطور واضح از منظر مشخص و الزامات عملی آن را فراهم کنیم . ما چگونه می توانیم با این اصول و ایدئولوژی و نوع تفکری که در عرصه سیاست خارجی از ابتدای انقلاب تا به امروز داشته ایم با طرف خارجی به یک موازنه و توافق برسیم .به نظر شما نقطه غایی توازن جمهوری اسلامی با غرب و آمریکا کجاست و سرنوشت چه خواهد شد؟ ما دچار نقرس سیاسی هستیم به این معنا که در نقرس به مثابه تمثیل انسان گوشت قرمز زیاد مصرف می کند، یعنی نه اینکه گوشت قرمز بد باشد، بلکه زیاد مصرف کردن آن به نقرس می انجامد .در ایران امروز و در ۴ دهه اخیر ما ایدئولوژی را بعنوان یک امر پسندیده زیاد در عرصه سیاست مصرف کرده ایم و عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی خود را دچار نقرس سیاسی کرده ایم .ما باید در جای خود از ایدئولوژی بهره ببریم ،ایدئولوژی در جای خود با احترام و با منزلت خاص مورد توجه قرار گیرد ولی مصرف کردن زیاد ایدئولوژی درعرصه سیاست  و از آن طرف عدم توان در اجرایی کردن این میزان از اصول و گزاره های ایدئولوژی در سیاست امروز چالش عمده در برابر سیاست گذاری در عرصه سیاست خارجی در ایران است .