آرمان شرق -جواد مرشدی:چند هفته پیش بود که حزب اتحاد ملت کنگره برگزار کرد و پنجشنبه گذشته هم حزب کارگزان سازندگی سومین کنگره خود را برگزار کرد ،گویی نظم به احزاب آن هم فقط از نوع اصلاح طلب مستولی شده و در پی هویت یابی هستند .گرچه برگزاری کنگره سراسری یکی از ارکان هویتی هرحزبی در دنیای امروزی و ابزاری برای تبلیغ نیست اما نمایانگر شناسنامه حزب است و تصمیم گیرنده در انتخاب شورای مرکزی.در میان رکودی که بر کنش های حزبی در کشور ما حکفرماست گویا از میان احزاب فعلی فقط این دو حزب اصلاح طلب هستند که به نوعی سعی در نظم دادن به انجام کنگره ها دارند  اما سئوال اینجاست که این احزاب تا چه حد افکار عمومی را آنگونه که در چارچوب کنش های حزبی می گنجد، نمایندگی می کنند . اینکه احزاب در کشور ما تا چه حد با کارکرد های بنیادین احزاب در کشور های پیشرفته وجه تشابه و یا تفاوت دارند، سوالی بود که آرمان شرق از دکتر احمد شیرزاد فعال سیاسی اصلاح طلب پرسید.

چند هفته پیش حزب اتحاد کنگره برگزار کرد و پنجشنبه هم سومین کنگره کارگزاران برگزار شد ،نظر تان راجع به برگزاری این کنگره ها چیست و آیا می توان گفت این احزاب مقبولیت عام دارند و می توانند نظر حامیان را نمایندگی کنند ؟

هر حزبی یک ارکانی دارد ،اگر به قانون و ساختار احزاب نگاه کنیم یکی از مهمترین ارکان هر حزب کنگره آن حزب است که معمولا یا بطور سالانه و عادی و یا بصورت فوق العاده و به منظور خاصی برگزار می شود .در کشور ما متاسفانه نظام حزبی خوب جا نیافتاده و و احزاب یاد نگرفته اند که کنگره هایشان را تشکیل بدهند . تنها احزابی فعلا فعال هستند که تقریبا بطور مرتب کنگره داشته اند تا حدی حزب اتحاد است و برخی احزاب دیگر که نسبتا کنگره های منظم تری داشته اند . کنگره به تنهایی یک ابزار تبلیغاتی نیست ،یعنی کنگره حزب نشان نمی دهد که هوادارن حزب کم یا زیاد هستند و آیا آن حزب در مجلس رای دارد یا خیر ولی حداقل چیزی که نشان می دهد این است که آن حزب ارکان تشکیلاتی خودش را برقرار کرده و شناسنامه و صاحبان آن حزب معلوم هستند و در نهایت اینکه بیخ و بوته حزب مشخص می شود .یعنی در واقع حزبی که کنگره خود را تشکیل می دهد کمک می کند به اینکه در فضای سیاسی کشور هویت یابی درستی شود .

آیا می توانیم به منزله این بگیریم که این مورد مقبولیت عام است و می توانند نظر حامیان را نمایندگی کند؟

هدف کنگره این نیست ،کنگره بطور کلی در همه جای دنیا یک جمع تبلیغاتی نیست .کنگره یکی از ارکان حزب است که بایستی تصمیمات مهم را بگیرد و شورای مرکزی حزب ،دفتر سیاسی ودبیر کل را تعیین و انتخاب کند .بنابراین جزو ارکان حزب است که اگر تشکیل نشود یک نقص بزرگ است. در سمت مقابل، دوستان اصول گرای مان بغیر از حزب موتلفه در بقیه تشکل ها اصولا خیلی پایبندی به اصول و روابط جزبی را نمی بینیم.خیلی از احزاب و گروه ها قبل از انتخابات و دو سه ماه قبل از آن با یک نام و تابلویی می آیند و یک ماه بعد از انتخابات هم هیچ اثری از آثارشان نیست ،مثل آباد گران ایران اسلامی که به تعبیری رئیس جمهور منتخب داشتند و به تعبیری ظاهری از زد و بند و ساز و کار سیاسی بودند ولی حالا فعلا نمی خواهم وارد آن بحث شوم .هیچ وقت کسی متوجه نشد شورای مرکزی این گروه چه کسی است و دبیر کل آن کیست و ارکان آن چیست و کنگره شان کی برگزار شد ،مرامنامه و اساسنامه شان چیست؟ در حالی که در قدرت نقش بسیار اساسی را بظاهر ایفا کردند .این خیلی مهم است که در فرهنگ سیاسی کشور معلوم شود که تبار هر حزبی به کجا می رسد .کسانی که تشیل دهندگان اصلی آن حزب هستند چه کسانی هستند و چه می گویند و حرف شان چیست و از چه طیف هایی تشکیل می شوند .بنابراین من فکر می کنم هر جزبی چه اصولگرا و چه اصلاح طلب وقتی کنگره اش تشکیل می شود ما باید آن را به فال نیک بگیریم و به معنای این بگیریم که ما در جهت مدنیت بیشتر و در جهت نظام مدرن سیاسی حاکم بر جهان یک گام به سمت جلو رفته ایم .خیلی افتخاری ندارد که احزاب باشند از مزایای حزب و اسم حزب بودن استفاده کنند ولی نتوانند یک کنگره را مدیریت کنند .

اساسا در کشور ما احزاب با آن کارکرد های بنیادینی که احزاب در سایر کشور ها دارند همخوانی دارند ؟

خیر تفاوت دارند .

این تفاوت ها در کجاها نمود پیدا می کند ؟

ما با احزاب کشورهای دیگر خیلی فاصله داریم ،فرهنگ کار حزبی و کار سیاسی منسجم و تشکیلاتی به رسمیت شناخته نشده و خیلی وارد فضای سیاسی کشور نشده ،جامعه با آن عادت نکرده و هنوز هم که نگاه می کنیم بعضی وقت ها جمله من عضو هیچ گروه و حزب و دسته سیاسی نیستم بعنوان یک افتخار تلقی می شود .ممکن است برای یک معلم و یا یک کسی که می خواهد در یک کار تخصصی بنشیند این گویش، گفتن داشته باشد ولی برای کسانی که می خواهند وزیر و وکیل شوند و برای کسانی که می خواهند در تصمیمات اساسی کشور نقش داشته باشند این اصلا افتخاری نیست . فضای سیاسی کشور با فرهنگ حزبی خیلی آشنا نشده و احزابی هم که داریم عموما مسئولیت پذیر نبودند ،یعنی بیایند بطور مشخص پای تصمیمات شان بایستند .اگرهمین الان در بین تمام احزاب اصول گرا یک سیری بکنید هیچ کدام مسئولیت به قدرت رسیدن آقای احمدی نژاد را بر عهده نمی گیرند  در حالی که به وضوح آقای احمدی نژاد اصلاح طلب نبود و کاندیدای اصلاح طلبان نبود و با اصلاح طلبان هم شدیدترین برخورد را داشت و کسانی که از ایشان حمایت کردند؛ اصولگرایان بودند و هنوز هم مصاحبه های رسانه ای شان وجود دارد .احزاب و گروه های سیاسی به صراحت نمی آیند موضع بگیرند و مسئولیت بپذیرند . اینها آفات حرکت حزبی بوده و در کشور جا نیافتاده ولی تشکیل کنگره یکی از علائم مثبت است .من شخصا تشکیل کنگره هر حزبی را علامت مثبت می دانم البته باید کنگره با اصول و ضوابط قانونی وعرفی تشکیل شود .

مدتی است که مردم از اصلاح طلبان دلسرد شده اند ،با توجه به انتخابات آینده آیا می توان امیدوار بود که این احزاب اصلاح طلب بتوانند جذابیت و مقبولیت لازم را برای مدیریت افکار عمومی و حامیان خود فراهم سازند؟

بالاخره همیشه در تاریخ احزاب و گرایش های سیاسی پایین؛ بالا داشته است . همیشه اقبال جامعه به یک گروه سیاسی یکسان نیست و ممکن است کم و زیاد شود ولی برای قضاوت قطعی کردن در این مورد شاید خیلی زود باشد .شاید تا یکی دو سال دیگر و یا تا سال دیگر که انتخابات مجلس در پیش است، تحولات زیادی اتفاق بیافتد اما اجمالا می توان گفت کسانی که خیلی از سر ناراضی گری از اصلاح طلبان حمایت کردند، شاید الان دلسرد شده باشند ولی من فرض را بر این نمی گذارم که یک درصد خیلی بزرگ و قابل توجهی از رای دهندگان را ناراضی ها تشکیل دهند . البته درصد ناراضیان در کشور ما کم نیست و حتی کسانی که در رای دادن شرکت نکردند، می توان گفت واقعا نیم درصد آنها کسانی هستند که ناراضی هستند یعنی اساسا و  کلا از همه ناراضی هستند .اصلاح طلبان شاید در گذشته بخشی از ناراضیان را امیدوار کرده باشند و به عرصه ای کشانده یاشند که بیایند و با یک امیدواری کسانی را انتخاب کنند تا شاید اوضاع کشور بهتر شود.طبیعی است که شاید وقایع یک سال اخیر بخصوص برخی از آن ناراضیان را جذب و راضی نکرده باشد اما من فکرمی کنم بخش قابل توجهی از جامعه بخصوص آنهایی که می آیند رای می دهند، ممکن است که  از خیلی از مسئولان کشور سرخوش نباشند ولی اینجوری هم نیست که یک ناراضی تمام عیار باشند و هیچ چیز را قبول نداشته باشند . بسیاری از افرادی که در جامعه دارند زندگی می کنند، شهروندان عادی هستند و مواضع سیاسی حادی هم ندارند و عموما هم سر ستیز با نظام جمهوری اسلامی ایران را ندارند .من عرض نمی کنم که هواداران جان برکف نظام هستند و یا هوادارن جان بر کف گرایش های سیاسی موجود هستند،ولی دشمنان قسم خورده هم نیستند .اینها احتمال اینکه بیایند در انتخابات شرکت کنند و رای دهند زیاد است .دور از ذهن نیست که در انتخابات سال آینده اصلاح طلبان  محبوبیتی کسب کنند . در هرحال اصولا مبنای آزادی یا دموکراسی این است که قدرت امکان دست به دست شدن را داشته باشد ،بنابراین اگر در یک فرآیند سالم و بدور از اعمال نظر و به دور از نظارت جهت گری شده باشد، اگر اصلاح طلبان  ببازند هیچ جای نگرانی نیست چرا که در یک انتخابات سالم و طبیعی باخته اند. امیدوار هستیم که دخالت های نامانوس و جهت گیری های از پیش تعیین شده ای وجود نداشته باشد و اصول گرایان بیایند و ببرند ،حالا اگر طیف مقابل واقعا توانستند نظر مردم را جلب کنند، حلال شان باشد و بتوانند کار کنند .