آرمان شرقرضا رئیسی: بالاخره پس از هیاهوی بسیار و پروپاگاندای پردامنه که تا پوستر سازی سینمایی نیز قد کشید, تحریم های ایران با محوریت یکجانبه گرایی ایالات متحده بازگشت و دور تازه ای از تخاصم دول متخاصم با جمهوری اسلامی کلید خورد، تحریم هایی که هر چند منطبق با قواعد بین المللی و ساز و کارهای مرسوم و متداول جامعه جهانی نیست و به هیچ روی گستره و دایره شمول تحریم های دوره های قبلی از لحاظ همراهی و همنوایی جامعه جهانی را ندارد اما ماجرای عمق و ریشه آن متفاوت است و ایالات متحده و دشمنان قسم خورده ایران با همه توان به دنبال تعمیق سازی و عمق بخشی و دامن گسترانی آن به همه سطوح هستند.

به گزارش آرمان شرق، هر عقل سلیم و ناضر منصفی نیز به خوبی می داند که این مرحله از تحریم ها برآمده از دشمنی خودسرانه و ضدیت تمام عیار تندروهای آمریکایی و همپیمانان آن بوده و در واقعیت نه ارتباطی با برنامه هسته ای ایران دارد و نه توان موشکی آن، هدف کلیت نظام و ساختار است، دومین نکته واضح و مبرهن هم آنست که این تحریم ها به شکل مستقیم مردم ایران را هدف رفته است و همانگونه که تجربه نشان داده به هیچ روی نمی تواند خللی در برنامه های نظامی در بعد موشکی یا اهتمام ایران به بست فعالیت های هسته ای آن ایجاد کند و امید طرف غربی افزایش فشار به طبقه متوسط و البته فرودست جامعه برای ایجاد نارضایتی در آنان و از این طریق ایجاد فشار بر هیئت حاکمه ایران است.

در این میان البته واکنش مقامات ایرانی از جمله رئیس جمهوری، وزیر امورخارجه و معاون اول به این تحریم ها به نوعی ۳ دیدگاه متفاوت را از بعد داخلی و نه اصلیت مواجهه با این پدیده در گستره بیرونی نمایندگی می کند.

دیدگاه اول را رئیس جمهوری کشورمان متبلور است. حسن روحانی در تمامی سخنرانی های اخیر خود حتی در هنگامی که برای دفاع از وزرای معرفی شده به مجلس رفته بود، اهم سخنان خود را به تقبیح ایالات متحده و ناکارآمدی فشارها و انتقاد شدید از سخنان و ادعاهای مقامات آمریکایی اختصاص می داد، روحانی نوک پیکان سخنان خود را به سمت دشمنان ایران و مخاصمه جویان بیرونی نشانه رفته و بر این نکته تاکید و اهتمام داشت که دنیا و جامعه جهانی با تحریم های یکجانبه ایالات متحده همراهی نکرده و انزوای بین المللی سران کاخ سفید و عدم همراهی آنان از سوی دول اروپایی و دیگر سیاستمداران جهانی به معنای شکست اقدامات خودسرانه و یکجانبه ایالات متحده است.

دیدگاه دوم متعلق به محمود جواد ظریف است، وزیر امورخارجه کشورمان در پیام ویدئویی که به مناسبت آغاز تحریم ها خطاب به مردم ایران صادر کرد، به جای آنکه صرفا طرف های خارجی را مخاطب قرار دهد، با کسانی سخن گفت که مستقیم تحریم ها آنان را هدف گرفته است؛ یعنی مردم ایران! اما در پیام وزیر امور خارجه نیز نوعی کلی گویی های شعاری و همان نکاتی که بارها مورد تصریح روحانی قرار گرفته از جمله انزوای بین المللی سران کاخ سفید و فقدان همراهی جامعه جهانی با آنان نمود بیش تر داشت و البته وی تاکید داشت که دشمنان به دنبال فاصله اندازی میان مردم و حاکمیت هستند و در گذرگاه های تاریخی مردم تاریخ ساز ایران همیشه نشان داده اند که تسلیم فشار و زور نمی شوند

دیدگاه سوم، از سوی اسحاق جهانگیری در سخنان امروزش بازتاب یافت، معاون اول دولت روحانی در مراسم تودیع و معارفه وزیر جدید رفاه، گفت: « باید با مردم صادقانه صحبت شود، عبور از شرایط سخت پیش رو جز با همراهی و مشارکت مردم امکان پذیر نیست و از این باب که ما نیاز به مشارکت و همراهی مردم داریم و از این باب که مردم صاحب اصلی کشور هستند باید صادقانه با مردم صبحت شود و شرایط کشور باید به مردم تبیین شود البته این بدان معنی نیست که مردم را نگران کنیم ولی نباید هیچ موضوعی از مردم پنهان بماند.» وی همچنین تاکید کرد:« تحریم ها اثر دارد ولی تلاش می کنیم اثر آن را حداقل ممکن برسانیم»

هر سه نفر این مقامات از مدیران عالیرتبه دولت دوازدهم هستند و از چهره های نظام، هر ۳ آنان نیز بر مقابله با آمریکا، حفاظت از حقوق ملی و حراست از منافع ملی تاکید دارند اما نکته مهم در سخنان جهانگیری آنست که مردم به عنوان مهمترین نقطه هدف تحریم ها، اصل و اساس و محور هستند و او سعی می کند که از شعاردهی های کلیشه ای پرهیز کرده و به جای آنکه پاسخ دندان شکن کلامی به دشمن بیرونی دهد، منطبق بر واقعیات ضمن پذیرش مخاطرات و خطرات تحریم ها که کسی نمی تواند منکر آن باشد بر لزوم آماده سازی ذهنی مردم و جلب همراهی آنان تاکید کند.

آنچه که در دو دیدگاه اول که در سخنان رئیس جمهوری و وزیر امورخارجه متبلور است، مورد تاکید قرار گرفته، بدیهیات و نکاتی است که شاید همگان می دانند و در دشمنی دشمنان و نیز لزوم ایستادگی داخلی در برابر تهدیدات که کسی شکی ندارد اما نکته کلیدی در نگرش سوم و اظهارات جهانگیری آنست که «مردم» را باید اصل دید و مورد توجه قرار داد.

مگر نه اینست که هدف اصلی تحریم ها، همین مردم هستند و فشار اصلی بر آنان متحمل می شود و جنگ روانی ایجاد شده برای فاصله اندازی میان آنان و حاکمیت است؟ خوب به طور طبیعی هم تمهیدات برای خنثی سازی این فشار باید با محوریت و اولویت بخشی به مردم و نگرش و دیدگاه آنان باشد. مردمی که آگاه هستند و بینا و نیازی نیست که با شعارهای کلیشه ای و مسبوق به سابقه از زبان آنان سخن گفت، تنها لازم است آنان صداقت، صراحت و شجاعت و کاردانی و اهتمام عملی مسئولان برای رتق و فتق امور و مشکلات را ببینند، آنگاه بی گمان همراهی نیز خواهند کرد و تیر بدخواهان و کینه ورزان به سنگ خواهد خورد و جنگ روانی آنان و فشار اقتصادی پیامدی آنان ابتر خواهد ماند.