آرمان شرق– رضا رئیسی: گویا قرار نیست،اقبال عمومی و عنایت حداکثری مردم و رای دهندگان به لیست اصلاح طلبان در حوزه مدیریت شهری خوش یمن باشد و قرار است تجربه تلخ و ناگواری که نزدیک به دو دهه پیش اهالی بهشت نشین بر سر اصلاح طلبان آوردند، دوباره و این بار به نوعی دیگر تکرار شود و در این زمینه ابر و مه و خورشید همه دست به دست هم داده اند که این سرنوشت تراژیک را باز تکرار کنند!

به گزارش آرمان شرق، هنوز دیر زمانی از صف های بلند و گاه چند کیلومتری اهالی پایتخت پای صندوق رای در هوای بهاری و آفتابی اواخر اردیبهشت ماه سال ۹۶ نگذشته است، جایی که لیست اصلاح طلبان با همه نقدهایی که به آن وارد بود به حرمت و اعتبار چهره شاخص این جریان گوی سبقت را با فاصله کهشکانی از رقبای دیرین ربود و نفر آخر لیست از کاندیدای ریاست جمهوری اصولگرایان در تهران رای فزون تری آورد، چهره هایی که البته بسیاری از آنان را حتی چند ده نفر از اهالی شهر نیز نمی شناختند اما با اتیکت اصلاح طلبی و اعتماد عمومی به این جریان سیاسی از ریش سفیدان طیف مقابل پیش گرفته و بهشت نشین شدند

پیروزی مقتدرانه و قاطعانه البته از همان ابتدا زنگ خطر را برای اهالی فن به صدا درآورده و انذار دادند که مبادا این پارلمان تمام اصلاح طلب با خبط و خطاهای خود هر چه رشته شده پنبه کنند و اعتبار  جریان سیاسی اصلاح طلب را که به تمامی مصروف آنان شده مخدوش سازند که انتظارها از آنان دو چندان و فزون تر بود.

شورا نشینان البته حرمت نگه داشته و اسیر جدل های درونی و اختلافات پیشنیان نشدند اما خواسته یا ناخواسته در گردونه ای قرار گرفتند که خروجی آن توامان با عدم رضایتمندی عمومی و فاصله محسوس با انتظارات بود، جایی که شهردار منتخب آنان تنها چند ماهی دم آورده و با فشار بیرونی عطای ماندن را به لقایش بخشید و بهانه مریضی آورد. پیام این خروج زود هنگام فارغ از مسببان آن چیزی نبود جز عدم کارآمدی و ثبات و استحکام اصلاح طلبانی که رای میلیونی پایتخت نشینان را پشتوانه خود داشتند.

شورانشینان برای بار دوم به شور و مشورت رفتند و این بار افشانی را برای شهرداری برگزیدند بی توجه به انذارها و اخطارهایی که به آنان گوشزد می کرد که قانون بازنشستگی در شرف تصویب است و کار آقای شهردار به مشکل می خورد.. گزینش اما انجام شد، در کم تر از چند ماه شهرداری تهران دو مدیر بلدیه بر راس هرم خود دید اما آنچه که آنان نمی خواستند ببینند، محقق شد و قانون بازنشستگی از تصویب گذشت.

قانونی که قاطبه افکار عمومی و عموم طیف های سیاسی به حمایت از آن پرداختند و همگان آماده خانه تکانی در مدیریت سالخورده کشوری شدند اما از همان آغازین روزها، شورا نشینان پا در یک کفش کردند که الا و بلا آقای شهردار تهران در زمره بازنشستگان نیست، هر چه مجلس نشینان و پاستورنشینان گفتند که استثنا نداریم و همه شامل قانون هستند، آنان بر حفظ و دوام افشانی اصرار داشتند البته با این توجیه مقرون به صحت که عدم ثبات در مدیریت شهری و جا به جایی شهردار تهران در این اندک زمان به نفع هیچ کس نیست اما آنان می بایست پیش تر و به هنگام گزینش فکر آن را می کردند.

با پافشاری اهالی بهارستان و تاکید و تصریح مراجع حقوقی دولت، دیگر جایی برای شک و شبهه نماند و اهالی بهشت برای گزینش شهردار تازه وارد شور و مشورت شدند و البته آقای شهردار هم که شیفته خدمت بود، برای ماندن از هیچ لابی فروگذاری نکرد، بالاخره سخنگوی شورا اعلام کرد که با توجه به استفساریه کمیسیون اجتماعی مجلس، فرآیند انتخاب شهردار به تعویق افتاده و تا زمان مشخص شدن این موضوع دست نگه می داریم و با پایان زمان سرپرست برای شهرداری تهران مشخص می کنیم!

جالب آنکه دو ماه سردرگمی برای ماندن یا نماندن آقای شهردار و جا به جایی او به طور طبیعی ساختار مدیریت شهری را در خوف و رجا و سردرگمی گذاشته بود و حال با این شاهکار تازه مشخص نیست عرصه مهم مدیریت شهری می بایست تا کی معطل تصمیمات شورا نشینان باشد.

از همه بدتر تصویری است که در افکار عمومی پیرامون این فعل و انفعال شکل می گیرد و دستمایه تخریب وجه اصلاح طلبی را فراهم می کند. اینکه مدیری فارغ از شایستگی یا عدم شایستگی اش، فارغ از تبعات این سردرگمی می خواهد به هر طریق ممکن صندلی خود را نگه داشته و در برابر قانون مستثنی شود و اصلاح طلبانی که همواره شعار قانون گرایی داده و از جوان گرایی هم همیشه سخن گفته و وعده داده اند.

البته چند ساعت بعد از اظهارات سخنگوی شورا، نایب رئیس اصلاح طلب کمیسیون اجتماعی با صراحت گفت که زمان بررسی استفساریه بعد از ۲۶ آبان ماه خواهد بود و این بدان معنی است که تلاش حامیان آقای شهردار برای ماندن وی ره به جایی نبرده و ابتر خواهد ماند و تنها لختی و روزهایی مدیریت شهری در این برزخ بلاتکلیفی دست و پا خواهد زد.

اما نکته مهم همانگونه که اشاره رفت تصویری است که از این فعل و انفعالات در افکار عمومی پیرامون اعضای شورای شهر شکل گرفته و اعتبار اصلاح طلبی را مخدوش می کند و نتیجه نهایی همانی می شود که نزدیک به دو دهه پیش رخ داد و زمینه افول اصلاح طلبی در ساخت قدرت سیاسی را با توجه به نارضایتی افکار عمومی فراهم می آورد و آنگاه باید پرسید که آیا آقای افشانی یا این ۲۱ عضو شورای شهر پاسخگوی آن خواهند بود؟!