آرمان شرق– عبدالرضا کنی:رئیس جمهوری عجیب و غریب ایالات متحده یکبار دیگر و در آستانه اعمال تحریم های تازه علیه ایران دست به اقدامی عجیب زد و شاید خواست که ادای سلف کاریزماتیک خود رونالد ریگان را در بیاورد و با انتشار پوستری خود را در نقش زامبی های! سریال تاج و تخت درآورد و در قالب جنگ روانی برای ایران خط و نشان کشید. همان کاری که تخصصش را دارد، جار و جنجال و هیاهو. حال سئوال اینجاست که اگر تحریم ها آنچنان که او می گوید اینچنین سخت و طاقت فرساست چه نیاز به این ادا و اطوارها؟ جالب آنکه هم در نهایت با فشار اروپا سوئیفت بلژیک باز ماند و هم معافیت ۸ کشور از تحریم نفتی. البته که تحریم ها اقتصاد ایران و به خصوص مردم آن را نشانه رفته و بی تاثیر نیست اما نه آنگونه که ترامپ می گوید و پیرامون آن غوغا براه می اندازد، در آستانه اعمال تحریم های تازه ایالات متحده آرمان شرق با دکتر نصر الله تاجیک دیپلمات سابق و کارشناس حوزه بین الملل پیرامون ابعاد و تاثیرات تحریم ها و نیز کم و کیف اقدامات داخلی برای مهار آن به گفت‌و‌گو نشسته ایم که در ادامه می خوانید.

 

اساسا ایالات متحده جز جنگ روانی و تبلیغاتی که در قالب پوستر انتشار یافته ترامپ هم متبلور شد، در دور تازه تحریم ها مشخصا چه محدودیت های ملموس و عملی غیر از آنچه تا اینجا انجام داده،می تواند علیه ایران اعمال کند؟

تحریم‌های آمریکا دو بعد عملیاتی و روانی دارد که در بعد روانی شاید بر زندگی مردم ما هم تاثیر بگذارد، زیرا نفت به جای اینکه زیرساخت اقتصادی کشور باشد، متاسفانه زیر ساخت معیشتی مردم شده است. در کشورهای دیگر سعی می شود با یک اقتصاد درون زا منابع درآمدی از خارج کشور اعم از صادرات کالاهای غیر نفتی و یا فروش مواد معدنی تبدیل به زیرساخت و تولید شغل و بالا رفتن تولید ناخالص ملی شود ولی در ایران به علت اینکه این پول نفت مستقیما تبدیل به بودجه جاری می شود، فروش نفت با سفره مردم ارتباط پیدا خواهد کرد . از سمت دیگر تحریم های جدید تحریم‌هایی هوشمند است که بسیاری از شریان های اقتصادی ایران از جمله صنایع نفت و سیستم بانکی کشور را تحت تاثیر خود قرار می دهد اما اینکه این تحریم ها چقدر تاثیر خواهد گذاشت بیشتر به مدیریت ما در دو صحنه برمی گردد اول اینکه صحنه روانی را کنترل کنیم و دوم اینکه صحنه عملیاتی را تحت کنترل داشته باشیم. در بحث اجرایی و تاثیر عملیاتی دولت باید پیشترها تمهیداتی می اندیشید که نیت آمریکا برای به صفر رساندن فروش نفت ایران محقق نشود. اگر چه واقعیت امر این است که صفر کردن فروش نفت ایران عملی نیست. همانطور که از دیروز هم مطرح شده فعلا هشت کشور معافیت موقت گرفته اند، این معافیت هرچند موقت است اما واقعیت این است که همانطور که ۱۸۰ روز گذشته نتوانسته اند منابع جایگزین پیدا کنند در ۱۸۰ روز آینده هم نمی توانند این منابع را پیدا کنند زیرا در کوتاه مدت امکان پرکردن جای خالی ایران در تامین نفت جهان وجود ندارد و ثانیا برخی از پالایشگاه ها از جمله هند با نفت ایران تنظیم شده اند لذا به نظر می آید ظرفیت این اهداف ترامپ از جهت عملیاتی محدود است ولی از جهت روانی به دلیل اینکه در داخل کشور انسجام و هماهنگی در اجرای برنامه ها وجود ندارد تاثیر فزاینده ای دارد. به نظر می آید دولت در دو بعد روانی و عملیاتی باید راه حل هایی ایجاد کند که یک نمونه از آن را در معافیت ۸ کشور دیدیم. اینچنین سوراخ هایی باید ایجاد شود که هم از جهت عملیاتی بتوان نفت را فروخت و هم اینکه از جهت روانی مردم تاثیر این موضوع را احساس کنند. البته این مردم که می گویم فقط شامل مردم داخل نیست بلکه خارجی ها را هم شامل می شود که قصد دارند در ایران سرمایه گذاری کنند.

با توجه به معافیت ۸ کشور و نیز واکنش اتحادیه اروپا و روسیه و دیگر کشورهای حامی برجام آیا در دو حوزه مهم مبادلات بانکی (باز ماندن سوئیفت) و تحریم نفتی، می توانیم بگوییم که تحریم تازه از ابتدا با شکست مواجه شده است؟  

نمی شود گفت که آمریکا در تحریم ها شکست خورده است. قدم اول همین اندازه که در دیوار زخیم تحریم هوشمندی که آمریکا ایجاد کرده، یک حفره ایجاد شده است این خودش اجماعی که آمریکا فکر می کرد می تواند اجرا کند، با شکست روبرو کرده است؛ ولی همانطور که گفتم ۱۸۰ روز گذشته آمریکا نتوانست جایگزین پیدا کند در ۱۸۰ روز آینده هم نخواهد توانست جایگزین پیدا کند. اگر همین حفره ها ادامه پیدا کند ترامپ برای اجماع سازی این تحریم ها از جهت مصرف کننده نهایی با شکست مواجه شده است. اگر دولت در دو جهت مقابله با جنگ روانی و ارائه طراحی های اجرایی و عملیاتی حرکت کند توانسته است مسائل را تا حدی کنترل کند ولی این مسئله مساوی با شکست آمریکا نیست. ما در دوره جدید مشکلاتی را خواهیم داشت ولی نه به این میزان که ترامپ دلخوش کرده است.

همانطور که اشاره کردید طبیعی است که مهم ترین هدف آمریکا جنگ روانی و ازدیاد فشار ذهنی بر توده های مردم است، فارغ از شعارهای کلیشه ای و خرج از کیسه مردم که (آنها مقاومت می کنند و ..) چه اقدامات رسانه ای و سیاسی و اجتماعی می بایست برای خنثی سازی این جنگ روانی انجام داد؟

متاسفانه دولت در تیم رسانه‌ای ضعیف کار کرده است. دولت باید تیمی برای جنگ روانی قوی داشته باشد که بتواند جو داخلی کشور را کنترل کند و با جوسازی خارج از کشور مقابله کند.

ما در عرصه بین المللی می بایست چه اهرم ها و گروهای هدفی را آنهم با چه ادبیات و چه نوع سیاست ورزی در سطح دیپلماسی عمومی و البته سیاسی مورد توجه قرار دهیم که بتوانیم از زیر فشار و پروپاگاندای دولت ترامپ و شرکا خارج شویم؟

اقدام خوبی که وزارت خارجه طی روزهای گذشته شروع کرده این است که یک مقدار تعاملات همسایگی بیشتر شده است. اینها نمونه خوبی است که ما با همسایه ها مراودات بیشتری داشته باشیم؛ در کنار این همکاری با اروپا، روسیه و چین می تواند موثر باشد که دولت اجازه ندهد سیاست خارجی به انزوا برود و ایران هراسی شماره دو کلید بخورد

بعنوان سوال آخر، در عرصه سیاست داخلی ما می بایست به کدامین سمت و سو حرکت کنیم؟ از چه مسیری می بایست همذات پنداری عمومی و حس مشارکت و همراهی افکار عمومی را برای برقراری توازن و عدم از همگسیختی داخلی در برابر فشار بیرونی را هموار و مهیا کنیم؟

ما نباید از مردم استفاده ابزاری کنیم و هر وقت آنها را لازم داریم مردم را محور قرار دهیم. یک مقدار دولت باید شفاف سازی کند و از مردم و نهادهای مدنی و احزاب کمک بگیرد اما در مجموع امید است که با مشخص شدن این تعداد وزرایی که بلاتکلیف بودند تیم اقتصادی جدید بتواند با تئوری مشخص مقداری اقتصاد کشور را سر و سامان دهد.