آرمان شرقرضا رئیسی: اگر در ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ ماجرای تیراندازی در رستوران میکونوس در برلین آلمان سر و صدای زیادی به پا کرده و روابط ایران و اروپا را با چالش جدی روبرو ساخته و دو طرف تا قطع کامل روابط دیپلماتیک نیز پیش رفتند، ۱۶ سال و اندی پس از آن دیگر نه سیرک نتانیاهو در سازمان ملل و درقوزآباد او و نه ماجرای تازه و سناریو نویسی در کپنهاک نمی تواند هیچ گاه آن وقایع ابتدایی دهه نود میلادی را تکرار کند، رویایی که اسرائیل و آمریکا آن را در سر می پرورانند و می خواهند پرونده تازه ای برای ایران به هر طریق ممکن باز کنند.

به گزارش آرمان شرق، تندروهای حاکم بر کاخ سفید و همکاران در تل آویو مرتکب یک اشتباه راهبردی در مواجهه با ایران هستند، اشتباهی که بخش عمده ای از آن برآمده از مشورت های مبارزان جاهل و شکست خورده ای است که چند دهه پیش در برابر سیستم حاکم در جمهوری اسلامی قد برافراشتند و با گذشت چهار دهه هنوز در عوالم گذشته سیر می کنند و به هیچ روی با تغییر و تحولات زمانه پیش نیامده اند، نتیجه آنکه جمعی عقب مانده سیاسی! این روزها مهم ترین منابع تعیین استراتژی برای حاکمان کاخ سفید و تل آویو هستند و سناریو نویسی های آنان آنچنان پوک و نخ نما شده است که جز آبرو ریزی برای سرویس های امنیتی پر ادعا چیزی برای آنان رقم نمی زند.

فارغ از کم و کیف تحولات آن برهه زمانی و ماجرایی که در میکونوس گذشت، حداقل نکته آن بود که سرویس های امنیتی و قضایی آلمان در آن برهه شواهد و قرائن مقدماتی برای طرح ادعاهای ضد ایرانی خود داشتند اما اکنون در انتهای دهه دوم هزاره سوم در زمانی که جمهوری اسلامی به لحاظ رویه های سیاسی و مولفه های ژئوپلتیکی در جایگاهی بسیار متفاوت از آن زمان قرار داشته و اقتداری مشهود در عرصه های مختلف دارد، راهی جز سناریو نویسی های عجیب و غریب و مضحک برای اتهام زنی علیه ایران باقی نمانده است و در این دو مورد آخری طرخ اتهامات علیه ایران، بنجلی ادعاها بسیار توی ذوق می زند!

ایرانی که در جریان مذاکرات هسته ای و اتفاقا پس از آن در قالب یک کشور متعهد به عهد و پیمان و توافقات بین المللی خود را نشان داده و چارچوب های اطمینان افزایی و بازی هوشمندانه در عرصه دیپلماسی را می شناسد و تجربه چند دهه ای را از سر گذرانده، در زمین معادلات دیپلماتیک و فرآیندهای حقوقی چندین شکست پی در پی را نصیب طرف مقابل کرده و در سوی مقابل آنها که خود نیز می دانند بر اساس قواعد متعارف و مناسبات چارچوبمند حرفی در برابر ایران ندارند، از طریق فضا سازی و پروپاگاندای سیاه در پی آسیب زنی به ایران هستند اما عطف به همان مشاوران کوته بین و فسیل شده و نیز دستان خالی که با بازی های درست و هوشمندانه ایران، میان تهی مانده با ادعاهای کشکی! به میدان مبارزه آمده اند.

ایرانی که تاسیسات پیشرفته دانش هسته ای را دارد و همراهی افکار عمومی داخلی را برای استیفای حقوق بدیهی خود داشته و برای اعتماد آفرینی در عرصه جهانی هم برنامه اتمی خود را در منظر جهانیان و با برنامه زمان بندی شده مورد توافق پی خواهد گرفت، نیازی به تورقوزآباد ندارد همانطور که برای تادیب تروریست های زبون تجزیه طلب و حامیان آنها نه فقط محکومیت جهانی و انزجار داخلی را پشتوانه خود دارد که پاسخ چند گلوله را با موشک های دوربرد می دهد، نیازی ندارد که فلان مدعی  و رهبر گروه تروریستی را ترور کند! چه ارزش افزوده و کدام دستاوردی را می توان برای این ادعاها متصور بود؟

آنهم درست در هنگامه ای که اتحادیه اروپا به شکل بی سابقه و با صراحتی بیش از همیشه حساب خود را از یکجانبه گری زیان بار ایالات متحده ترامپی جدا کرده و تمام قد پشت ایران در برجام مانده و در آستانه ارائه بسته های مشوق به ایران برای شکست تحریم های ایالات متحده است؟ ترور رهبر الاحوازیه جز در راستای منویات و ملاحظات و علایق تندروهای اسرائیلی و آمریکایی است؟

ترور آنهم نه با کشف مدارک و مستندات و اسلحه و  تیم ترور و جسد و .. ظن به ترور! آنهم بواسطه عکاسی یک نروژی ایرانی الاصل! گویی کافی است یک فرد ایرانی یا یک ایرانی نسب، مسیرش را در خیابان کج یا کژ کند تا مشخص شود که جمهوری اسلامی قصد یک اقدام شنیع و غیر انسانی داشته و هر چه سریعتر باید ایران را با سیلی از اقدامات تند و تحریک آمیز و تحدید کننده به استقبال رفت!

البته که دنیا در هزاره سوم با رسانه های متعدد و منابع خبری متفاوت با آن روزهای ابتدایی دهه ۹۰ تفاوت کرده و آنچنان که عربستان با دلارهای نفتی نتوانست قتل خاشقجی را ماستمالی کند، آمریکا و اسرائیل و شرکا نیز با هیچ وصله و پینه الکی و دوزاری نمی توانند از این پرونده دانمارک برای خود نمدی ببافند، آنچنان که موگرینی همین دیشب گفت که این اتفاقات هیچ تاثیری بر همکاری اروپا در برجام نخواهد گذاشت؛ نقطه سر خط.

و البته که خوبست دشمنان نادان ایران لااقل مشاورانی با کمی عقل و خرد برای خود برگزینند که این سوتی های مسخره و نخ نما شده را ندهند و از روش های معقولانه تری برای مقابله با ایران هزاره سوم که راه و رسم بازی را حداقل در عرصه سیاست خارجی خوب بلد است، بهره بگیرند! شاید افاقه ای کرد!!

البته که با اجرای تحریم های تازه و فشارهای مضاعف نیز ایالات متحده و حاکمان تازه آن خواهند دانست راه مواجهه با ایران نه از مدار فشار که از مسیر تعامل و مذاکره متوازن و به دور از ارعاب و تهدید می گذرد و بعد از چهار دهه دو طرف می بایست بدانند که هم دنیا عوض شده و هم ایران و هم مناسبات حاکم بر مردمان ایران و جهان.