آرمان شرق-جواد مرشدی:همین چند روز پیش بود که رئیس دولت اصلاحات میزبان  آیت الله شبیری زنجانی بود ،هنوز گرمای دست استاد در دستان شاگرد احساس می شد که دبیر عالی شورای مدرسین حوزه با دیدن چند عکس در فضای مجازی  به استاد برای رعایت شئون مرجعیت و احترام نظام اسلامی تذکر داد! آیت الله یزدی در نامه ای تند به آیت الله العظمی شبیری زنجانی نوشت:«پیرو انتشار تصاویری در فضای مجازی از حضرتعالی در کنار برخی افراد مسئله دار که برای نظام جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری احترامی قائل نیستند؛ بدین وسیله به عرض می‌رساند، این موضوع ناراحتی و تعجب مقلدین و حوزویان را در پی داشته است.لازم به ذکراست، اینجانب نیز در دو مرحله با حضرتعالی مکاتباتی در مورد برخی از مسائل دیگر داشته ام که جواب قانع کننده ای دریافت نکردم؛ لذا این نامه رابه ناچار به صورت سرگشاده خدمتتان ارسال ‌کردم،چگونه می‌شود، حضرتعالی که فرصتی برای ملاقات با هیات رئیسه مجمع عمومی اساتید را ندارید، فرصت می‌کنید در منزل آقایی در تهران حاضر شوید و با این آقایان ملاقات داشته باشید!.یادآور می‌شوم مقام و احترام شما در سایه احترام به نظام اسلامی حاکم، رهبری و شأن مرجعیت است، پس لازم است این احترام و شئون مرجعیت را رعایت فرموده و ترتیبی اتخاذ فرمائید این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد»بیش ازهفت قرن است که روحانیت در ایران جایگاه ویژه ای دارد ،مرجعیت شیعه که دیگر جای خود.در مسیر انقلاب هم مرجعیت شیعی پر رنگ ظاهر شد و می توان گفت بر اساس همین اقتدار و شأن و اعتبار اجتماعی بود که انقلاب به پیروزی رسید و جمهوری اسلامی تشکیل شد. حالا بعد از غوغای چندی پیش در فیضیه گویا یکبار دیگر شانیت رفیع مرجعیت مورد تعدی قرار گرفته،آرمان شرق در گفت‌و‌گویی با حجت الاسلام محمد تقی فاضل میبدی  مدرس حوزه علمیه قم به تاثیر و تبعات  نوشتن چنین نامه ای به یک مرجع تقلید پرداخته که در پی می آید.

طی چند قرن گذشته در ایران مرجعیت شیعه از جایگاه ویژه ای برخوردار بود ،انقلاب ایران هم بر اساس همین جایگاه بودکه به پیروزی رسید و در طول این ۴۰ سال هم انقلاب با رهنمود های مرجعیت شیعه همراه بوده .اینکه یکی از مراجع تقلید را با چنین نامه ای خطاب قرار دهیم چه آثار و تبعاتی دارد؟

والا  این شکل نامه نگاری در حوزه از یک فرد معمم به یک مرجع دینی کم سابقه بوده ،نه اینکه نداشته باشیم اما کم سابقه بوده .من از جهت کلی عرض می کنم که معمولا هم این نوع نامه نگاری ها در حوزه جایگاهی نداشته  اما در مورد شخص اقای یزدی و شخص آیت الله شبیری اصلا باید از نگاه دیگری به مسئله نگاه کرد.جناب آقای یزدی دبیر عالی شورای مدرسین هستند و سعی دارند همه چیز را از زاویه دید خودشان نگاه کنند و به تعبیر امروزی ها قیم مآبانه می خواهند جامعه را بر اساس نگاهی که خودشان به آن دارند به جلو ببرند.از طرفی هم آیت الله العظمی شبیری مرجع مسلم اخلاقی مستقلی که همیشه دور از این زوایای سیاسی است، مورد محبت و عنایت همه حوزویان هستند ،هم به لحاظ سواد شان و هم به لحاظ سوابق و خانواده و مخصوصا پدر بزرگوارشان که با مرحوم امام (ره )بسیار رفیق بودند و مرد بزرگی بود .حالا کسی مثل اقای یزدی که خوب همه چیز را از نگاه خودشان می بینند، بخواهد مرجع تقلیدی مثل آقای شبیری زنجانی را اینطور مورد عتاب و خطاب قرار دهند و حرف های خود را بر او تحکم کنند و تکلیف کند که چکار بکن و چکار نکن این خیلی دور از شان حوزه و دور از اخلاق اسلامی است.عظمت مرجعیت به استقلال است و به قول مرحوم آقای مطهری یکی از امتیازاتی که مراجع و حوزه های شیعه نسبت به مراجع و حوزه های اهل سنت داشتند، این است که آنها وابسته به قدرت بودند ولی حوزه های شیعه همیشه سعی می کردند که مستقل از قدرت باشند، ولو اینکه آن قدرت هم به حق باشد . من معتقد هستم که این نامه آقای یزدی استقلال مرجعیت را نشانه رفته ،البته اگر کار خود ایشان باشد .این حرکت ها چندی است که در حوزه شروع شده ،از دو سه ماه قبل هم که در فیضیه آن جلسه سخنرانی را گذاشتند و آقایی را آوردند و سخنرانی کرد که بسیار سخنرانی بی مبنایی بود و فقط ژست انتقاد داشت ،انتقاد به حوز و درس ها و مرجعیت و همه چیز که خودش هیچ صلاحیت این کار را هم نداشت و یکی از افراد جامعه مدرسین این برنامه را چیده بود و او را هم وی دعوت کرده بود که خوشبختانه با واکنش برخی از مراجع روبرو شد و تقریبا دیگر آن جلسه از نظر عمومی هم در حوزه محکوم شد اما بدتر از آن به نظر من این نامه آقای یزدی است .این نامه ای که یک فردی که هم در شورای نگهبان است و هم در جامعه مدرسین هست و شخصیت حقوقی هم دارد اینجور بخواهد به مرجعی نامه نگاری کند باید در این موضوع کمی تامل و درنگ کرد .یعنی به نظر من مراجع واکنش نشان می دهند در مورد اینگونه حرکاتی که در حوزه ها کم سابقه بود. حالا اگر مرجع سیاسی بود و مرجعی بود که وابسته به جریان خاصی بود جای توضیح داشت ولی آقای شبیری که وابسته به هیچ جریانی نیست و یک آدم بسیار عاطفی است و جناب آقای نوری و جناب آقای خاتمی از شاگردان قدیمی ایشان بوده اند در مدرسه قم و به جای ایشان رفتند و رابطه شان را با استاد حفظ کردند آقای شبیری هم محبت می کند، شاگردنوازی می کند و به تهران می آیند و این شاگردان خود را می بینند.کجای این حرکت اشکال و ایراد دارد ،آن هم چه کسی آقای خاتمی که نماینده مجلس بوده ,وزیر ارشاد بوده و رئیس جمهور بوده و در این مملکت سال ها زحمت کشیده و نماینده امام در تهران بوده یا خود آقای نوری که ایشان هم در چندین جا سمت نمایندگی از امام داشته و یا آقای موسوی خویینی ها که دادستان کل کشور بوده . در نهایت اینکه آقای شبیری نرفته آدم های نامتعارفی را ملاقات کند با یک سری افراد نامدار صاحب منصبی که با عزت و احترام در این مملکت مدیریت کرده اند و شاگردان خودش هم بوده اند،دیدار داشته‌اند.نه کار سیاسی کرده ،نه حرف سیاسی زده و اصلا نه بحث سیاسی در آنجا کرده ،حالا آقای یزدی بیاید به صرف این دیدار اینجور برآشفته شوند و نامه خشمگینانه بنویسند به نطر من از جای دیگری این داستان آب می خورد .

به نظر شما این نوع نگاه های سیاسی به مرجعیت چه هزینه هایی برای جامعه ما  دارد ؟

من نظرم این است که چونکه آقای یزدی در حوزه خیلی محلی از اعراب ندارد این به نفع آقای شبیری است . بالاخره اقای شبیری بزرگ تر از اینهاست که بخواهد با یک نامه صدمه و آسیبی به ایشان وارد شود .الان در شبکه های مجازی نگاه کنید می بینید تقریبا غالب فضلای حوزه این نامه را محکوم کرده اند و حتی بعضی از افراد جامعه مدرسین خودشان در مقام توضیح بر آمده اند و حتی یک نفر استعفا کرد (آقای امدلی) وخود جامعه مدرسین هم واکنش های منفی به ضرر اقای یزدی داشته .این نشان می دهد هیچ کس از این نامه استقبال نکرده ،هیچ کس .من تا آنجایی که خواندم و دیدم نبوده کسی که بیاید و از این نامه دفاع کند .حالا بعضی ها توجیه کرده اند ولی کسی از این حرکت دفاع نکرده .شخصیت اقای زنجانی انقدر بزرگ است که اگر کسی بخواهد به ایشان تلنگری هم بزند آشفته و ناراحت می شوند ولی آسیبی به ایشان وارد نمی شود .

در نامه حتی در مورد ایاب و ذهاب ایشان هم خواهان هماهنگی شده اند ،اصلا ما تا کنون چنین عقبه ای داشته ایم و اساسا کسی که اینکار را می کند باید در چه جایگاهی باشد که بتواند چنین امر و نهی را به یک مرجع تقلید بکند ؟

عرض کردم به نظر بنده یک جریانی که نمی دانم در درون حوزه هستند و یا خارج از حوزه است، دارد طوری برنامه ریزی می کند که یا واقعا می خواهد بنیاد حوزه را بر اندازد که هیچ بعید نیست ،یعنی ممکن است که این جریان در آینده حوزه را مزاحم قدرت خودش بداند و یا اینکه می خواهد حوزه را مخدوش کند و از وجاهت بیاندازد که هر دو بالاخره یکی می شوند .من اینجور تحلیل می کنم که حوزه به عنوان یک مرکزی که مراجع در ان وجود دارند و در مردم نفوذ دارند ممکن است که بعضی ها اگر بخواهند خطایی در آینده بکنند، برایشان مزاحمتی ایجاد شود،حال یک حرکتی است که در بیرون دارد کنترل و هدایت می شود که بیاید به گونه ای حوزه را مسخ کند و از محتوا تهی کند و آن رسالت استقلال مابانه حوزه را از حوزه بگیرد. کسی که از بیرون دارد اینکار را می کند در حوزه هم ممکن است نفوذ کرده باشند و قضایای اینچنینی را رقم می زنند، به هر حال پشت این نامه نگاری یک جریان سیاسی قرار دارد .