آرمان شرق-شایان مظاهری:بعد از استیضاح وزرای کار و اقتصاد زمزمه هایی از برکناری سکانداران وزارت صنعت و معدن و مسکن و شهر سازی  نیز به گوش رسید، تا کلیت وزرای اقتصادی دولت دوازدهم تنها یکسال بعد از آغاز به کار دچار تغییر و تحول شوند، شایعات البته در انتهای مهرماه رنگ واقعیت به خود گرفت و آخوندی که چند بار استیضاح شده و البته مشخص شد که چند بار نیز استعفا داده بوده با انتشار نامه استعفایش به تاریخ ۹ شهریور ماه و درخواست از روحانی برای پذیرش استعفا تا پایان مهرماه از کابینه دوازدهم خداحافظی کرد و البته شریعتمداری نیز کوله بار خود را برای وزارت کار و خیابان آزادی بست.آخوندی در نامه استعفای خود صراحتا تصمیمات اقتصادی دولت و عدول آن از ساز و کار اقتصاد آزاد را نیز به باد انتقاد گرفت و در پاسخ روحانی نیز در پذیرش استعفا نشانه ای از نارضایتی رئیس جمهوری از این عضو کابینه به خوبی مشهود بود. آخوندی در آخرین توئیت اش هم نوشت «با شما مردم ایران حرف ها دارم» به هر تقدیر حالا این روز ها چهار وزرات خانه مهم نقش آفرین در اقتصاد مملکت بدون راس هرم روزگار می گذرانند، روحانی هم ابتدای هفته چهار وزیر پیشنهادی را معرفی کرده و هر کدام در کمیسیون ها به رایزنی برای جلب رای اعتماد مشغول هستند . آرمان شرق در گفت وگویی با دکتر محمد قلی یوسفی استاد دانشگاه به این موضوعات پرداخته که در پی می آید.

در حال حاضر ۴ وزارتخانه اقتصادی دولت بدون وزیر هستند ،بااینکه از عمر کابینه دوازدهم یک سال می گذرد چرا دولت دچار چنین وضعیتی شده ، اثرات و تبعات این فعل و انفعالات در این شرایط حساس چیست؟

نمی شود انتظار تغییر محسوسی در سیاست ها داشت ،اگر چه این تشکیل کابینه باعث می شود که یک مقدار از بلا تکلیفی تصمیماتی که قرار است گرفته شود، کاسته می شود و زیر مجموعه های این وزارت خانه ها بهتر می توانند آن برنامه های خودشان را اجرا کنند اما اینکه فکر کنیم از نظر اقتصادی گشایشی صورت می گیرد و یا تحول خاصی در ساختار اقتصادی کشور صورت می گیرد این خیلی قابل قبول نیست چرا که افراد به صورت تنهایی تصمیم نمی گیرند و این هیات وزیران است که در مورد مسائل تصمیم می گیرد .سیاست های کلی اقتصادی در مجموعه دولت گرفته می شود و نه یک فرد.بنابراین اینکه تا چه حد ما انتظار یک تغییر همه جانبه را در سیاست های دولت داشته باشیم یک مقدار دور از انتظار است .متاسفانه الان شرایط به گونه ای است که سیاست های بین المللی هم خیلی شفاف نیست و در مورد تحریم ها ما همچنین مشکل داریم ،اروپا هنوز عملا کاری انجام نداده و باید یک نهادی را برای تامین اعتبار و یا یک بانک دولتی از طرف اروپا برای نقل و انتقال پول ایجاد شود که در این مورد هم هنوز گام جدی برداشته نشده و بنابراین ما فعلا در همان مشکلات تحریم ها قرار داریم .در داخل هم نارضایتی در حال عمیق شدن است، برای اینکه فقر خیلی شدید شده ،تورم وحشتناک بالا رفته و حقوق حقوق بگیران هم حتی اگر دو یا سه برابر هم شود تازه قدرت خرید مردم به وضعیت دو سه ماه پیش بر می گردد ،یعنی انتظاری که می رفت حداقل این بود که با افزایش نرخ تورم، دستمزد ها افزایش پیدا می کرد که این هم اتفاق نیافتاد و الان دولت اگر بخواهد هر کاری کند باید هزینه زیادی بپردازد ،چون نیاز جامعه خیلی گسترده است و با توجه به اینکه قیمت ها افزایش پیدا کرده دولت باید دستمزدها را افزایش دهد اما آیا دولت توان افزایش دو برابری دستمزد ها را دارد؟! این یک مسئله ای است که با توجه به مشکلات موجود نمی شود انتظار داشت .

کارنامه و سوابق این وزرای معرفی شده تا چه حد بیانگر این است که اینها توانایی اداره امور را دارند ،اصلا این افراد چه مزیتی نسبت به وزرای قبلی دارند؟

همانطور که گفته شد افراد خیلی تعیین کننده نیستند ،البته اگر افراد سالم و دلسوز باشند و فاسد نباشند خیلی خوب است و لااقل از میزان فساد کاسته می شود،یا اگر نمی توانند کار مثبت انجام دهند کار منفی را انجام ندهند و از این نظر خوب است ولی واقعا نمی شود در این مورد اظهار نظر کرد و باید در عمل دید چه اتفاقی خواهد افتاد .

قاعدتا باید در جریان نامه آقای آخوندی باشید ،ایشان در نامه استعفا از دولت انتقادات تندی کرده ،آیا حرف های ایشان درست است و این انتقادات بر دولت وارد است ؟

نمی شود از فردی نظیر آخوندی که خودش یکی از کسانی است که مورد تایید است، انتظار داشت که بیاید و همه مسائل و مشکلات را مشخص کند ،البته باید دید که تا چه حد خودش در زیر مجموعه خود موفق بوده . من فقط تعجب می کنم از اقای آخوندی که به عنوان وزیر راه و مسکن و شهر سازی بوده به جای اینکه مشکلات آنجا را مطرح کند، بیشتر وقت خود را در مقاله نویسی درباره نظام پولی و بانکی صرف کرده ،شاید اگر در همان ابتدای که وزیر شد می دید مشکلات به شکلی است که نمی تواند کار کند همان موقع می توانست استعفا دهد نه اینکه الان که تحت فشار نمایندگان مجلس است و ممکن است که استیضاح شود؛ بیاید اظهار نظر کند .اخلاق حکم می کند کسی که وزیر شده لااقل با آن رئیس جمهوری که ایشان را انتخاب کرده کنار بیاید نه اینکه در روزهای آخر کار و وقتی که می خواهد استعفا دهد دلایل دیگری بیاورد و آن را ناشی از اختلاف بداند که به نظر من این اخلاقی نیست .شاید مشکلات آنطور که نقد می شود درست باشد اما اگر واقعا چنین است می توانست این ۵ سالی که وزیر بود در نهایت یک سال با این قضایا آشنا شود و حال سئوال پیش می آید که چرا ۴ سال بعد را مانده و چرا الان که می خواهند استیضاحش کنند چنین کاری کرده .بنابراین نمی شود واقعا روی صحبت های ایشان فکر کرد حتی اگر درست باشند.

با توجه به اینکه آقای آخوندی از حضور دولت در چرخه اقتصاد ایراد گرفته آیا این ایراد شامل وزرای بعدی هم خواهد شد و یا نه دولت یک اصلاحاتی در این رفتار انجام خواهد داد؟

در جامعه ما اینطوراست که اگر این وزیران را هم فردا بخواهند برکنار کنند برای توجیه خودشان یک حرف هایی می زنند ،مثل آقای آخوندی که برای اینکه کار خودش را توجیه کند یک دلایلی باید بیاورد. واقعا زیر مجموعه راه و مسکن و شهر سازی خیلی مشکلات داشتیم ،هواپیما ها ،قطار ها و تصادفی که وجود داشته و یا بار ها شده که نارسایی های سیستم راه آهن که در تابستان در گرم ترین نقاط قطار های بدون کولر را برای مناطق خوزستان و مناطق گرم بکار گرفته شد و اینها همه ضعف هایی است که بوده و اقای آخوندی می بایست به اینها پاسخ می داد ولی به هر حال حالا ایشان یک سری حرف هایی می زند که ربطی به کار خودش ندارد .صحبت هایی که ایشان می کند باید فردی در بیرون دولت باشد و بخواهد از بیرون دولت را نقد کند ،کسی که در قوه مجریه رفت، باید به اجراییات فکر کند و برای مشکلات زیر مجموعه وزارت خودش راه حل پیدا کند نه اینکه نظریه پردازی کند ،کسی انتظار ندارد که آقای اخوندی و دوستان مثل ایشان بیایند بحث های تئوریک و نظری ارائه دهند ،اینها هم در کتاب ها وجود دارد و هم افراد زیادی اینها را مطرح می کنند باید ببینند در عمل اینها چکار کرده اند و همین وضعیت در مورد وزرای اقتصاد و مشاورین اقتصادی مطرح است و باید دید در عمل چکار کرده اند و چه مشکلی را برطرف کرده اند .اینها باید بیایند و ببینند از این همه مشکلاتی که در کشور داریم کدام مشکل را توانسته اند حل کنند و یا برای کدام مشکل چاره اندیشی شده و راه حل ارائه داده اند  نه اینکه بیایند و یک سری صحبت های کلی کنند . به نظر من این جزو ضعف های این مسئولین است که تا زمانی که در قدرت هستند از سیاست های دولت و حتی اشتباهاتی که می کنند؛ دفاع می کنند اما وقتی برکنار می شوند یک مرتبه صحبت های روشن فکری می کنند که به هیچ وجه قابل قبول نیست .

فارغ از چهره ها و اینها چه کارهایی باید صورت گیرد تا اقتصاد ما ازاین وضعیت خارج شود؟

این کاری نیست که الان بشود انجام داد

چطور؟

به دلیل اینکه وقتی که مشکلات اقتصادی در طول چهار دهه به روی هم انباشته شود هیچ پهلوان و قهرمانی نیست که یک مرتبه بخواهد همه بیماری ها را حل کند ،باید بر اساس اولویت بروند و مشکلات را حل کنند .مثل کسی که انواع بیماری را دارد و نمی شود همزمان با همه آنها مبارزه کرد ،پس باید هم با بیماری مبارزه کرد و هم اینکه ثبات را به فرد باز گرداند که بشود یک امیدی در او وجود داشته باشد .الان ما در شرایطی هستیم که هم فقر تشدید شده ،هم بیکاری و هم در آمد به شدت افت کرده و باید دولت بیاید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند .اگر بخواهد همین وضعیت را ادامه دهد با توجه به اینکه ما در سطح بین المللی با وضعیت خیلی قرمزی روبرو هستیم و وضعیت خوبی نداریم اگر در داخل نارضایتی زیاد شود قطعا این نارضایتی های داخلی با بیرونی دست به دست هم می دهند و بحران  ایجاد می کنند . بنابراین دولت هیچ راهی ندارد جز اینکه بتواند هم به اقشار آسیب پذیر کمک کند و هم حقوق حقوق بگیران را  در سطح تورم بالا ببرد تا لااقل فشار کمتری به آنها وارد شود . اگر بخواهد غیر از این باشد فرصتی برای اصلاحات باقی نمی ماند .باید اول ببینیم شرایط در کشور از ثبات لازم برخوردار می شود تا بعد بتوانتد بروند به دنبال اینکه چه سیاستی را در ادامه دنبال کنند ولی اگر اینکار را نکنند نارضایتی در داخل شدید می شود و متاسفانه باید بگویم اوضاع اقتصادی بدتر از آن چیزی که هست خواهد شد…