آرمان شرق-جواد مرشدی:این روزها شبکه های تلوزیون را که دوره می کنی از ۵ کانال دو تای آنها برنامه آموزشی پخش می کنند ،آن هم برای کنکور .شبکه های قدیمی و جدید هم ندارد و تازه باز پخش هم می کنند ،زمان هم که دیگر هیچ .برخی شبکه ها تا پاسی از شب باز پخش دارند و گویی کنکوری ها به جای رختخواب، باید پای گیرنده بخوابند .اخیرا  فیلمی در فضای مجازی دست به دست شد که از یک مافیای ۳۵۰ میلیاردی کمک آموزشی پرده برداشت و اذهان را به سمت چندین هزار میلیارد گردش مالی صدا و سیما و موسسه های آموزشی کشاند . این مافیا که از کنکور به دبستان ریشه دوانده بود صدای  وزیر را هم در آورد به نحوی که وی با بیان اینکه نوع بسیار زیاد کتب کمک آموزشی در بازار نشر را شاهدیم که به طرق مختلف خود را به داخل کلاس و کیف دانش آموزان حتی در دوره ابتدایی می رسانند گفت :کتاب‌های کمک آموزشی و برگزاری آزمون‌ها در دوره ابتدایی ضرورتی ندارد و باید جمع شود.» وی همچنین معتقد است « در بیرون از سیستم و در بازار نشر مهمان های ناخوانده به اهداف تربیتی لطمه وارد می کنند و کتب کمک آموزشی در برخی موارد اهداف برنامه درسی را منحرف می کنند و به شدت اهداف برنامه های درسی را مورد هدف قرار می دهند.»نکته جالب اینکه امسال قبل از اینکه کتب درسی پایه دوازدهم وارد بازار شوند کتب کمک آموزشی این پایه عرضه شد ،امری سوال برانگیز که البته بطحایی هم در واکنش به آن با اشاره به اینکه این کتب مورد تایید ما نیست اما استفاده می‌شود گفته :«در این رابطه دستور داده‌ام که ریشه یابی کنند که چگونه قبل از عرضه کتب درسی پایه دوازدهم، کتب کمک درسی آن عرضه شده است.» البته به رغم تمامی این تذاکرات وزیر و اصرار و پافشاری وی کماکان بازار چند هزار میلیاردی موسسات کمک آموزشی برقرار است و به طرق مختلف در قالب بستههای متنوع و متفاوت از والدین دانش آموزان اخذ وجه می شود و این بازار رونقی دو چندان دارد. آرمان شرق چم و خم  این موضوع را با دکتر احمد شیرزاد استاد دانشگاه و کارشناس حوزه آموزش در میان گذاشته که در پی می خوانید.

مهمترین رکن توسعه هر کشور داشتن آموزش و پرورش قوی و متناسب است ، آموزش و پرورش ما تا چه حد از این جایگاه راهبردی برخوردار بوده  و معضلات ریشه دار آموزش و پرورش ما در سیستم آموزشی چیست؟

این سوال خیلی کلی است اما به این شکل کلا بتوانیم بگوییم آموزش و پرورش ما کجای رتبه بندی قرار می گیرد یک مقدار مشکل است .آموزش و پروش ما مجموعا معضلات جدی داشته ،بعضی مشکلات به خود آموزش و پرورش باز می گردد و بعضی به دلیل سیستم اداری کشور و مسائل دیگر است .مثلا ما یک پیک جمعیتی داشتیم که این از آموزش و پرورش باید عبور می کرد،زمان هایی را داشتیم که آموزش و پرورش به شدت گرفتار مسائل کمی بود و مدارس سه شیفته و چهار شیفته فعال بودند .خوب این معضل به شدت کیفیت نظام  آموزشی را پایین می آورد که الحمدلله این دوره ها را پشت سر گذاشتیم .الان به لحاظ ساخت و ساز و تعداد مدرسه وضعیت بدی نداریم ولی هنوز هم در ساخت و ساز، ساختمان های غیر استاندارد و قدیمی داریم .نمونه همان حادثه تلخی که چندی پیش اتفاق افتاد و بچه دانش آموزی در یکی از شهرستان های کردستان زیر آوار دیوار مدرسه ماند .زمانی مدارس استیجاری داشتیم که این معضل تقریبا حل شد ،الان ما مدارسی با تعداد بسیار کم دانش آموز داریم که هزینه سرانه زیادی را روی دست آموزش و پرورش می گذارد که این هم به دلیل مهاجرت زیاد بوده است. مثلا در مناطقی آموزش پرورش سرمایه گذاری کرده و مدرس را ساخته و کادر آن را هم  تامین کرده، ولی بعد مردم از آنجا مهاجرت کردند و الان مثلا یک مدرسه با ۴ یا ۵ دانش آموز است که به هر حال به سختی می شود؛ اینها را اداره کرد .یک مسئله همیشگی در نظام آموزش و پرورش ما وجود دارد و آن مسئله نیروی انسانی و تامین نیروی انسانی مناسب برای آموزش و پرورش است .در مقاطعی کمبود و در مقاطعی مازاد نیروی انسانی داشته ایم و روی هم رفته می توان گفت غیر از یک زمان های کوچکی مثل زمان آقای نجفی برنامه ریزی نیروی انسانی دچار مشکل بود .مسئله هم از این قرار است که یک عده ای می آیند در شهرستان های کوچک بعنوان نیروی حق التدریسی مشغول کار می شوند و بعد از مدتی فشار می آورند که استخدام شوند و کافی است یک دوره هایی مثل دوره آقای حاج بابایی  هم اتفاق بیافتد که بطور کلان مثلا در حد چند ده هزار نفر یک دفعه استخدام شوند ،اینها مشغول کار می شوند و بعد از یک مدتی تبدیل به نیروی مازاد می شوند که به دلیل این است که اینها بی حساب و کتاب استخدام شده اند .معمولا وقتی نیروی مازاد بالا می رود میل نیروی انسانی هم در آموزش و پرورش از روستا ها به شهرستان و از شهرستان به مراکز استان و از مراکز استان به تهران و در خود تهران هم از مناطق حاشیه ای به مناطق بالای شهر زیاد می شود .به همین دلیل یک دفعه می بینیم بر اثر این فشار ها تعداد زیادی جابجا شده اند و بعضی از مدارس هم نیروی مازاد دارند .در شرایط فعلی یک موج بازنشستگی وسیعی در آموزش و پرورش وجود دارد ،یعنی می شود گفت آن استخدام های بی رویه اول انقلاب به سن بازنشستگی رسیده اند و دارند کنار می روند و در نتیجه یک دفعه در بعضی از رشته ها ما خلا نیروی انسانی داریم که متاسفانه اگر همان افراط و تفریط ها ادامه پیدا کند و مجددا یک موج نیروی انسانی وارد آموزش و پروش شود؛ باز ما آن چرخه معیوب را خواهیم داشت .

آیا آقای بطحایی به آن وعده هایی که داده توانسته عمل کند و آموزش و پرورش را به اهداف اصولی خود نزدیک کند .چه جاهایی موفق بوده و کجاها ناموفق بوده ؟

آقای بطحایی زمان زیادی نیست که وزیر شده اند، ایشان مدیر اجرایی خوبی در آموزش و پرورش بوده است ولی نمی شود به عنوان یک نیروی صاحب فکر و طراح و برنامه ریز در آموزش و پرورش از ایشان یاد کرد.نمی دانم خود ایشان هم در رده های کار در مدرسه چقدر تجربه داشته باشند ولی به هرحال کار اجرایی شان در ستوه معاونت و معاونت مالی خوب بوده و با یک سابقه خوبی وارد آموزش و پرورش شدند .به نظر من آموزش و پرورش یک مشکل اساسی دارد و آن این است که یک سیستم تربیتی داخل خود دارد و خارج از آن سیستم هم چیزی را قبول ندارد و این به طور سنتی به شکل عجیبی گریبان آموزش و پرورش را گرفته است ،معنی این حرف من این است که در بدنه آموزش و پرورش این تفکر وجود دارد که ما الا و بلا بایستی نیرو هایمان را از مراکز تربیت معلم خودمان بگیریم . این مراکز تربیت معلم محدود شده به دانشگاه فرهنگیان ،متاسفانه این دانشگاه در شرایط آموزشی خیلی خوبی قرار ندارد و نه نیروهای خوبی را جذب می کند و نه خیلی از سطح آموزشی قابل توجهی بر خوردار است .متاسفانه به دلیل اینکه در اسم می گویند در زمینه های تربیتی با کیفیت بهتری کار می کنند و واحدهای دیگر تربیتی درس داده می شود، این قبیل فارغ التحصیلان را به فارغ التحصیلان دانشگاه های دیگر ترجیح می دهند .این در شرایطی است که الان کشور ما از مازاد فارغ التحصیل رنج می برد و ما اگر بخواهیم برای استخدام در آموزش و پرورش نیرو جذب کنیم واقعا با یک آگهی می توانیم بهترین نیرو ها را جذب کنیم اما مشکل این است که آموزش و پرورش اسیر مراکز آموزش عالی خودش است و اجبار دارد که این مراکز آموزش عالی مثل دانشگاه فرهنگیان را زنده نگه دارد و حتما هم از این خروجی ها استفاده کند که این مانع بزرگی برای ارتقا آموزش و پرورش شده . افرادی هم مثل آقای بطحایی که از بدنه آموزش و پرورش می آیند فکر نمی کنم هیچ کدام شجاعت یک تصمیم گیری قاطع را داشته باشند تا ما از این شرایط خاص کشور برای ارتقای کیفی آموزش و پرورش استفاده کنیم . همیشه هر تنگنا و مشکلی می تواند یک فرصتی هم ایجاد کند .متاسفانه در آموزش و پرورش چرخه ای از بی کیفیتی همینطور ادامه پیدا می کند و به نظر من این چرخه از درون آموزش و پرورش باز نمی شود.

یک کار خوب آقای بطحایی این بود که ایشان با بسته های کمک آموزشی و تیز هوشان و اینها مخالف هستند و اینها را تبعیض دانستند .اخیرا هم فیلمی در فضای مجازی پخش شده که از یک چرخه مالی ۳۵۰ میلیاردی در مورد پخش تلویزیونی مسائل کمک آموزشی برای کنکور پرده برداشته که با احتساب آن یک گردش مالی چندین هزار میلیاردی نیز در این راستا وجود دارد .سوال این است که با توجه به مخالفت وزیر با چنین رویکردی چرا کتب درسی مادام تغییر می کنند .بنظر شما پشت این مافیای آموزشی چه تفکر و جریانی  نهفته است ؟

در این زمینه من از عملکرد آموزش و پرورش دفاع می کنم  ،آموزش و پرورش سعی و تلاش خود را کرده ولی در شرایط فعلی در سطح وزیر و معاون وزیر و اینها شاید قدم بزرگتری نشود برداشت، مگر اینکه واقعا بتوانیم یک موجی از نیروهای کیفی را در آموزش و پرورش جذب کنیم .بله مسئله کنکور یک مسئله خیلی جدی است و متاسفانه سایه افکن شده روی مجموع سیستم آموزشی کشور ،بطوری که واقعا معلم هر مطلب دیگری که در مدارس بگوید فقط تحت الشعاع این است آیا این در کنکور به درد می خورد یا خیر . ما دروسی داشتیم که اگر در کنکور ضریب آن حذف می شد آن درس اصلا روی زمین  می ماند، مثل درس زمین شناسی که در یک مقطع طولانی غیر از  برای بعضی رشته ها در کنکور نبود و تقریبا این درس اصلا منسوخ شد .بنابراین بله متاسفانه به دلیل تقاضایی که در جامعه برای کنکور وجود دارد این مافیا هم فعال است .

راه حل چیست ؟

راه حل آن هم واقعا تنها دست آموزش و پرورش نیست ،حذف کنکور هم بیشتر حالت شعار دارد .مجلس قانون حذف کنکور را تصویب کرده ،آموزش پرورش هم روی آن مصر است اما اینکار به این سادگی نیست .

چرا و چه یاید کرد ،آیا ابزار های لازم جهت اینکار را داریم ؟

لازمه آن برگزاری امتحانات استاندارد در داخل خود آموزش و پرورش است ،باید دانشگاه ها بتوانند در پذیرش دانشجو استقلال بیشتری داشته باشند و یک نظام رقابتی درستی وجود داشته باشد . لازمه دیگر این است که امتحانات و آزمون های متنوعی در جامعه وجود داشته باشد که استاندارد شود و دانشگاه ها بتوانند در پذیرش دانشجو به آن نمرات بغیر از نمره کنکور استناد کنند ،یک مجموعه ای از اقدامات که طراحی شده و ما حتی در مجلس ششم هم قدم هایی در این راستا برداشتیم و خیلی از این اقدامات را طراحی کردیم .

آیا تغییرکتب درسی باعث سو استفاده این مافیا نمی شود ؟

تغییر کتاب های درسی یک عامل کوچک در نوشتن کتاب های کمک آموزشی است ،مثل اینکه خیلی وقت ها کتابی است که ده سال است تغییر نکرده ولی باز هم این اتفاقات می افتد و اینطور نیست که صرفا به دلیل تغییر کتاب ها این اتفاق بیافتد آن یک بهانه است . متاسفانه این بازار یک بازار جذابی است و بخش زیادی از مسئله بر می گردد به تغییر تلقی جامعه ،از بحث علم و علم آموزی و فرهنگ و تربیت فرهنگی و متاسفانه این در اغلب خانواده ها ریشه دار است . مثلا اگر یک بچه ای یک کتابی دست بگیرد که در رشد فکری و دانش موثر باشد اما به کنکور ربطی نداشته باشد بلافاصله با اعتراض پدر و مادر روبرو خواهد شد که مگر این کتاب به درد کنکور می خورد که این را می خوانی .این مسائل را به راحتی نمی شود ریشه کن کرد باید یک کار فرهنگی خیلی جدی شود .

در نهایت شما با آن بحث مافیایی که پشت این کتاب های کنکور و کمک درسی و برنامه های تلوزیونی آموزشی موافق هستید ؟

بله صد در صد وجود دارد ولی برخورد با این مافیا و برخورد با این فرآیند سوداگری و سود جویی که وجود دارد بسیار برخورد ظریفی است و بایستی به تدریج صورت گیرد . به نظر من رکن و اساس همه اینکار ها در آموزش و پرورش این است که ما بتوانیم نیروی انسانی قابل و به در بخور را بیشتر در آموزش و پرورش جذب کنیم . من نمی خواهم نیروی موجود را متهم کنم ولی واقعا جوان های نسل امروز ما نیاز به این دارند که تحت تربیت کسانی قرار بگیرند که خودشان از یک کیفیت بالاتری برخوردار باشند . همین نیروهای موجود هم باید ارتقا کیفیت پیدا کنند ،باید آموزش های ضمن خدمت ببینند و از این حالت تشریفاتی و ظاهر گرایی نجات پیدا کنند . در کادر های اجرایی آموزش و پرورش هم افرادی را داریم که خیلی از روزگار عقب هستند و با مقتضیات زمانه خیلی فاصله دارند و مجموعا نظام آموزش و پرورش ما نظام لخت و عقب مانده ای است .البته گوشه و کنار هستند افرادی که با توانمندی کار می کنند اما اینها بیشتر به شکل جزیره ای عمل می کنند و مجموع سیستم آموزش و پرورش ما یک سیستم رو به رشد و قابل اتکایی نیست .این را هم برای دفاع از آقای بطحایی بگویم که این مافیا به سطوح پایین تر نفوذ پیدا کرده بود، بطوری که بچه کلاس ابتدایی به فشار پدر مادر و برخی آموزشگاه ها باید می نشست و مثل کنکور تست می زد تا در آزمون مدارس تیز هوشان قبول شود ،در حالی که واقعا مدارس تیزهوشان نبایست نیروهایی را جذب کنند که به فشار پدر مادر و معلم و مدرسه سال ها تست زده ،این نقض غرض و با مفهوم تیز هوشی و باهوشی مغایر است .کلا استاندارد مدارس خاص هم در دنیا خیلی کوچک تر از این است که در ایران رایج شده و متاسفانه این هم تخم لقی است که آقای حاج بابایی در آن زمان کاشت.