آرمان شرق-جواد مرشدی:ساعات اولیه سه شنبه تعدادی از بسیجیان و نیرو‌های هنگ مرزی میرجاوه که در یک پایگاه حفاظتی در نقطه صفر مرزی مستقر بودند؛ ربوده شدند. گروه تروریستی “جیش العدل” که در  کنار مرزهای منطقه جنوب شرق کشور فعال است، مسئولیت این اقدام را برعهده گرفت و اعلام کرد که این پایگاه را بطور کامل خلع سلاح کرده است.خبرگزاری ها هم تعداد ربوده شدگان را متغیر اعلام می کنند و تا لحظه تنظیم این گزارش آمار قابل اتکا و دقیقی ارائه نگردیده.هر چه که هست پای خیانت و تبانی عوامل نفوذی و گروهک های ضد انقلاب در میان است .اگر چه مرزهای گسترده ای با پاکستان و افغانستان در شرق داریم که این گستردگی کنترل را سخت تر می کند اما نمی توان از رد پای عوامل نفوذی نیز غافل شد.مردم خوبی در سیستان داریم ،پای صندوق های رای می آیند و مشارکت حداکثری می کنند ،مشکل هم زیاد دارند اما با این وجود کمتر جذب دشمن می شوند .بااین اوصاف بد نیست دولت هم مزیت هایی برای آنان قائل شود تا کاملا جلوی این انحرافات بسته شود . آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر نوذر شفیعی کارشناس روابط بین الملل و پاکستان به بررسی ریشه های این گروگان گیری پرداخته است.

چندمین باری است که در مرزبانی ما گروگان گیری می شود ،به لحاظ منطقه ای و بومی ریشه این کار در کجاست و چه طیف هایی دنبال این اقدامات هستند و اهدافشان چیست؟

به نظر من در کل یکی از استراتژی ها یی که کشور ها برای آسیب پذیر کردن رقیب در مقابل دواستراتژی متعارف و غیر متعارف بکار می برند؛ استراتژی دون متعارف است ، کشورها معمولا سه نوع استراتژی را در پیش می گیرند غیر متعارف ،متعارف و دون متعارف.منظور از استراتژی دون متعارف یعنی آسیب پذیر کردن یک کشور از طریق منابع درونی خود آن کشور است .به نظر من تردیدی در این نیست که عربستان سعودی در پشت اینکار است ،یعنی کسانی که اینکار را انجام می دهند نیابتا از طرف عربستان سعودی تغذیه می شوند .کمااینکه آنچه که در اهواز اتفاق افتاد از طریق عربستان سعودی تغذیه شد یا مسایلی که در مرز های غربی ما توسط پژاک اتفاق افتاد با حمایت عربستان سعودی بود،بنابراین می خواهم بگویم آنچه که در داخل ایران اتفاق می افتد یک جنگ نیابتی است و در چارچوب استراتژی دون متعارف قرار می گیرد..یک متغیر میانجی وجود دارد و آن متغیر میانجی متغیر پاکستان است.پاکستان نه اینکه عامدانه بلکه سهواً در چارچوب این پروسه قرار می گیرد،یعنی به دلیل اینکه دولت این کشور یک دولت تقریبا ورشکسته است و اقتدار کاملی بر تمامیت ارضی خود ندارد، لذا ورشکستگی این دولت زمینه را برای استفاده از خاک پاکستان علیه ایران فراهم می کند. نکته بعدی هم این است که ایران صرف نظر از اینکه این گروه ها که هستند و چکار می کنند نباید در قلمرو سرزمینی زمینه ای را فراهم کنیم که باعث سو استفاده دشمن شود.یعنی به هر حال منطقه بلوچستان یک منطقه ای است در قلمرو منطقه جمهوری اسلامی ایران و بخشی از ایران است،این منطقه نباید احساس کند که دچار تبعیض و مظلومیت شده.لذا این هم که ما به آن می گوییم بحران توزیع زمینه ای است که ما به دست خودمان این زمینه ها را فراهم می کنیم.این ریشه یابی کار است و البته قرار گرفتن ایران در یک منطقه نا امن از پاکستان و عراق و افغانستان گرفته تا جاهایی مختلف قطعا این تبعات را دارد.همینطور در گیری هایی که ما در عمق منطقه خاورمیانه داریم، ممکن است بعضی از این پیامد ها را به همراه داشته باشد.اینها یک نا امنی سیستمی هم هست و فقط بحث داخلی ایران نیست،یک بحثی است که یک زمینه ها و بستر های داخلی وجود دارد رقبای منطقه ای ایران از این شرایط استفاده می کنند و رقبای بین المللی مثل آمریکا و رژیم صهیونیستی هم بر این موج سوار می شوند و این تحرکات را به این شکل به نتیجه می رسانند.
حالا ما باید چکار کنیم؟
الحمدالله طی یکسال گذشته کار های خوبی اتفاق افتاد که میزان آسیب پذیری این منطقه را کاهش داده ولی گاهی اوقات چنین اتفاقاتی دور از ذهن هم نیست.با رایزنی های دیپلماتیک با پاکستان که این اتفاقات تا حدودی به خاک پاکستان هم مربوط می شود تا زمینه سازی برای اقدامات تلافی جویانه علیه عربستان به زمان و موقع خودش،اینها مجموعه کار هایی است که باید حادث شود ضمن اینکه باید اعتراض ما علیه کشور هایی که در این حوزه دخیل هستند به سازمان ملل منعکس شود.این قضیه حادثه تروریستی وآدم ربایی یک عقبه ای دارد و این عقبه همان هایی بودند که حادثه تروریستی اهواز را به وجود آوردند و در کنسول گری عربستان در استانبول ترکیه حادثه خاشقجی را به وجو د آوردند و قبل از این هم در عراق و در سوریه در شکل داعش و نیروهای به این شکل مطرح بودند.لذا این قابل طرح در سازمان ملل هم هست و ایران باید به عنوان کشوری معرفی شود که خودش قربانی تروریسم و ادم ربایی می شود و این وظیفه ماست که باید پیگیری کنیم.
مرز های گسترده ای با پاکستان و افغانستان داریم و به لحاظ جغرافیایی عملا کنترل مرز ها یک مقدار سخت است .از طرفی مردم در اقلیت مذهبی هستند ولی علیرغم آن در انتخابات حضور گسترده دارند وبا وجود عوامل بیگانه کمتر به سمت آنها سوق پیدا می کنند.این روحیه ای که باعث این همه تعامل با نظام می گردد از کجا نشات می گیرد و سر منشا آن چیست؟
منظور بلوچ ها هستند ؟
بله بلوچ ها مد نظر هستند.
تمامی اقوام ایرانی با اینکه هویت های جزیی دارند (یعنی امروزه ما افراد و انسان ها اصطلاحا به آن می گوییم تک-چند هویتی هستند ) یعنی یکی ممکن است ایرانی باشد ،اهل بلوچستان باشد و اهل سنت هم باشد وسایر هویت هایی را برای خودش داشته باشد ولی مهم آن هویت اصلی است .یعنی تمام اقوام ایرانی ایرانی بودن را به عنوان جزءجدایی ناپذیر هویت خودشان قلمداد می کنند و در عین حال مسلمان بودن را هم جزءهویت اصلی خود می دانند ،در ذیل این دو ممکن است یکی کرد بشود ویکی لر و یکی بلوچ و ترکمن و دیگر .می خواهم بگویم حفظ ایرانیت در بلوچ ها مانع از این است که به رغم خیلی از محرومیت هایی که این استان با آن مواجه است به اسباب دست بیگانه تبدیل شود ،یعنی غیرت و مردانگی در دل بلوچ ها هست .البته دوستان بلوچ ما نباید فکر کنند که فقط بلوچستان محروم مانده اصولا و به طور طبیعی استان هایی که دور از مرکز هستند درجه ای از توسعه نیافتگی را دارند و حالا ممکن است این در سیستان بلوچستان بیشتر باشد که یک پروسه های جدیدی شروع شده که عمران و آبادی در این استان هم اتفاق بیافتد و این بحران توزیع که گفته شد؛ پایان داده شود .باید بگویم که بلوچ ها ادم هایی نیستند که خاک خودشان را در اختیار دیگران قرار دهند، حتی اگر نسبت به حکومت مرکزی گلایه هایی را داشته باشند اینکار را نخواهند کرد.با این حال افرادی هستند که ممکن است؛ تطمیع شوند و تحت تاثیر منافع و مصالح مادی کوتاه مدت اجیر شوند و رفتار هایی را صورت دهند ،قاطبه مردم بلوچ قطعا با این کارها مخالف خواهند بود و دشمن هم عمدتا روی افرادی که گفتم، سرمایه گذاری می کند .چون قصدشان هم ضربه ای که بتواند به تمامیت ارضی و نظام خدشه ای وارد کند؛ نیست ،قصد آنها ایجا نا امنی و شرارت است. خود مردم به عنوان یک سپر در مقابل کسانی که از این راه برای آسیب زدن به کشور وارد عمل می شوند، به میدان می آیند. ضمن اینکه تاکید می کنم، یک نکته بسیار مهم  بایددر دستور کار نظام جمهوری اسلامی باشد که به اقوام و مذاهبی که در این سرزمین زندگی می کنند احترام گذاشته شود، چرا که این سرزمین متعلق به تمام مذاهب و اقوام در ایران است .اگر ما که دولت مرکزی ایران هستیم, اینکار را انجام دهیم، هیچ گروه قومی و مذهبی در ایران گرایش های واگرایانه نخواهد داشت و اقداماتی علیه سیستم انجام نخواهند داد و هر کدام از اینها از هر قومیتی که باشند؛ خود را بیشتر متعلق به ایران می دانند .
شخصیت هایی مثل آقای مولوی عبدالحمید و علمای اهل سنت چه نقشی در این خصوص دارند و در این برهه با مدیریت خود چه دستاورد هایی می توانند، برای نظام داشته باشند؟
مولوی عبدالحمید واقعا در خیلی از موارد کار هایی را انجام داده که توجه نظام را به خود جلب کرده، از بخش مثبت کار می گویم.ایشان یک روحانی و دارای ظرفیت های بالایی است. در جامعه اهل سنت و بخصوص بلوچستان راه حل ها و راهکار هایی پیش می آید و دولت باید به آن راهکار ها توجه کند و در نهایت تعامل و ارتباط نزدیک تری میان دولت و این چهره های مورد وثوق منطقه ای برقرار شود .خود مولوی عبدالحمید هم بایست گام هایی را برای هر چه نزدیک تر شدن به مرکز بردارد و یک مطالبه دو جانبه ای از طرف دولت مرکزی و شخصیت هایی مثل مولوی عبدالحمید صورت گیرد تا انشالله این دغدغه هایی که به وجود می آید؛ حل شود،چرا که اینها تهدید نیست و آسیب است و اگر اینها حل نشود ممکن است بعد ها به تهدید تبدیل شود و این تهدید هم برای بعضی از مردم بلوچ و هم برای خود کشور است .لذا باید تلاش هایی برای حل این مسایل و مشکلات اتفاق افتد . ما همه پیکره یک کشور بنام ایران هستیم و هر جای آن که آسیب ببیند کل این پیکره دچار آسیب خواهد شد.
در انتخاب آقای روحانی بلوچ ها نقش بی بدیلی داشتند ،برای اینکه این دولت بتواند پاسخ این مشارکت در انتخابات را بدهد باید چه کار هایی برای این قوم وطن پرست انجام دهد ؟
آقای دکتر روحانی باید بر گردد به شعار هایی که در دوره اول ریاست جمهوری اش و سپس در دوره دوم راجع به اقلیت های مذهبی مطرح کرد .باید به آن شعار ها برگردد و خودش آن سخنرانی ها را گوش دهد و بعد به این نتیجه برسد که چه کار هایی باید انجام دهد که تا حالا انجام نداده .در هر حال شما وقتی انتظاری را ایجاد می کنید و آن انتظارات را بر آورده نمی کنید، نوعی سرخوردگی ایجاد می شود . من اعتقاد دارم کار های خیلی خوبی هم در این دولت یازدهم و دوازدهم برای این منطقه انجام شده و در حال انجام هست ولی ما باید تلاش بیشتری کنیم تا این احساس تبعیض از بین برود.چون بلوچ ها اعتقاد دارند؛ بخاطر مذهب نوعی تبعیض انجام می شود .ما باید این دیدگاه و نگرش را که متاسفانه خارجی ها و بیرونی ها هم به آن دامن می زنند را از ذهن بلوچ ها پاک کنیم.تنها راهی که می شود این را از ذهن آنها پاک کرد خدمات عینی و ملموسی است که به این منطقه باید ارائه گردد و مشارکت اینها در قدرت سیاسی است . این گروه های قومی به اعتبار ایران و اسلام باید در این نظام سیاسی شرکت داشته باشند و احساس کنند به این نظام تعلق دارند و نظام هم آنها را به عنوان بخشی از پیکره وجودی خود بپذیرد و حفظ کند .این رفتار ها یک رفتار های پایداری خواهد بود که در نهایت به وحدت ملی و حفظ تمامیت ارضی و ثبات سیاسی در ایران کمک می کند.