آرمان شرق-شایان مظاهری:با زمزمه پایین آمدن قیمت دلار اولین فروشندگان این اسکناس خوش نقش دارندگان دلار های خانگی بودند ،کسانی که با هر میزان پول چند دلاری پس انداز کرده بودند ،به امید سودی که این کالای استراتژیک مطابق ادوار گذشته خواهد داشت.این دلار ها تقریبا روانه بازار شد و صرف نظر از تاثیری که در قیمت گذاشت این نگرانی را به وجود می آورد که پول حاصل از فروش آن به کجا خواهد رفت .نقدینگی هنگفتی که اگر دولت نتواند این بار هم آن را کنترل کند، می تواند بازاری دیگر را ملتهب سازد.تورم چند دهه ای و تلاطم های گاه و بی گاه در بازار هایی نظیر ارز و سکه و مسکن و حتی اتومبیل نشان از سودا گرانه بودن اقتصاد ما دارد ،امری که دولت برای مصون کرن اقتصاد از آن باید چاره ای بیاندیشد.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر هادی حق شناس استاد دانشگاه به این موضوع پرداخته که در پی می آید.

نقدینگی حاصل ازفروش دلار که در اختیار مردم قرار می گیرد جذب کدام بازار می شود و تاثیر و تبعات هجوم  نقدینگی حاصله به بازار ها را چگونه می بینید؟

یک بحثی داشتیم تحت عنوان لوله های مرتبط، یعنی اگر لوله های آزمایشگاهی چه باریک باشد و چه پهن اگر از یک مخزن آب بیاید سطح آب ثابت می ماند،در اقتصاد هم همین حالت را داریم.یعنی در بلند مدت بازدهی پول در بازار سرمایه یا بورس،بازار طلا و سکه،بازار ارز،مسکن،خودرو و بازار های مختلف در بلند مدت یکسان است.یک مثال خیلی ساده اینکه اگر شخصی سه هفته پیش دلار یا سکه و یا مسکن خریده باشد و امروز بخواهد آن را بفروشد سود حاصل از هرسه تقریبا نزدیک به هم است.با توجه به اینکه در سال جاری ما بیشترین افزایش بازدهی را در بازار سکه و ارز داشتیم و همچنین در مسکن هم بازدهی مناسب بوده اما با بازار سکه و ارز و همچنین بورس فاصله دارد به نظر می رسد که سرمایه های کوچک به سمت بازار سرمایه یا بورس برود.بخصوص سراغ شرکت هایی که کالاهایی صادراتی دارد اما بازار دوم بعنوان بازار هدف یا پناهگاه این نقدینگی می تواند مسکن در کلان شهر ها باشد.البته به جز تهران،چون رشد مسکن تهران شهریور گذشته نسبت به شهریور سال جاری تقریبا بیش از ۷۰ درصد بوده و بنظر می رسد که دیگر بیش از این کشش نداشته باشد اما در بقیه کلان شهر ها زمین و مسکن قدرت جذب این نقدینگی را دارد،بنابراین هم پناهگاه این نقدینگی که از بازار ارز و سکه خارج می شود، می تواند بازار بورس باشد و هم می تواند زمین و مسکن در سایر شهرستان ها باشد.

دولت و حاکمیت برای کنترل این نقدینگی باید چه ساز و کاری را در نظر بگیرد و چگونه مدیریت کند؟

دولت باید کاری کند که این پول به سمت بخش واقعی اقتصاد برود،یعنی اگر دولت بتواند این هزاران بنگاه های اقتصادی که در حدود ۱۰۰۰ شهرصنعتی یا نواحی صنعتی که در کشور وجود دارد،اگر دولت ساز و کار کسب و کار را مناسب کند که نقدینگی به سمت بخش واقعی اقتصاد برود حتما هم منجر به کاهش نرخ بیکاری می شود و هم منجر به افزایش تولید می شود و هم می تواند در بازدهی پول اثر گذار باشد.بنابراین طبیعی است که اولین وظیفه دولت این است کاری کند که این پول به سمت بخش واقعی اقتصاد برود.کار دوم همین کاری است که سران سه قوه در این جلسه شورای هماهنگی اقتصادی کشور انجام دادند و به بانک مرکزی اجازه دادند که عملیات بازار باز را انجام دهد.،مفهوم این اجازه و این جمله این است که بانک مرکزی بتواند با تعیین نرخ بهره و همچنین نرخ بهره بین بانکی به جذب این نقدینگی در بازار پول بپردازد.چون اگر این پول در بازار پول جذب بشود طبیعتا به شکل تجمیعی می تواند در اختیار بنگاه های بزرگ اقتصادی قرار گیرد و باز می تواند تقویت کننده بخش واقعی اقتصاد شود.

ما یک اقتصاد سوداگرانه داریم و نشانه های آن هم همین تلاطم های چند دهه ای و تلاطم های گاه و بیگاه است.برای اینکه این اقتصاد را از سوداگری مصون کنیم چه باید انجام دهیم؟

واقعیت مطلب این است که اقتصاد یک مجموعه ای از سیاست های پولی،مالی، ارزی و مالیاتی است و نمی توان مشکل راحل کرد.مثلا بگوییم می خواهیم مشکل تورم را حل کنیم و یا فقط به فکر رونق باشیم و یا فقط به فکر کاهش نرخ بیکاری باشیم،لذا اقتصاد یک مجموعه ای از متغیر های کلان است و برای اینکه متغیر های کلان به سمت شاخص های مطلوب هدایت شوند، نیاز به یک برنامه‌ریزی کوتاه مدت،میان مدت و بلند مدت دارد.امروز که اقتصاد ما هم تحت تاثیر تحریم های یک جانبه آمریکا قرار گرفته و از طرف دیگر بخاطر تورم انباشته شده سال ۹۲ تا۹۶ با جهش نرخ ارزی مواجه شدیم و همچنین از یک سمت دیگر این نقدینگی ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومانی را داریم، طبیعتا با یک فرمول نمی توان به سراغ حل شاخص های کلان اقتصاد رفت اما یک نقطه واقعیت دارد و آن اینکه اگر دولت ساز و کاری را اتخاذ کند که بخش تولیدی کشور تقویت شود ،حالا یا با تسهیلات ارزان قیمت تقویت شود و یا با باز گذاشتن دست بخش خصوصی و اینکه دولت به تقویت بخش خصوصی بپردازد.دولت اگر ساز و کار تولید را برای بخش خصوصی فراهم کند، این می تواند یک گام بلند برای اصلاح شاخص های اقتصادی باشد . از طرف دیگر ما امروز در اقتصاد ایران هم بانک های بد داریم و هم بنگاه های بد،منظور از بانک ها بد بانک هایی هستند که تراز نامه شان منفی است  و بدهی انباشته شده دارند ،اگر زیان شان بررسی شود شاید بیش از ۵۰ در صد سرمایه ثبت شده آنها باشد .دولت باید تلاش کند بانک های بد را از بازار پول خارج کند و اینکار کار بانک مرکزی است . از طرف دیگر بنگاه های بزرگ اقتصادی که تسهیلات کلان گرفته اند اما کالای مطلوب تولید نمی کنند و شبهه دولتی هستند ،دولت باید تکلیف اینها را روشن کند .اینها گام های اولی است که دولت باید بردارد اما طبیعی است که برای اصلاح ساختار اقتصاد ایران یک برنامه میان مدت می خواهد که یک اجماع روی آن باشد.