آرمان شرق-جواد مرشدی:چند ماهی از شروع نوسانات بازار ارز گذشت،نوسانی که با گام های آهسته سربالایی قیمت را پیمود و وپس از سپری کردن سال ۹۶ با اعلام سیاست تک نرخی دولت قدم ها را تند تر کرد.طی چند هفته پیش هم که دیگر هیچ منطقی بر قیمت حاکم نبود و تا مرز ۱۹۰۰۰ تومان پیش رفت.صرف نظر از سیاسی بودن این افزایش قیمت گویی علاوه بر عامل بیرونی گزاره های داخلی هم در این نابسامانی دخیل بودند،عواملی که هنوز هم کاهش قیمت را باور ندارند و در پی جو سازی برای فروشندگان دلار هستند و آدرس غلط می دهند.حالا که بحث فروش پیش آمده این دلار های خانگی هستند که حرف اول را می زنند،گویی سود بازار ارز در این مدت چنان شیرین بوده که هر که با اندکی پولی هم وارد این سوداگری شده،پیر و جان و زن و مرد هم ندارد،در صف فروش همه را می بینی اما چه شد که ارزان شد.از سوی دیگر رئیس جمهور و برخی دولتی ها هم از ثبات بازار ارز می گویند و اعتماد سازی را سر لوحه کرده اند.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر بهمن آرمان اقتصاددان به بررسی ریشه های گرانی و سپس ارزان شدن دلار پرداخته که در پی می آید.

مشخصا قیمت دلار بر اساس چه سیاست ها ،چه فشار ها ،چه کمبود و کاستی ها و چه گزاره های فرا وطنی دریک مدت کوتاه رشد ۵برابری داشت؟

آنچه که اتفاق افتاد غیرعادی بود،اصولا ساختاراقتصاد ما بسیار ضعیف است و تنش در روابط خارجی هم وجود دارد وسایه تحریم های جدید هم احساس می شود .آنچه که اتفاق افتاد امر معمولی تلقی نمی شود و پیشینه ای هم ندارد که نرخ برابری واحد پول یک کشوری در مدت کوتاهی به این میزان کاهش پیدا کند .بنابراین تصورمن شخصا بر این است که احتمالا فشاری بوده که بانک های سرمایه گذاری آمریکایی که ابزارهای مالی در دست سیاست مداران آمریکایی هست به کار گرفته اند. یعنی این چیزی که در ایران در موقعی که یک اتفاق ناگوار اقتصادی روی می دهد؛ می گویند که توطئه خارجی ها بوده .من هم بر این باور هستم که آنچه که در اقتصاد ایران اتفاق افتاد که ظرف مدت کوتاهی پول ایران ارزش خود را در برابر سایر ارز ها از دست داد، امر عادی نبود ،در شرایطی که حتی اقتصاد کشور در یک شرایط بحرانی قرار می گیرد ،فرضا مثل ونزوئلا یک چنین اتفاقی نمی افتد .ولی من شخصا به عنوان یک اقتصاد دان معتقد هستم که اگر سیاست را سیاه بگیریم و اقتصاد را سفید اینها نقاط خاکستری بسیاری با هم دارند .این اتفاقی که در ایران افتاد را من نشانه دخالت های بانک های سرمایه گذاری بزرگ می دانم که در بین ده بانک بزرگ سرمایه گذاری جهان که دارای گردش مالی بالای یک ونیم تریلون دلارهستند و اینها عملا نرخ برابری ارزها ،قیمت نفت ،قیمت طلا و فلزات و حتی کالاهای کشاورزی در بورس کالای شیکاگو را تعیین می کنند، در این مسئله به احتمال قوی دخالت داشتند .تصور من این است که غرب یا آمریکایی ها عمدتا به دنبال کسب امتیازهایی از ایران هستند، حال اینکه این امتیاز ها چه هستند؛ ما نمی دانیم .بنابراین آنچه که در ایران اتفاق افتاد (حالا توسط هر کسی و یا هر نهادی بوده )یک امر غیر تثبیتی بود و یک فضای ناامنی به وجود آمد که در نهایت مردم را وادار کرد به اینکه خودشان را از ریال دور کنند و این ریال را به کالایی که دارای ریسک کمتری است، تبدیل کنند.مثلا ما شاهد بودیم که در بورس کالا ،علیرغم اینکه مصرف ورق فولادی شدیدا کاهش پیدا کرده (بخاطر اینکه ورق فولادی در تولید خودرو و لوازم خانگی و لوله های برق و آب و گاز و بسیاری از چیز های دیگر تاثیر دارد و از آن استفاده می شود) وقتی تمام آمارها نشان دهنده کاهش شدید تولید خودرو ،لوازم خانگی و امثالهم هستند و لی ما می بینیم که قیمت ورق فولادی فرضا در بورس کالا بالا می رود ،این نه بخاطراین است که تقاضا برای آن بالا رفته بلکه به این خاطر است که عده ای که دارای منافع مالی هستند؛ ترجیح می دهند در شرایط فعلی به جای نگه داشتن ریال چیز دیگری را نگه دارند .حالا این می تواند ملک باشد ،می تواند ارز باشد و می تواند طلا و یا هر چیز دیگری باشد که بتواند در برابر کاهش ارزش پول ملی مقاومت کند .به هر حال من این مسئله را متاثر از عوامل بیرونی می بینم که در اصل می خواستند به دولت یا حاکمیت ایران این اخطار را بدهند که اگر اینکه شرایط ما را نپذیرفتید ما حتی قادر هستیم فرضا قیمت هر دلار را درایران تا ۴۰ هزار تومان هم برسانیم .این اتفاق ها می افتد یعنی همین الان هم اروپایی ها به آمریکایی ها اعتراض می کنند که وضع اقتصادی در محدوده اتحادیه اروپا خوب نیست ولی به عکس وضع اقتصادی در آمریکا خیلی خوب است .نرخ بیکاری شدیدا کاهش پیدا کرده ،تورم پایین است ،رشد اقتصادی بالا و در نتیجه طبق مبانی علم اقتصاد بایستی دلار افزایش ارزش پیدا کند، ولی خود آمریکایی ها نمی خواهند که چنین اتفاقی بیافتد ،بخاطر اینکه این امر به معنای این است که واردات ارزان تر تمام شود ،تولید داخل مقرون به صرفه نباشد، این در تضاد است با سیاست هایی که خود آقای ترامپ در کمپین تحقیقاتی خود عنوان می کرد .او می گفت اول آمریکا و به همین خاطر هم می بینیم که روی بسیاری از محصولات تعرفه گذاشته است .

حالا که قیمت دلار به یکباره سقوط شدید پیدا کرد ،این کاهش نرخ را بر اساس کدام شاخص ها و سیاست ها می دانید؟

همانطور که توضیح دادم آن افزایش قیمت در این حد طبق مبانی علم اقتصاد (من نه رمال هستم و نه پیشگو و نه علم غیب دارم ) ولی آنچه که اتفاق افتاد یک جریان کاملا سیاسی بود و فشارهایی بود که از بیرون می خواستند به حاکمیت وارد کنند .وگرنه در حالت عادی قیمت دلار فرضا در حد ۱۲ تا ۱۴ هزار تومان به نغع ایران است .آن قیمتی که قبلا وجود داشت غیر واقعی بود ،یعنی دلار ۳۸۰۰ تومان یا دلار آقای جهانگیری که ۴۲۰۰ تومان اعلام کردند آن از بنیان اشکال داشت و نشان دهنده شاخص های کلان ایران نبود و هم در برگیرنده تحریم هایی که وجود دارد و احتمال تشدید آنها وبنابراین بازگشت نرخ دلار در حد فاصل بین ۱۲ تا ۱۴ هزار تومان برای اقتصاد ایران خیلی هم مفید است ،بخاطر آن نرخی که قبلا وجود داشت واردات هرنوع کالایی به ایران را توجیه پذیر می کرد و تولید هر کالایی در ایران را عملا غیر اقتصادی می کرد .بطوریکه مردم ترجیح می دادند که پوشاک ترکیه ای بخرند ؛برای اینکه نرخ برابری ریال در حدی بود که اینکار را مقرون به صرفه می کرد ،یا فرضا یک آموزگار که از قشر اسیب پذیر است و دارای درآمد اندک بتواند تعطیلات خودش را در ترکیه ،تایلند و یا در جاهای دیگر بگذراند.خوب طبیعی است که این منطقی نیست و نشان دهنده واقعیت های اقتصاد ایران نبود ،یعنی قیمت دلار در همان زمانی که آقای جهانگیری دلار ۴۲۰۰ تومانی را امضا کردند، طیق بر آوردهای ما اقتصاد دان ها چیزی حدود ۶۰۰۰ تومان باید می بود و اگر این رقم را که هم کارشناسان اقتصادی و هم نمایندگان مجلس در نطق های پیش از دستور خود بارها گفتند عملی می شد شاید ما شاهد چنین جهشی در افزایش قیمت ارز های خارجی در ایران نبودیم .ولی به هر حال نگه داشتن نرخ برابری ریال در مقابل سایر ارز ها در سطح بالای ۱۰ هزار تومان هم منعکس کننده واقعیت های اقتصاد ایران است و هم اینکه به نفع اقتصاد ملی است .بخاطر اینکه با این پایین نگه داشتن نرخ ارز تولید هیچ کالایی در ایران نمی توانست اقتصادی باشد و لی در عین حال یک اقدامی بایستی دولت انجام دهد و آن این است که بایستی ریشه وابستگی ایران به درآمد های نفتی را بخشکاند .اینکه ما برویم نفت بفروشیم و با آن روغن نباتی و ذرت وارد کنیم و سومین کشور وارد کننده جو در جهان بشویم و بیشترین میزان واردات ما  رادر سال ۹۶ قطعات منفصله خودرو و بعد از آن بنزین و بعد روغن خام نباتی و کنجاله و ذرت و اینجور چیز ها تشکیل دهند ،ریشه این بایستی خشکانده شود و دولت و یا نظام بایستی شرمنده این واقعیت باشد که بعد از ۴۰ سال هنوز ما اقلام اساسی مورد نیاز جامعه مان وارداتی است .یعنی حتی پوشک ،بطوری که در همین کانال های تلگرامی عنوان می شد که ما مثل کره شمالی موشک داریم ولی پوشک نداریم .این مسئله پوشک قابل تعمیم به مسائل دیگر هم هست ،رسانه ملی ما می آید عنوان می کند که این تعداد کانتینر با این مقدار لاستیک کامیون وارد کشور شده است ولی کسی نیست بیاید بپرسد آیا ۴۰ سال کافی نبوده که شما یک کارخانه لاستیک کامیون در کشور بسازید .چقدر هزینه اش می شد،۲۰۰ میلیون دلار نه ۵۰۰ میلیون دلار.همان پایین نگه داشتن نرخ دلار در بازار داخلی باعث شده بود که واردات مقرون به صرفه تر باشد .من خودم زمانی که در نشست هایی در سازمان برنامه و بودجه شرکت می کردم؛ گفتم این قیمتی که ما داریم به کشاورزان می دهیم تا از آنها گندم بخریم اگر از خارج بخریم؛ بهتر است .گفتند قبول ولی با چه نرخی ؟با یک نرخ مصنوعی که خودتان درست کرده اید .شما می گویید هر تن گندم ۳۰۰ دلار ضرب دلار ۱۰۰۰ تومانی می شود انقدر ریال ،ولی آیا آن ۱۰۰۰ تومان برای هر دلار واقعی بوده و با مستمسک قراردادن یک چنین قضیه ای هم قاچاق را توجیه پذیر کردند و هم واردات را و هم تولید هر کالایی را در داخل کشور سرکوب کردند.بنابراین آنچه که اتفاق افتاده بر خلاف آن چیزی که مردم تصورمی کنند در راستای منافع آنهاست نه در راستای زیان هایی که به آنها از این طریق دارد؛ وارد می شود .بله این اقتصاد کشور نیازمند یک شوک درمانی است در اینکه قیمت بنزین طبیعی شود ،نمی شود که قیمت یک لیتر گازوئیل ۳۰۰ تومان باشد  آن طرف مرز ۵۰۰۰ تومان ،قیمت یک لیتر بنزین در ایران ۱۰۰۰ تومان باشد آن طرف مرز ۵۰۰۰ تومان .اینها چیز هایی است که با هم نمی خواند،بنابراین این تغییر نرخ برابری ریال تا حدود زیادی به نفع کشور ماست  نه به ضرر مردم .بله در کوتاه مدت مردم قدرت خرید خودشان را از دست می دهند، ولی اگر دولت سیاست های تقویت طرف عرضه و بخش تولید را در برنامه خودش بگذارد و نرود بگوید که من رفتم آنقدر لاستیک وارد کردم و یا این مقدار خوراک دام وارد کردم ،اینها که مشکلی را حل نمی کند.ولی در این فاصله دولت بایستی سرمایه گذاری را تشویق کند ،یعنی ارز با قیمت پایین برای سرمایه گذاری های جدید تولیدی اختصاص دهد . ارز برای هر مصرفی که باشد بایستی بر اساس مکانیزم بازار باشد ،یک بیمار را تا ابد نمی شود زیر چادر اکسیژن نگه داشت ،این چادر یک روزی برداشته می شود .متاسفانه دولت و رسانه های ما کماکان دارند تلاش می کنند که این چادر اکسیژن همچنان روی سر این اقتصاد بیمار ایران باقی بماند .

با توجه به تحریم هایی که بناست درآبان ماه انجام شود؛ می شود بگوییم این تلاطمی که الان در بازار رخ داد یک تست روانی بود ،همانطور که آقای روحانی هم گفتند آمریکا دیگر چیزی برای اجرا در آبان ماه ندارد و بازار ارز ما به یک ثباتی رسیده و دیگر شاهد تلاطم جدیدی نخواهیم بود؟

نه،مطلب آقای روحانی را تاید نمی کنم .بخاطر اینکه اگر من هم جای ایشان بودم همین را می گفتم ،بخاطر اینکه ایشان وظیفه دارند، فضا را امیدوار کننده نشان دهند .ولی اینکه از آبان ماه تحریم جدیدی در کار نخواهد بود یک مسئله غیر منطقی است .ضمن اینکه این صحبت هایی که در رابطه با اتحادیه اروپا و ایجاد یک کانال جدید برای مروادات مالی با ایران باز کنند هیچ کسی در جهان نه قبول دارد ونه می پذیرد و نه امکان پذیر است . بنابراین اقتصاد ایران در شرایط خوبی نیست و شرایط رو به بدتر شدن است و تحریم ها ممکن است حتی تشدید هم بشود و در نهایت وضع فعلی وضع ناپایداری از نظر من تلقی می شود و نمی تواند دوام پیدا کند.به عکس کاهش نرخ برابری ریال در مقابل سایر ارز ها یک فرصتی را برای ما به وجود آورده که در درون اقتصاد خودمان یک خانه تکانی انجام دهیم.