آرمان شرق-شایان مظاهری:بعداز استیضاح های نیمه دوم تابستان هنوز دو وزارت خانه کار و اقتصاد که از مهمترین ارکان اقتصادی کشور هستند، بدون وزیر روزگار می گذرانند و برخی هم مسبب گرانی های اخیر را نبود راس هرم در وزارت اقتصاد می دانند و بی برنامگی این وزارتخانه.حالا مجلسی ها که برای استیضاح گوی سبقت را از هم می ربودند دست بکار شده اند و برای انتخاب وزیر لابی گری می کنند ،گویی فراموش کرده اند که بعد از معرفی وزیر مربوطه توسط رئیس جمهور به کمیسیون مربوطه و استماع برنامه ها آنها فقط وظیفه دارند تا در صحن علنی رای اعتماد و یا خلاف آن را بدهند .صرف نظر از اینکه دو وزارتخانه کلیدی و حساس هنوز وزیری ندارند اما اینکه دولت باید بر اساس چه رویکردی گزینه های اصلح را معرفی کند یکی از دغدغه های کارشناسان شده است ،امری که برای رسیدن به آن قوای دیگر نیز باید بر اساس فاکتورهای مربوط در آن ایفای نقش کنند .آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر ابراهیم نکو نماینده سابق مجلس به نحوه انتخاب وزرا پرداخته که در پی می آید.

اخیرا صحبت هایی مطرح شده در خصوص اینکه بناست آقای شاپور محمدی وزارت اقتصاد، آقای کرباسیان وزارت صنعت وآقای شریعتمداری هم وزارت کار را بر عهده گیرند.به نظر شما رویکرد دولت در انتخاب وزرا باید چگونه باشد؟

بحث اینکه آقای شاپورمحمدی بعنوان وزیر اقتصاد معرفی شوند، شاید با این رویکرد باشد که چون ایشان در بازار سرمایه موفقیتی داشته در نهایت ایشان را انتخاب کنند، ولی بایستی قبول کنیم که بازار سرمایه تابع شرایطی است که آن شرایط خاص ایجاب می کند که گاهی ما رشد در بازار سرمایه داشته باشیم و گاهی هم افت.یعنی اینکه بعید می دانم نیت خاصی در آن وجود داشته باشد و برآمده از تصمیمات مدیریتی در این حوزه باشد،یعنی بازار سرمایه را ما بر اساس معیار های علمی و قاعده اقتصادی شناخته شده متاسفانه مدیریت نمی کنیم.فکر می کنم درست است که ایشان در بورس توفیقاتی داشته ولی بعید می دانم ایشان بتواند تحول قابل ملاحظه ای را در حوزه اقتصادی به وجود بیاورد، کما اینکه کرباسیان و دیگران هم نتوانستند.اینکه هر کس دیگری بیاید با این ضعف هایی که تیم اقتصادی دولت دارد، من بعید می دانم بتواند تحول قابل ملاحظه ای را به وجود بیاورد.ولی من فکر می کنم این شاخصه ها را باید رئیس جمهور برای معرفی وزرا در دستور کار خود قرار دهد،یکی اینکه به هر حال کار بلد باشد،وزیری باشد که تحت تاثیر جو روانی جامعه یا تحت تاثیر فشارهای بیرونی قرار نگیرد.تصمیماتش منطبق با دستورات واقع بینانه باشد و اینکه بتواند برای مقاطع خاص و مختلف برنامه های متفاوت داشته باشد و اینگونه نباشد که چنانچه یک شبه مجلس یک تصمیمی را بگیرد و با فشار های عدیده وزیر را وادار به اجرای آن کند، مثل همان بحث ارز ۴۲۰۰ تومانی که مجلس تصمیم گرفت و یک شبه هم دولت تابع آن تصمیمات مجلس یک دستوراتی را صادر کرد و مصیبتهای آن را هم که شاهد هستیم.فلذا یک تیمی که مدیریت علمی تر و به دور از تحت تاثیر قرار گرفتن و اینکه به مشکلات حوزه اقتصادی آگاهی کامل داشته باشد باید برگزیده شود.البته بیشتر منظور من وزیر اقتصاد است.ضمن اینکه از جامعه و مردم شناخت کامل و جامعی داشته باشد و تصمیماتی که می گیرد منطبق بر تقاضا و نیاز های جامعه باشد.اگر بناست تصمیمی در نرخ حامل های انرژی گرفته شود و بتواند قسمتی از معضلات و بودجه و کاستی های دولت را حل کند، بتواند با شهامت و به منظور حل مشکلات بجا مانده از دولت قبلی و دولت فعلی که قانون مجلس در مورد حامل های انرژی و تغییر در قانون هدف‌مندی که مجلس دولت را ملزم کرده بود؛ انجام دهد و دولت تصمیماتی که مجلس برایش گذاشته را عمل کند ،اینها را باید در دستور کار خود قرار دهد.سوم هم اینکه با توجه به تحریم هایی که وجود دارد و قابل کتمان هم نیست و هر روز هم بر ابعاد آن اضافه می شود، بتواند با توجه و رویکرد حمایت از تولیدات داخلی با بسته های حمایتی به منظور افزایش صادرات به کشور هایی که آسیب کمتری از آنها می بینیم در دستور کار قرار دهد و یکی هم کنترل واردات بی رویه است که به تولیدات داخلی صدماتی را وارد می کند، باید وزیر اقتصاد بعنوان نبض تپنده دولت در حل مشکلات معیشتی مردم بتواند به عنوان شاخص های در دستور کار قرار دهد.کما ینکه برای و رای بعدی هم همینطور است.

به نظر می رسد الان مجلسی ها دارند لابی گری می کنند،تاثیر نمایندگان در این وضعیت برای انتخاب وزیر چگونه است؟

متاسفانه رویه ای که در مجلس در پیش گرفته شده معمولا وزرای پیشنهادی را برخی رایزنی می کنند و جمعی از دوستان نماینده سعی می کنند، وزیری را دیکته کنند،البته مسلما دولت باید در اینجا تحت تاثیر اتفاقاتی که در مجلس می تواند؛ رخ دهد نباشد،بلکه وزیری را معرفی کند که در معرفی برنامه های خودش رای را با منطق بیاورد.مسلما تعدادی گزینه که احتمالا دولت و در راس آن رئیس جمهور در نظر می گیرد، برای وزارت یک وزارتخانه قاعده بر این است که به کمیسیون ها تخصصی مجلس معرفی می کند که برنامه های خود را بگوید تا از این طریق بهترین تایید شود ولی به نظر من دولت باید خودش به این رسیده باشد که یکی از بهترین ها را خودش معرفی کند تا او را در کمیسیون های تخصصی حضور پیدا کند و برنامه های خودش را اعلام کند.دولت نباید تحت تاثیر فشار های بیرونی قرار گیرد، چون اگر تحت تاثیر قرار گیرد؛ مسلما گروه دیگری که نقشی در آن معرفی نداشتند در آینده می تواند برای دولت مشکل ساز باشد و می تواند سوالات و استیضاح در دستور کار نمایندگان قرار گیرد.

به نظرشما برای اینکه وزیر اقتصاد موفقی داشته باشیم نیازمند رعایت چه فاکتورهایی هستیم و قوای مختلف باید هر کدام چه نقشی ایفا کنند؟

اولا بزرگترین اشتباه نمایندگان مجلس این بود که وزارتخانه مهمی مثل وزارت اقتصاد را بدون وزیر گذاشتند و این به نوعی یک لطمه ای بود که طی ان مشکلات حادث در جامعه را ما شاهد هستیم و از زمانی وزیر برکنار شده ما مشکلات را نه تنها حل شده نمی بینیم بلکه به شدت و هر روز به آن افزوده می شود و مسلما بایستی منتظر باشیم و ببینیم حالا وزیر جدید چه برنامه هایی خواهد داشت اما به نظر من وزیر اقتصاد باید با تمامی وزارتخانه های دیگر بتواند در تعامل تنگاتنگ باشد،چون وزارت اقتصاد فقط و فقط متکی به خودش نیست و با سایر وزراتخانه ها هم باید مدام در ارتباط تنگاتنگ بوده و جلسات متعددی با آنها داشته باشد .مجلس را هم نباید فراموش کنیم چون مجلس به هر حال به خاطر نزدیکی به انتخابات سعی خواهد کرد که در حوزه کاری خودش یک رفتاری را بجای گذارد ک مردم از آن رضایتمندی داشته باشند .نکته مهم دیگر اینکه وزیر اقتصاد باید  برای تصویب قوانین با نمایندگان مدام در ارتباط باشد تا بتواند در چند حوزه مثل کنترل نقدینگی و سرو سامان دادن به بازار ارز ،بحث آمادگی برای جنگ اقتصادی بیشتر با رویکرد پیروزی با توجه به توانمندی های داخلی و با یک سلسله تغییرات در حوزه مدیریت اقتصادی تحت امر خودش و با نگاه به کشور هایی که می توانند با ما تعامل اقتصادی داشته باشند، بتواند برنامه ریزی کند که بتواند از این وضعیت فشارهای بیرونی و فشارهای اقتصادی که امریکا در دستور کار خود قرارداده پیروز مندانه بیرون بیاید وگرنه اگر با برنامه های قدیمی ادامه فعالیت دهد به نظر من توفیق چندانی را شاهد نخواهیم بود .