آرمان شرق-جواد مرشدی:همین چند روز پیش بودکه ترامپ در مقام رئیس جمهور برای اولین بار ریاست شورای امنیت را بر عهده گرفت ,اوکه از قبل خط و نشان هایی برای ایران در جلسه این شورا کشیده بود هرگز فکر نمی کرد حتی با شرکت نکردن ایران نیز دُول اروپایی طرف ایران را بگیرند و در مقابل زیاده خواهی های آمریکا قد علم کنند .اگر چه طی این سال ها همواره اروپایی ها سیاسی عمل کردند و به لحاظ اقتصادی از پس آمریکا برنیامدند و نتوانستد کمک شایانی به جمهوری اسلامی کنند اما گویی اینبار عزم را جزم کرده و برای از دست ندادن بازار  دو سر سود ایران تدبیری کرده اند .تدبیری که هفته گذشته در قالب نشست ۴+۱ در بیخ گوش ترامپ منجر به صدوربیانیه شد ،بیانیه ای از جنس همکاری آن هم از نوع اقتصادی.اینکه چرا ایران در جلسه شورای امنیت شرکت نکرد و چه شد که اروپایی ها طرف ایران را گرفتند سوالی بود که آرمان شرق در گفت و گو با سید جلال ساداتیان کاردار سابق ایران در انگلستان مطرح کرد.

نشست شورای امنیت برگزار شد و علیرغم شرکت ایران کشورهایی نظیر چین ،روسیه و بولیوی و لهستان و اینها از ما دفاع کردند.این صحبت هایی که در قالب دفاع از ایران بیان شد نشانگر چه چیزی است؟

شورای امنیت یکی از بازوهای سازمان ملل است برای اجرای منویاتی که به آن می رسد،در شورای امنیت اگر حس شود که کشوری و یا جایی و یا گروهی مخل مبانی امنیت دنیا هستند با آنها تقابل می کنند ،در منشور ملل  متحد اصل هفتم توضیح داده که اگر کشوری دست به این موارد زد چگونه او را به اصطلاح بنده به راه راست هدایت کنند .راه راست آن چیست ،این است که فشار اقتصادی به وی بیاورند و تحریم هایی را بر او تحمیل کنند و نهایتا اگر نشد، همه کشور ها موظفند با او از طریق جنگ مشارکت داشته باشند تا او را هدایت کنند.در خصوص ایران جو و شرایطی که فراهم شده بود در دوره احمدی نژاد به آنجا منجر شد که مجموع این کشور ها حتی کسانی که ما فکر می کردیم به همراه ایران هستند مثل چین و روسیه مشارکت کردند در وضع قطعنامه ها و چند قطعنامه علیه ایران به تصویب رسید و آن تحریم های بین المللی بر ایران بار شد و وزن پیدا کرد.البته قبل تر هم کشورهای اروپایی و آمریکا بنا به دلایلی مثل حقوق بشر و حمایت از تروریسم و اینها تحریم هایی علیه ما داشتند، ولی من بیشتر دارم راجع به شورای امنیت و سازمان ملل صحبت می کنم.شورای امنیت آنچه را که تصویب می کند نوعا اجرایی نیست ،البته گاهی اوقات مصوباتی هم دارد که به عنوان ایجاد جو سیاسی و یا فشار می توان از آنها یاد کرد ولی نوعا به سمت اجرایی حرکت می کند.همین سازمان ملل و همین شورای امنیت در یک مقاطعی از تاریخ دیده و شنیده شده که نسبت به یک جریان خاص و یک کشور خاص تمایلات ویژه ای از خود نشان داده اند و قطعنامه های مناسبی را در این زمینه نداشته اند . البته فرض بر این است که همه آنچه که اینها به دنبال آن هستند، فی الواقع به دنبال تعمیم صلح و اجرای عدالت است و در این جهت است که جلوی ناامنی ها را بگیرند و دنیا را به سمت امنیت پیش برند،این فرضی است که منشور سازمان ملل متحد ،خود سازمال ملل متحد و یکی از بازوهای اجرایی او در جهت حفظ امنیت جهانی دارد به سمت آن حرکت می کند (ما با این فرض داریم صحبت می کنیم )که به هر صورت اینها تمام تلاش شان را بکار بردند ،در خصوص ایران هم همین اتفاق افتاد .منتهی در دوره ترامپ یک واقعه عجیبی که دارد اتفاق می افتد این است که رسما و علنی آقای ترامپ اعلام می کند که پایبند به این قضایا نیست و منافع آمریکا برایش اهمیت دارد و به تنهایی به اتکاءقدرت سیاسی ،نظامی و اقتصادی اش  به دنبال این است که چیز هایی را به دنیا دیکته کند و خیلی از کشور ها هم می گویند چون او کدخدای عالم است باید تمکین کرد و قبول کرد.ایران این امر را نپذیرفته و تمکین نکرده و کاملا مقابله کرده و حرف هایش را هم زده ،کمتر کشوری مثل ایران می تواند این تقابل را با امریکا انجام دهد و به همین دلیل آمریکای ترامپ خیلی برایش گران تمام شده که نتواند آنچه را که آقای ترامپ اراده کرده است،بر ایران تحمیل کند.آقای ترامپ هم البته آنچه که اراده کرده نوعا ساخته و پرداخته فشار صهیونیستی و لابی اسراییل و بخصوص شخص نتانیاهوست که به این سمت و سو میل پیدا کرده، یعنی کاملا مشخص است که شخصی ،فردی و یک گروه خاص و کوچک هستند که تحت تاثیر لابی صهیونیستی این تند ترین مواضع را دارند تصمیم گیری و اتخاذ می کنند.

به نظر شما ایا اروپایی ها در برابر تهدیدات ترامپ می توانند به پای ایران بایستند یا خیر؟

به اعقاد من اروپا از حد انتظار بالاتر ایستاده ،یعنی درست است همه می گویند که مواضع اروپا سیاسی است و تا کنون از بعد اقتصادی حریف امریکا نبوده و نتوانسته در این جهت کمکی به ایران کند ولی به اعتقاد من تصمصمی که بخصوص دوشنبه گذشته در مقر سازمان ملل، بین ۴+۱ اتفاق افتاد و بیاینه راه حل اقتصادی را صادر کردند .از این بیاینه این تعبیر را می توانیم کنیم که بیخ گوش ترامپ و رو در روی او و چهره در چهره او اروپایی ها موضع گیری کردند ،موضع گیری اقتصادی هم کردند ،اینکه ما باید یک راه حل عملیاتی را پیداکنیم که با ایران بتوانیم کار کنیم و ایران بتواند از مواهب برجام بخصوص در بعد اقتصادی و تجاری برخوردار شود.اینها یعنی چه ؟اینها یعنی دهن کجی کامل به آقای ترامپ و فشاری که بر او دارند وارد می کنند و این بی سابقه است .یعنی بعد از جنگ دوم جهانی به این شکل نداشته ایم ،من فکر میکنم دیگر از این قوی تر اینها نمی توانستند بیایند ضمن اینکه دارند راه حل پیدا می کنند .راه حلی که بتوانند کار اقتصادی و تجاری و روابط خاص خودشان را با ایران داشته باشند ،البته حتما تاکید می کنم که تابع منافع خودشان هستند .

اینجا این بحث پیش می اید که آیا ما می توانیم این سیاست را متوازن کنیم که علاوه بر اینکه با آمریکا رابطه داشته باشند در حفظ برجام هم کوشا باشند و با ما هم داد وستد و مراوده داشته باشند؟

در کشورهای اروپایی باید بُعد حکومتی و حاکمیتی آنها را با شرکت های چند ملیتی، مورد توجه قرار داد،بخاطر اینکه در فرآیند جهانی شدن و در فرایند جهان ژئواکونومی که از پدیده هایی است که در اواخر بیستم و اوایل قرن ۲۱ این روند شدت پیدا کرد ، در گذشته هم شرکت های چند ملیتی بعد از پایان جنگ دوم جهانی و شکل گیری سازمان ملل و همکاری هایی که امریکا یی ها در بازسازی اروپا شروع کردند، این چنین شرکت هایی شکل گرفت، ولی بخصوص از اواخر قرن بیستم و اوایل قرن ۲۱ می توانیم بگوییم که این شرکت های چند ملیتی بزرگ خودشان فی النفسه قدرت بازیگری در صحنه بین الملل پیدا کردند که بعضا از خود دولت های خاستگاه آنها فراتر بود .مثلا یک شرکتی که از آلمان شروع شده بود و رفت بین المللی شد و یا شرکتی که از فرانسه شروع شده بود و بین المللی شد و غیره و حتی شرکت های خود آمریکایی که آمدند و با اروپایی ها فعالیت ها و همکاری هایی داشتند .اینها دیگر خیلی در قالب خود دولت ها نمی گنجند،اینها خودشان هستند که تصمیم می گیرند و تابع منافع خاص خودشان هستند و تا اینجا که سر و صدای ترامپ درآمد، آنها هم اعلام کردند که از ایران خارج می شوند و توتال وشرکت های اینچنینی از ایران خارج شدند،در نتیجه اگر اینها را ما یک مقدار استثناءکنیم، حجم کار اقتصادی که شرکت های کوچک و متوسط می توانند، انجام دهند محدودتر می شود .آنهایی که نگران تحریم هاو فشار های اقتصادی آمریکا نباشند و نگران جریمه هایی که امریکا مطرح کرده نباشند حتما حوز کاری شان محدود خواهد بود، ولی وضعیت ایران به گونه ای است که با همین ها هم می تواند به حیاط خودش ادامه دهد که البته فضای داخلی یک نکته دیگر است .ولی از جهت بین المللی اگر اینها همکاری های خودشان را با همین نحوی که اعلام کرده اند ادامه دهند می توانند مشکل ایران را حل کند و ایران نمی تواند روی پای خود بایستد و مسائل و مشکلاتش را حل و فصل کندفنه اینکه هیچ مشکلی نخواهد داشت ولی در حدی نخواهد بود که نتواند روی پای خود بایستد و به حیات خود ادامه دهد.

به نظر شما اصلا چرا ایران در نشست شورای امنیت شرکت نکرد؟

به نظرمن یک مقدار ملاحضات داخلی را کردند و دوم اینکه از زبان آقای مکرون و خانم ترزا می و در کل از زبان مجموعه اعضا شورا حرف های شان زده شد .یعنی فکر کردند اگر اینها بروند و حرف هایی ملایم بزنند این حرف های ملایم ممکن است انقدر تعیین کننده نقطه نظرات شان نباشد ،تند هم حرف بزنند بقیه را در مقابل خودشان و در کنار آقای ترامپ قرار دهند، ولی با اتفاقات رخ داده می توانیم بگوییم که ترامپ یک طرف قضیه قرار گرفت و بقیه اعضایی که صحبت کردند همه از ترامپ انتقاد کردند که چرا از برجام خارج شده و تاکید بر اینکه باید برجام به نوعی حفظ شود .شاید این ارزیابی را داشتند و شاید با تک تک این کشور ها صحبت هایشان را کرده بودند و حس این دست داده بود که از زبان اینها بهتر می توانند مقاصد قضیه را مطرح کنند.تندی ها ی ترامپ هم توسط دیگران پاسخ داده شد .

آیا این جلسه در آن قد و قواره ای که رسانه های آمریکایی آن را بزرگ نمایی کرده بودند انجام شد یاخیر؟

به اعتقاد من مجموعا تا اینجای قضیه ایران برنده بوده ،نه اینکه بخواهم جانب دارانه بگویم  ولی مجموعه آنچه که اتفاق افتاد حتما یک بخش آن ساخته و پرداخته طراحی هایی بود که ما دنبال کردیم ،دستگاه دیپلماسی ما دنبال کرد حالا یک بخشی هم ممکن است محاسباتی بود که اگر اینچنین می شد بهتر بود و یا اگر آنچنان می شد؛ بهتر بود، مورد تحلیل قرار گیرد، ولی خود من قبلش فکر می کردم خوب است ما در شورای امنیت شرکت کنیم اما وقتی نتایج  و صحبت ها را دیدم ,دیدم با این شرکت نکردن هم ما خیلی نباختیم بلکه جو و شرایط به گونه ای شد که آمریکا یک طرف قرار گرفت و بقیه طرف دیگر .در مجموع دستاورد های خوبی برای ایران حاصل شد ،حضور ایران در مجمع لازم بود و کار هایی که صورت دادند نتایج مثبتی را به نفع ایران حاصل کرد.